شفقناافغانستان – هامونها، تالابهای مشترک در مرز افغانستان و ایران است. تالابهایی که در سالهای پر آبی، زیستگاه انواع بسیار مختلف پرندهها، پستاندارها، خزندهها و ماهیها بوده و از تنوع زیستی و اکولوژیکی منحصر به فردی برخوردار است؛ ولی در حال حاضر در کم آبی شدید و در وضعیت کاملاً بحرانی قرار دارد. متأسفانه کمتر به وضعیت تالابهای هامون در داخل کشور پرداخته شده و در نبود دیپلماسی فعال آبی (Water Diplomacy)، ملامتیها به صورت غیرمنصفانه و به دور از واقعیت، به جانب افغانستان نسبت داده شده است.
وضعیت بحرانی هامونها سوالاتی را مطرح میکند که چرا هامونها در حال خشک شدن است؟ آیا تغییر اقلیم، خشکسالی و کاهش بارش برف و باران تنها دلایل خشک شدن هامونها است یا دلایل دیگری از جمله دخالتهای انسانی هم در آن نقش دارد؟ در این نوشته تلاش میشود در ابتدا وضعیت هامونها بررسی شود و دلایل ریشهای وضعیت بحرانی هامونها مورد کنکاش قرار گیرد.
تالابهای هامون متشکل از سه بخش عمده به نامهای هامون پوزک، هامون صابری و هامون هلمند است. هامون پوزک در داخل افغانستان و هامون هلمند در داخل خاک ایران و هامون صابری در خاک مشترک هر دو کشور قرار دارد. این سه بخش در زمانهای پرآبی با هم وصل بوده و وسیعترین دریاچه آب شیرین مشترک افغانستان – ایران که هفتمین تالاب بینالمللی جهان است را تشکیل میداده است. همچنان گود زره که در داخل افغانستان موقعیت دارد، نیز بخشی از همین چرخه آب است و در زمان پرآبی، آب اضافی از هامونها از طریق رود شیله وارد گود زره میشده و تالاب بسیار وسیعی را تشکیل میداده است.
دریای هلمند (شریان اصلی) و دریاهای خاشرود، فراه، ادرسکن افغانستان و همچنان دریاهای شوررود، حسینآباد و نهبندان از خاک ایران به تالابهای هامون میریزد. از آنجایی که رودهای تغذیه کننده تالابهای هامون فصلی است، کم و زیاد شدن آب هامونها و حتا گاهاً خشک شدن آنها طبیعی است. اما مسألهای که در این سالها گریبان هامونها را گرفته، خشک شدن پیهم آنها است که باید دلایل آن مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی، پدیدههای طبیعی و دخالتهای انسانی را میتوان به عنوان دلایل اصلی خشک شدن هامونها برشمرد که در ذیل بیشتر به آنها پرداخته میشود:
تغییرات اقلیم و خشکسالی: منطقهای که هامونها در آن قرار دارد، دارای شدیدترین تنشهای آبی است. براساس مطالعات برنامه ارزیابی آبهای فرامرزی (TWAP) که از سوی اداره جهانی محیط زیست (GEF) انجام شده است، حوضه هلمند از نظر دسترسی به آب شرب، کشاورزی و محیط زیستی تحت تنش آبی شدید قرار دارد. تغییر اقلیم، کاهش میزان بارندهگی، افزایش درجه حرارت، خشکسالیهای پیدرپی و تغییر رژیم بارندهگی باعث کاهش منابع آب در این منطقه شده است. مطمئنا دلایل متذکره به عنوان پدیدههای طبیعی، تأثیرات منفی زیادی روی هامونها داشته است؛ ولی در کنار این دلایل موارد عمده دیگری نیز وجود دارد که در ادامه به آنها پرداخته میشود.
انحراف آب هامونها به دریاچههای مصنوعی (چاه نیمهها): رودخانه هلمند در منطقه مرزی به دو شاخه سیستان و پریان تقسیم میشود که شاخه سیستان به داخل ایران و شاخه پریان در مسیر خط مرزی جریان دارد. کشور همسایه با سوءاستفاده از این موقعیت و دستکاری در مورفولوژی طبیعی رودخانه و ساختن سیستم انحراف بر دهانه رودخانه سیستان و ساخت چهار چاه نیمه (دریاچههای مصنوعی) با ظرفیت مجموعی ۱٫۵ میلیارد متر مکعب (بسیار بیشتر از حقآبه خود در سالهای آبی نرمال طبق معاهده هلمند) در داخل خاک خود، قسمت اعظم آب را به این چاه نیمهها منحرف میکند. در واقع میتوان گفت که یکی از دلایل اصلی خشک شدن تالابهای طبیعی هامون، احداث این چاه نیمهها و انحراف آبی است که باید به صورت طبیعی به هامونها برسد. در واقع میتوان گفت که با احداث چاه نیمهها، ایران عملاً هامونها را از نقطه مرزی به داخل خاک خود منتقل کرده است و هرگونه که بخواهد از آنها استفاده میتواند و از خشک شدن هامونها استفاده ابزاری جهت تحت فشار قرار دادن افغانستان و مراجع بینالمللی محیط زیستی میکند. در حالی که مطالعات و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که هرگاه هامونها خشک شده، چاه نیمهها مملو از آب بوده است؛ چرا که سهم آب هامونها در آنها جای داده شده و این یک دستکاری بزرگ در اکوسیستم منطقه است. ایران از آب چاه نیمهها برای آبیاری دهها هزار هکتار زمین کشاورزی جدیدالانکشاف استفاده میکند. آبی که میتوانست تا حدی زندهگی را به هامونها برگرداند.
بندسازی در ایران: همانطوری که در ابتدا گفته شد، چندین رودخانه که مهمترین آنها در افغانستان قرار دارد، تامین کننده آب هامونها است. اما چند رودخانه سیلابی از جمله شوررود، رود حسینآباد، بندان و… از ایران نیز به هامونها میریزد. هرچند حجم این رودخانهها قابل مقایسه با رودخانههایی که از طرف افغانستان به هامونها میریزد، نیست؛ ولی نکتهای که در اینجا وجود دارد، این است که جانب ایران از یک طرف از خشک شدن هامونها ابراز نگرانی مینماید و از طرف دیگر به گزارش شرکت مدیریت منابع آب ایران، هماکنون پنج بند و طرحهای پخش سیلاب بر روی رودخانههای منتهی به هامونها ساخته است و مانع رسیدن همین مقدار آب اندک هم از خاک خود به هامونها شده است. همانطور که گفته شد، حجم این رودخانهها مقدار چشمگیری نیست؛ اما مهم نفس عمل است که نشان دهنده یکسان بودن گفتهها و اعمال نیست.
پمپاژ و انتقال بین حوضهای آب هامون: همانطور که اشاره شد، حوضه هلمند تحت تنش آبی شدید قرار دارد و در این حالت، ایران با احداث خط انتقال آب به ظرفیت ۹۰۰ لیتر در ثانیه به زاهدان باعث فشار بیشتری بر این حوضه شده است. در حالی که زاهدان اصلاً در حوضه هلمند قرار ندارد و این یک انتقال بین حوضهای تلقی میشود. با توجه به اینکه حوضه هلمند از کمبود آب و خشکسالی رنج میبرد و ساکنان منطقه سفلای هلمند، در هر دو سوی مرز در رنج به سر میبرند، انتقال آب از این حوضه به حوضههای دیگر، تأمل برانگیز است.
به کرات شنیده شده است که مقامات عالیرتبه ایران بارها بندسازی در افغانستان را یکی از دلایل خشک شدن هامونها شمردهاند؛ اما واقعیت این است که تنها بندی که افغانستان در مسیر رودخانه هلمند ساخته، بند کجکی است که بهرهبرداری از آن به سال ۱۹۵۳، یعنی ۲۰ سال قبل از امضای معاهده هلمند (۱۹۷۳) میرسد. بنابراین، در زمان تنظیم معاهده هلمند تمام تیمهای کارشناسی، اثرات این بند را دیده و در محاسبات خود گنجانیدهاند و براساس آن معاهده تنظیم شده است. از طرف دیگر، براساس بند سه معاهده هلمند، افغانستان با در نظر گرفتن حقآبه ایران مندرج در توافقنامه، حق استفاده از مازاد آب را به گونه دلخواه دارد. بنابراین، اگر در آینده افغانستان بندی هم بر روی هلمند بسازد، هیچگونه تعارضی با معاهده هلمند ندارد. لازم به یادآوری است که بند کجکی هماکنون به خاطر تجمع رسوبات در مخزنش، ظرفیت ذخیره آب را به شدت از دست داده است. فعلاً تنها بندی که در حوضه دریایی هلمند تحت کار است، بند کمال خان است که تاریخ آغاز کار این بند هم به سال ۱۳۴۵ خورشیدی (۱۹۶۷ میلادی) میرسد. ظرفیت حداکثری این بند ۵۲ میلیون متر مکعب است که به صورت مقایسهای، ظرفیت آن در حدود سه درصد (۳%) ظرفیت چاه نیمههای ایران (۱٫۵ میلیارد متر مکعب) است.
در پایان اینکه، کشور افغانستان به خاطر سالها جنگ و ناامنی نتوانسته است، زیربناهای کافی مدیریت و کنترل آب را در حوضه دریایی هلمند انکشاف بدهد و آب به مراتب زیادتر از حقآبه ایران وارد آن کشور میشود. ایران به جای اینکه اجازه دهد آب دریای هلمند در مسیر طبیعی خود وارد هامونها شود، این آبها را در مسیر دریاچههای مصنوعی یا چاه نیمهها منحرف کرده و باعث تشدید بیآبی هامونها شده است. همچنان ایران با استفاده از پمپهای آب زیاد که در مسیر دریای هلمند مرزی نصب کرده است، آب زیادی را برخلاف معاهده، بدون هیچ اندازهگیری جهت توسعه زمینهای زراعتی بسیار زیاد برداشت میکند که در تعارض آشکار با معاهده هلمند است. بنابراین، پیشنهاد میشود که دستگاه دیپلماسی کشور نسبت به انحراف مسیر آب هلمند از مسیر طبیعی خود به طرف چاه نیمهها و برداشت غیرقانونی آب توسط پمپهای آب و انتقال آب هامونها توسط ایران، تلاش کند تا اکوسیستم منطقه به شمول گود زره دوباره احیا شود.
نویسندگان: عبدالبصیر عظیمی و سیدعلی حسینی
منبع: رزنامه 8 صبح
