«حوادث اربعین» و مناظره علمی استادان و پژوهشگران تاریخ اسلام

مناظره علمی «حوادث اربعین» با حضور استادان و پژوهشگران تاریخ اسلام در قم برگزار شد. این مناظره بیست و نهمین نشست سیره پژوهی گروه تاریخ مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) است که با همکاری انجمن تاریخ پژوهان انجام شد.
به گزارش شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، در این نشست علمی حجت الاسلام و المسلمین محمدهادی یوسفی غروی(محقق، نویسنده و استاد تاریخ) به دفاع از نظریه رسیدن کاروان اسرای اهل بیت(ع) در اربعین سال 61 هجری به کربلا و ملاقات با جابر و نیز الحاق سر سیدالشهداء به مدفن امام حسین(ع) در این روز پرداخت. در مقابل، دکتر محمد الله اکبری(عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه و استاد تاریخ) از عدم امکان حضور اهل بیت(ع) در نخستین اربعین در کربلا دفاع کرد.
رویدادهای تاریخی در روز اربعین
دبیر علمی بیست و نهمین نشست سیره پژوهی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمیدرضا مطهری(عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی) در آغاز جلسه به تبیین مسئله پرداخت و دیدگاه های مطرح درباره ی حوادث تاریخی در روز اربعین را بیان نمود.
او موضوع اربعین را بحثی مفصل در کتب ادبی، روایی و تاریخی دانست؛ به عدد چهل و اربعین در فرهنگ شیعی اشاره کرد و دعا برای چهل مؤمن، چهل روز دعای عهد خواندن و مواردی نظیر آن اشاره کرد. سپس، بحث رویدادهای تاریخی در روز اربعین را یکی از مهمترین مباحث تاریخ اسلام برشمرد و اهمیت اربعین را نه به واسطه خود اربعین و روز اربعین، بلکه به دلیل اتفاقاتی دانست که در آن رخ داده است.
مطهری بازگشت اهل بیت(ع) از شام به کربلا، الحاق سر مطهر اباعبدالله الحسین(ع) به بدن مطهرشان در این روز به توسط امام سجاد(ع) و زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) توسط جابر بن عبدالله انصاری و ملاقات جابر با اهل بیت(ع) را مهمترین رخدادهای این روز معرفی کرد.
دبیر علمی مناظره «حوادث اربعین» سخنانش را با گزارشی از دیدگاه موافقان و مخالفان درخصوص موضوع زیارت اهل بیت(ع) در بیستم ماه صفر سال 61 هجری یا در اربعین سال 62 و یا در تاریخی دیگر پایان داد و گفت: «برخی معتقدند که اهل بیت(ع) در همان بیستم صفر سال 61 هجری به کربلا برگشتند و هنگام بازگشت به مدینه مسیر حرکتشان به سمت کربلا تغییر کرد و کربلا را زیارت کردند؛ و همانجا هم با جابر ملاقات کردند و بعد از آن به مدینه برگشتند. عده ای هم این را قبول ندارند و هر یک برای خود دلایل و مستنداتی را ارئه می دهند.»
مستبعدین استبعاد دارند نه مستند
حجت الاسلام و المسلمین استاد محمدهادی یوسفی غروی آغازگر مناظره بود و در آغاز سخنانش به نقد تعبیر دکتر حمیدرضا مطهری(دبیر علمی مناظره) پرداخت و بیان کرد: «برادر محترممان جناب آقای دکتر مطهری تعبیر کردند هرکدام مستنداتی دارند در صورتی که مستبعدین استبعاد دارند، نه اینکه مستند داشته باشند؛ احدی از نافین یا مشککین. آن هم نفی قطعی من ندیدم. حداکثر تشکیک و تردید است. و این تشکیک و تردید هم صرفاً مستند به استبعاد است، نه اینکه مستند به دلیل باشد. بله ممکن است گفته شود که در عباراتی که در این زمینه آمده بعضی از عبارات ممکن است، این طور بگویند که چون اینجا ذکر نشده اربعین، پس ظاهرش این است که اربعینی در کار نبوده و مستقیماً از شام به مدینه رفتند. مگر اینکه این را کسی مستند حساب کند. در غیر این صورت نص خاص و معینی در نفی وارد نشده است.»
چگونگی بازگشت اهل بیت(ع) به کربلا
نویسنده کتاب «موسوعة التاریخ الاسلامی» در ادامه سخنان عباراتی از جلد ششم کتابش را تحت عنوان «ردّهم إلى أوطانهم» محور بحث قرار داده و توضیح داد: نعمان بن بشیر انصاری پیش از ابن زیاد حاکم کوفه بود و چون در برخورد با شیعیان تساهل ورزید و سختگیری نکرد، از سوی یزید عزل شد. به جایش عبیدالله بن زیاد مأموریت یافت بر کوفه و بصره حکمرانی کند، همان طور که پدرش ابن زیاد از سوی معاویه پدر یزید مأموریت یافته بود بر بصره و کوفه امارت داشته باشد.
وی افزود: نعمان پس از برکناری از امارت کوفه، به شهر دمشق یعنی مرکز امویان رفت تا به لحاظ سیاسی، وابستگی و وفاداری اش را به حکومت اموی نشان دهد و یزید در گفتگوی با او گویی اقدام ابن زیاد را به رخ نعمان کشید و گفت: دیدی عبیدالله بن زیاد چه کرد؟ یعنی جاداشت که تو به جای ابن زیاد همین کار را می کردی تا ما ناچار نمی شدیم تو را عزل و ابن زیاد را نصب کنیم. نعمان کراهت معاویه از قتل امام حسین(ع) را مطرح کرد و یزید در پاسخ، دست به توجیه زد و اظهار داشت: آن کراهتی که تو نقل می کنی مربوط به قبل از خروج امام حسین(ع) است. و الّا اگر معاویه هم بود و امام حسین(ع) این گونه خروج می کرد به ناچار همین کار مرا می کرد.
یوسفی غروی ادامه داد: وقتی یزید بنا را بر تظاهر به پشیمانی از قتل امام حسین(ع) و بیزاری جستن از اقدام ابن زیاد گذاشت، طبق نقل خوارزمی، همسر یزید – هند بنت عامر بن کریز فهری قرشی- در همان جلسه عمومی اول وارد مجلس شد و پس از آگاهی از اقدام یزید و اطرافیانش سراسیمه و بدون حجاب درست وارد مجلس گردید و به اعتراض پرداخت، یزید برخاست، عبایش را بر سر هند انداخت و از اقدام ابن زیاد تبرّی جست و همانجا به هند دستور داد تا آنها را به داخل کاخ ببرد و به زنان بنی امیه، مروانیان، سفیانیان و متعلقین و متعلقاتشان دستور رسید که لباس حدّاد بپوشند. سپس، یزید با نعمان بن بشیر که بر سختگیری نکردن بر امام حسین(ع) شناخته شده بود، مشورت کرد و نعمان پاسخ داد: همان کاری را کن که اگر پیامبر زنده بود آن گونه می کرد. یزید به نعمان اختیار داد افرادی را برای همراهی و بازگرداندن اهل بیت(ع) به مدینه برگزیند و آنها را به مدینه برگرداند؛ و نعمان خود همراه با اهل بیت(ع) شد.
حجت الاسلام یوسفی غروی بر عبارت «و سَمِحَ لهم أن يحملوا معهم الرؤوس و لا سيما رأس الإمام عليه السّلام» تأکید کرد و نخستین گزارشگر این گزارش را تذکره الخواص دانست و ورودش به کتاب های «نفس المهموم» و «مقتل مقرم» را از این کتاب دانست.
او توضیح داد: بنابر این گزارش سرهای شهدا به ویژه سر امام حسین(ع) همراه با اهل بیت(ع) فرستاده شد. اما آیا سر مقدس امام حسین(ع) برای خاکسپاری به مدینه برده شده یا کربلا، پاسخ این است که بردن سر به مدینه اولویت عرفی نداشته است. حتی برخی از فقها فتوای قطعی می دهند که اگر عضوی از میت به خصوص اگر عضو استخوانداری باشد، مشتمل بر عضوی استخوانی و معلوم بشود متعلق به کدام میت و کدام قبر است، واجب است به آن قبر برگردانده بشود. بنابراین بردن سر به کربلا حتی اگر اولویت فقهی نداشته باشد، حداقل اولویت عرفی دارد.
یوسفی غروی گزارش تذکره الخواص را زمینه دیگری دانست بر اینکه قاعدتاً اگر اهل بیت(ع) مایل بودند به زیارت کربلا و امام حسین(ع) و این مطلب را اظهار می کردند نعمان بن بشیر هم مأموریت داشت انجام دهد و هم تصریح متن تاریخی است که خواسته شان را برآورده کند و ترجیح این است که یکی از حاجات طبیعی شان این باشد که به کربلا بروند و سر را آنجا دفن کرده، قبر را زیارت کنند و به شهر مدینه بازگردند.
یوسفی غروی به تعبیر رایج و مصطلح درباره الحاق سر امام حسین(ع) به جسد آن حضرت در روز اربعین انتقاد کرد و آن را عبارتی متداول و مشهور، اما بدون دلیل روشن دانست و افزود: آنچه از متون بدست می آید بردن سر به کربلا و دفن کردن آن است نه الحاق به بدن و جسد. ایشان منشاء این اشتباه را برداشت نادرست از لفظ «مَجسَم» در گزارش ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» دانست و افزود: «مَجسَم را برخی این گونه تصور کردند که مراد جِسمان است؛ فرق نگذاشتند بین جُسمانه تا مَجسَمه. مجسم را توجّه دارید که اسم مکان است. به قبر می گویند مَجسَم. ممکن است در قبر امام حسین(ع) حفری کرده باشند. ما دنبال نصوص هستیم. لازم نیست حتماً به جسد ملحق شده باشد. الحاق به جسد یک تعبیر عرفی متسامحی است. ما نص خاصی بر الحاق جسد نداریم، بیشتر از الحاق به قبر دلالت ندارد.» نویسنده کتاب «موسوعة التاریخ الاسلامی» ملاقات جابر با اهل بیت(ع) را در اربعین و در کربلا خبری تاریخی دانست که در منابع آمده است و نویسندگان متعددی همچون ابن نما و ابن طاوس آن را ذکر می کنند.
زیارت اربعین
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به زیارت اربعین و دو حدیث وارد شده در موضوع اشاره کرد. نخستین حدیث، حدیث صفوان بن مهران جمّال بود که امام صادق(ع) به صفوان امر به زیارت امام حسین(ع) و زیارت اربعین می کند؛ و دومین حدیث، حدیثی از امام عسکری(ع) است که زیارت اربعین را جزو نشانه های مؤمنین می شمارد و هر دو روایت در کتاب های «تهذیب» و «مصباح المتهجد» ذکر شده اند.
استبعاد در اربعین اول
یوسفی غروی در رابطه با استبعاد بیان شده خاطرنشان کرد: این استبعاد از زمان سید بن طاوس آغاز شده و پس از آن مرحوم نوری در خاتمه مستدرک به این موضوع اشاره کرده؛ سپس، طبقه شاگردان وی به خصوص مرحوم شیخ عباس قمی در «منتهی الامال» اشاره ای به این استبعاد نموده است. استبعاد بر این است که چگونه می شود راه شام تا کربلا را تا به روز اربعین پیموده باشند؟
او در ادامه افزود: آنهایی که احتمال می دهند حضور اهل بیت(ع) در اربعین سال 62 اتفاق افتاده است، باید استبعاد بسیار قویتری را پاسخ بگویند و جواب بدهند اهل بیت(ع) مدت زمان یکسال را در کجا گذرانده باشند؟ اقامت به این طولانی را نمی شود منابع و مصادر ذکر نکرده باشند، یعنی چیزی نیست که نادیده گرفته شود و هرجا بودند، لازم الذکر است.
دفع استبعاد از اربعین اول
حجت الاسلام یوسفی غروی برای دفع استبعاد از اربعین اول به تألیف مرحوم سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی ارجاع داد و گزارش داد: وی در کتابی که پیش از انقلاب، راجع به موضوع اربعین نوشته و تحت عنوان «تحقیق درباره اولین اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)» منتشر شده است، شانزده دلیل بر امکان حضور اهل بیت(ع) در نخستین اربعین در کربلا آورده است.
او افزود: عمده استدلال آقایان استبعاد است؛ این استبعاد با ادله امکان برطرف می شود و یکی از بارزترین این ادله امکان وقوعش است. وی در امکان وقوع توضیح داد: مرحوم سید محسن امین عاملی با کمک راه بلدهای بنی عقیل که یکی از قبایل منتشر در دمشق هستند، در مدت زمان نه روز، خود را از دمشق به کربلا رسانده و با شتر این مسیر را طی پیموده است.
اربعین در آیات و روایات متفاوت با اربعین در تاریخ
‎مترجم کتاب «القضا و القدر علی ضوء الکتاب و السنه و العقل» با اشاره به سخنان آغازین دبیر مناظره گفت: «این مطالب که اشاره شد اربعین هایی که در آیات و روایات آمده هیچ ارتباطی با این قضیه ندارد. غافل نباشیم که در واقع امروز ما مراسم اربعین را با همان عنوان که امام سجاد(ع) و امام صادق(ع) فرمودند و بنا بر روایت صفوان جمال انجام می دهیم؛ اگر بخواهیم از مقدرات سخن بگوییم، عالم دیگری است؛ اما آنچه که در ظاهر انجام گرفت، کار یزید است.اگر یزید زودتر اهل بیت(ع) را رها می کرد یا اگر دیرتر اهل بیت(ع) را رها می کرد به جای اربعین، ثلاثین و به جای اربعین، خمسین می شد. اربعین شدنش کار اختیاری امام معصوم بنابر اینکه امام زین العابدین(ع) آمده باشند، نیست. کاری است که در اثر اینکه اولین فرصتی که رها شدند، منتهی شد به اینکه روز اربعین به کربلا برسند.».
راه های ارتباطی کوفه به دمشق
دکتر محمد الله اکبری(عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه و استاد تاریخ)  با استفاده از نقشه های جغرافیایی به بررسی راه های مواصلاتی کوفه به دمشق پرداخت و سه راه را برای رفتن از کوفه به دمشق مفروض گرفت. وی یکی از این سه راه را، راه اصلی ارتباطی و شاه راه آن زمان معرفی کرد که تمامی مردم از آن طریق با رفتن به سمت شمال کوفه و گذر از حلب و حمص به دمشق می رسیدند. راه بعدی که راهی نزدیکتری می باشد، مسیری است که حضرت علی(ع) برای جنگ صفین رفته است. راه سوم هم راهی است که ابوموسی اشعری برای شرکت در جلسه حکمیت از آنجا عبور کرد.
دکتر الله اکبری تأکید کرد: خبر معتبر یا متواتری در این خصوص که کاروان اسرای کربلا از کدامین یک از راه های مذکور به شام رفته باشند، نداریم. اخبار موجود تکه هایی از مطلب را گفته اند و یا شواهد و قراینی هستند. به عنوان مثال: در حلب مشهدی به نام مشهد السقط وجود دارد که ظاهراً نخستین بار یاقوت حموی در قرن هفتم درباره آن نوشته و گزارش داده است که کاروان اهل بیت(ع) از اینجا عبور کرده و یکی از زنان کاروان که باردار بوده است، در این محل سقط جنین کرده است. در شهر بعلبک نیز ظاهراً جایی است که می گویند یکی از اهالی کاروان در آنجا فوت شده و همانجا دفن شده است.
این پژوهشگر جغرافیای تاریخی در توضیح مسیر مذکور افزود: «این راهی بوده که همه افراد می رفتند؛ حضرت علی(ع) نیز برای جنگ با معاویه از این مسیر رفتند. جنگهای بعدی: توابین از این مسیر رفتند تا بروند به شام با یزید بجنگند اگر راه نزدیکتری بود طبعا از آن راه می رفتند». وی شواهد دیگر همچون تردد قاصدان کوفه و دمشق از این مسیر و وجود قبر حجر در 25 کیلومتری شمال دمشق را شواهد و قراینی برای عبور کاروان اهل بیت(ع) از این مسیر دانست.
شیوه بررسی گزارش های تاریخی
دکتر محمد الله اکبری درباره چگونگی بررسی گزارش های اربعین و دیگر گزارش های تاریخی بیان کرد: در بررسی و نقد یک خبر تاریخی گاهی به متن خبر، اعتبار یا عدم اعتبار منبع و مسائلی نظیر آن می پردازیم. گاهی هم در نگاهی دقیق تر به ناقل و گزارشگر خبر از باب قاعده عقلانی «مراجعه به متخصص» می پردازیم و می پرسیم: کسی که این خبر را برای ما نوشته و آورده است چه کسی است؟
در رویداد اربعین به گزارش ابوریحان اعتماد می کنند؛ در بحث نجوم و ریاضیات نظریات ابوریحان بیرونی را می پذیریم، اما آیا ابوریحان یک مورخ هم هست؟ در بحث ادعیه و زیارات و معنویات فرمایش سید بن طاوس را روی چشمان می گذاریم؛ اما آیا او یک مورخ متخصص هم هست؟ حرف های خطیب خوارزمی را به عنوان یک واعظ و یک روضه خوان در مناقب اهل بیت(ع) به جای خودش محفوظ می داریم، اما آیا خطیب خوارزمی مورخ است؟ اصلاً با آداب و رسوم تاریخ نگاری آشناست؟ و نیز سید بن طاوس و دیگران.
وی افزود: «در خبری بود که اولین بار سبط بن جوزی نقل کرده بود، سر را همراه کاروان فرستادند. سبط بن جوزی از قرن ششم آن طرفتر نیست. اولین نفری است که می نویسد اولاً کتابی نوشته است که فقط فضایل و مناقب ائمه است، آیا مورخ است؟ آیا شیوه مورخان را می داند تا به نظرش اعتماد کنیم؟ آیا ما قرائن جغرافیا را باید کنار بگذاریم؟»
نویسنده کتاب «عباسیان از بعثت تا خلافت» در بخشی از سخنان خود به روضه مرسوم و متداول چهل منزل از کوفه تا شام اشاره کرد و گفت: «اگر کاروان از مسیر کنار دجله رفته باشد، بیش از 1600 کیلومتر راه است. آن وقت یک کاروانی که می خواهد پیاده راه برود، یا سوار بر شتر حرکت کند و می خواهد 1600 کیلومتر راه برود، طبیعتاً نمی تواند شترش را هر روز بتازاند. حداکثر مسیری که می تواند در هروز طی کند 45 کیلومتر است. یعنی 20 روز که برود می شود 900 کیلومتر. اگر 1800 کیلومتر باشد هنوز نصف راه را رفته. هر روز راهی را که می روند یک منزل یا یک مرحله می گویند. اگر که از مسیر کنار دجله رفته باشند از رقّه تا برسند به حلب تقریبا 1200 کیلومتر راه است. باز هم اگر بخواهیم حساب و کتاب کنیم در 20 روز امکان رسیدن وجود ندارد. عقلاً محال است که به شکل طبیعی حرکت کرده باشند و در 20 روز از این مسیر به دمشق رسیده باشند.»
دکتر الله اکبری طی مسیر سوم از کوفه تا دمشق را هم که به مسیر ابوموسی یاد شده در کمتر از بیست روز ممکن ندانست. به ویژه با توجه به شرایطی که برای کاروان اسرای کربلا متصور است. کاروانی که زن و بچه دارد یعنی وقتی توقف می کند زنان و کودکان تحت حفاظت مأموران هستند و با طناب بسته شده اند و بسیاری از آنها پیاده راه می روند.
او راجع به مسیر بازگشت هم همین مسائل و انتقادها را وارد دانست.
دکتر الله اکبری در نقد دیدگاه موافقان حضور اهل بیت(ع) در نخستین اربعین در کربلا، به گزارش سید بن طاوس اشکال کرد و گفت: «سید بن طاوس در لهوف می گوید لما وصلوا الی العراق. ما هرچه بر روی نقشه نگاه می کنیم می بینیم عراق در مسیر دمشق به مدینه وجود ندارد که بخواهد آنها را ببرند کربلا. یک وقت از مسیر جاده اصلی ده کیلومتر فاصله است. 20 کیلومتر 50 کیلومتر. این فرمانده محترم را گفتند با آنها مهربان باش. بدون اجازه اربابش این 20 یا 50 کیلومتر راه را می برد. اما وقتی 1300 کیلومتر فاصله است چطور؟ رفت و برگشت این مسیر مگر شما نمی دانید که دو ماه طول می کشد؟ از طرفی می گوییم که این کاروان را یزید دستور داده شب ها حرکت بدهند و روزها استراحت کنند وارد شهرها هم نشوند اگر این کاروان اینقدر خطرناک است که نباید با مردم ملاقات بکند، چون ممکن است مردم حقیقت را بفهمند شورش کنند، واقعیت را بدانند علیه حکومت بشورند، آن وقت ممکن است یزید به فرماندهش اجازه بدهد که اینها هرکجا که دلشان می خواهد ببردشان؟! و از این مسیر طولانی به عراق برگردند تا بروند کربلا؟! صرف نظر از اینکه امکان عقلی اصلاً وجود ندارد که در چنین مدت کوتاهی این مسیر را رفته و برگشته باشند»
اربعین دوم یعنی چه؟
دکتر محمد الله اکبری به تعبیر اربعین دوم و کسانی که برای احتراز از استبعاد اربعین اول به تعبیر اربعین دوم متوسل می شوند انتقاد کرد و از چیستی و مفهوم اربعین دوم پرسید. اربعین دوم یعنی چه؟ یعنی همه این رخدادها در سال بعد؟ یعنی سالگرد اربعین؟ یا روز هشتادم بعد از شهادت بعد از واقعه عاشورا؟ منظور از اربعین دوم چیست؟
وی در انتقاد به قائلین اربعین دوم گفت: «اگر بگویید سال بعد در اربعین آمدند؛ این مسئله پذیرفتنی است، می گوییم، یک سال گذشته یک سال و چهل روز بعد آمدند، آن وقت سوال پیش می آید که در مدت این یک سال کجا بودند؟»
وی اوضاع سیاسی فرهنگی و اجتماعی سال 61 را شاهدی بر عدم امکان اعطای انتخاب و اختیار از سوی یزید به اهل بیت(ع) در انتخاب مسیر دانست و افزود: «می بینیم امکان ندارد که این حکومتی که بزرگ این خاندان را به قتل رسانده به آنها اجازه بدهد این ها به اختیار خودشان هرکجا دلشان می خواهد، بروند.»
حجت الاسلام یوسفی غروی در پاسخ به سخنان و نقدهای دکتر الله اکبری به ادله امکان وقوع رویدادها در اربعین اول اشاره کرد و بر گزارش سیدمحسن امین عاملی در مقدمه کتاب «لواعج الاشجان» تأکید کرد که بیان شده است مسیر دمشق تا کوفه را در مدت زمان نه روز و با مرکب شتر طی کرده است.
در رابطه با فاصله و مسافت های ذکر شده از سوی دکتر الله اکبری هم گفت: مسافت های ذکرشده غالباً ده روز طی می شده است و حتی مسیر امیرالمؤمنین به صفین و برگشتش بیشتر از ده تا دوازده روز نقل نشده است.
چهل منزل، برخاسته از مقتل مُحَرَّف ابی مخنف
حجت الاسلام یوسفی غروی(نویسنده ‎کتاب وقعه الطف لأبى مخنف) گزارش طی کردن چهل منزل توسط کاروان اهل بیت(ع) را گزارشی غیر مستند و بی مدرک دانست که به «مقتل ابی مخنف مُحَرَّف» منتهی می شود و کتاب مذکور، منشاء این چهل منزل است.
او مقتل ذکرشده را مقتلی تدوین شده در دولت مشعشعین در جنوب ایران به مرکزیت شادگان و مجهول المولف شمرد که به نام ابی مخنف منسوب شده است.
یوسفی غروی تاکید کرد: چهل منزل نباید مبنای استبعاد قرار بگیرد چون سند و مدرک ندارد و برای استبعادات کیلومتری هم باید راهی یافت تا با واقعیت های تاریخی گزارش شده سازگاری پیدا کند.
دکتر الله اکبری در پاسخ به سخنان حجت الاسلام یوسفی غروی بیان کرد: اگر بین کوفه و دمشق خطی مستقیم ترسیم شود، فاصله ی 923 کیلومتر خواهد بود، خطی که رفت و آمد در آن نبوده است، گرچه شاید امروز تردد در آن باشد و بشود با وسایل نقلیه امروز در چند ساعت آن را طی کرد.
وی در نقد گزارش مرحوم سیدمحسن امین به چند مطلب اشاره کرد: نخست اینکه وضع امروز مسیر مذکور قطعا آبادتر از گذشته است. دوم اینکه اگر بگوییم هر روز صد کیلومتر طی کرده طبیعتاً باید شترش را در بین راه عوض کرده باشد و تندتر هم حرکت کرده باشد؛ و الاّ شتری که به طور معمول راه برود ساعتی یک فرسخ بیشتر نمی رود. البته عرب شتری داشته است که از اسب تندتر می تاخته است، اما این شتر را قاصدان سوار می شدند و کاروانی که زن و بچه و بیمار همراهش است نمی تواند بتازد. پس کاروان اهل بیت(ع) باید  به شکل معمول کاروان ها حرکت کند.
انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اشتراک این مقاله

آخرین اخبار