شفقناافغانستان-جز ء دهم قرآن ازآیه ۴۱ سوره انفال تا ۹۰ سوره توبه ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان، جزء نهم قرآن بیشتر به مساله جهاد وافشای چهره منافقان وزکات وخمس می پردازد.
در ادامه تفسیر برخی از آیات می پردازیم:
پرداخت خمس واجب است
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ«۴۱»
بدانید که هر چه غنیمت گرفتید،همانا خمس(یک پنجم)آن برای خداوند و رسول خدا و خویشاوندان(او،اهل بیت علیهم السلام)و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان(از سادات)است،اگر به خداوند وآنچه بر بنده ی خود،روز جدایی(حقّ از باطل،)روز درگیری دو گروه(با ایمان و بی ایمان در جنگ بدر)نازل کردیم،ایمان دارید و خداوند بر هر چیزی تواناست.
پیام ها:
۱-پرداخت خمس واجب است،گرچه درآمد و غنائم کم باشد. «غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ»
۲-حال که با نصرت الهی در«بدر»پیروز شدید،حقّ خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام و خمس غنائم را بپردازید. غَنِمْتُمْ … فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ
۳-اسلام،مالکیّت اشخاص حقوقی را پذیرفته است. «لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی»
۴-محرومیّت زدایی،از برنامه های اسلام است و باید از ثمره ی جهاد و غنائم به سود فقرا گام برداشت. «وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ»
۵-ایمان،عامل عمل به وظیفه و ایثار است. لِلّهِ خُمُسَهُ … إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ
۶-دل کندن از مال،آن قدر دشوار است که گاهی رزمندگان هم در آن می مانند.
غَنِمْتُمْ … إِنْ کُنْتُمْ …
۷-نشانه ی ایمان کامل،خمس دادن است.بعد از بیان ایمان،عبادت،هجرت و جهاد می فرماید: لِلّهِ خُمُسَهُ … إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ …بنابراین خمس،واجب دائمی و مستمرّ است،نه موسمی و موقّت،چون شرط ایمان است.
۸-عبودیّت،رمز دریافت معارف الهی است وپیامبراکرم صلی الله علیه و آله،بنده ی خالص خدا بود. «وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا»
۹-وجود پیامبر میان مسلمانان،عامل یاری خداوند و پیروزی آنان است. «ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ»
۱۰-امداد الهی در جنگ بدر،حقّانیّت اسلام را روشن کرد، «یَوْمَ الْفُرْقانِ» و نمودی از قدرت خداوند بود. «وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
_____________________________________
وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ وَ اللّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ«۴۷»
و مثل کسانی نباشید که از روی سرمستی و خودنمایی و غرور و ریا در برابر مردم،از خانه های خود(به سوی جبهه)خارج شدند و مردم را از راه خدا بازمی داشتند وحال آنکه خداوند،به آنچه انجام می دهند احاطه دارد.
پیام ها:
۱-غرور و ریا،از آفات قدرت در جبهه ی جنگ است. «خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ»
۲-تفاوت اصولی جنگ های اسلامی و غیر اسلامی در هدف است.هدف مسلمانان از جنگ،رفع فتنه است(آیه ی ۳۹ این سوره)،امّا هدف دیگران، سلطه جویی و قدرت نمایی است. «بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ»
۳-هنگام عزیمت به جبهه،نیّت خود را خالص سازید و به فکر خودنمایی نباشید. «رِئاءَ النّاسِ» (گرچه سیاق آیات،به جنگ بدر مربوط می شود،امّا شامل منافقان که ریاکارانه و برای خودنمایی و یاشایعه پراکنی و تضعیف روحیه به جبهه می روند نیز می شود.)
۴-جبهه ی باطل برای بستن راه حقّ و جلوگیری از حرکت معنوی و الهی جامعه، تلاش می کند. «وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ»
۵-دشمنان بدانند با همه تلاشی که در برابر خدا می کنند،امّا هرگز از تحت قدرت الهی خارج نمی شوند. «وَ اللّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ»
___________________________
تغییر نعمت
ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ«۵۳»
آن(کیفر)بدین سبب است که خداوند،نعمتی را که به قومی عطا کرده، تغییر نمی دهد،مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند،و همانا خداوند،بسیار شنوا و داناست.
در احادیث متعدّدی عواملی مانند:ظلم و گناه،سبب تغییر نعمت های الهی به حساب آمده اند،چنانکه بازگشت از گناه و انحراف و حرکت در مسیر حقّ،موجب سرازیر شدن انواع نعمت های الهی است
گناهان و ستم ها،انسان را از لیاقت بهره وری از لطف الهی دور می کند.چنانکه حضرت علی علیه السلام در خطبه قاصعه بدان اشاره کرده و در دعای کمیل می خوانیم: الّلهم اغفر لی الذنوب الّتی تهتک العصم…الّلهم اغفر لی الذّنوب الّتی تغیّر النّعم…
* در نامه حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر می خوانیم:«هیچ چیز مانند ظلم وستم،نعمت های الهی را تغییر نمی دهد،چون خداوند ناله ی مظلوم را می شنود،در کمین ظالمان است».تاری های روز و شب که عقوبت معصیت و گناهان شماست،به خدا پناه ببرید».
پیام ها:
۱-زوال نعمت ها،از ناحیه ی خودماست،وگرنه سنّت خدا بر استمرار نعمت هاست. ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً … حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
۲-دادن ها و گرفتن ها از سوی خدا،قانونمند و حکیمانه است. لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً …
حَتّی یُغَیِّرُوا …
۳-رحمت خداوند بر غضبش مقدّم است. «أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا»
۴-در اسلام علاوه بر کیفر فردی،کیفرهای اجتماعی نیز قانون دارد. «عَلی قَوْمٍ»
۵-فطرت انسان،بر ایمان و پاکی استوار است و این انسان است که خود را تغییر می دهد. «یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۶-انسان،تاریخ را می سازد،نه آنکه اقتصاد،جبر تاریخ و محیط،انسان را بسازد.
حَتّی یُغَیِّرُوا …البتّه محیط و اقتصاد بی اثر نیست،لیکن نقش اصلی با اراده ی انسان است،و هیچ یک از آنها انسان را مجبور نمی کند.
۷-افراد،جامعه را می سازند و هرگونه تحوّل مثبت یا منفی در جامعه،بر پایه ی تحوّلِ فکری و فرهنگی افراد است. قَوْمٍ … یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
۸-سعادت و شقاوت ملّت ها،در گرو تحوّلات درونی آنهاست،نه قدرت و ثروت. «حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۹-در تحلیل سرنوشت جوامع،محور،روحیّه ی مردم است،نه شانس،خرافات، نظام های حاکم،جبر تاریخ و… «یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۱۰-همه ی ما در نظر خدا هستیم و کیفر کفّار متّکی بر علم گسترده خداوند است.
«أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
__________________________-
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ«۶۱»
و اگر(دشمنان)به صلح تمایل داشتند،(تو نیز)تمایل نشان بده و بر خداوند توکّل کن،همانا او شنوا و داناست.
نکته ها:
* حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر می نویسد:«لا تدفعنّ صُلحاً دعاک الیه عَدوّک و للّه فیه رضا فانّ فی الصلح دعه لجنودک و راحهً من همومک و أمناً لبلادک و لکن الحذَر کل الحذَر من عدوّک بعد صُلحِه،فان العدوّ ربّما قارب لیتغفّل»صلح پیشنهادی دشمن را رد مکن،ولی پس از صلح هوشیار باش و از نیرنگ دشمن برحذر باش،چون گاهی نزدیکی دشمن، برای غافلگیر کردن است!
پیام ها:
۱-مسلمانان باید در اوج قدرت باشند تا تقاضای صلح،از سوی دشمن باشد.
«وَ إِنْ جَنَحُوا»
۲-اسلام،جنگ طلب نیست. وَ إِنْ جَنَحُوا … فَاجْنَحْ
۳-فرمان جنگ و پذیرش صلح،با پیامبر خدا و از اختیارات رهبری جامعه اسلامی است. «فَاجْنَحْ» نفرمود:«فاجنحوا»
۴-از موضع قدرت،سوء استفاده نکنید. «فَاجْنَحْ»
۵-در پذیرش پیشنهاد صلح،بر خدا توکّل کنید. «فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ»
۶-در پذیرش صلح،هم احتمال خطر و توطئه است،هم زخم زبان برخی دوستان،ولی باید بر خدا توکّل کرد. «تَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ»
۷-ایمان به شنوایی مطلق و علم فراگیر خداوند،زمینه ساز توکّل انسان به اوست.
«تَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»
________________________________
هجرت وجهاد
وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ«۷۴»
و کسانی که ایمان آورده و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و کسانی که پناه دادند و یاری کردند،همانان مؤمنان واقعی اند.برای آنان آمرزش و روزی شایسته و کریمانه ای است.
پیام ها:
۱-ایمان،بر عمل مقدّم است. «آمَنُوا وَ هاجَرُوا»
۲-ارزش کارها،آنگاه است که آنها رنگ خدایی و انگیزه ی الهی داشته باشد. «فِی سَبِیلِ اللّهِ»
۳-ایمان واقعی،در هجرت،جهاد،پناه دادن و یاری رساندن مسلمانان مجاهد، بروز می کند. «وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا»
۴-حتّی مؤمنان حقیقی هم،از خطا و گناه بیمه نیستند و به مغفرت الهی نیاز دارند. «الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَهٌ»
۵-هجرت و جهاد،عامل بخشایش و نزول رزق ویژه ی الهی است. آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا … لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ
۶-اگر به خاطر هجرت و جهاد از رزق اندک بگذرید،به رزق کریم و شایسته ی الهی می رسید. آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا … لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ
۷-انسان همیشه مسئول است؛گاهی به صورت جهاد،گاهی هجرت،گاهی پناه دادن به مهاجران و گاهی پشتیبانی از رزمندگان.(تمام آیه)
___________________________________–
هنگام قطع روابط،روزنه ای برای پیوند باقی گذارید
سیمای سوره ی توبه
این سوره که نهمین سوره ی قرآن کریم است،یکصد و بیست ونه آیه دارد و در سال نهم هجری نازل شده استقسمت هایی از آن قبل از جنگ تبوک، بخشی در حال جنگ و قسمت دیگر،بعد از آن نازل شده است.
مشهورترین نام های این سوره در روایات،«توبه»و«برائت»است.«توبه»،از آن جهت که در این سوره،بارها از توبه ی انسان و بازگشت لطف الهی سخن به میان آمده است و«برائت»،بدان جهت که این سوره با اعلام برائت از مشرکان آغاز شده است.
برخی مفسّران به خاطر ارتباط مطالب این سوره با سوره ی«انفال»،این سوره را دنباله ی آن دانسته وگفته اند:به همین دلیل نیازی به «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» نداشته است،ولی به عقیده ی ما که از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله گرفته ایم،این سوره، مستقّل است و نداشتن «بِسْمِ اللّهِ» به خاطر لحن قهرآمیز آن نسبت به مشرکان است،زیرا کلمه ی «بِسْمِ اللّهِ» ،نشان رحمت و امان است و این سوره با اعلام تنفّر از مشرکانِ پیمان شکن آغاز شده است.چنانکه حضرت علی علیه السلام می فرماید:
وَ أَذانٌ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ«۳»
(و این آیات،اعلامی است)از سوی خدا و پیامبرش(به مردم)در روز حجّ اکبر(عید قربان یا روز عرفه)که خدا و رسولش از مشرکان بیزارند.(با این حال)اگر توبه کنید(و دست از شرک و کفر بردارید،)این برایتان بهتر است.و اگر روی بگردانید، پس بدانید که(کاری از شما ساخته نیست و)هرگز نمی توانید خدا را ناتوان کنید.
و کافران را به عذابی دردناک بشارت ده.
نکته ها:
* آیه ی اوّل این سوره،اعلام برائت به خود مشرکان بود،اینجا اعلام برائت از مشرکان به عموم مردم است.
* «حجّ اکبر»؛یا روز عید قربان است،یا روز عرفه و یا مراسم حج،در برابر مراسم
«عمره»که حجّ اصغر است.
پیام ها:
۱-برای جلوگیری از مظلوم نمایی دشمن و تبلیغ علیه شما،مردم را در جریان بگذارید. أَذانٌ … .إِلَی النّاسِ
۲-در تبلیغ،از عنصر زمان و مکان غفلت نکنید. «یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ»
۳-از تشویق و تهدید،هر دو استفاده کنید. فَإِنْ تُبْتُمْ … خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا
۴-هنگام قطع روابط،روزنه ای برای پیوند باقی گذارید. «فَإِنْ تُبْتُمْ»
۵-مهلت چهار ماهه،نشان لطف خداست،نه عجز او. «غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ»
______________________-
امان دادن
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ«۶»
و اگر یکی از مشرکان از تو امان و پناه خواست،پس به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود،سپس او را به مکان امنش برسان.چرا که آنان گروهی ناآگاهند(و با شنیدن آیات الهی،شاید هدایت شوند).
پیام ها:
۱-به درخواست پناهندگی دشمن برای تحقیق و شناخت عقاید و افکار اسلامی، پاسخ مثبت دهید. «اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ»
۲-راه فکر و تعقّل،حتّی برای مشرکان مهدورالدّم باز است و برای احتمال هدایت یک نفر هم باید حساب جداگانه باز کرد. «أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ»
۳-اسلام،دین رأفت،شرافت و کرامت است. «اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ»
۴-به دشمن هم فرصت فکر و انتخاب بدهید و حتّی در شرایط جنگی نیز مردم را از رشد فکری باز ندارید. «اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ»
۵-انتخاب حقّ وپذیرش عقاید صحیح،مهلت می طلبد. «فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ»
۶-قرآن،کلام قابل فهم است که زمینه ی هدایت را فراهم می سازد و چنان نیست که فهمش خارج از عهده ی انسان باشد. «یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ»
۷-حکومت اسلامی باید زمینه ی شنیدن کلام خدا و فرصت مطالعه آن را برای منحرفان فراهم کند،چون انحراف بعضی،به خاطر عدم تبلیغ ماست،نه از روی کینه.چه بسا اگر حق را بشنوند،تغییر یابند. «حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ»
۸-اسلام،دین آزادی است و ایمان از روی فهم ارزش دارد،نه از روی ترس یا اجبار. «فَأَجِرْهُ ،یَسْمَعَ ،أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ»
۹-مکتبی که منطق دارد،عجله ندارد.به دشمن فرصت دهید تا آن را بشنود،و امنیّت او را تضمین کنید تا با فکر آسوده انتخاب کند. «یَسْمَعَ ،أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ»
۱۰-کفر بعضی،از جهل سرچشمه می گیرد و اگر آگاه شوند،حقّ را می پذیرند.
«ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ»
________________________
شرط ورود به دایره ی اخوّت دینی،نماز و زکات است
فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ«۱۱»
امّا اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند،در این صورت برادران دینی شمایند.و ما آیات خود را برای گروهی که می دانند(و می اندیشند)،به تفصیل بیان می کنیم.
نکته ها:
* خداوند در آیات قبل فرمود:اگر مشرکان توبه کرده و نماز خواندند و زکات دادند،دیگر متعرّض آنان نشوید، «فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ» در این آیه می فرماید:نه تنها مزاحمشان نشوید، بلکه گذشته ها را فراموش کرده،برادرانه با آنان رفتار کنید.
پیام ها:
۱-در شیوه ی برخورد،مسأله ی گام به گام و تدریج را مراعات کنید.ابتدا عدم تعرّض، «فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ» سپس الفت و برادری. «فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ»
۲-توبه ی واقعی،همراه با عمل است. تابُوا وَ أَقامُوا …
۳-آنان که تارک نماز و زکاتند،برادران دینی ما نیستند. فَإِنْ … أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ
۴-شرط ورود به دایره ی اخوّت دینی،نماز و زکات است. أَقامُوا … فَإِخْوانُکُمْ
۵-اساس روابط وحبّ وبغض یک مسلمان،مکتب است. فَإِنْ تابُوا … فَإِخْوانُکُمْ چنانکه در آیه ی بعد آمده است: وَ إِنْ نَکَثُوا … فَقاتِلُوا
۶-با نادم وتوّاب،برخوردی برادرانه داشته باشید. فَإِنْ تابُوا … فَإِخْوانُکُمْ
۷-هدف جنگ های اسلامی،بازگرداندن مشرکان به توحید است. فَإِنْ تابُوا …
فَإِخْوانُکُمْ
۸-آنان که تا دیروز،واجب القتل بودند،در سایه ی توبه و نماز و زکات،حقوق اجتماعی برابر با مسلمانان می یابند و جنگ با آنان حرام می شود. «فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ»
۹-علم و دانش،زمینه ی اندیشه وتفکّر در آیات الهی است. «لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»
__________________________
ولایت کافر ممنوع است
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَی الْإِیمانِ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ«۲۳»
ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر پدران و برادرانتان،«کفر»را بر«ایمان» ترجیح دادند،ولایت آنان را نپذیرید و هر کس از شما دوستی و ولایت آنان را بپذیرد،آنان همان ستمگرانند.
نکته ها:
* تهدیدهای قرآن نسبت به پذیرش ولایت کفّار،تکان دهنده است.از جمله در سوره مائده آمده است: «وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ»هر که ولایت آنان را بپذیرد،جزو آنان است.
همچنین در سوره آل عمران می فرماید: «وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ» هر که چنین کند،رابطه اش با خدا قطع شده است.
* بعضی از مسلمانان هنگام هجرت به مدینه،مورد خشم والدین کافر خود بودند،ولی حفظ دین خود را بر رضایت آنان ترجیح دادند.
ولایت پدر و مادر کافر را نباید پذیرفت،ولی این غیر از نیکی به آنهاست.
پیام ها:
۱-پدر کافر،بر فرزند مسلمان ولایت ندارد و روابط مکتبی بر هر روابطه ای مقدّم است. «لا تَتَّخِذُوا»
۲-عواطف نباید بر ارزش های مکتبی غالب شود. «لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ»
۳-ولایت کافر ممنوع است،حتّی اگر نزدیکترین افراد باشد. لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ …
أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ
۴-ضابطه ی دین و مکتب،مقدّم بر هر رابطه ای است. «لا تَتَّخِذُوا، إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ»
۵-پذیرش ولایت کفّار،ظلم است. «الظّالِمُونَ»
____________________________
هیچ شخصیّتی نباید بت شود
اِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا یُشْرِکُونَ«۳۱»
(اهل کتاب،)دانشمندان و راهبانِ خود و مسیح فرزند مریم را به جای خداوند به خدائی گرفتند،در حالی که دستور نداشتند جز خدای یکتا را که معبودی جز او نیست بپرستند.خداوند از هر چه برای او شریک می پندارند،منزّه است.
نکته ها:
* «احبار»،جمع«حِبر»،به معنای دانشمند و«رهبان»،جمع«راهب»،به معنای تارکِ دنیا و دِیرنشین است.آنان با همه ی قداستشان بنده ی خدایند،نه معبود.
* اطاعت بی قید و شرط از احبار و راهبان،نوعی پرستش آنان است و امام صادق علیه السلام فرمود:
«مَن اطاعَ رجلاً فی معصیه اللّهِ فقد عَبَدَه»هر کس در راه معصیت خدا،از دیگری پیروی کند،او را پرستش نموده است
* امام صادق علیه السلام فرمود:اهل کتاب برای علمای خود،نماز و روزه انجام نمی دادند،بلکه علمای آنان حرام هایی را حلال و حلال هایی را حرام کرده بودند و مردم از آنان پیروی می کردند.
* در قیامت،مشرکان از اینکه خدا را با شرکای دیگر برابر پنداشته اند،حسرت می خورند و می گویند: «تَاللّهِ إِنْ کُنّا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ إِذْ نُسَوِّیکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ»
پیام ها:
۱-اطاعت بی قید و شرط از غیر خدا،نوعی عبادت غیر خداست. «ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً»
۲-انسان پرستی به هر شکل،شرک است.هیچ شخصیّتی نباید بت شود. «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ»
۳-پیامبرِ معصوم که همه ی فکر و هدفش خداست،حسابی جدا از علما دارد،لذا نام مسیح جداگانه مطرح شده است. أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ … وَ الْمَسِیحَ
۴-عشق ها،دوستی ها و اطاعت ها باید حدّ و مرز داشته باشد.هر نوع نظام، قطب، مراد، مرشد،اطاعت تشکیلاتی و حزبی و…،اگر سرچشمه اش وحی و امر خدا نباشد،شرک است. اِتَّخَذُوا … أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ
۵-خطر انحراف از توحید به شرک،همیشه و همه جا بوده است. اِتَّخَذُوا … أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ
۶-تنها خداوند حقّ قانونگذاری دارد.آنان که قانون غیرخدا را می پذیرند،ازمدار اسلام،خارجند. «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ»
۷-غلوّ و زیاده روی درباره ی انبیا،پرستش انبیا و یا آنان را فرزند خدا دانستن، شرک است. «سُبْحانَهُ عَمّا یُشْرِکُونَ»
______________________
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ«۳۴»
ای کسانی که ایمان آورده اید! بسیاری از دانشمندان و راهبان،(با سوء استفاده از موقعیّت خود،)اموال مردم را به ناحق می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند و کسانی که طلا و نقره می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند،پس آنان را به عذابی دردناک،بشارت بده!
پیام ها:
۱-بعضی از علمای اهل کتاب،بد نیستند. «کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ»
۲-بهره گیری علما از مال مردم و بهره نرساندن به آنان که موجب بی رغبتی مردم به دین می شود شاید مصداقِ«صدّ عن سبیل اللّه»باشد. لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النّاسِ …
وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ
۳-بازداشتن علمای یهود و نصاری مردم را از راه حقّ،به خاطر دست یابی به دنیاست. یَکْنِزُونَ … یَصُدُّونَ
۴-در اسلام،محدودیّتی برای سرمایه نیست،امّا راه تحصیل آن شروطی دارد و زراندوزی و بدمصرف کردن ثروت حرام است. اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ … وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللّهِ (وقتی زراندوزی حرام باشد،احتکارِ ضروریّات قطعاً حرام است)
۵-مال اندوزی و حرص،احتکار و پنهان کردن است.چون مشکلات بسیاری را برای جامعه فراهم می کند. اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ … وَ لا یُنْفِقُونَها
۶-دنیاپرستی علما و زراندوزی ثروتمندان،سبب قهر الهی است. فَبَشِّرْهُمْ …
۷-جمع آوری طلا و نقره و پول،و انفاق نکردن و احتکار آن،گناه کبیره است.
چون وعده ی عذاب به آن داده شده است. اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ … بِعَذابٍ أَلِیمٍ
___________________________
نکوهش دست بردن به احکام الهی
إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیادَهٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّهَ ما حَرَّمَ اللّهُ فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ«۳۷»
همانا تأخیر(و تغییر ماههای حرام به ماههای دیگر،)سبب افزایش در کفر است،که به وسیله آن کافران گمراه می شوند.(آنها)یک سال(جنگ در ماههای حرام)را(به سلیقه و تمایل و مصلحت اندیشی،)حلال می دانند و یک سال آن را حرام،تا با تعداد ماههایی که خداوند حرام ساخته،مطابق آید.از این رو آنچه را خدا حرام کرده حلال می کنند.کارهای ناپسند آنها، در نظرشان زیبا جلوه یافته است و خداوندکافران را هدایت نمی کند.
نکته ها:
* «نَسییء»و«نِسیه»از یک ریشه است.نسیه کردن،یعنی گرفتن جنس و پرداخت پول را به تأخیر انداختن و جابه جا کردن روزهایی را که جنگ در آن حرام است،نسییء گفته اند.
* کافران گاهی روشنفکر شده،در قانون الهی دست می بردند و در گرماگرم جنگ، چون به ماههای حرام برمی خوردند،برای آنکه جنگ را متوقّف نکنند می گفتند: ادامه می دهیم و به جای این ماه،در ماه دیگری آتش بس اعلام می کنیم
پیام ها:
۱-به مقدّسات احترام بگذاریم.دخل و تصرّف و بازی کردن با قانون الهی،کفر است. «إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیادَهٌ فِی الْکُفْرِ» چهار ماه تعطیلی مطرح نیست،بلکه نافرمانی در آنچه خدا فرموده مهم است.
۲-کفر دارای درجات و مراحلی است. «زِیادَهٌ فِی الْکُفْرِ»
۳-یکی از عوامل گمراهی کفّار،جابه جایی ماههای حرام بوده است. «یُضَلُّ بِهِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا»
۴-یکی از عوامل انحراف مردم،تفسیر و تحلیل های غلط،برای دست بردن در احکام و قوانین الهی است. یُحِلُّونَهُ عاماً …
۵-اعراب جاهلی با اینکه ماهها را جابجا می کردند،ولی به مقدار زمان آن معتقد بودند. «لِیُواطِؤُا عِدَّهَ ما حَرَّمَ اللّهُ»
۶-آنکه کار خود را بد بداند،شاید هدایت شود،امّا آنکه زشت کاری های خود را زیبا می بیند،هدایت او دشوار است. زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللّهُ لا یَهْدِی …
_______________________
إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلی وَ کَلِمَهُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیا وَ اللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ«۴۰»
اگر پیامبر را یاری نکنید،همانا خدا آن زمان که کافران او را(از مکّه) بیرون کردند یاری کرد،در حالی که او نفر دوّم از دو تن بود،زمانی که آن دو در غار (ثور) بودند، (پیامبر)به همراهش(ابوبکر)می گفت:اندوه مدار که خدا با ماست.پس خدا، آرامش خویش را بر او نازل کرد واو را با سپاهیانی که آنها را ندیدید یاری کرد و سخن و طرح کافران را(که قصد کشتن پیامبر را داشتند،)پست تر(وخنثی)قرار داد و کلمه (و اراده) خداوند (برای نصرت پیامبرش،)برتر(و پیروز)است و خداوند توانا وحکیم است.
پیام ها:
۱-اسلام وابسته به حمایت ما نیست،حامی اسلام خداست.پس به نصرت خود مغرور نشویم. «إِلاّ تَنْصُرُوهُ»
۲-خداوند پیروزی مسلمانان را در تبوک تضمین کرد. «إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ»
۳-پیروزی های مسلمانان،نمونه ای از قدرت الهی است. «عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ»
۴-خروج پیامبر از مکّه،به خاطر جوّ ارعاب و فشار کفّار بود. «أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا»
۵-اگر خدا اراده فرماید،اشرف المخلوق(پیامبر صلی الله علیه و آله)را با اوهن البیوت(تار عنکبوت)حفظ می کند. إِذْ هُما فِی الْغارِ …
۶-آرامش و اطمینان،هدیه ی الهی است و با ابزار مادّی فراهم نمی شود. «فَأَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ»
۷-فرشتگان به فرمان خدا،مؤمنان را امداد می کنند. «أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها»
۸-هجرت،سبب عزّت اسلام و فروپاشی کفر است. أَخْرَجَهُ … کَلِمَهُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیا
۹-اراده ی خداوند،برتر از هر اراده و خواسته ای است. «کَلِمَهُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیا»
۱۰-نیروهای استکباری،در مقابل مؤمنانی که سکینه و اطمینان دارند،با همه ی تخصّص ها و امکاناتشان عاجزند. «جَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلی»
۱۱-عزّت و اعتلای کلمه اللّه و خنثی شدن توطئه های کفّار،نمودی از عزّت و حکمت خداوند است. فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ … وَ اللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
__________________________-
شناخت منافق
عَفَا اللّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتّی یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ«۴۳»
خدایت ببخشاید! چرا پیش از آنکه(حال)راستگویان بر تو روشن شود و دروغگویان را بشناسی،به آنان اجازه(مرخّصی)دادی؟
پیام ها:
۱-مدیریّت وتدبیر را باید از خدا آموخت که انتقادش در کنار عفو و رحمت است. «عَفَا اللّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ»
۲-راههای بهانه جویی را به روی منافقان ببندید. «لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ»
۳-شرکت نکردن در جنگ،نیازمند اذن رهبر است. «لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ»
۴-جنگ،وسیله ی مناسبی برای شناخت حقیقت افراد است. حَتّی یَتَبَیَّنَ …
۵-همه جا عیب پوشی ارزش نیست،گاهی باید افشاگری کرد. حَتّی یَتَبَیَّنَ … وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ
۶-در شناخت منافقان باید به بررسی عملکردشان در زمان جنگ و جهاد پرداخت. «وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ»
۷-جامعه ی اسلامی باید چنان صادقانه حرکت کند که منافقان رسوا شوند. یَتَبَیَّنَ … وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ
۸-حضور منافقان در جبهه،ارزش نیست،ولی فرارشان از جبهه،موجب رسوایی آنان است. «تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ»
__________________________________
رهبر امّت اسلامی باید هوشیار باشد و به هر گزارشی اعتماد نکند
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتّی جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَ هُمْ کارِهُونَ«۴۸»
(منافقان)پیش از این دنبال فتنه گری بودند وکارها را برای تو واژگون جلوه می دادند،تا آنکه حقّ آمد وامر خدا آشکار شد(وپیروز شدید)،در حالی که آنان ناراحت بودند.
پیام ها:
۱-منافقان با قصد و انگیزه،سراغ فتنه می روند. «ابْتَغَوُا»
۲-در موارد بروز تفرقه وفتنه،ردّ پای منافقان را جستجو کنید. «ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ»
۳-به سابقه ی افرادی که توبه ی واقعی نکرده اند،توجّه کنید. «مِنْ قَبْلُ»
۴-تحریف واقعیّت ها و گزارش های جعلی برای رهبر،کار منافقانه است. «قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ»
۵-رهبر امّت اسلامی باید هوشیار باشد و به هر گزارشی اعتماد نکند. «قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ»
۶-فتنه گری وتفرقه افکنی،کار همیشه وپیوسته ی منافقان بوده وتا پیروزی قطعی جبهه ی حقّ،شیطنت می کنند. اِبْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ … حَتّی جاءَ الْحَقُّ
۷-امدادهای الهی،نقشه های منافقان را بر باد می دهد.با تمام فتنه هایی که علیه اسلام می شود،اسلام به جای ریزش،رویش دارد. «جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ»
۸-منافقان هرگز دلشان تسلیم نظام اسلامی نمی شود.«کارهون»
__________________________________
هر کمکی را از هر کسی قبول نکنیم
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِینَ«۵۳»
(به منافقانی که به جای حضور در جبهه،قصد کمک مالی دارند)بگو:چه از روی علاقه انفاق کنید وچه از روی کراهت،هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد،زیرا شما قومی فاسق بوده اید.
نکته ها:
* به گفته ی تفاسیر،منافقانی که در جنگ تبوک شرکت نکردند،می خواستند با کمک مالی به جبهه،خود را شریک پیروزی بدانند.
* قبول نشدن انفاق منافقان،یا به این معنی است که در دنیا کمک های مالی از آنان دریافت نمی شود،یا آنکه در آخرت پاداشی ندارند.
پیام ها:
۱-انفاق تنها برای سیر کردن شکم نیست،اصلاح روح و رشد معنوی هم مورد نظر اسلام است. «أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً»
۲-روح،نیّت و باطن افراد،در ارزش اعمالشان اثر دارد.منافقی که از پیروزی مسلمانان ناراحت و از آسیب رسیدن به آنان خوشحال می شود،اعمالش با این آلودگی باطن،بی اثر است. أَنْفِقُوا … لَنْ یُتَقَبَّلَ
۳-خدمات وانفاق های منافقان،بی ارزش است وحبط می شود. أَنْفِقُوا … لَنْ یُتَقَبَّلَ
۴-هر کمکی را از هر کسی قبول نکنیم. «لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ»
۵-شرط قبولی اعمال،تقوا و پاکدلی است و مسائل سیاسی،اجتماعی،عبادی و اخلاقی با هم پیوند دارند. لَنْ یُتَقَبَّلَ … کُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِینَ
۶-فسق،مانع قبولی اعمال است. إِنَّکُمْ …فاسقین
____________________________–
یکی از ابزار کار منافقان،سوگند دروغ است
وَ یَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْکُمْ وَ ما هُمْ مِنْکُمْ وَ لکِنَّهُمْ قَوْمٌ یَفْرَقُونَ«۵۶»
منافقان به خدا قسم می خورند که همانا آنان از شمایند،در حالی که (دروغ می گویند و)از شما نیستند،بلکه آنان گروهی هستند که(از شما) می ترسند(یا میان دل و زبان و عملشان جدایی است).
نکته ها:
* «یَفْرَقُونَ» ،به معنای شدّت خوف است،گویی قلبشان از ترس متلاشی می شود.
پیام ها:
۱-یکی از ابزار کار منافقان،سوگند دروغ است. «یَحْلِفُونَ»
۲-در قبول توبه ی منافق و باور کردن ادّعایش عجله نکنید،چون آنان دروغگویند. «وَ ما هُمْ مِنْکُمْ»
۳-افشای چهره ی منافقان لازم است. «وَ ما هُمْ مِنْکُمْ»
۴-ترس و وحشت قلبی،از نشانه های دیگر منافقان است. «قَوْمٌ یَفْرَقُونَ»
_______________________________
وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ رَحْمَهٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ«۶۱»
برخی از منافقان،پیامبر را آزار می دهند ومی گویند:او سراپا گوش است.(و به سخن هر کس گوش می دهد.)بگو:گوش دادن او به نفع شماست،او به خداوند ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و برای هر کس از شما که ایمان آورد،مایه رحمت است و آنان که رسول خدا را اذیّت وآزار می دهند،عذابی دردناک دارند.
پیام ها:
۱-گروهی دائماً پیامبراکرم صلی الله علیه و آله را اذیّت می کردند. «یُؤْذُونَ» (فعل مضارع،رمز استمرار است)
۲-همه ی اصحاب پیامبر،عادل نبودند و برخی پیامبر را می آزردند. «یُؤْذُونَ»
۳-رهبری امّت،ملازم آزار دیدن از خودی و بیگانه است. «یُؤْذُونَ النَّبِیَّ»
۴-آزار پیامبر،کفر است.[۱۰۲] تقابل «الَّذِینَ یُؤْذُونَ» با «الَّذِینَ آمَنُوا»
۵-منافقان حتّی علیه پیامبر نیز تبلیغات وجوسازی می کردند. «یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ»
۶-خداوند،پیامبرش را از حرف های محرمانه و درونْ گروهیِ مخالفان،آگاه می سازد. «یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ»
۷-به همه مردم اجازه ی سخن بدهید تا نگویند حاضر به شنیدن حرف ما نیستید، هرچند به ساده لوحی متّهم شوید. «یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ»
۸-از آداب گوش دادن،توجّه با تمام وجود به سخنانِ گوینده است.کلمه ی «أُذُنٌ» به معنای آن است که او سر تا پا گوش است.
۹-گاهی به خاطر مصلحتِ امّت باید از بعضی شنیده ها تغافل کرد. «أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ»
۱۰-گاهی آثار تربیتی و اجتماعی یا سیاسیِ سکوت،بیش از برخورد و اعلام موضع است. «أُذُنٌ»
۱۱-از صفات یک رهبر آگاه،سعه ی صدر،گوش دادن به حرف همه ی گروهها، برخورد محبّت آمیز با آنان،عیب پوشی و بازگذاشتن راه عذر و توبه ی مردم است. «قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ»
۱۲-با روی باز و از روی خیرخواهی،شنوایِ سخن مردم باشید. «أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ»
۱۳-سکوت در برابر شنیده ها،همیشه نشانه ی رضایت نیست. «أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ»
۱۴-آزار دیده را حمایت کنید.خداوند در برابر سخن دشمن که پیامبر را «أُذُنٌ» می گفت،چهار ارزش برای آن حضرت بیان می کند: «أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ»، «یُؤْمِنُ بِاللّهِ»، «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ»، «رَحْمَهٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا»
۱۵-اگر مؤمنی خبری داد،سخن او را تصدیق کنید. «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ»
۱۶-گرچه پیامبر برای جهانیان رحمت است،ولی بهره بردن از این رحمت، مخصوص اهل ایمان است. «رَحْمَهٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا»
۱۷-از کیفر آزار پیامبر بترسید. «لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ»
_____________________________-
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّما کُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللّهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ«۶۵»
اگر از منافقان بپرسی(چرا مسخره کردید؟)قطعاً می گویند:ما فقط شوخی و بازی می کردیم(و غرضی نداشتیم).بگو:آیا خداوند و آیات او و پیامبرش را مسخره می کردید!؟
پیام ها:
۱-دروغ و توجیه گری،از کارهای دائمی منافقان است. «لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ»
۲-عقب نشینی،احساس ضعف و تزویر و اصرار بر خلاف،حتّی پس از افشای توطئه نشانه ی منافق است. «لَیَقُولُنَّ إِنَّما کُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ»
۳-خداوند از توجیه گری ها و آینده منافقان خبر داده و آنان را رسوا کرده است.
«لَیَقُولُنَّ إِنَّما کُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ»
۴-منافقان برای تبرئه خود هم سوگند خوردند و هم قصد خود را صددرصد شوخی دانستند.(لام در «لَیَقُولُنَّ» حرف قسم و «إِنَّما» حصر را می رساند)
۵-پیامبر مأمور توبیخ منافقان است. قُلْ أَ بِاللّهِ وَ آیاتِهِ …
۶-شوخی با مقدّسات دینی جایز نیست. «أَ بِاللّهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ»
_________________________________
قهر الهی به خاطر اصرار واستمرار بر ظلم است
أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهِیمَ وَ أَصْحابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانَ اللّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ«۷۰»
آیا خبر کسانی که پیش از آنان بودند،(سرنوشتِ)قوم نوح،عاد،ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهای زیرورو شده،به آنان نرسیده است؟پیامبرانشان دلایل روشن برایشان آوردند،(ولی آنان لجاجت کرده،نابود شدند.)پس خداوند به آنان ستم نکرد،بلکه خودشان به خویش ستم می کردند.
نکته ها:
* قوم نوح،با غرق شدن،قوم عاد(قوم حضرت هود)،با تندبادهای سرد و مسموم،قوم ثمود (قوم حضرت صالح)،با زلزله،قوم مدین(اصحاب حضرت شعیب)،با ابر آتشبار و قوم لوط، با زیر ورو شدن آبادی هایشان هلاک شدند.
* «مؤتفکات»از«ائتکاف»به معنای زیر ورو شدن است که در این جا اشاره به سه آبادی محل زندگی قوم لوط دارد که با عذاب زیرورو شد.
پیام ها:
۱-از سنّت های الهی،عذاب وکیفر دنیوی است. أَ لَمْ یَأْتِهِمْ …یعنی در مورد شما نیز چنین است.
۲-هرکس آگاه تر است،مسئول تر است. أَ لَمْ یَأْتِهِمْ …مردم عصر پیامبر،از سرنوشت اقوام گذشته آگاه بودند.
۳-تاریخ واخبار اقوام گذشته،بسیار مهم ومفید است. «نَبَأُ» (به خبر مهم ومفید «نَبَأُ» گفته می شود)
۴-هرکس از تاریخ عبرت نگیرد باید توبیخ شود. «أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» بهترین درس برای زندگیِ امروز،عبرت از تاریخ گذشته است.
۵-قهر الهی همواره پس از اتمام حجّت است. «أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ»
۶-سرپیچی از دستورهای الهی،ظلم به خویشتن است. «أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»
۷-انسان دارای اختیار است و می تواند در برابر همه ی معجزات،تصمیم بگیرد.
أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ … وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ
۸-قهر الهی به خاطر اصرار واستمرار بر ظلم است. «کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»
__________________________
خلف وعده با خدا و بخل نسبت به محرومان،انسان را بدعاقبت می کند
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ«۷۷»
سرانجام به دنبال آنکه با خدا در آنچه پیمان بسته بودند،خلف وعده کردند و بدان سبب که دروغ می گفتند،(خداوند،روحِ)نفاق را تا روزی که به دیدار او رسند،(روز مرگ یا قیامت)،در دل های آنان قرار داد.
پیام ها:
۱-خلف وعده با خدا و بخل نسبت به محرومان،انسان را بدعاقبت می کند.
بَخِلُوا بِهِ … فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً
۲-نفاق،درجاتی دارد:نفاقِ زبانی،نفاق رفتاری و نفاق قلبی. «فِی قُلُوبِهِمْ»
۳-نفاق،گاهی موقّت وگاهی دائمی و همیشگی است«إِلی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ»
۴-پیمان شکنی ودروغ،روحیّه ی نفاق می آورد.گناه،گناه می آورد. فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً … بِما أَخْلَفُوا … وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ
۵-سرچشمه ی بدبختی های انسان،خود اوست. «بِما أَخْلَفُوا ،بِما کانُوا یَکْذِبُونَ»
_______________________
گناه مسخره کردنِ دین تا آنجاست که استغفار پیامبر صلی الله علیه و آله نیز کارساز نیست
اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّهً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ«۸۰»
برای منافقان استغفار کنی یا استغفار نکنی،(یکسان است.)اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی،خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید.این(قهر حتمی الهی)به خاطر آن است که آنان به خدا وپیامبرش کفر ورزیدند و خدا،گروه فاسق را هدایت نمی کند.
نکته ها:
* عدد هفتاد،رمز کثرت و زیادی است،نه بیان تعداد معیّن.یعنی هر چه برای انان استغفار کنی بی اثر است،نه آنکه اگر مثلاً هفتاد و یک بار شد،بخشوده می شوند.نظیر آیه ی ۶ سوره ی منافقون: «سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ» که عددی ذکر نشده است.در روایات نیز آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر بدانم استغفار بیش از هفتادبار نجاتشان می دهد،استغفار می کردم.
* انسان در سقوط به حدّی می رسد که هیچ چیز نجاتش نمی دهد،مثل بیماری که اگر روح از او جدا شود،تلاش همه ی پزشکان اثری ندارد.
پیام ها:
۱-گناه مسخره کردنِ دین تا آنجاست که استغفار پیامبر صلی الله علیه و آله نیز کارساز نیست.
فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ … فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ
۲-تا انسان خود دگرگون نشود و انقلابی در درون نیابد،دعای پیامبر نیز کارساز نیست. فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ … کَفَرُوا بِاللّهِ
۳-دلسوزی برای منافق لجوج،بی فایده است. إِنْ تَسْتَغْفِرْ … فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ
۴-خداوند،در هدایت بخل ندارد،منافقان از قابلیّت افتاده اند. «کَفَرُوا»
۵-کفر،مانع مغفرت،و فسق،مانع هدایت است.«کفروا،فاسقین»
انتخاب گزینشی شفقنا از تفسیر نور
