شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)- «حسین جیلبانا» که زمانی به انبارداری مشغول بود، در روز فرار بهترین پیراهن ها و شلوارها به همراه کتاب ها و عکس هایش را در چمدانی مشکی رنگ قرار داد و همسرش را در آغوش گرفت و دو پسر کوچک خود یعنی عمر و عصار را بوسید. او به پسرانش قول داد که به زودی بازخواهد گشت و آنان را در اولین فرصت ممکن به خانه جدیدشان خواهد برد. سپس سوار فیات کهنه اش شد و از ال اریش رفت و در واقع وطنش یعنی شبه جزیره سینا را که حال دیگر از آن متنفر بود ترک کرد.
حسین و همسرش در این اواخر از سینا به عنوان زندانی یاد می کردند که شهر ال اریش یا همان منطقه ساحلی را در خود حبس کرده است، همان منطقه ای که از مدتی پیش در محاصره نیروهای ارتش مصر قرار دارد. حسین و همسرش شاهد ورود متجاوزان و مزاحمانی بودند که به اریش می آمدند یعنی همان جنایت کاران خرده پا و تروریست های جهادی و جنایتکاران خطرناک آزاد شده از زندان ها. این زن و شوهر شاهد بودند که چگونه این افراد برای به دست گرفتن امورات این شهر تلاش می کنند و شاهد بودند که نیروهای دولتی مصر با چه خشونت وحشیانه ای در برابر آن غریبه ها واکنش نشان می دهند. حسین و همسرش دو نوع از قاتلین را به چشم خود می دیدند و به گفته حسین در یک طرف “قاتلان ریشو” و در سوی دیگر “جنایت کارانی با چکمه های واکس زده نظامی” در برابر یکدیگر صف کشیده اند.
حسین 32 سال دارد و مردی لاغراندام اما سرزنده نشان می دهد. او اهل شبه جزیره سیناست و به قبیله بدوی اولاد سلیمان تعلق دارد. زندگی در اریش چندان بد نبود و حسین به عنوان انباردار در کارخانه سیمان کار می کرد و درآمد مناسبی داشت اما به گفته خودش ناگهان این شهر به منطقه نظامی بدل شد.
مصر از زمان آن کودتای نظامی در ماه جولای امسال در باتلاق خشونت فرو رفته است اما جنگ و درگیری ها در هیچ نقطه ای در این کشور به پای درگیری های وحشیانه در شبه جزیره سینا نمی رسد، همان شبه جزیره ای که بارها در انجیل از آن یاد شده و مساحت آن کمی بیشتر از ایالت بایرن آلمان است. شبه جزیره سینا امروزه یک آزمایشگاه خشونت است زیرا آن نظامیان و ارتشی که دولت اسلام گرا و منتخب محمد مرسی را سرنگون کردند، حال باید ثابت کنند که توانایی برقراری حداقلی از نظم و قانون را دارند و باید نشان دهند که می توانند کشور را نجات دهند. و البته این کار باید هر چه زودتر انجام گیرد و در غیر این صورت نظامیان حمایت اکثریت ملت را از دست داده و از باقیمانده اعتماد متحدانشان نیز محروم خواهند شد.
هفته پیش اما مشخص شد که وضعیت در مصر وخیم است زیرا روز دوشنبه هفته پیش بود که یک خودروی بمب گذاری شده در شهر التور که مقر فرمانداری سینا نیز به شمار می رود در برابر ساختمان پلیس منفجر و به گفته شاهدان عینی و رسانه های مصری چهار مامور پلیس را کشت و 48 نفر را مجروح کرد.
در همان روز یک گروه مسلح به یک کشتی ارتش در نزدیکی کانال سوئز در شبه جزیره سینا حمله بردند و تنها سه روز بعد یک حمله کننده انتحاری سوار بر اتومبیل در شهر اریش در مقابل یک پست بازرسی منفجر و سه سرباز و یک مامور پلیس را همراه با خود به کشتن داد. ساعاتی قبل از این حمله نیز ساختمان سرویس امنیت و اطلاعات در شهر رفح مورد حمله قرار گرفت و شش نفر جان خود را از دست دادند.
در قاهره نیز چیزی نمانده بود که وزیر کشور یعنی محمد ابراهیم قربانی انفجار یک خودروی حامل بمب شود. از قرار معلوم گروه تروریستی موسوم به “انصار بیت المقدس” مسوولیت این حملات را بر عهده گرفته اند، همان سازمانی که افراد آن در سراسر مصر پراکنده شده اما مقر آنان در شبه جزیره سینا قرار دارد. سینا یا همان منطقه واقع در راس آن مثلث، در قسمت های مرکزی خود منطقه ای خشک و خشن است اما سواحل آن در واقع زیباترین سواحل مشرق زمین به حساب می آید. این شبه جزیره از غرب به خلیج سوئز و از شرق به خلیج عقبه و از شمال به دریای مدیترانه می رسد. صومعه کاترین که یکی از کهن ترین صومعه های مسیحیان است در همین شبه جزیره قرار گرفته و بر اساس روایات متعدد ده فرمان موسی نیز در همین منطقه به وی نازل شده است.
منطقه سینا از چند هزار سال پیش در واقع منطقه ای بدوی به حساب می آمد. بدوی ها که مردمی سختکوش و مقاوم قلمداد می شوند ، اگرچه در ظاهر و به صورت رسمی شهروندان مصر محسوب می شوند اما در واقع خود را به قبایل خود و نه به دولت هایی که هیچ کاری برای آنها نمی کردند وفادار می دانستند. بدوی ها با وجود فقر شدید مردمانی آزاد بوده و آزاد زندگی می کردند اما این وضعیت با ورود گردشگران کاملا تغییر کرد.
اواسط دهه نود بود که انگلیسی ها و آلمانی ها و فرانسوی ها بخش های جنوبی سینا را کشف کردند. این منطقه که تنها چند ساعت با هواپیما از فرانکفورت همیشه بارانی فاصله دارد در واقع بهشت کسانی بود که عاشق حمام آفتاب در سواحل مرجانی و شنا کردن در آب های زلال بودند. تنها در شرم الشیخ شمار گردشگران بین سال های 1990 تا 2000 از شصت هزار نفر به 7/1 میلیون نفر رسیده بود. صدها هتل در به خصوص جنوب سینا ساخته شد و البته شمال جزیره هم اگرچه مرجانی و مشتاق فرهنگ نبود ، از توسعه بی نصیب نماند.
شبه جزیره سینا در سال 2010 رکورد جذب گردشگر را شکست اما در همان سال انقلاب از راه رسید و با افزایش ناآرامی ها این منطقه در عمل به حوزه ای بی قانون بدل شد. توریست ها رفتند و جای آنها را قاچاقچیان و سارقین و دلال های مواد مخدر و البته جهادی ها گرفتند. و از تابستان امسال یعنی از زمان سرنگونی محمد مرسی، نیروهای ارتش و پلیس و یگان های ویژه تلاش دارند که نظم و قانون را به این شبه جزیره بازگردانند.
دولت مصر در ماه سپتامبر اعلام کرد که وضعیت در شبه جزیره سینا پایدار شده است و در همان زمان لابیست های شرکت های توریستی مصر به دولت های اروپایی فشار می آوردند که وضعیت هشدار در مورد سفر به مناطق ساحلی دریای سرخ را لغو کنند. اما آن حملات هفته پیش در شمال سینا همه این امیدها را پیشاپیش برباد داد.
ظاهرا برقراری آرامش در سینا در حال حاضر غیرممکن است و شاید کمتر کسی مانند سرهنگ “احمد محمد علی” بر این واقعیت واقف باشد. این افسر ارتش مصر با اونیفرم جنگی و چکمه هایی براق روی کاناپه ای در اتاق پر از تجملات کنفرانس در یکی از کاخ های قاهره نشسته است و نوشیدنی می نوشد. سرهنگ علی در واقع یکی از اعضای ستاد ژنرال عبدالفتاح السیسی فرمانده ارتش مصر است. سرهنگ می گوید که جهادی ها از سال 2005 به سینا آمدند و عده ای از آنها که در واقع اهل سودان بودند از طریق همان تونل های انتقال کالاهای قاچاق از سینا به نوار غزه خود را به مصر رساندند. آنها غالبا در سه شهر شیخ سوید، رفح و اریش یعنی همان شهری که حسین جیلبانا از آن فرار کرد مخفی شده اند. این گروه ها به گفته سرهنگ علی در این سه شهر و تقریبا 15 دهکده واقع در شمال سینا مخفیگاه دارند و از همان نقاط اقدام به عملیات می کنند. نه گروه از جهادی ها 1200 پیکارجو و صد البته بین هفت تا ده هزار حامی در اختیار دارند:” کسب اطلاعات از طریق مردم کار بسیار دشواری است زیرا مردم از جهادی ها می ترسند. این تروریست ها بر اساس فتواهایی که خود صادر می کنند و به هیچ عنوان مورد قبول علمای اسلامی نیست عمل می کنند و بر پایه یکی از همین فتواها سربازان ارتش و نیروهای پلیس مرتد و مهدورالدم محسوب می شوند”. به گفته سرهنگ علی، تروریست به انواع موشک اندازها و سلاح های سبک و سنگین مجهز هستند و اگرچه نیروهای ارتش هر هفته تعدادی از انبارهای اسلحه آنها را کشف می کنند اما شمار این انبارها به مراتب بیش از این است.
“سمیر قطاس” کارشناس امور سینا و تروریسم و مدیر یکی از تینک تنک های قاهره علت پایدارماندن طولانی مدت وضعیت جنگی در شبه جزیره سینا را به این صورت عنوان می کند:” ساختارهای قبیله ای سینا از بین رفت و و کانون های قدرت جدید جایگزین آن شد. علت و سبب این مساله هم همان تونل های قاچاق کالا بود”. بر اساس قرارداد اسلو در سال 1993، اسرائیل این امکان را می یافت که در کشورهای مختلف عربی نمایندگی داشته باشد. به گفته قطاس در آن زمان حسنی مبارک از این می ترسید که در این صورت انحصار سیاسی خود به عنوان تنها طرف گفت وگو با اسراییل را از دست بدهد و به همین خاطر از یک سو دستور داد که آن تونل ها حفظ شود و از سوی دیگر آن تونل ها را به عنوان تهدید برای اسراییل نشان داد و اهرم گفت وگو با تل آویو را همچنان در اختیار خود گرفت. اما به عقیده قطاس این داستان ادامه یافت و ابعادی بزرگ تر پیدا کرد.
از طریق همین تونل های قاچاق میان غزه و مصر بود که در سال های اخیر مردان جوانی از هیچ به ثروت و قدرت رسیدند و الیت جدیدی به این ترتیب شکل گرفت که همان جنگ سالاران جوانی بودند که ساختارهای سنتی و تفوق ریش سفیدان قبایل را برنمی تافتند. افزون بر آن همین تونل ها بود که به باور قطاس قدرت حماس را در غزه افزایش داد.
سرهنگ علی نیز بر این باور است که در حال حاضر بسیاری از آن سلاطین قاچاق از باورهای مذهبی مردم نیز سود می برند: “به عنوان مثال فروش کالاهای با برند جهاد، سیل پول و اسلحه را به سوی این جنگ سالاران سرازیر می کند و پرستیژ و موقعیت اجتماعی برای آنان می سازد و آنها هم به خود القابی چون امیر و پرنس می دهند و نقش منجیان اسلامی را بازی می کند و گاه خودشان نیز آن را باور می کنند”.
به گفته سرهنگ علی پس از انقلاب سال 2011 و باز شدن در زندان ها در شهرهای تورا و وادی ناترون بسیاری از قاتلان خطرناک آزاد شده و به شبه جزیره سینا آمدند. سپس رژیم مرسی بر سر کار آمد و حمایت های این رژیم تجارت قاچاق با نوار غزه را سهل تر کرد زیرا وزارت کشور مرسی نیروهای ارتش و پلیس را از این مناطق به عقب کشید. با این حال ارتش مصر این اندازه قدرت داشت که به جهادی ها و قاچاقچی ها حمله کند اما نظامیان آشکارا از این کار خودداری کردند.
حسین جیلبانا یا همان مرد فراری از اریش می گوید در انتخابات ریاست جمهوری به محمد مرسی رای نداد اما این را قبول دارد که دولت مرسی طی انتخاباتی دموکراتیک بر سر کار آمد و مداخله های نظامیان بود که خشونت ها را افزایش داد. چه بسیار شب ها که حسین و همسرش از صدای شلیک گلوله ها بیدار می شدند و تا صبح در مورد فرار صحبت می کردند. آن دو احساس می کردند که در میان دو جبهه گرفتار شده اند. بسیاری از مردم مصر و سینا با حسین و همسرش هم عقیده هستند و آنها هم بر این باورند که نظامیانی که در دوران مبارک از احترام برخوردار بودند امروز عامل اصلی ناآرامی ها و ویرانی سینا محسوب می شوند.
نظامیان مصر حتی حمایت های دوستان آمریکایی خود را نیز تا اندازه ای از دست داده اند و همین چند روز پیش بود که دولت آمریکا اعلام کرد که کمک های یک میلیاردی به ارتش مصر را معلق کرده و از تحویل مقادیری تانک و هلی کوپتر به قاهره منصرف شده است. حال حاکمان مصر به فکر افتاده اند که از طریق جلب حمایت اسراییلی ها و با استفاده از لابی قدرتمند اسراییل در واشنگتن همچنان از کمک های مالی و تسلیحاتی ایالات متحده برخوردار شوند. ارتش مصر به بهانه حفظ امنیت شبه جزیره سینا بودجه هنگفتی را هزینه می کند و افکار عمومی این کشور از میزان واقعی این هزینه ها هیچ اطلاعی ندارد.
مخفی کاری و عدم شفافیت در واقع از جمله ویژگی های جنگ در شبه جزیره سیناست. فعالیت خبرنگاران در این منطقه بسیار دشوار است و آنها می دانند که حضور در این منطقه عواقبی چون کشته یا ربوده شدن توسط جهادی ها یا بازداشت توسط نیروهای ارتش و زندانی شدن در پادگان ها را به دنبال دارد.
«احمد ابو درعا» خبرنگار روزنامه مصری المصرالیوم و همکار چند شبکه تلویزیونی این کشور می گوید: “در دوران مبارک ما از وجود یک دولت پلیسی رنج می بردیم اما امروز وضعیت به مراتب بدتر است”. روز سوم سپتامبر بود که درعا از یک مسجد و سه آپارتمان در اریش که به دست سربازان ارتش ویران شده بود، عکس گرفت و این عکس ها در یک شبکه تلویزیونی به نمایش درآمد. در کنار آن مصاحبه ای با درعا نیز انجام گرفت و او گفت که حملات ارتش به غیر نظامیان آسیب می رساند و به عنوان مدرکی برای ادعای خود نام یکی از دوستانش را که در این حملات مجروح شده است اعلام کرد.
چیزی نگذشت که آن دوست به یکی از زندان های ارتش افتاد و درعا نیز در حالی که به دنبال دوست خود می گشت بازداشت شد:” اتهام من شایعه پراکنی در جهت تضعیف ارتش بود”. درعا به مدت یازده روز در سلولی دو در سه و بدون حق ملاقات به سر برد و روز یازدهم وکیلی به سراغش آمد. او می گوید:” خوشبختانه همکارانم در انجمن روزنامه نگاران در اعتراض به بازداشت من تظاهرات کرده بودند”. سی روز بعد دادگاه تشکیل و درعا به شش ماه حبس تعلیقی و پرداخت مبلغی معادل 22 یورو محکوم و در نهایت چند روز پیش از زندان آزاد شد.
درعا می خواهد همچنان به روزنامه نگاری ادامه دهد حتی اگر این کار در عمل غیرممکن باشد: “وضعیت در سینا از موقعیت بد به موقعیت فاجعه بار تغییر کرده است”. و در همان حال که درعا برای شرکت در جشن آزادی اش به انجمن روزنامه نگاران می رود، حسین جیلبانا کلید آپارتمان جدیدی را که به قیمت ماهانه 110 یورو در قاهره اجاره کرده در دست دارد و در حال مرتب کردن اثاثیه و تختخواب های جدید پسرانش است. فردا صبح به اریش و به سینا بازمی گردد تا خانواده اش را با خود به پایتخت بیاورد.
منبع: اشپیگل
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
