شفقناافغانستان – نزدیک نیم قرن جنگ و درگیری در افغانستان و نقش پاکستان همواره جای بسیاری از پرسش ها را در اذهان تداعی می کند که چرا اسلام آباد دست بردار افغانستان نیست؟
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ فایق سخی زاده فارغ التحصیل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل در مقاله ای تحلیلی به این موضوع پرداخته که مشروح آن به شرح زیر می باشد:
پاکستان در میان کشورهای درگیر در منازعه افغانستان، همیشه سیاست فعال و دیپلماسی واضح در برابر تحولات کشور داشته است. دیپلماسی پاکستان در افغانستان، به دلایل مختلف از موقعیت چشمگیری برخوردار است. سیاست خارجی اسلام آباد از زمینه های مهم داخلی برای نفوذ و دست یابی به اهداف ملی خود بهره مند بوده است. بر علاوه، امکانات سیاست خارجی پاکستان در مقایسه با دیگر کشورها به ویژه ایران، هند و دیگر کشور های دخیل در افغانستان دارای برتری های چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد. در این مقاله می کوشیم به این سؤال پاسخ دهیم که چرا پاکستان از نقشه کشیدن بر علیه افغانستان دست بردار نیست. هر کشور دارای سیاست خارجی میباشد که بر مبنای آن منافع ملی خود را تامین مینماید. چیزی که در آخر روز بدست می آید منافع ملی یک کشور است اما قبل از آن و در جزئیات یک سلسله اهداف وجود دارد که بنام اهداف سیاست خارجی یاد میگردد. رسیدن به این اهداف نیازمند برنامه ریزی میباشد. در تدوین سیاست خارجی، کشورها مستقل عمل میکنند اما از نقطه نظر اخلاقی برنامه ریزی سیاست خارجی بایست طوری باشد که ضرری را به سایر کشورها عاید نسازد. آیا پاکستان در برخورد با افغانستان حسن نیت دارد؟ آیا پاکستان حسن همجواری با افغانستان را مراعات میکند؟ افغانستان جز سیاست خارجی پاکستان است یا به عباره دیگر مهم ترین عنصر در سیاست خارجی پاکستان کشوری بنام افغانستان است. منافع پاکستان سبب گردیده تا این کشور سیاست های مخرب در قبال افغانستان داشته باشد اما فراموش نباید کرد که این سیاست ها گهگاه دامن خود پاکستان را نیز بالای آتش گرفته است. مصداق همان مقوله مشهور که چاه کن در چاست. اهداف سیاست خارجی پاکستان در افغانستان از زمان اختلافات مرزی با افغانستان و منازعه بر سر منطقه پشتونستان شکل میگیرد. البته منافع اقتصادی، رقابت با هند، هم سویی با غرب و به ویژه امریکا برای مقابله با نفوذ ایران نیز از جمله اهداف دیگر این کشور در افغانستان میباشد.
اختلافات مرزی (میراث تار یا کشور پرحاشیه)
از لحاظ تاریخی منطقه پشتونستان به عنوان جغرافیای مورد منازعه دو کشور، همواره در روابط افغانستان و پاکستان نقش مهمی داشته است. پشتونستان بر اساس معاهده دیورند و با فشار انگلیس ها به دولت پاکستان واگذار گردید. یک قسمت بزرگ از جغرافیای افغانستان از پیکر آن جدا و در اختیار پاکستان قرار گرفت و اینکار اما برای پاکستان بسنده است؟ اختلافات مرزی افغانستان و پاکستان یک پدیده تاریخی بحران زا در تاریخ روابط دیپلماتیک دو کشور بوده است. آن چه بر اساس قرارداد معروف دیورند در دوران حکومت عبدالرحمن خان توسط نماینده انگلیس به پاکستان واگذار شد، هیچ گاهی از حافظه تاریخ فراموش نمی شود و همیشه نقطه جنجال بر انگیز در رابطه خارجی این دو کشور بوده است. به الفاظ دیگر افغانستان و پاکستان مانند دو برادر ناراضی از تقسیم میراث دشمنی دیرینه و سابقه دارند. این دشمنی گاهی در قالب تنش بصورت آشکار و زمانی در قالب دوستی (دشمنی پشت پرده) وجود داشته است. برای پاکستان، افغانستان مقتدر و مدعی حاکمیت ملی در آن سوی دیورند، نمی تواند قابل قبول باشد. برای وضاحت این موضوع به دو مثال اشاره می کنیم. اول زمانیکه داوود خان داعیه پشتونستان بزرگ را مطرح نمود، روابط دیپلماتیک افغانستان و پاکستان در بدترین حالت قرار گرفت. از قطع مناسبات دیپلماتیک تا مسدود ساختن قنسلگری پاکستان در افغانستان. اسلام آباد در صدد عادی ساختن روابط با حکومت داوود بر آمد تا این فرصت را داشته باشد که از مخالفان رژیم داوود حمایت نماید. درست در همین زمان بود که بیشترین احزاب مخالف حکومت داوود تبعید و متواری شدند و اکثریت به پاکستان رفتند! این امر زمینه خوبی را برای سیاست حمایتی پاکستان فراهم ساخت تا میزبان احزاب مخالف حکومت داوود باشد و از این فرصت برای نفوذ در میان احزاب و به تعقیب آن نفوذ در افغانستان استفاده نماید. پاکستان سیاست تضعیف گام به گام حکومت داوود را دنبال میکرد تا این حکومت مصروف زد و بند های داخلی باشد و مجالی برای طرح و تعقیب موضوع پشتونستان پیدا نکند.
مثال دیگر، موضوع ایجاد و حمایت گروه طالبان از سوی پاکستان است. البته قابل یاد دهانی است که در تأسیس گروه طالبان پاکستان تنها نبود بلکه ریگ در کفش کشور های دیگر نیز بود. بی نظیر بوتو در مصاحبه با رادیو لندن رسماً اعلام کرد که در راه اندازی و تشکیل گروه طالبان علاوه بر پاکستان کشور های انگلیس، امریکا و عربستان نیز نقش داشتند. اسلام آباد تلاش می نمود تا با روی کار آوردن یک دولتی که بیشتر در زمینه های مذهبی سیاست گذاری کند تا امور مربوط به منافع ملی. این کار از طرح دوباره دعاوی مرزی علیه پاکستان جلوگیری مینمود. از طرف دیگر طالبان از شرایط اجتماعی و بین المللی نامساعد برخوردار بودند بناً اسلام آباد درصدد آن بود تا با کسب اعتبار جهانی برای این گروه در سطح جهانی، خواسته ها و منافع استراتیژیک خود را بر طالبان بقبولاند. پاکستان می دانست که به قدرت رسانیدن طالبان در افغانستان کار آسانی نخواهد بود اما این را هم می دانست که افغانستان تا سالهای زیادی دست به گریبان این مسله خواهد ماند. به هر اندازه که افغانستان مصروف مسایل داخلی خود باشد به همان اندازه فرصت کافی برای پرداختن به مسایل خارجی نخواهد داشت که در نتیجه موضوع پشتونستان و خط دیورند به باد فراموشی سپرده می شود. حمایت پاکستان از طالبان نیز به این دلیل است که هرگاه طالبان به قدرت دست پیدا کنند، اهداف سیاست خارجی پاکستان در افغانستان تامین میشود. آن زمان طالبان مثل همیشه رابطه خوبی با پاکستان خواهند داشت و به گونه مستقیم از اسلام آباد دستور می گیرند یا به عبارت واضح افغانستان به شعبه از پاکستان مبدل خواهد شد. این سیاست تا امروز ادامه دارد و پاکستان هیچ گاهی نمی خواهد افغانستان دارای یک دولت مقتدر و مدعی آن سوی دیورند باشد.
آیا وقت آن نرسیده تا دولت افغانستان موضوع دیورند را مطرح ساخته و خواستار مناطق از دست رفته شود؟
به نقل از داوود نوری استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل: “دولت افغانستان ابتدا باید امنیت، اقتصاد، سرک، مکتب، شفاخانه، مسجد، مدرسه، آب و برق، کار و امکانات رفاهی برای شهروندان خود فراهم بسازد. آنگاه کار بدست آوردن آن سوی دیورند ساده خواهد بود”. مردم پشتونستان زمانی جز افغانستان بودند و هرگاه امکانات زیستی خوب و رفاهی در افغانستان برای شان مهیا باشد بدون شک حاضر به جدایی از پاکستان می باشند. این موضوع افغانستان را در یک موقعیت غالب قرار داده و پاکستان را به چالش می کشد. اما اگر بخواهیم همین امروز یا فردا ادعای آن سوی دیورند را مطرح کنیم، جز درد سر برای افغانان چیز دیگری در پی نخواهد داشت. صدها تن روزانه جهت تداوی به پاکستان میروند، مواد خوراکی از پاکستان وارد میشود، میوه های افغانستان به پاکستان صادر میگردد و ده ها مورد دیگر. کافی است تا پاکستان برای یک ماه دروازه طورخم را ببندد. آنگاه ده ها مریض تلف خواهند شد، قیمت مواد خوراکی به سه برابر خواهد رسید و میلیون ها افغانی به سبب فاسد شدن میوه ها در پشت دروازه های پاکستان ضرر خواهیم کرد. این فرضیه ها به خوبی روشن میسازد که در حال حاضر افغانستان از یک موقعیت ضعیف در برابر پاکستان برخوردار است بناً هر زمانی که محتاج پاکستان نباشیم و توان رویارویی را پیدا کردیم آن وقت زمان ادعا و پس گرفتن مناطق آن سوی دیورند میباشد.
