شفقنا افغانستان- برخی تحلیلگران معتقدند که گروهک های تروریستی که در مناطق مرزی ایران با پاکستان دست به کشتار می زنند، ریشه های نیرومند فرامنطقه ای دارند و با انگیزه هایی فراتر از آنچه ممکن است پاکستان از ناحیه صدور تروریزم به دنبال آن باشد، به راه اندازی ترور و خشونت می پردازند.
گروهی موسوم به ‘جیش العدل’ که خود را “ارتش عدالت و برابری” معرفی می کند، مسئولیت قتل مرزبانان نیروی انتظامی ایران در روز جمعه گذشته را بر عهده گرفته است.
وبلاگ این گروه کشتار مرزبانان ایرانی در منطقه سراوان در جنوب شرق ایران را اقدامی “موفق و پیروزمندانه” توصیف کرده و وعده داده که به این گونه کشتارها ادامه خواهد داد.
این گروه گفته است که اعلام مسئولیت کشتار مرزبانان “به دلایل امنیتی” به تاخیر افتاد.
دولت ایران پیشتر گفته بود که اشرار مسلح ١٤ نفر از مرزبانان ایرانی را در منطقه سراوان کشته و هفت نفر دیگر را مجروح کرده اند. اشرار سپس از منطقه مرزی ایران فرار کرده و در پاکستان پناه گرفته اند.
با این حال گروه جیش العدل مدعی است که “ده ها” نفر را کشته است.
وبلاگ جیش العدل در کنار انتقاد از حکومت ایران برخی مطالب توهین آمیز نسبت به مسلمانان شیعه را نیز منتشر کرده است.
این گروه تندرو سنی مذهب مدعی شده است که قتل مرزبانان ایرانی را در “دفاع” از جوانان بلوچ، کرد و خوزستانی انجام داده؛ اما در جایی دیگر قتل آنها را به جنگ سوریه و حمایت ایران از دولت آن کشور نسبت داده است.
رویداد تروریستی دیروز روابط نسبتا مطلوب ایران و پاکستان را بار دیگر دستخوش تنش کرده است. وزارت خارجه ایران، کاردار سفارت پاکستان در تهران را احضار کرده و مراتب اعتراض خود را تسلیم وی کرده است.
ایران و پاکستان، هردو همسایگان افغانستان هستند؛ اما از میان این سه همسایه، افغانستان بیشترین قربانی را در راستای مبارزه با تروریزم داده است. ایران در مقابل، یکی از امن ترین کشورهای منطقه است و پاکستان اما از آنجایی که خود کانون اصلی پرورش و صدور تروریزم است؛ افزون بر اینکه وضعیتی بی ثبات، آسیب پذیر و ناامن دارد، مسئول گسترش دامنه ناامنی، خشونت و تروریزم به دو همسایه دیگر یعنی افغانستان و طی سال های اخیر برخی نقاط مرزی ایران نیز دانسته می شود.
البته برخی تحلیلگران معتقدند که گروهک های تروریستی که در مناطق مرزی ایران با پاکستان دست به کشتار می زنند، ریشه های نیرومند فرامنطقه ای دارند و با انگیزه هایی فراتر از آنچه ممکن است پاکستان از ناحیه صدور تروریزم به دنبال آن باشد، به راه اندازی ترور و خشونت می پردازند؛ اما واقعیت مشترک در این میان این است که افغانستان، بخش هایی از ایران و بخش هایی از پاکستان، از یک سوراخ گزیده می شوند و این همان تروریزمی است که امروزه بخش های وسیعی از مناطق قبایلی سرزمین پهناور پاکستان را در کنترل خود دارد.
با حمله خونین اخیر در منطقه مرزی ایران و پاکستان به شیوه حملات تروریستی گروه متلاشی شده جندالله و همچنین عرض وجود یک جریان گمنام افراطی تازه در این منطقه، مشخص نیست که جریان صدور تروریزم از پاکستان به ایران، چه وضعیتی خواهد یافت؛ اما نکته ای که در این میان نباید مغفول بماند این است که ممکن است جریان گسترش تروریسم، برخاسته از سیاستی فرامنطقه ای باشد که برخی حلقات غربی به دنبال آن بوده و هستند. لذا اگر کشورهای منطقه و همسایه، این معضل مشترک را به صورت هماهنگ و بر پایه گفتگوهای چندجانبه، حل و فصل نکنند، به صورت موردی و محدود، قادر به غلبه بر آن نخواهند بود.
اکنون دست کم این بخش از واقعیت آشکار شده که پاکستان، کانون اصلی تروریزم است و این اپیدمی اکنون به اندازه ای در آن کشور، رشد کرده و به بلوغ رسیده که به آسانی آماده گسترش به دیگر کشورهای منطقه است؛ بنابراین، اگر ایران، افغانستان، دولت پاکستان و دیگر کشورهای قربانی تروریزم در منطقه، به راستی در پی ریشه کن کردن این اپیدمی خون آشام و بنیان برانداز هستند، می بایست وارد یک مرحله هماهنگ و متحدانه تلاش برای دست یافتن به رهیافتی دایمی و مشترک شوند؛ در غیر آن، تلاش های یکجانبه تنها بر قدرت تروریزم خواهد افزود و نیروهای آن را در راستای اهداف مورد نظرشان، متحدتر، منسجم تر و مصمم تر خواهد ساخت.
محمدرضا امینی- جمهور
انتهای پیام
