شفقنا افغانستان(خبرگزاری شیعیان افغانستان)
۱٫ قران کریم، آخِرین کتاب آسمانی و امانت الهی در دست انسان است. قران معجزۀ گفتار و واپسین سخن خداوند با انسان است. جویباری همیشهجاریِ از هدایت و رحمت و بشارت. خاموشی چراغ زندگی آخرین پیامآور آسمانی، برای مسلمانان لحظههای پر از دلهره و آشوب و نابهسامانی بود. برای رخی پایان پیامبر، پایان دیانت نیز بود. در لحظههای دشوار، ابوبکر به یاد همگان آورد که «پیامبر مرده است؛ اما قران همچنان در میان امّت او و برای همیشه وجود دارد». روزگار بعد از مرگ پیامبر، روزگار آزمونهای دشوار و سهمگین بود. «حروب الرّده» و «فتنه» از آن جملهاند. بعد از مرگ پیامبر، مسلمانان خود را با «جنگهای ارتداد» رویاروی دیدند. برخی از قبایل عرب با این تصور که روزگار اسلام نیز با مرگ «سیّد» به سرآمده است، از دین برگشتند و در برابر جانشینان او ایستادند. در جنگهای ارتداد، مسلمانان به قرآن پناه بردند و با تکیه بر این منبع هدایت، جنگهای ارتداد را پشتسرگذاشتند. بعد از «ردّه» نوبت فتنهها بود که یکی پس از دیگری تمدن اسلامیرا در ظلمت و تاریکی فروبرد. اینبار نیز قرآن پناهگاه دینداران بود.
در تاریخ اسلام، هیچچیزی به پیمانۀ قرآن در میان مسلمانان ارزش و منزلت نداشته است و هیچچیزی نتوانسته است، در نزد آنها جایگاهی را پیدا کند که این متن مقدس داشته است. حرمت این کتاب آسمانی، نشان از عبودیت و بندگی خداوند است. حفظ حرمت قرآن به معنای برخورد از منظر عبودیت با آفریدگاری است که قرآن را روشنایی ظلمت خاکیان و ناسوتیان ساخته است. به همین دلیل، مسلمانان به نشان بندگی، به قرآن احترام میگذارند.
قرآن برای مسلمانان منبع برای دانشها و معارف دینی بوده است. آنان با تأمل در قرآن، طیف گستردۀ از دانشهای را آفریدند که در حضور تاریخی مسلمانان تنها دستآورد ماندگار و اثرگذار محسوب میشود. دانشهای متنوعی که از ادبیات و تاریخنویسی گرفته تا تفسیر و عرفان و تفکر عقلی، همگی به منظور کشف رمزها و معانی و مدلولات این متن تکوین یافته است.
۲٫ قرآن کریم و آموزههای آن، همیشه در معرض دستبردها و سوء استفادههای بیشماری نیز بوده است. از آیات و مفاهیم آن بر مبنای عواطف و علایق شخصی و گروهی شرح و تفسیرشده است. از آن به عنوان ابزار فریب و تزویر استفاده شده است. محملی برای کشتار ویرانی و خونریزی ساختهشده است. در پس همۀ این رویدادهای ضد دینی البته که کوشش شده است بهصورت ظاهری احترام این کتاب آسمانی محفوظ بماند. همیشه تلاش شده است از هرگونه اقدامیکه هتک حرمت و تعرض به ساحت کلام خداوند شمرده میشود، پرهیز گردد. در افغانستان اما اینروزها، وضعیت بهگونۀ دیگری رقم خورده است.
طالبان و امارت اسلامیآنها، یکی از بزرگترین بدعتها و تحریفهای دینی در دنیای معاصر به شمار میرود. این گروه، نه توان فهم قرآن و نصوص دینی را دارند، نه با میراث فکری دانشها و معارف دینی آشنایی دارند و نه سودای دیانت و دینداری را. آنان بیش از هرگروه و جریان دیگر، هم با دین بیگانهاند، هم با قرآن؛ اما بهرغم این قرآن و مأثورات دینی برای آنها دستآویزی برای کشتار و دهشت و ترور است. برای آنان راهزنی، تخریب، تجاوز، و سربریدن، مقدم بر همهچیز است. چگونه میتوان تصورکرد که کسانی که هدفشان «انفاذ شریعت محمدی» است، بهصورت آشکار به حرمت کتاب آسمانی تعرض کنند و از آن دامیبرای ترور و آدمکشی در مساجد بسازند؟ این رویداد را با کدام منطق دینی میتوان توجیهکرد؟ قرآن همیشه برای مردم پناهگاه بوده است. بیچارگان این سرزمین همیشه در روزها و لحظههای سخت به آن پناهبردهاند، اینک کاری کردهاند که از قرآن نیز باید ترسید.
کارنامه، منطق و رویههای رفتاری طالبان بر همگان روشن است. این گروه، همیشه به دنبال این بوده است که هرروز رفتارهای ضدانسانی و ضداخلاقیی را از خود به نمایش بگذارند که در تاریخ انسان پیشینۀ زیادی نداشته باشد. بنابراین، از این گروه انتظاری غیر از این نمیتوان داشت. آن که قابل تأمل است سکوت مرگبار مراجع دینی و گروههای مذهبی در برابر هتک حرمت قرآن شریف است. وقتی شایعۀ بیاحترامیبه قرآن توسط نیروهای خارجی مطرح شد، یا زمانی که مسالۀ به آتشکشیدن قرآن توسط یک بیمار دینی در آمریکا به میان آمد، خشم و خروشی بسیاری را در این جامعه برانگیخت و منجر به تظاهراتهای خونینی نیزشد. آیا این سکوت به این معنی نیست که طالبان برای هرنوع رفتار ضد دینی و غیرانسانی آزادی عملدارند؟ عالمان دینی ما وقتی در برابر یک متن حقوقی که نیاز امروز انسان این سرزمین است، شدیدترین واکنشهای ممکن را نشان میدهند، چرا در برابر تعرض به حرمت قرآن سکوت کردهاند؟
جواد سلطانی – جامعه باز
انتهای پیام