شفقناافغانستان- رضا محمدی یکی از شاعران سرشناس کشور در واکنش به حمله تروریستی به دانشگاه کابل در صفحه فیس بوک خود چنین نوشت:
آقای صالح! آقای غنی!
کاش کلمه ی شرم در قاموس شما وجود می داشت، مردم و جان و مال و ناموسشان، امانت است پیش شما، شما مسوول نگهبانی از جان و مال و ناموس مردمید، می گویید ما ناکام شدیم، این ناکامی مثل ناکامی امتحان نیست که چانس دو داشته باشد، جان جوانانی که امروز پرپر شدند، جان جوانانی که در آموزشگاه کوثر، جان جوانانی که با اشتباهات شما در سنگرها و خیابان ها پرپر شد، چانس دو ندارد، می توانید آنها را برگردانید به سفره خانواده شان، به بغل مادرانشان؟!.. می توانید داغ دل مادران و پدران و خواهران را حس کنید؟!.. نه نمی توانید… این ناکامی، چانس آخر ست. باید قبول کنید.
آقای صالح!
با این کارهای نمایشی که غرفه چند تا غریب که روزی صد افغانی به سفره شان می بردند و شما جمع کردید، ناکام ترید. زورمندان، هر روز دیوا های سمتی را نه در پیاده روها که حق مسلم مردم و اطفال است که در خود خیابان ها، گسترش می دهند. آنها هم باند و هم وند شمایند.. نمی توانید هرگز حق مردم را از آن ها بگیرید.
تغییراتی که شما در سیستم امنیتی آورده اید و مدیر را رئیس و بی خبر را همه کاره ساخته اید که هم پارت هایتان خفه نشوند این بلا را به سر مردم آورده است، امنیت، مثل سکتور معادن و شهرسازی نیست که هر بی خبر را به چوکی هایش بنشانید فورا دیده نشود، امنیت یعنی جان مردم، ناموس مردم، مال مردم… هر سه چیزی که بیش از همه گماشتگان شما از مردم می گیرند.
آقای غنی!
شما سرتان را در برف کرده اید و نمی بینید و یا خود را به ندیدن می زنید، همه مردم کابل و همه مردم ولایات می دانند که فلان قومندان و فلان رئیس، با چه قدر پول به این چوکی تکیه زده است. رئیس و قومندانی که چوکی را به پول خریده است، چگونه به مردم تعهد داشته باشد. سیستم دروغین اصلاحات اداری تان را برای خارجی ها بگویید اما یک روز به پل باغ عمومی بیایید تا مردم بگویند کدام چوکی را عمال شما به چند فروخته اند؟!
بلند منزل هایی که ساخته می شوند، تجارت اسلحه و مواد مخدر و پولشویی که جریان دارد، همه معلوم است سرش به کجا وصل است، فکر نمی کنید چطور عمال شما هر روز فربه تر می شوند؟!..
ما قبل از شما نود فیصد در گندم استقلال داشتیم حالا هفتاد و پنج فیصد گندم از پاکستان و قزاقستان می خریم، این توانایی اقتصادی شماست. به طفل سیزده ساله عمال شما تجاوز می کند؟! به جای آن عامل، خود را مجازات کنید که او را گماشته اید. به مال مردم عمال شما دستبرد می زنند، به جای آن عامل، خود را در آیینه ببینید، فرزندان شما ایمنند، فرزندان مردم هر روز پرپر می شوند.. این تقصیر بی مبالاتی شماست…
آقای دانش!
شما چند رئیس را در امنیت ملی معرفی کرده اید، نام ببرید هیچ، چند مدیر چند کارمند.. نام برده نمی توانید، جون شنا دندان زینت المجالس این دولتید.
همه شما خودتان را ریشخند کرده اید، نان مردم را در کرونا می دزدند منکر می شوید، جان مردم را کرولا می دزدند منکر میشوید، دستگاه اکسیژن را می برند، شما منکر می شوید و فردا چند چوکی تازه را در زیر سایه شما معامله می کنند.. این راهش نیست، تا کی یکی یکی باید کشته بدهیم. باغی دیگر نمانده که پرپر نمانده است
شانه به شانه مانده ولی سر نمانده است…
….. آقایان! اعلی حضرت ها!
هنوز هم دیر نیست، به مردم بر گردید و از تجربه آدم های مجرب استفاده کنید. جان مردم را موش آزمایشگاهی چند تا خام طمع مسازید. به ما به نام و ننگ خودتان فکر کنید. در شیوه بی که دارید تجدید نظر کنید… هنوز هم دیر نیست…
دریغا کابل!!دریغا افغانستان! دریغا جوانان درخشان ما که در زیر خاک با بدن های پرپر خفته اند…
به ما رحم کنید…
