شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)
“در پی کودتای نظامی در مصر، چهره دولت به عنوان موسسه ضامن ثبات و آزادی در جامعه، نزد بسیاری از شهروندان رو به فروپاشی نهاده و به نظر می رسد منطق قدرت از منطق قانون فراتر رفته است، بنابراین تعجبی ندارد که این کشور شاهد بالا رفتن شمار جرم و جنایت در جامعه، گسترش پدیده خشونت در مدارس و افزایش شدت تنش اجتماعی ميان تعداد زیادی از قشرهای جامعه در راستای تنش سياسی کنونی آن باشد.”
به گزارش سرویس ترجمه پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه (شفقنا)، “عبدالعلی حامی الدين”، ستون نویس مراکشی و عضو دبیرخانه حزب “عدالت و توسعه” حاکم در این کشور در مقاله ای تحت عنوان “مصر، از خشونت سياسی به خشونت اجتماعی” که روی پایگاه اینترنتی روزنامه فرا منطقه ای “القدس العربی” قرار گرفته، با اشاره به تحولات اخیر مصر و ادامه تنش های سیاسی و اجتماعی در این کشور، بر تثبیت ارزش های همزیستی ميان افكار مختلف و ايمان به قواعد انتقال مسالمت آمیز قدرت به شرط احترام به حقوق دیگران و حق آنها در آزادی بیان و مشارکت در تصمیم گیری تاکید کرده که در آن آمده است:
«اخبار رسیده از سرزمین کنانه یعنی مصر و تونس سرسبز بسیار نگران کننده هستند، جایی که ترس های واقعی از گسترش پدیده خشونت در جامعه و رشد عناصر خشونت اجتماعی فراتر از خشونت سیاسی وجود دارد.
در همین راستا باید گفت که در پی کودتای نظامی در مصر، چهره دولت به عنوان موسسه ضامن ثبات و آزادی ها در جامعه، نزد بسیاری از شهروندان این کشور رو به فروپاشی نهاده و به نظر می رسد منطق قدرت از منطق قانون فراتر رفته است، بنابراین تعجبی ندارد که مصر شاهد بالا رفتن شمار جرم و جنایت در جامعه، گسترش پدیده خشونت در مدارس و افزایش شدت تنش اجتماعی ميان تعداد زیادی از قشرهای جامعه در راستای تنش سياسی کنونی این کشور باشد.
این در حالی است که به نظر می رسد موسسه های اجتماعی از در بر گرفتن انواع مختلف تنش و خشونت ناتوان هستند، تنش و خشونتی که احتمال دارد بعد فرقه ای، مذهبی و یا دینی به خود گیرد و همچنین ممکن است بی معنى شود و تنها بیانگر گرایش های جنایتکارانه و مغرضانه نسبت به خود و جامعه باشد.
در واقع رسانه ها در حال پخش ارزش های انزجار و تنفر علیه گروهی سياسی و اجتماعی هستند که مصری ها بیش از هشت دهه است آن را می شناسند و جنگ رسانه ای از زمان انتخاب “محمد مرسی” به عنوان رئیس جمهوری این کشور نیز تاکنون متوقف نشده است، جنگی که پیامدهای جانبی زیادی از قبیل برتری گفتمان تمجيد از کشتار و نابودی اسلام گرایان بر گفتمان گفت و گو، تفاهم و آشتی به دنبال داشته است.
این در حالی است که موسسه دینی نیز به نوبه خود در به وجود آمدن این وضعیت سهیم بوده، جایی که شيخ الازهر به جای آنکه به برتری دادن صدای حكمت و خرد روی بیاورد، وارد درگیری اجتماعی و ترجیح گفتمان تمجيد از خشونت و تحريک ارتش به ارتكاب جنایت های خود بر علیه آنچه “فتنه گران” و ” مخالفان نظام” خوانده می شوند، شده است.
دلایل عميق این تغییرات سريع از حادثه انقلاب بزرگی جدا نیست که سرکرده نظام مصری را در پی خروج میليون ها تن به خیابان ها و سر دادن یک شعار واحد که همان “برو” می باشد، سرنگون کرد.
در واقع توافق بر سر شعار “برو” اصلا به معنای توافق در مورد پروژه های سياسی برای اداره امور جامعه و کشور نبوده و همچنین بدین معنی نبوده که انقلاب بر اساس ارزش های مورد توافق بر سر مضمون های عميق و پیش زمینه های فكری و فلسفی آن، چارچوب بندی شده است.
انقلاب مصر بر اساس شعارها به وقوع پیوست نه بر اساس پروژه ها، در نتیجه جامعه این کشور همچنان به دنبال راهی به سوی تغییر این شعارها به ارزش های تثبیت شده در آگاهی مردمی و وجدان عمیق جامعه می باشد.
باید گفت که درگیری بسیاری از قشرهای جامعه بر علیه کودتای نظامی تنها یک درگیری تاكتيكی برای دستیابی به حکمرانی و سلطه گری نیست، بلکه در اعماق خود بازتاب دهنده یک درگیری تاريخی برای تثبیت ارزش های حاکمیت مردم، مشروعيت انتخابات و اصول دموکراسی مبتنی بر نمایندگی می باشد، ارزش هایی که در تفكر بشر و تجربه های دموکراتیک دیرینه متبلور شده است.
بدون شک نگرانی هایی در مورد فرو رفتن این درگیری به سوی بعد مذهبی وجود دارد و تمایل واضحی نیز برای کشاندن برخی گروه ها به باتلاق خشونت مذهبی موجود می باشد تا از این طرق، نابودی این گروه ها به بهانه مبارزه با تروریسم آسان شود و این راهبردی بوده که برای همگان آشکار شده است.
با این حال، باید آگاه باشیم که ادامه تظاهرات مردمی مسالمت آمیز خواهان پایان یافتن حكمرانی نظامیان در تغییر مسیر انرژی جامعه از خشونت مادی به اعتراض کلامی سهیم بوده و احتمال روی آوردن تمامی افراد خشمگین از تسلط نظامیان بر حکمرانی به خشونت را کاهش می دهد، در نتیجه باید برای ادامه تخلیه انرژی مردم با روشی مثبت به جای فرو رفتن در خدمت رسانی به برنامه های خشونت آمیز فعالیت کرد، برنامه هایی که تنها شکست و ناامیدی در پی خواهند داشت.
در واقع تلاش برای تثبیت ارزش های نوین در جامعه تبدیل به راهی ضروری برای موفقیت فرآیند گذر تاريخی به سوی جامعه آزاد و دموکراتیک و دولت واقعی نهادها و موسسات شده است، جامعه و دولتی که ملت بدون درک نیازهای فرهنگی و اجتماعی اش، برای دستیابی به آن انقلاب کردند.
بدون شک نهاد دموکراتیک به اندازه نهاد مذهبی و یا نهاد قبیله ای و عشیره ای برای عوام مردم قابل درک نیست و تحرک در حال اجرای کنونی می تواند در کاهش مسافت میان این نهادها و انجام آشتی مورد نیاز ميان ارزش های چارچوب بندی هر کدام از آنها سهیم باشد و برای تثبیت مرزهای مورد نیاز ميان این نهادها و تمايز ميان نقش های هر کدام از آنها فعالیت کند.
در همین راستا، هنگامی که اسلام گرایان مصری علیه مواضع شيخ الازهر قیام می کنند، در واقع آنها در حال برداشتن گام مهمی به سوی دور کردن نهادهای مذهبی از دخالت در امور دولت هستند و با این کار، عملا در تحقق مفهوم دولت مدنی در آگاهی خود و درون سازمان هایشان پیش از تثبیت آن در رفتار سیاسی آنها سهیم هستند.
بدون شک نیاز مبرمی برای وارد کردن ارزش های جدیدی در داخل ساختارهای سنتی عامل چارچوب بندی رفتار افراد و گروه ها وجود دارد و این همان چیزی است که درگیری میان ارزش های انقلاب و ارزش های انقلاب معکوس اجازه آن را می دهد.
در واقع آنچه طی دو سال اخیر اتفاق افتاد به ما این اجازه را می دهد که برخی از معانی را بازنگری کرده و از زوایای جدیدی در برخی مسائل تجدید نظر کنیم.
در همین راستا باید گفت که مفهوم دموکراسی دچار نوسان بزرگی از سوی نظریه پردازان بزرگ در زمینه دموکراسی و دولت مدنی شده، نظریه پردازانی که هیچ تناقضی میان اصول خود و دست گذاشتن در دستان نظامیان جهت پایان دادن به دموکراسی نیافتند و این بدین معنی است که ارزش دموکراسی نمی تواند به وسیله نوشته های نخبگان بحران زده در آگاهی مردم تثبیت شود، بلکه ثمره یک آگاهی اجتماعی و گروهی است که کم کم در ذهن آن دسته از مردم رسوخ پیدا می کند که در تظاهراتی روزانه برای درخواست بازگشت مشروعیت خارج می شوند.
در واقع مفهوم دموکراسی به عنوان مفهومی اجرایی در ذهن اسلام گرایان نیز دچار دگرگونی خواهد شد و آنها درک خواهند کرد که مسئله دموکراسی از پیروزی در یک انتخابات و به دست آوردن آرای رای دهندگان عمیق تر بوده و تثبیت آن روی زمین نیازمند تلاش بیشتری نه تنها از نظر فکری و نظری، بلکه از نظر روش های سياسی و روش برخورد با دیگری نیز می باشد.
بدون شک روی آوردن به خشونت جهت یکسره کردن درگیری میان جریان های متفاوت از نظر ایدئولوژیک، سستی گفت و گوی بیش از 20 ساله میان جریان اسلامی و جریان سکولار (ملی گرایان و لیبرال ها) را نمایان ساخت، جایی که به محض بروز بحران، ارزش های گفت و گو از بین رفت و هر طرف با جریان سیاسی خود به جبهه بندی پرداخت و این بدین معنی است که گفت و گو درون فضاهای محصور نمی تواند جایگزین گفت و گو درون فضاهای عمومی با زبان متفاوتی از زبان بسیاری از گفت و گوهای نخبگان منزوی از مردم شود.
آنچه در حال حاضر در مصر اتفاق می افتد و تنش های سياسی و اجتماعی و اقدامات جامعه در مخالفت با دخالت ارتش این کشور در زندگی سياسی، در واقع غلبه با منطق نخبگان است که دنبال توافق های تشریفاتی منزوی از چارچوب های اجتماعی و سياسی خود بود.
بدون شک نباید عمق اختلافات فكری و ايدئولوژیک که در حال درنوردیدن جامعه مصر است را دست کم گرفت و باید برای تثبیت ارزش های همزیستی ميان افكار مختلف و ايمان به قواعد انتقال مسالمت آمیز قدرت از دست هر جریان سياسی و ايدئولوژیک حاکم فعالیت کرد به شرط آنکه به حقوق دیگران احترام گذاشته شود و حق آنها در آزادی بیان و مشارکت در تصمیم گیری را محترم شمرد.
در واقع آنچه به اصطلاح دموکراسی مشاركتی نامیده می شود از همان ارزش های جديدی است که برای جبران نقیصه بزرگ ناشی از دموکراسی اکثریت ضروری به نظر می رسد، چرا که یکی از نشانه های دموکراسی نمایشی همان احساس اقليت به نابودی به دلیل تسلط اکثریت و توانایی آن برای سيطره بر زمام امور و بستن راه های آزادی بیان و مشاركت بر مخالفان می باشد.
در پایان باید گفت که همگان بایستی آن درس تاریخی که ملت ها در مرحله کنونی ارائه می دهند را درک کند و هر فردی باید چکیده آنچه نیاز دارد را به دست آورد.»
ترجمه از “شفقنا”
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
