شفقناافغانستان – فرامز تمنا، استاد دانشگاه و فعال سیاسی در یادداشتی در واکنش به تنش های اخیر در هرات به ویژگی های جوانان و فعالین فرهنگی و سیاسی امروز هرات پرداخته است.
فرامرز تمنا: هرچند علاقهمند بودم تا در مورد مسایل سیاسی روز چیزی ننویسم، اما به خواست تعدادی از دوستان در مورد سفر اخیر و احتمالا آیندهٔ برخی سیاسیون به هرات نظر مختصری دارم.
مختصراً بگویم که نگاه ابزاری و مقطعی مرکز به هرات و سایر ولایات حوزه غرب جدید نیست. دوری جغرافیایی از مرکز از یکسو و نگاه «فرهنگمحور» هراتیان به قدرت و حکمروایی، که غالبا با نگاه «قدرتمحور» اکثر ولایات کشور همخوان نیست، از دیگر سو باعث شده تا ارگنشینان نگاه درازمدت و استراتیژیک به هرات نداشته باشند.
از طرف دیگر این فاصله مدنی-فرهنگی باعثشده تا هراتیان نیز از نگاه ارزشی و معنوی خود را به صورت پایدار در معادلات سیاسی مرکز نبینند و به آن کم علاقه باشند.
واقعیت این است که اگر هراتیان بخواهند منتظر بنشینند تا فرهنگ سیاسی در افغانستان بهقدری رشد و ارتقا کند که نخبگان هراتی در یک روند دموکراتیک، مناظرهای و شایستهسالارانه وارد قدرت و مالک آن شوند، اضافه بر شش قرن گذشتهٔ بعد از تیموریان، حداقل یک قرن دیگر هم باید صبر کنند.
لذا با انتباه از تاریخ، نسل جدید هراتیان آموختهاند که:
– نگاه متعالی فرهنگی و مدنی به مسایل، هیچ تناقضی با نگاه «قدرتمحور» به سیاست افغانستان ندارد. یعنی میشود هم هراتی و مدنی اندیشید و هم به هدف ساختن افغانستان وارد تعاملات قدرت شد و به روش قدرتمدارانه با دیگران تعامل کرد.
– از انتخابات ریاست جمهوری به بعد هراتیان بازیکن ذخیره هیچ تیم و جناحی نیستند. خودشان مستقل بازی میکنند و مستقیم با قدرت تعامل میکنند. در این حرکت مستقل حتی اگر پیش بروند و ببازند هم بهتر از بردی است که همچون بیست سال گذشته در آن فراموش شوند و در حاشیه بمانند.
– هرات بعد از یک دوره شش قرنهٔ سکوت سیاسی، که البته جایگزین آن سرمایهگذاری عظیم در عرصه اقتصاد، فرهنگ، علم و هنر در هرات بود، دیگر حیات خلوت سیاسی و قومی هیچ شخص و هیچ تیمی نیست. هراتی یک هویت است و سایر ولایات حوزه غرب را نیز در بر میگیرد. نسل جدید هراتیان فریب سیاستهای تفرقهانگیز قومی-مذهبی را نمیخورند.
– هرات ازین پس به نفع کسی یا تیمی کار نمیکند و چوب سوخت برای گرم کردن کُرسی دیگران نیست. ما با قدرت و با برنامه وارد سیاست افغانستان شدهایم و هرگاه تصور کنیم به منفعت کشور است که ائتلاف کنیم، به عنوان یک جناح مستقل و بهصورت بی واسطه با تیمهای قوی و اصلی وارد ائتلاف میشویم.
– تجربه نشان داده که نه در میان جهادیان مرکزنشین و ولایات اطراف کابل برای مجاهد سلحشور هراتی جای بایسته داده شدهاست و نه در میان تکنوکراتها و روشنفکران حاضر در ساختار قدرت به روشنفکر و تکنوکرات هراتی بها داده شده. تاجیک و پشتون و … هراتی هم در هیچ جمع قومی همگون در کابل در متن نیست. «هراتی یک هویت است» و هراتیان با همین هویت وارد تعامل قدرت میشوند.
– اگر چند چهره هراتی به استقبال برخی از سیاسیون سوختهٔ مرکزنشین میروند و یا در جلسات آنها اشتراک میکنند، این یا از روی مهماننوازی آنها است، یا از بیچارگی آن چهره است و یا هم از بیکارگی وی و یقیناً به معنای این نیست که از این پس «هرات» پیرو است و نیمکتنشین بازیهای مضحک و بیریشه سیاسی.
– واضح بگویم که مشارکت قدرتمندانهٔ هراتیان در قدرت افغانستان، به هیچ صورت از نوع منطقهگرایی توسعهستیز متعارف نیست، چون این حضور بیش و پیش از آنکه به نفع هرات باشد، به نفع افغانستان است. هراتیان مکلف هستند تا مستقلانه و قدرتمندانه وارد تعاملات سیاسی افغانستان شده و توانایی و دانش خود را در خدمت توسعه کشور قرار دهند.
