شفقنا افغانستان- با توجه به تعدد کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری طبیعتا هر کسی این پرسش برایش مهم است که با توجه به چه معیار ها و سنجار های به انتخاب کاندید اصلح برای احراز پست ریاست جمهوری کمک کند. به نظر می رسد ساده ترین راه برای تشخیص کاندید و تیم شایسته و اصلح در نظر گرفتن برنامه ها و همینطور تعهد، توانایی ها و لیاقت های افراد در یک تیم کاری است. مردم با درک درست از برنامه ها و استراتیژی های جریان های مختلف سیاسی باید به آن جریانی که بهترین برنامه ها وطرح های مدون را دارد رای بدهند. نه اینکه صرف عنوان و اسم اشخاص یا تعلقات گروهی و قومی و جناحی معیار انتخاب باشد بدون اینکه برنامه ها و ر اهکار عملی برای چالش های افغانستان را در نظر بگیرند.
این یک واقعیتی است که تنها با برنامهریزی موثر معطوف به وضعیت دشوار کنونی افغانستان بر اساس اهداف کلان تعیینشده است که میتوان تیم مورد نظر در انتخابات آینده را ارزیابی دقیق نمود. در یک دهه گذشته توجهنکردن به برنامهریزی معطوف به نتیجه موجب شده است که نظام اداری کنونی کشور از کارایی لازم برخوردار نباشد و افغانستان با چالش های گوناگون دست و پنجه نرم کند. از طرفی همة جریانها از سنگینی و بیتحرکی و نامتوازنبودن دولت شکوِه میکنند. خوب اکنون مردم منتظر اند بدانند طرح و برنامه ائتلافها در این زمینه چیست آیا برنامه ی برای داشتن یک دولت موفق وجود دارد؟ راهکارها و راه حل ها چیست؟ چگونه می توان یک دولت چابک و پیشرو را در افغانستان ایجاد کرد.
مردم افغانستان می دانند که کشور شان از چند پدیده و مشکل اساسی در حوزه سیاست داخلی به شدت در این سالها رنج برده است یکی بحث مشاغل و فرصت های کاری است که علت اصلی گرایش به مخالفان مسلح در میان جوانان در برخی مناطق همین مسئله است. دوم جابهجایی نیروها بر اساسس منافع قومی زبانی و گروهی در سطح کلان آسیبهای جبرانناپذیری بر ادارة کشور وارد آورده است و منشا فساد های کلان در ساختار نظام کنونی نیز همین مسئله است. این خویش خوری ها باعث عدم امنیت شغلی کارشناسان، تزلزل در موقعیت کاری نیروها، هرز رفتن مطالعات کارشناسی صورت گرفته، محرومکردن کشور از نیروهای کارآمد و شایسته از جمله آسیبهای روش حکومتداری کنونی در کشور شده است. اکنون مردم باید ببینند کدام جریان و تیم های حاضر در رقابت کنونی بهترین راهکارها و توانایی ها را در رفع این مشکلات کشور دارد.
فساد و تبعیض در افغانستان بیداد می کند و در گذشته مناطق و ساکنان بخش های وسیع از کشور از محرومیت مضاعف رنج برده و بخش های دیگر امکانات را در اختیار داشته اند. این انکشاف نامتوازن و کاریکاتوریک نه تنها گرهی از مشکلات کشور نگشوده است که بی اعتمادی ها و شکاف های اجتماعی را عمیق تر از گذشته کرده است. پرسش اکنون مردم این است که ریشهکن کردن فساد اداری و اقتصادی در نمونههای مختلف آن اعم از رانتخواری، رانتخواهی، رشوهخواری، برخورد غیر مسئولانه با مراجعین، چگونه امکان پذیر است طرح و برنامه در این زمینه چیست. مشکل دیگر در افغانستان این است که تنوع اقلیمی و جمعیتی ادارة آن را بسیار دشوار میسازد. تاریخ گذشتۀ افغانستان، شاهد بیعدالتیهای فراوان در توزیع منابع، امکانات و گاه رفتارهای تبعیض با برخی مناطق کشور بوده است. محرومیتزدایی از این مناطق نیازمند توجه بیشتر دولتمردان است. در این راستا و در جهت تعدیل تقسیمات اداری چه طرح و برنامه عملی تهیه شده است؟ آیا طرحی در جهت توزیع بودجههای عمرانی بهصورت متوازن و عادلانه وجود دارد تا محرومیتهای مضاعف برجایمانده از گذشته مرتفع شود؟
مشکلات و چالش های افغانستان در حوزه سیاست خارجی نیز کم نیست. اما نباید فراموش کرد که ساماندهی به روابط خارجی و دستیابی به ثبات در مناسبات با کشورهای جهان زمانی ممکن است که ابتدا درداخل کشور شکاف ها و بی اعتمادی های ملی کاهش یابد و و درسطح ملی به یک نوع ثبات لازم دست یابیم. در این راستا پرسش مردم این است که کاندیدان محترم و تیم همراه شان چه استراتژی و برنامه مدونی را روی دست گرفته اند؟ فضای داخلی کنونی کشور یک فضای سردرگم و ناروشن است که نمود آن در رفتار خارجی کاملا مشخص است. بی پروایی های که در رفتار سیاست خارجی افغانستان و جود دارد در درازمدت افغانستان را در منطقه آسیب پذیر می سازد. کاندیدان محترم باید به مردم بگویند که در این راستا چه برنامه ی دارند این اجماع سیاسی در داخل افغانستان را چگونه بوجود می آورند؟ بدیهی است که در نبود چنین اجماع داخلی، ثبات به وجود نمی آید و وقتی ثبات به وجود نیاید یک نظام سیاسی آشفته نمی تواند روابط خارجی پویا و موثری را در نظام بین الملل داشته باشد.
متاسفانه سیاست مداران و سیاست سازان کشور ما در گذشته بیشتر سعی کرده اند بگونه ای عمل کنند که از افغانستان صرفا پلی برای تامین منافع دیگران بسازند و خود افغانستان هیچ گاهی از کنش گران مهم سیاسی در سطح منطقه و جهان نبوده است. گویی هنوز تعریف روشن و دقیقی از منافع علیای ملی وجود ندارد و عالی ترین دستگاه های دیپلماسی کشور بیشتر دغدغه منافع قومی جناحی و گروهی خود را دارند. مردم باید ببیند کدام یک از کاندیدا ها و تیم های همراه شان سیاست های روشن و شفاف در قبال مسائل مهم جنگ و صلح، مبارزه با فساد، برقراری عدالت و توازن در سطح ملی دارند. همین طور در حوزه مشکلات و چالشهای اقتصادی نیز مردم باید ببینند بالاخره کاندیدا های مختلف چه طرح و برنامه مدونی برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی ارائه می دهند. در مجموع مردم باید فقط به برنامه ها توانایی ها و شایستگی های افراد و تیم های همراه آنان فکر کنند و فقط با همین معیار رای بدهند.
در پایان باید گفت در خصوص شایسته سالاری آنچه که فوق العاده مهم و حیاتی است این است که دقیقا مشخص گردد معیار شایستگی و تشخیص شایسته بودن یا نبودن یک فرد برای تصدی یک پست و مقام چیست؟ اگر تعیین این معیار یک ساز و کار مشخص و روشنی نداشته باشد افراد بر اساس سلایق و اغراض خاص خود معیار تعیین کرده و بر اساس آن انتخاب می کنند. این چیزی است که در جوامع پیشا مدرن معمول است و در افغانستان نیز عملا شاهد اش بوده ایم. بنا براین باید در تشخیص معیار شایستگی باید ساز و کار و میکانیسم مشخصی مبتنی بر اصل عدالت و لیاقت وجود داشته باشد و بصورت یک دستور العمل و اساسنامه در آید که همه در کشور از آن پیروی کند.
متاسفانه در افغانستان مقامات معمولا خود را معیار می دانند در بی معیاری تمام. اگر این روند ادامه یابد تبدیل به یک فرهنگ عمومی می شود و در آن صورت نه تنها به شایسته سالاری نمی رسیم بلکه روز بروز بر قومی شدن و خاندانی شدن بیشتر ادارات افزوده خواهد شد و در نهایت هیولای فساد قوی تر شده و همه فرصت ها را خواهد بلعید. در آن زمان باید با یک انقلاب مسلحانه و خونریزی ها و …. روش های که در گذشته در افغانستان مرسوم بوده باید اصلاحات بوجود آورد. زیرا این استیلای خاندانی و قومی آنچنان قوام می یابد و پایه هایش در دراز مدت مستحکم می شود که جز یک جراحی بزرگ با خسارات جبران ناپذیر این غده سرطانی را نمی تواند از بین ببرد. پس انتخابات فرصت بی نظیری است برای تغییر و مردم نقش بسیار حیاتی و تعیین کننده دارند باید این فرصت را غنیمت شمرده و در جهت آوردن تغییر مثبت در جهت تعالی و پیشرفت کشور همت کنند.
رهین فرهمند-روزنامه افغانستان
انتهای پیام
