خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
باحث این نوشتار توسط استاد آیت الله سیدان، برای جمعی از طلاب حوزه علمیه خراسان در سال 1350 هجری شمسی مطرح گردیده است که پس از قدری ویراش در اختیار شما علاقمندان قرار می گیرد.
پیشگفتار :
هریك از فرق اسلامی در اصول دین مباحثی را مطرح می كنند. فرقه وهّابیت ـ كه موسّس آن محمد بن عبد الوهّاب و بذر افشان آن أحمد بن تیمیمه است ـ در مباحث توحید مدّعی است كه آنها موحّد حقیقی اند و اینان با اعتقاداتشان جمیع مسلمانان را مخالفت می-كنند و تمام آنها را مشرك می دانند و در حقیقت این فرقه نسبت به توحید و خدای باری تعالی نسبت های ناشایستی را روا می دارند ( سُبْحانَهُ وَ تَعَالَی عَمَّا یشْرِكُونَ ).
آنها می گویند: برای خداوند جهت فوق و استواء علی العرش، نزول، قرب مجییء، عینین، ید یمنی، ید شمال، وجه، اصابع، کف بدون تأویل است. گرچه آنها را به معنای وجه و ید و عین انسانی نمی دانند، ولی بدون تأویل، این كلمات را به معنای حقیقی خود به خداوند متعال نسبت می دهند[1].
آنها می گویند: طلب شفاعت از انبیاء و صلحاء و قسم به حق آنها و إستغاثه به آنها و توّسل به آنها مانند جملات « یا رَسوُلَ الله أتَوَسّل بِكَ إلی اللهِ » و صلوات و دعا نزد قبور و تبرّك به قبور و تعظیم قبور و نذر برای انبیاء و صلحاء و ذبح برای آنها و تزیین قبور و تعمیر و بنای قبّه بر قبور، شرك و كفر است و كسانی كه چنین اعمالی داشته باشند همانند بن پرستان مشرك و مهدور الدّم هستند[2].
آنها می گویند: انبیاء و صلحا فوت شده اند و هیچگونه احترامی ندارند. بعضی از اتباع و نزدیكان محمّد بن عبد الوهاب نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله می گفتند: « عصای هذه، خیر من محمّد » ( عصای من از پیامبر فوت شده بهتر است ) زیرا با عصای خود می توانم ماری را بُكشم ولی پیامبر كه مُرد دیگر مّرده است و كاری از او ساخته نیست[3].
آنان می گویند: توحید بر دوقسم است:
1ـ توحید در ربوبیت
2ـ توحید در عبادت
و توحید اوّلی بدون توحید دوّمی نفع ندارد. مشركین قریش به توحید اوّل معتقد بودند ولی چون به معنای دوّم مُوحّد نبودند توحیدشان برای آنان نافع نبود ( … كذلك المسلمون لا ینفعهم الاقرار بتوحید الربوبیه لعبادتهم الانبیاء و الصالحین و قبور هم بنفس الاشیاء … )[4]
آنان می گویند: كفر دو نوع است:
1ـ كفر مطلق
2ـ كفر مقّید
كفر مطلق، إنكار جمیع ما جاء به الّرسول است و كفر مقید، انكار بعضی از ما جاء به الرسول می باشد. حتی بعضی از علماء، كسی را كه فرعی از از فروع إجماعی را إنكار كند، كافر دانسته اند! (بنابراین، كفر مسلمین امروزی مسلّم است ).[5]
آنان می گویند: شرك بر دو قسم است:
1 ـ شرك اكبر
2 ـ شرك اصغر؛ توسّل و طلب شفاعت و تعظیم غیر خدا شرك اكبر است!![6]
عبادت در لغت و اصطلاح
قبل از ورود به مباحث مربوطه، شناخت معنای عبادت و شرك ضروری است.
« عباده » ، در لغت به معنای تذلّل و خضوع آمده است و راهی را كه با رفتن هموار شده، « طریق معبَّد » گویند، یعنی مذلّل[7].
ولی در متون دینی (كتاب و سنّت )، به معنای مطلق تذلّل و خضوع نیست؛ بلكه تذلّل و خضوع خاصّی مراد است كه در فارسی، « پرستش » و در استعمالات عربی « تألّه » (خداگیری) نامیده می شود. همانند صلوه و زكوه و صوم وحجّ كه در اصل به معنای دعاء پاكی و إمساك و قصد آمده است و در متون دینی ما به مناسبت همان معانی لغوی، برای دعای مخصوص و پاكی مخصوص و امساك مخصوص و قصد مخصوص استعمال شده است. بنابراین برای این عبارت، معانی خاصی است كه اگر در موارد استعمال قرینه بر هر یك بود جای ابهامی نخواهد ماند و الاّ مجمل خواهد بود.
شرك در لغت و اصطلاح :
« شِرْك » در لغت، اسم برای اعتقاد تعدّد آلهه است و مشرك كسی است كه برای خدا شریك قرار بدهد[8] و غیر خدای تعالی را ( در حالی كه از خود استقلال داشته باشد ) موثر و قدرتمند در انجام امور بداند.
شرك اقسام متعددی دارد:
1. شرك در خلقت: اعتقاد به مساوات با خدای در ذات و صفات مانند اعتقاد جمعی به اُلوهیت حضرت عیسی بن مریم و امثال آن ( و یا حلول خداوند متعال در موجودی ).
2. شرك در تدبیر عالم: اعتقاد به دو مبداء مستقل برای عالم همچون نور ظلمت.
3. شرك در عبادت: پرستش غیر خدا مانند پرستیدن بت، خورشید، انسان و امثال آن …
این سه قسم را، شرك جلّّی نیز می گویند.
4. شرك خفّی: غیر از خدا را نیز در كارها مراعات بكند و یا انگیزه غیر الهی در عمل شرعی عبادی داشته باشد.
استدلال وهّابیت :
وهّابی ها می گویند: آنچه قبلاً از عقاید مسلمین ذكر شد همه اش شرك است؛ زیرا عبادت به معنای تذلّل و كوچكی كردن است و عبادت و تذلّل برای غیر خدا شرك است. پس خواندن أنبیاء و أولیاء فوت شده و درخواست حوائج از آنها و تعظیم قبور آنها و بقیه اموری كه گذشت، شرك خواهد بود[9].
جواب اجمالی از استدلال وهّابیون :
مطلق تذلّل و كوچكی كردن شرك نیست. و الاّ لازم می آید تذلّل و كوچكی نزد پدر و مادر و استاد و …، و احترام كردن عقلاء یكدیگر را، شرك باشد و حال آن كه این امور در قرآن كریم، احادیث ترغیب و تشویق و نزد بزرگان هم پسندیده است. بنابراین هرگونه تواضع و احترامی عبادت نیست. بلكه تواضع و كوچكی كردن برای كسی به جهت اُلوهیت و این كه او مستقلاً در امور مؤثر است عبادت می باشد و این عبادت منحصر به باری تعالی است.
1 ـ قوله تعالی: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنوُا مَن یرتَدَّ مِنكُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یأتِی اللهُ بِقَومٍ یحِبُّهُم وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّه عَلَی المُؤمِنینَ أَعِزَّه عَلَی الكافِرینَ [10]
2 ـ قوله تعالی: وَ اخفَض لَهُما جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَه وَ قُل رَبِّ ارحَمهُما كَما رَبَّیانی صَغیراً [11]
3 ـ فی الرّساله الحقوق الامام السّجاد علیه السّلام:
وَ امّا حق الكَبیر فَإنَّ حقّه توقیر سِنّه، و إجلال إسلامِه إذا كان مِن أهلِ الفَضل فِی الإسلامِ بِتَقدیمِهِ فیه وَ تَركُ مُقابِلَتِهِ عِندَ الخِصام وَ لا تَسبِقه إلی طَریقٍ وَ لا تَؤمُّهُ فی طریقٍ وَ لا تَستَجهِله وَ إن جَهِلَ عَلَیكَ تَحَمَّلتَ وَ أَكرَمتَهُ بِحَقِّ إِسلامِهِ مَعَ سِنِّهِ فِإنَّما حَقُّ السنِّ بقدرِ الإسلامِ وَ لا قُوَّه إلاّ بِاللهِ.[12]
آنچه گفته شد اشكال كلی و اجمالی، مربوط به همه مباحث مذكور و نیز جوابی كلی برای آنان بود و اكنون به برسی مفصل نسبت به هر یك از این مباحث می پردازیم.
یکی از مباحث مورد نظر، موضوع توّسل است و چون بحث توسل بیشتر مورد ابتلاء است، مقدم بر بحث های دیگر مطرح می-گردد.
توسّـل :
معنای توسل :
توسل یعنی طلب وسیله نمودن برای رسیدن به مطلوب و مقصود[13]. توسل مورد بحث، وسیله قرار دادن انبیاء و اولیاء است برای رسیدن به حوائج یا رفع ضرر و یا جلب منفعت در امورِ دنیوی یا اخروی.
اقسام توسل :
توسل به انبیاء و اولیاء را به هشت قسم می توان تقسیم کرد:
1. خداوند را به حق انبیاء و اولیاء خواندن، بدون خطاب به آنها در زمان حیات و زندگی دنیوی آنان.
2. خداوند را به حق انبیاء و اولیاء خواندن، بدون خطاب به آنها پس از فوت و در زندگی اخروی آنان.
3. خطاب به انبیاء و اولیاء خدا و درخواست دعا کردن در زمان حیات آنان.
4. خطاب به انبیاء و اولیاء خدا و درخواست دعا کردن در زمان پس از فوت آنان.
5و6 . خطاب به انبیاء و اولیاء و درخواست حوائج از آنان، با اعتقاد به این که ایشان در انجام امور و حوائج مؤمنین استقلال دارند ( و هر کمال و قدرتی که دارند ذاتاً از خودشان می باشد ) در زمان حیات آنان و یا پس از فوت آنان.
7و8. خطاب به انبیاء و اولیاء و درخواست حوائج از آنان، با اعتقاد به این که ایشان در انجام امور و حوائج مؤمنین استقلال ندارند ( و هر کمال و قدرتی از جانب خدا و به إذن خداست ) در زمان حیات آنان و یا پس از فوت آنان.
بررسی اقوال هشت گانه
به طور کلی در ادامه بحث بیان می شود که توسل به معنای پنجم و ششم، باطل و شرک است و بقیّه اقسام، صحیح و بلا اشکال است.
ادامه دارد …
پی نوشت ها :
[1] ـ كتاب التوحید، محمد بن عبد الوهاب، آخرین فصل كتاب التوحید، فصل 67 و كتاب محمد بن عبد الوهاب عقیدته السفلیه و دعوته االاصلاحیه و ثناء العلماء علیه، احمد بن حجر بن محمد آل ابوطامی، ص 32 و 35، فتح المجید شرح كتاب التوحید، ص 460، كلام ابن قیم را نیز آورده باب 51، باب 56 ص 470 .
[2] ـ كشف الارتیاب، المقدمه الثالثه، الباب الاول، اعتقاد الوهابین فی النبی صلی الله علیه و آله ص 115 بنقل از هدیه السنیه ص 230
[3] ـ كشف الارتیاب، المقدمه الثالثه الباب الاول اعتقاد الوهابین فی النبی صلی الله علیه و آله ص 115 بنقل از هدیه السنیه ص 230 .
[4] ـ كشف الارتیاب ، المقدمه الثالثه، الباب الاول اعتقاد هم فی عموم المسلمین، ص 116 و 160
[5] ـ كشف الارتیاب، المقدمه الثالثه، الباب الثانی فی ذكر معتقدات الوهابیه، ص 149 بنقل از آلوسی در تاریخ نجد.
[6] ـ فتح المجید شرح كتاب التوحید، عبد الرحمن ابن حسن آل الشیخ (آیه الاسراء (آیه 57 سوره اسراء) بین فیها الرَّد علی المشركین الذین یدعون الصالحین فقیها: بیان أن هذا هو الشرك الاكبر) ص 102 (باب تفسیر التوحید و شهاده أن لا اله الاالله) و كشف الارتیاب ص 106، سطر آخر.
[7] ـ در مفردات گویند: عبودیت اظهار تذلّل و عبادت غایت تذلّل است و از عبودیت أبلغ می باشد.
در مجمع البحرین فرموده : (العباده هی غایه الخضوع و التدلّل) و راهی را كه با رفتن هموار شده گویند: (طریق معَبّد) برده را به واسطه ذلّت و انقیادش عبد گویند.
در صحاح گفته (اصل العبودیه الخضوع و الذلّ .. و العبادَه الطاعه)
عبارت قاموس چنین است (العبودیه و العُبُودَه و العباده: الطاعه) در اقراب الموارد آمده (العباده: و نهایه التعظیم لله تعالی).
معنای جامع این كلمه همان تذلّل و اطاعت است مثل (یا اَبَتِ لا تعبدُ الشیطان) مریم / 44، پدرم شیطان را اطاعت مكن. (و جعل منهم القرده و الخنازیر و عبد الطاغوت) مائده/60، یعنی طغیانگر را اطاعت كرد.
درباره خداوند دو جور عبادت داریم: یكی اطاعت از فرامین او … دیگری تذلّلی است توأم با تقدیس یعنی بنده نهایت خضوع و ذلّت را در برابر حق اظهار می دارد و در عین حال او را از تمام نقائص پاك و بتمام كمالات دارا میداند.قاموس قرآن، سید علی اكبر قرشی، ج 4
[8] ـ و فی المعجم العربی الحدیث (لاروس) (الشِّّرك: الاسم من شَرِكو اَشرك- : المشارك: الاعتقاد بتعدّدالالهه : النصیب ج اشراك …، ص 707
و فی اقرب الموارد ( اَشرك با لله : جعل له شریكاَ فهو مشرك و مشركی و الاسم الشرك و ـ النعل : جعل لها شركا و ـ فلانا فی امره: جعله شریكاَ له فیه…
قاموس قرآن ـ شرك (بكسر شین) اسم است یعنی عمل شرك چنانكه در صحاح و قاموس و اقرب آمده است و نیز بمعنی شریك و نصیب آمده و آن را در آیه ( أَم لَهُم شرك فی السَّموات … )
فاطر /40، احقاف/4 نصیب و بهره گفته اند.
( یا بنی لا تشرك با لله انّ الشرك لظلم عظیم ) لقمان / 13، یعنی شرک ظلم بزرگی است مشرک کسی است که برای خدا شریک قرار بدهد چنین شخصی قابل آمرزش نیست مگر آنکه در دنیا توبه کند ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء نساء 48 و 116
[9] ـ فی الرساله الاولی ( انواع التوحید ) من مجموعه التوحید: « و أهل زمانن هذا یشرکون فی الشدّه و فی الرخاء کذلک و الله أعلم … فان قیل: فما أنواع العباده التی لا تصلح الا لله؟ قلت: من أنواعها الدعاء و الاستعانه و الاستغاثه و ذبح القربان و النذر و الخوف و الرجاء و التوکل و الانابه و المحبّه و الخشیه و الرغبه و الرهبه و التألّه و الرکوع و السجود و الخشوع و التذلل و التعظیم الذی هو من خصائص الالهیه و دلیل الدعاء … ص 22 و 23
[10] ـ المائده / 54
[11] ـ الاسراء / 24
[12] ـ تحف العقول، تحقیق علی اکبر غفاری، موسسه النشر الاسلامی، صفحه 270 و بحار الانوار، کتاب العشره، 71/9
[13] ـ توسل ( مصدر ) به وسیله چیزی به کسی نزدیکی جستن، وسیله قرار دادن، دست به دامن شدن
منبع مکتب وحی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
