یکی از مراجع تقلید گفت: نص قابل تأویل نیست و اگر کسی چنین کاری بکند میگویند سخنی متناقض گفته شده است که نمونه بارز آن دو برابر بودن ارث پسر نسبت به دختر است که اگر کسی خلاف آن را بگوید تناقض با نص خواهد بود.
به گزارش خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)در قم، حضرت آیتالله العظمی جعفر سبحانی امروز در درس خارج اصول خود با اشاره به حجیت ظواهر اظهار کرد: قاعده اولیه این است که غیر قطع چیزی حجت نباشد؛ گفتیم که با قواعد اربعه یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل ثابت میشود که بدون یقین اگر چیزی را به خدا نسبت دهند تشریع و بدعت بوده و حرام خواهد بود.
او افزود: اصل آن است که غیر از یقین به چیزی عمل نشود و این یک اصل اولی است ولی از سویی میدانیم که برخی از ظنون از این اصل بیرون آمدهاند؛ اولین چیزی که در این مقوله میتوان به آن اشاره کرد ظواهر کلمات متکلم است؛ هرگاه متکلم سخن بگوید ظواهرش برای ما حجت خواهد بود و از تحت این اصل اول چیزی که درآمده حجیتالظواهر است.
این مرجع تقلید با بیان اینکه اگر بپذیریم ظواهر جزء ظنون نبوده و از یقینیات هستند استثناء منقطع خواهیم داشت گفت: همه اصولیها معتقدند که الظواهر من الظنون است و استثنا در اینجا متصل است.
او ادامه داد: خبر واحد هم در اینجا میآید و ظواهر را استثنا کردهاند زیرا معتقدند ظواهر مفید یقین نبوده و مفید ظن هستند.
آیتالله سبحانی با بیان اینکه فعلا بحث را در این زمینه ادامه میدهیم که ظواهر جزء ظنون هستند خاطرنشان کرد: اگر بخواهد ظاهر کلام کسی حجت باشد باید سه مقدمه را طی کند؛ امر اول خود سه بخش دارد که شامل اصلالصدور، ثبوتالظهور و جهتالصدور است.
استاد برجسته حوزه علمیه قم عنوان داشت: اصلالصدور آن است که پیامبر(ص) یا اهل بیت(ع) چیزی را گفته باشند یعنی صدور کلام از معصوم ثابت باشد؛ اصلالظهور هم یعنی مجمل نبوده و ظهورش ثابت شود بدین ترتیب که با قواعد عربیه، صرف و نحو بتوان آن را اثبات کرد.
او اضافه کرد: فرض ظاهر با نص را باید مشخص کرد؛ بهتر است چنین بگوییم که ظاهر چیزی است که قابل تأویل باشد که اگر اینگونه بشود نمیگویند سخن متناقض گفته شده بلکه گفته میشود بر خلاف ظاهر است؛ اما نص قابل تأویل نیست و اگر کسی چنین کاری بکند میگویند سخنی متناقض گفته شده است که نمونه بارز آن دو برابر بودن ارث پسر نسبت به دختر است که اگر کسی خلاف آن را بگوید تناقض با نص خواهد بود.
آیتالله سبحانی با بیان اینکه 1400 سال است که ظواهر در میان مسلمانان وجود دارند گفت: گفته میشود هفت علت وجود دارد که ظواهر قرآن و روایات ظنی هستند؛ نخست آنکه احتمال داده میشود وقتی متکلم سخنی گفته لفظ را در معنایش به کار نبرده باشد، دوم آنکه احتمال میدهیم متکلم لفظ را در معنای مجازی به کار برده ولی قرینهای قرار نداده باشد، سوم این است که احتمال داده شود شخص هازل باشد و هزل بگوید.
این مرجع تقلید افزود: احتمال چهارم آن است که متکلم لاقی باشد و هدفش از این جمله تمرین زبان بوده؛ احتمال پنجم گفتن عام و اراده خاص است، احتمال گفتن مطلق و اراده مقید و نیز احتمال اعتماد بر قراین حالیه که در لفظ وجود ندارند از دیگر دلایل هفتگانه هستند.
او با اشاره به این موضوع که ظواهر هفت مشکل دارند و به وسیله هفت اصل عقلایی آنها را حل میکنند گفت: فعل عقلا باید دارای غایت باشد و نمیتوان لفظ را گفت و معنی را قصد نکرد، اگر عقلا لفظ را در معنی مجازی به کار برند قرینه میآورند، آنها اگر بخواهند شوخی کنند قرینه را ذکر میکنند، عقلا در مقام تکلم و برای تمرین این کار را نزد مردم انجام نمیدهند، کار عاقلانه آن است که اگر مطلق بگویند و مقید اراده کنند آن را میآورند وگرنه اصل عدم مقید بودن است و دیگر اینکه اصل بر این است که قراین حالیه نیست.
آیتالله سبحانی در بخش دیگری از درس با بیان اینکه ظواهر جزء ظنون نیستند عنوان داشت: اگر غیر این را قبول کنیم قرآن به معجزه ظنیه تبدیل میشود؛ من معتقد هستم الظواهر من القواطع و این امر مقدماتی دارد.
استاد برجسته حوزه علمیه قم تصریح کرد: متکلم دو اراده دارد؛ نخست اراده استعمالی و دیگر اراده جدی که البته مثال این موضوع در عام و خاص روشن است.
او بیان داشت: گاهی این دو اراده با یکدیگر همسو هستند و گاهی اینطور نیست؛ باید دید ظواهر چه مسئولیتی بر عهده دارد و این امر از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا باید نقش آنها را به درستی بشناسیم.
آیتالله سبحانی با بیان اینکه ظواهر جز اینکه معنا را در ذهن مخاطب ایجاد کند مسئولیت دیگری بر عهده ندارد گفت: این ایجاد معنا قطعی است و بنابراین نمیتوان گفت ظواهر جزء ظنون هستند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
