شفقناافغانستان-جز یازدهم قرآن از آیه ۹۳ سوره توبه آغاز و تا آیه ۵ سوره هود ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان، آیات سوره توبه در این جزء مربوط به منافقان است و آیات مربوط به سوره یونس پیرامون توحید و حقّانیّت قرآن، پاسخ به منکران وحی است.
در ادامه تفسیر برخی از آیات جز یازدهم را میخوانید:
منافقان از مقدّسات و نام خدا،سوء استفاده می کنند
سَیَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَکُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ«۹۵»
هنگامی که از جهاد نزد منافقان بازگشتید،برای شما به خدا سوگند می خورند تا از(گناه و سرزنشِ)آنان چشم بپوشید.پس،از آنان اعراض و دوری کنید که آنان پلیدند و به خاطر آنچه بدست خود کسب می کرده اند،جایگاهشان دوزخ خواهد بود.
نکته ها:
* اعراض،یا بر اساس بزرگواری و گذشت است،یا بر اساس قهر و بی اعتنایی،و در این آیه، به هر دو معنی به کار رفته است؛منافقان درخواست اعراض و چشم پوشی از خطا داشتند، خداوند دستور اعراض قهرآمیز داد.
* رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از بازگشت از تبوک،فرمان داد تا مردم با منافقانِ تارک جبهه، معاشرت نکنند.
* در آیه ی قبل،عذر و بهانه شان پذیرفته نشد،در این آیه چون در موضع ضعف و ذلّت قرار گرفتند،به سوگند متوسّل شده اند.
پیام ها:
۱-به هر سوگندی نباید اعتماد کرد. سَیَحْلِفُونَ بِاللّهِ … فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ
۲-منافقان از مقدّسات و نام خدا،سوء استفاده می کنند. «سَیَحْلِفُونَ بِاللّهِ»
۳-مسلمانان باید اهل تولّی و تبرّی و موضع گیری باشند. «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ»
۴-با تارکانِ بدون عذر جبهه و جهاد،قطع رابطه کرده و آنان را بایکوت و منزوی و عرصه را بر آنان تنگ کنیم. «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ»
۵-از افراد و محیط فاسد،فاصله بگیریم.چون روحیّه ی نفاق و عیوب انسانی، به افراد دیگر منتقل می شود. «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ»
۶-نفاق،پلیدی باطن و بیماری روح است. «إِنَّهُمْ رِجْسٌ»
۷-دوزخ،کیفر ونتیجه ی عملکرد خودِ انسان است،نه انتقامِ الهی. «جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»
_________________________________
تشویق،سنگینی تکلیف را سبک می کند
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ«۱۰۳»
از اموالشان صدقه(زکات)بگیر تا بدین وسیله آنان را(از بخل و دنیاپرستی)پاک سازی و رشدشان دهی و بر آنان درود فرست(و دعا کن).زیرا دعای تو،مایه ی آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست.
نکته ها:
* آیه در ماه رمضان سال دوّم هجری در مدینه نازل شد و پیامبر فرمود:ندا دهند که خداوند، زکات را نیز همچون نماز واجب ساخت.پس از یک سال نیز فرمان داد که مسلمانان زکاتشان را بپردازند.
* پیامبر،بر زکات دهندگان درود می فرستد؛ «صَلِّ عَلَیْهِمْ» ،ولی خداوند بر مجاهدانی که در خاک و خون غلطیده و مقاومت می کنند،درود می فرستد. «أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ»
پیام ها:
۱-یکی از وظایف حاکم اسلامی،گرفتن زکات از مردم است. «خُذْ»
۲-اسلام،مالکیّت خصوصی را می پذیرد. «أَمْوالِهِمْ»
۳-زکات،بخش کوچکی از سرمایه ی شماست،با دلگرمی آن را پرداخت کنید.
«مِنْ أَمْوالِهِمْ»
۴-پرداخت زکات،نشانه ی صداقت انسان در ادّعای ایمان است. «صَدَقَهً»
۵-زکات،عامل پاکی روح از بخل،دنیا پرستی و مال دوستی است. «تُطَهِّرُهُمْ»
۶-زکات،موجب رشد فضایل اخلاقی در فرد و جامعه است. «تُزَکِّیهِمْ»
۷-رسول اکرم صلی الله علیه و آله به مردم عادّی درود و صلوات می فرستد.زیرا بها دادن به مردم،تشویق آنان به نیکی ها و شخصیّت بخشیدن به آنان است. «صَلِّ عَلَیْهِمْ»
۸-رابطه ی مالیات دهنده ومالیات گیرنده باید عاطفی ومعنوی باشد. «خُذْ، صَلِّ»
۹-دعای پیامبر در حقّ مردم مستجاب است. «صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»
۱۰-نگوییم زکات دادن وظیفه اش بوده،ما هم تشکّر کنیم. «خُذْ، صَلِّ عَلَیْهِمْ»
۱۱-تشویق ها لازم نیست،همیشه مادّی باشد،گاهی تشویق معنوی کارسازتر است. «إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»
۱۲-تشویق،سنگینی تکلیف را سبک می کند. «سَکَنٌ لَهُمْ»
۱۳-سرچشمه ی دستورات و تکالیف،علم الهی است. «وَ اللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
______________________________
هر مسجدی که عامل تفرقه میان مسلمانان باشد،مسجد ضرار است
وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنی وَ اللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ«۱۰۷»
و(گروهی دیگر از منافقان)کسانی هستند که مسجدی برای ضربه زدن به اسلام و برای ترویج کفر و تفرقه افکنی میان مؤمنان و کمینگاهی برای (مساعدت)به دشمنان دیرینه ی خدا و پیامبرش ساختند،و همواره سوگند می خورند که جز خیر،قصدی نداریم! (ولی)خداوند گواهی می دهد که آنان دروغگویانند.
نکته ها:
* آیه،به داستان مسجد ضرار اشاره دارد که منافقان به بهانه ی افراد ناتوان و بیمار یا روزهای بارانی،در برابر مسجد قُبا مسجدی ساختند که در واقع پایگاه تجمّع خودشان بود، و از پیامبر در آستانه ی عزیمت به جنگ تبوک،خواستند آنجا نماز بخواند و افتتاح کند.بعد از مراجعت پیامبر صلی الله علیه و آله از تبوک،آیه نازل شد و نیّت شومشان را بر ملا کرد.پیامبر فرمان داد مسجد را آتش بزنند و ویران کنند و محلّ آن را زباله دان کنند
طبق بعضی روایات،ساختِ مسجد ضرار در مدینه،به دستور ابوعامر بود.وی که پدر حنظله ی غسیل الملائکه است،از عابدان مسیحی بود و در قبیله ی خزرج نفوذ داشت.با هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و گسترش و نفوذ اسلام،او به مخالفت با پیامبر پرداخت و نقش منافقانه در جنگ احد داشت.سرانجام به مکّه گریخت و از آنجا به روم رفت و از پادشاه روم برای براندازی اسلام کمک خواست.شگفتا که او رهبر منافقان بود و پسرش حنظله،عاشقِ اسلام و پیامبر و شهید شد!
* هنگام دعوت پیامبر برای نماز در مسجد ضرار،سه مسأله را مطرح کردند:عشق به نماز جماعت،عشق به ناتوانان و عشق به رهبر و نماز او.و هر سه منافقانه بود.منافقان همواره چنین بوده اند؛در برابر موسی،سامری توطئه می کند،در برابر مسجد نبوی،مسجد اموی می سازند و در برابر علی علیه السلام قرآن بر نیزه می کنند.همان گونه که گوساله ی سامری را سوزاندند،مسجد منافقان را نیز می سوزانند تا درسی برای تاریخ باشد.
در کوفه و شام نیز به خاطر پیروزی یزید بر امام حسین علیه السلام مساجدی ساخته شد،که امامان ما آنها را مساجد ملعونه نامیدند!.
* هرگونه ضرری در اسلام ممنوع است،«لا ضرر و لا ضرار فی الأسلام»از جمله:
الف:ضررهای جانی. «لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»
ب:ضرر به مردم. «لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ»
ج:ضرر به همسر. «لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ»
د:ضرر به فرزند. «لا تُضَارَّ والِدَهٌ بِوَلَدِها»
ه:ضرر به ورثه. «مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصی بِها أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَارٍّ»
و:آموزشهای مضرّ. «یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»
ز:ضرر در معاملات وبدهکاری ها. «وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ»
ح:ضرر به مکتب و وحدت. «اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً»
پیام ها:
۱-دشمن،از مسجد و مذهب،علیه مذهب سوء استفاده می کند،ظاهر شعارها و القاب،فریبمان ندهد! «اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً»
۲-توطئه گران می خواهند حتّی از نمازِ پیامبر نیز به نفع خود سوء استفاده کنند.
(با توجّه به شأن نزول)
۳-مسجدسازی مهّم نیست،باید انگیزه های بانیان و متولّیان خالص باشد. اِتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ …
۴-در اسلام،هرگونه ضرر،ممنوع است،گرچه تحت عنوانِ مسجد باشد.
«اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً»
۵-احترام و قداست مسجد،در شرایطی که مورد سوءاستفاده دشمنان باشد، برداشته می شود.(با توجّه به شأن نزول)
۶-خداوند حامی پیامبر و دین خود می باشد و از طریق وحی توطئه های منافقان را افشا می کند. وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً …
۷-هر مسجدی که عامل تفرقه میان مسلمانان باشد،مسجد ضرار است. اِتَّخَذُوا مَسْجِداً … تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ
۸-منافقان در خدمت کفّارند. «إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللّهَ»
۹-هنگام جنگ با دشمنان خارجی،از توطئه های دشمنان داخلی غافل نشویم.منافقان در آستانه ی جنگ تبوک از پیامبر می خواستند تا رسماً پایگاه آنها را افتتاح کند،امّا پیامبر صلی الله علیه و آله،علی علیه السلام را در مدینه بجای خود گذاشت و پس از
بازگشت،مسجد ضرار را خراب کرد.
۱۰-شکستن وحدت مسلمانان،همطراز کفر است. «کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ»
۱۱-سوگند دروغ،شیوه ی منافقان است. «لَیَحْلِفُنَّ»
۱۲-فریب ادّعاها و تبلیغاتِ حقّ به جانب دشمن را نخوریم. «إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنی»
۱۳-دروغگویی خصلت کفّار و منافقان است. «إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ»
________________________
خداوند،تنها از مؤمن خریدار است،نه از منافق و کافر
إِنَّ اللّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراهِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ«۱۱۱»
همانا خداوند از مؤمنان،جانها و اموالشان را به بهای بهشت خریده است.
آنان در راه خدا می جنگند تا بکشند یا کشته شوند.(وفای به این)وعده ی حقّ که در تورات و انجیل و قرآن آمده بر عهده خداست و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟پس مژده باد شما را بر این معامله ای که به وسیله ی آن(با خدا)بیعت کردید و این همان رستگاری بزرگ است.
نکته ها:
* دنیا،بازار است و مردم در آن معامله گر.فروشنده،مردم اند و خریدار خداوند.متاعِ معامله، مال و جان است و بهای معامله بهشت.اگر به خدا بفروشند،سراسر سود و اگر به دیگری بفروشند،یکسره خسارت است.
* معامله با خدا چند امتیاز دارد:
۱.خود ما و توان و دارایی ما از اوست،سزاوار نیست که به جز او بدهیم.
۲.خداوند،اندک را هم می خرد. «مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ»
۳.عیوب جنس را اصلاح می کند و رسوا نمی سازد.
۴.به بهای بهشت می خرد.خداوند در خریدن وارد مزایده می شود و نرخی را پیشنهاد می کند که فروختن به غیر او احمقانه و خسارت است.
* امام صادق علیه السلام می فرماید:برای بدنهای شما جز بهشت،بهایی نیست،پس خود را به کمتراز بهشت نفروشید.
پیام ها:
۱-با داشتن خریداری همچون خدا،چرا به سراغ دیگران برویم؟ «إِنَّ اللّهَ اشْتَری»
۲-خداوند،تنها از مؤمن خریدار است،نه از منافق و کافر. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»
۳-در پذیرش الهی،جهاد با جان بر جهاد مالی مقدّم است. «أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ»
۴-بهشت،در سایه ی جهاد و شمشیر و تقدیم جان و مال به خداوند است. «لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ»
۵-اگر هدف از جهاد،خدا باشد،کشته شدن یا کشتن،تفاوتی نمی کند. «یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ»
۶-هدف مؤمن از جنگ،ابتدا نابود کردن باطل و اهل آن و سرانجام شهادت است. «فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ»
۷-در معامله با خدا،سود یقینی و قطعی است. «وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا» در مزایده با خداوند هرچه هست حقّ و به سود انسان است،بر خلاف دیگران که یا قصد جدّی نیست یا بی انگیزه و دروغ است،یا غلّو،یا از روی هوس و یا برای طرد کردن رقیب است.
۸-ارزش جهاد،مجاهدان و شهیدان،مخصوص اسلام نیست،در تورات و انجیل هم مطرح است.و اگر امروزه در آن کتاب ها نیست،نشان تحریف آنهاست. «فِی التَّوْراهِ وَ الْإِنْجِیلِ»
۹-گرچه ما بر خدا حقی نداریم،امّا خداوند برای ما بر عهده ی خودش حقوقی قرار داده است. «وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا»
۱۰-خداوند مجاهدان مخلص را طرف معامله ی خود قرار داده است. «بایَعْتُمْ» و نفرمود:«بعتم»
۱۱-بهترین بشارت،تبدیل فانی به باقی و دنیا به آخرت است و غیر آن خسارت و حسرت است. «فَاسْتَبْشِرُوا»
۱۲-در کنار انتقاد از منافقانِ جهادگریز،باید از مؤمنانِ مجاهد تقدیر وتشکّر شود. «فَاسْتَبْشِرُوا»
۱۳-بالاترین رستگاری تنها در سایه ی معامله با خداست. «ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
_________________________-
پیامبر و دیگر مسلمانان،در برابر قانون یکسان اند
ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبی مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِیمِ«۱۱۳»
برای پیامبر و کسانی که ایمان آورده اند،سزاوار نیست که برای مشرکان، پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند،طلب آمرزش کنند،هر چند خویشاوند آنان باشند.
نکته ها:
* برخی مفسّران به بعضی روایاتِ جعلی از راویانِ ناسالم استناد کرده و این آیه را درباره ی ابوطالب دانسته اند! در حالی که دهها دلیل و روایت بر ایمان ابوطالب داریم.سعیدبن مسیّب که راویِ این روایت است،دشمن علی بن ابی طالب علیهما السلام است و گناهِ ابوطالب هم این است که پدر علی علیه السلام است!
پیام ها:
۱-پیامبر و دیگر مسلمانان،در برابر قانون یکسان اند. «ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا»
۲-شرک،گناهی نابخشودنی است و حتّی استغفار پیامبر برای مشرکان بی اثر است. ما کانَ … أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ
۳-پیوندهای مکتبی،مهم تر از پیوندهای عاطفی است.نباید عواطف فامیلی بر مکتب غالب شود. ما کانَ … وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبی
۴-خویشاوندی با پیامبر،مانع دوزخ نیست. «وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبی»
وَ ما کانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاّ عَنْ مَوْعِدَهٍ وَعَدَها إِیّاهُ فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِیمَ لَأَوّاهٌ حَلِیمٌ«۱۱۴»
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش(عموی مشرکش که سرپرستی او را به عهده داشت)،فقط به خاطر وعده ای بود که به او داده بود،(آن هنگام که از هدایتش ناامید نبود،)پس هنگامی که برایش روشن شد،او دشمن خداست،از او بیزاری جست.همانا ابراهیم،اهل آه وناله(از ترس خدا)و بردبار بود.
نکته ها:
* در آیه ی قبل،سخن از این بود که پیامبر و مؤمنان حقّ دعا کردن برای مشرکان را ندارند، هرچند از خویشاوندانشان باشند.این آیه،پاسخ شبهه ای را می دهد که پس چرا حضرت ابراهیم،به عموی مشرک خود دعا کرد و به او وعده ی استغفار داد؛ «سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبِّی»، این آیه می فرماید،وعده ی ابراهیم به امید هدایت او بود.امّا چون عمو در حال شرک مرد، ابراهیم هم استغفار را رها کرد.
* سؤال: چرا حضرت ابراهیم پس از مرگ عمو هم برای او دعا می کرد؟«ربّنا اغفر لی ولوالدیّ»؟
پاسخ: والد به پدر واقعی گفته می شود،ولی اب،به پدر،معلّم،عمو،پدر زن،و جدّ هم گفته می شود.دعای ابراهیم برای پدر واقعی اش بوده،نه عموی مشرکش.
قرآن در یازده آیه،از عموی ابراهیم تعبیر به«أب»کرده است،تا بفهماند ابراهیم علیه السلام تحت سرپرستی چه کسی بوده،ولی تحت تأثیر قرار نگرفته است.
* امام صادق علیه السلام فرمود:ابراهیم علیه السلام اهل دعا وگریه های بسیار و«اواه»بود.
پیام ها:
۱-آنچه سبب بدگمانی به اولیای خداست،باید برطرف شود و توجیه صحیح ارائه گردد. «مَوْعِدَهٍ وَعَدَها»
۲-وفای به عهد،حتّی نسبت به کافر هم لازم است. «مَوْعِدَهٍ وَعَدَها»
۳-علم انبیا محدود است. فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ …
۴-در برابر رفتار تند کافران،حلم خود را از دست ندهیمبَرَّأَ مِنْهُ … لَأَوّاهٌ حَلِیمٌ
۵-برائت از عمو به خاطر خدا،نشانه ی عشق و خشوع ابراهیم نسبت به خداوند است.«اواه»
_______________________________
شرط تبلیغ دینی آگاهی عمیق از آن است
وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ«۱۲۲»
سزاوار نیست که همه ی مؤمنان(به جهاد)رهسپار شوند،پس چرا از هر گروهی از ایشان دسته ای کوچ نمی کنند تادر دین فقیه شوند و هنگامی که به سوی قوم خویش باز گشتند،آنان را بیم دهند تا شاید آنان(از گناه و طغیان)حذر کنند.
ام ها:
۱-در برنامه ریزی و مدیریت ها،جامع نگر باشیم تا توجّه به مسئله ای سبب اخلال در مسائل دیگر نباشد. «ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً»
۲-هجرت،ملازم ایمان است.یا برای دفاع از دین،هجرت کنید،یا برای شناختِ دین. «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ»
۳-باید از هر منطقه،افرادی برای شناخت اسلام به مراکز علمی بروند تا در همه
مناطق،روحانی دینی به مقدار لازم حضور داشته باشد. «مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ»
۴-دانشمندی که کوچ نکند،فقیه کامل نیست. «نَفَرَ» امام درباره ی کسی که در خانه اش نشسته بود،فرمود:«کیف یتفّقه فی الدین؟».
۵-تفقّه در دین وآموزش دین به مردم،واجب کفائی است. «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ» (جهاد و اجتهاد،هر دو واجب کفایی است. پس برنامه ریزی چنان باید باشد که نظام علمی محصلین علوم دینی،به هم نخورد)
۶-هدف از فراگیری فقه،هشدار مردم و هوشیار ساختن آنان و نجات از غفلت و بی تفاوتی نسبت به مشکلات است. «لِیُنْذِرُوا»
۷-در زمان جنگ هم نباید مسائل فکری،اعتقادی و اخلاقی،مورد غفلت قرار گیرد و دشمن خارجی ما را از دشمن داخلی(جهل و غفلت)غافل سازد. ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا … فَلَوْ لا نَفَرَ … لِیَتَفَقَّهُوا
۸-فقه،تنها فراگیری احکام دین نیست،بلکه همه ی معارف دینی قابل تحقیق، دقّت و ژرف نگری است. «لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ»
۹-شناخت های دینی باید عمیق و ژرف باشد. «لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ»
۱۰-شرط تبلیغ دینی آگاهی عمیق از آن است. لِیَتَفَقَّهُوا … لِیُنْذِرُوا
۱۱-به سخنان یک اسلام شناس فقیه،می توان اعتماد کرد. لِیَتَفَقَّهُوا … لِیُنْذِرُوا (ممکن است یک نفر در منطقه باشد،پس خبر واحد حجّیت دارد)
۱۲-فقه در دین،آنگاه ارزش دارد که فقیه،عالم به زمان و آگاه از شیطنت ها و راههای نفوذ دشمن باشد تا بتواند هشدار و بیم دهد. لِیَتَفَقَّهُوا … لِیُنْذِرُوا
۱۳-برای طلاب حوزه ها،دو هجرت لازم است:یکی به سوی حوزه ها ودیگری از حوزه ها بسوی شهرها.لذا ماندن در حوزه ها جز برای اساتید جایز نیست.
فَلَوْ لا نَفَرَ … لِیَتَفَقَّهُوا ،لِیُنْذِرُوا … إِذا رَجَعُوا
۱۴-برای تبلیغ وکار فرهنگی،زادگاه انسان در اولویت است. «لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ»
۱۵-علما باید سراغ مردم بروند و منتظر دعوت آنان نباشند. «رَجَعُوا إِلَیْهِمْ»
۱۶-محور تبلیغ،باید ایجاد تقوا ویاد معاد باشد. لِیُنْذِرُوا … لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ
۱۷-فقها نباید انتظار اطاعتِ مطلق همه ی مردم را داشته باشند،چون گروهی هرگز به راه دین و خدا نمی آیند. «لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»
__________________________
معیار محاسبات در امور شرعی،سال وماه قمری است
سیمای سوره ی یونس
دهمین سوره ی قرآن کریم که در اوایل بعثت در مکّه نازل شده است، «یونس»نام دارد.این سوره یکصد ونه آیه دارد و عمده ی مطالب آن،پیرامون توحید و حقّانیّت قرآن، پاسخ به منکران وحی،بیم دادن مشرکان،بیان عظمت آفرینش و آفریدگار، ناپایداری دنیا و توجّه دادن به آخرت است.
سوره ی قبل،یعنی توبه،رفتار منافقان و کیفر آنها را بیان می کرد؛این سوره به بیان رفتار مشرکان پرداخته است.
هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللّهُ ذلِکَ إِلاّ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ«۵»
اوست که خورشید را درخشنده و ماه را تابان قرار داد و برای حرکتِ ماه منزلگاه هایی قرار داد تا شماره ی سالها و حساب را بدانید.خداوند اینها را جز بر اساس حقّ نیافریده است.خداوند آیات را برای آنان که (می خواهند)بدانند،به تفصیل بیان می کند.
پیام ها:
۱-در حرکت کرات آسمانی و تعیین مدار آنها،به نیازهای انسان توجّه شده است. «لِتَعْلَمُوا»
۲-نظم و ترتیب در حرکت ماه،یک تقویم طبیعی،عمومی و همیشگی را بوجود آورده است. لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ …(از تغییر شکل ماه،می توان روزشماری کرد)
۳-معیار محاسبات در امور شرعی،سال وماه قمری است. لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ …
۴-عدد،آمار وحساب،در زندگی انسان نقش مهمّی دارد. «لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ»
۵-آفرینش،بیهوده نیست،بلکه بر اساس حقّ است. «بِالْحَقِّ»
۶-از شیوه های تعلیم و تربیت،روشن وباز کردن مطالب است،نه کلّی گویی.
«یُفَصِّلُ الْآیاتِ»
۷-پی بردن به رازهای آفرینش،نیازمند فکر و تعلیم است. «لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»
___________________________
دین تراش ودین ساز،با کافر در یک ردیف هستند
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ«۱۷»
پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد،یا آیات او را دروغ بشمارد؟قطعاً مجرمان،رستگار نمی شوند.
نکته ها:
* آیه،ادامه ی پاسخ کسانی است که از پیامبر تقاضای تغییر و تبدیل قرآن را داشتند و این تقاضا،نوعی افترا بر خداوند به حساب آمده است.مشابه این آیه در موارد دیگری هم هست،از جمله: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللّهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ»که ادّعای دروغین وحی را دروغ بستن به خداوند شمرده است.
پیام ها:
۱-بزرگ ترین ظلم،ظلم فرهنگی،اعتقادی وتحریف آیات است. «فَمَنْ أَظْلَمُ»
۲-هرچه شخصیّت بزرگتر باشد،افترا بر او خطرناک تر است. «أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللّهِ»
۳-دین تراش ودین ساز،با کافر در یک ردیف هستند. «افْتَری ،کَذَّبَ»
۴-بدعت،جرم است. «الْمُجْرِمُونَ»
۵-مبلّغ دینی اگر تفکّرات خود را به اسم دین بگوید،سزاوار تعبیراتی همچون
«أَظْلَمُ» ، «لا یُفْلِحُ» و«مجرم»است.
___________________________
دنیا،انسان را فریب داده و به خیال و گمان وامی دارد
إِنَّما مَثَلُ الْحَیاهِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمّا یَأْکُلُ النّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتّی إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ«۲۴»
همانا مَثَل زندگی دنیا همچون آبی است که از آسمان فرود آوردیم،پس گیاهِ زمین از آنچه مردم و چهارپایان می خورند با آن در آمیخت(و روئید)،تا آنکه زمین(از آن گیاهان)زینت بگرفت و اهل زمین پنداشتند که بر استفاده از آن همه ی نباتات توانایند. (ناگهان)فرمان(ویرانی ما)شبی یا روزی آمد،پس آن را چنان درو کردیم که گویی دیروز گیاهی وجود نداشته است.ما این گونه آیات خود را برای گروه اندیشمند تشریح می کنیم.
نکته ها:
* آیه ی قبل،دنیا را متاعی ناچیز شمرد واین آیه با تمثیلی زیبا،آن را ترسیم می کند.
* در برخی روایات،این آیه رمز ظهور حضرت مهدی علیه السلام به شمار آمده است که هرگاه زمین غرق در زرق،برق و مادیّات شد،با امر الهی و انقلاب مکتبی همه چیز عوض می شود.
* بهترین مثال ها آن است که از طبیعت گرفته شود و زمین و زمان آن را کهنه نسازد. «إِنَّما مَثَلُ الْحَیاهِ الدُّنْیا کَماءٍ»
پیام ها:
۱-مثال،از بهترین شیوه های تبلیغ و آموزش است. «إِنَّما مَثَلُ الْحَیاهِ الدُّنْیا»
۲-در بهره گیری از مواهب مادّی طبیعت،انسان و حیوان یکسانند،ولی ارزش انسان به بهره گیری از معنویّات است. «یَأْکُلُ النّاسُ وَ الْأَنْعامُ»
۳-تناسب داشتن سبزه ها با نیازهای انسان و حیوانات،از الطاف الهی است.
«نَباتُ الْأَرْضِ مِمّا یَأْکُلُ النّاسُ وَ الْأَنْعامُ»
۴-زینت انسان،ایمان استوزینت زمین،گیاهان هستند. «ازَّیَّنَتْ»
۵-دنیا،انسان را فریب داده و به خیال و گمان وامی دارد. «ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ»
۶-همان گونه که رویاندن گیاهان به دست خداست، خشکاندن و نابود کردن آن هم به دست اوست. «فَجَعَلْناها حَصِیداً»
۷-دنیا وجلوه های آن،در معرض انواع حوادث است. اِزَّیَّنَتْ … حَصِیداً
۸-عمر انسان در دنیا همچون عمر سبزه ها وگلها کوتاه وگذراست. مَثَلُ الْحَیاهِ الدُّنْیا … کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
۹-قهر خدا گاه چنان شدید است که هیچ اثری را باقی نمی گذارد. «لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ»
۱۰-مثالهای قرآن،زمینه ی تفکّر است،پس آنها را ساده نگیریم. «لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»
۱۱-دلبستگی و مغرور شدن به دنیا،نشانه ی کوته فکری و مغرور نشدن،نشانه ی اندیشه وفکر است. «لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»
_____________________________________________________
هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللّهُ ذلِکَ إِلاّ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ«۵»
اوست که خورشید را درخشنده و ماه را تابان قرار داد و برای حرکتِ ماه منزلگاه هایی قرار داد تا شماره ی سالها و حساب را بدانید.خداوند اینها را جز بر اساس حقّ نیافریده است.خداوند آیات را برای آنان که (می خواهند)بدانند،به تفصیل بیان می کند.
پیام ها:
۱-در حرکت کرات آسمانی و تعیین مدار آنها،به نیازهای انسان توجّه شده است. «لِتَعْلَمُوا»
۲-نظم و ترتیب در حرکت ماه،یک تقویم طبیعی،عمومی و همیشگی را بوجود آورده است. لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ …(از تغییر شکل ماه،می توان روزشماری کرد)
۳-معیار محاسبات در امور شرعی،سال وماه قمری است. لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ …
۴-عدد،آمار وحساب،در زندگی انسان نقش مهمّی دارد. «لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ»
۵-آفرینش،بیهوده نیست،بلکه بر اساس حقّ است. «بِالْحَقِّ»
۶-از شیوه های تعلیم و تربیت،روشن وباز کردن مطالب است،نه کلّی گویی.
«یُفَصِّلُ الْآیاتِ»
۷-پی بردن به رازهای آفرینش،نیازمند فکر و تعلیم است. «لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»
_______________________________
مرفّهان نپندارند که پیوسته در رفاه خواهند بود
هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتّی إِذا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَهٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها رِیحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّاکِرِینَ«۲۲»
او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می دهد،تا آنگاه که در کشتی باشید و بادی موافق،کشتی ها را به جریان در آورد و بدین وسیله خوشحال شوند،ناگهان تندبادی آید و موج از هر سو سراغشان آید و گمان برند که در محاصره ی بلا گرفتارند،(در این هنگام)خداوند را با اخلاص عقیده می خوانند(و می گویند:)اگر ما را از این خطر نجات دهی، قطعاً از شاکران خواهیم بود.
نکته ها:
* آلوسی و مراغی در تفاسیر خود،آورده اند که شیعیان هنگام خطر،امامان خود را صدا می زنند،در حالی که مشرکان در وقت خطر خدا را صدا می کنند!! غافل از آنکه توسّل به امام معصوم شهید که به گفته ی قرآن زنده است،با توسّل به بت فرق دارد.
پیام ها:
۱-قوانینِ حاکم بر طبیعت،مخلوق ومحکوم خداوند است. «هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ»
۲-کارهای انسان،به خدا هم نسبت داده می شود،چون قدرت از اوست.با آنکه سِیر،عمل انسان است، «فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ» ،امّا می فرماید: «هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ»
۳-انسان هر چه هم پیشرفت کند،از گزند حوادث طبیعی درامان نیست. «جاءَتْها رِیحٌ عاصِفٌ»
۴-مرفّهان نپندارند که پیوسته در رفاه خواهند بود. «فَرِحُوا بِها ،أُحِیطَ بِهِمْ»
۵-حوادث طبیعی،غرور و تکبّر انسان را برطرف ساخته،او را در برابر خداوند خاضع می سازد. «دَعَوُا اللّهَ»
۶-هنگام خطر،فطرت انسان به یک مبدأ نجات متوجّه می شود. «دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِینَ»
۷-ایمان و اخلاص باید دائمی باشد،نه موسمی و به هنگام احساس خطر.
«أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِینَ»
۸-انسان در هنگامه ی خطر قول می دهد،ولی به رفاه که رسید غافل می شود.
«لَئِنْ أَنْجَیْتَنا»
۹-ناسپاسی و کفران نعمت ها،یکی از زمینه های بروز سختی و عذاب است.
«لَئِنْ أَنْجَیْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّاکِرِینَ»
_____________________________
راه فرار ونجات وشفاعت به روی کافران بسته است
وَ الَّذِینَ کَسَبُوا السَّیِّئاتِ جَزاءُ سَیِّئَهٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ ما لَهُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ عاصِمٍ کَأَنَّما أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّیْلِ مُظْلِماً أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ«۲۷»
و آنان که به دنبال کسب بدی ها رفتند،به قدر همان بدی ها مجازات دارند و غبار ذلّت و خواری آنان را فرا می گیرد.از قهر خداوند،پناه دهنده ای ندارند،گویا چهره هایشان با پاره هایی از شب تیره پوشانده شده است.
آنان اهل دوزخند و در آن جاودانه اند.
پیام ها:
۱-انسان ها با اراده سراغ گناه می روند،نه به اجبار. «کَسَبُوا»
۲-رفتار خداوند با بدکاران،عادلانه است. «جَزاءُ سَیِّئَهٍ بِمِثْلِها»
۳-دنیا،سرای عمل و آخرت سرای پاداش است. وَ الَّذِینَ کَسَبُوا … جَزاءُ
۴-تشویق باید بیش از تنبیه و مجازات باشد.درباره ی نیکان فرمود: «الْحُسْنی وَ زِیادَهٌ» و درباره ی بدکاران فرمود: «سَیِّئَهٍ بِمِثْلِها»
۵-روسیاهی مخصوص کفّار است،نه مؤمنان گنهکار. «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ»
۶-در قیامت،هم مجازات و تنبیه است،هم تحقیر و روسیاهی. سَیِّئَهٍ بِمِثْلِها، أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ …
۷-راه فرار ونجات وشفاعت به روی کافران بسته است. «ما لَهُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ عاصِمٍ»
____________________________
تنها عقیده کافی نیست،عمل هم لازم است
قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ«۳۱»
بگو:چه کسی از آسمان و زمین شما را روزی می دهد؟یا چه کسی مالک گوش و چشم هاست؟وچه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می آورد و چه کسی کار هستی را سامان می دهد؟(در پاسخ)خواهند گفت:خدا.پس بگو:آیا از کیفر پرستش غیر خدا پروانمی کنید؟
یام ها:
۱-شیوه ی سؤال و واداشتن انسان ها به فکر و رجوع به فطرت،از وظایف مربیّان آسمانی است. «قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ»
۲-خداوند،آسمان و زمین را در رزق و ارتزاق انسان دخالت داده است. «یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»
۳-رزق دادن،آفریدن و اداره کردن،از سنّت های دائمی الهی است. «یَرْزُقُکُمْ ،یَمْلِکُ، یُخْرِجُ، یُدَبِّرُ» (فعل مضارع رمز استمرار است)
۴-جهان آفرینش،پیوسته به تدبیر نیاز دارد و وحدت تدبیر،نشانه ی وحدت ربوبیّت است. «مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ»
۵-رزق ما،شنیدن و دیدن ما،زندگی و مرگ ما،همه به دست خداست و جز او کسی و چیزی در این زمینه ها توانایی و حاکمیّت ندارد. أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ … فَسَیَقُولُونَ اللّهُ
۶-فکر در نعمت ها و قدرت الهی،از شیرین ترین،ملموس ترین،عمومی ترین، ساده ترین و عشق آفرین ترین راههای خداشناسی است. قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ …فَسَیَقُولُونَ اللّهُ
۷-مشرکان نیز در درون خود،خدا را آفریدگار هستی می دانند. «فَسَیَقُولُونَ اللّهُ»
۸-تنها عقیده کافی نیست،عمل هم لازم است. «فَسَیَقُولُونَ اللّهُ ،فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ»
۹-شناخت و علم،زمینه ساز تقواست. «فَسَیَقُولُونَ اللّهُ،فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ»
__________________________—
در عقاید و بینشها باید سراغ علم رفت،نه گمان
وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِما یَفْعَلُونَ«۳۶»
وبیشتر آنان جز از گمان(بی پایه)پیروی نمی کنند.قطعاً گمان به هیچ وجه (انسان را)از حقیقت بی نیاز نمی کند،همانا خداوند به آنچه مردم انجام می دهند،آگاه است.
نکته ها:
* آنچه دارای ارزش واقعی است،«علم»است.گمان قوی و اطمینان نیز اگر مبنای صحیح داشته باشد،ارزش دارد همچون گمانی که از ظاهر آیات و روایات،در شناخت حکم خدا(آن هم در مسائل فرعی)برای فقیه حاصل می شود.امّا گمان در عقیده،اگر منشأ آن تقلید از نیاکان و تعصّبات جاهلی باشد،بی ارزش است.
پیام ها:
۱-همیشه اکثریّت،نشانه ی حقّانیّت نیست. «وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاّ ظَنًّا»
۲-مخالفان انبیا،منطق ندارند. «إِلاّ ظَنًّا»
۳-شرک پایه ی علمی ندارد. هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ … وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاّ ظَنًّا
۴-در عقاید و بینشها باید سراغ علم رفت،نه گمان. «إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ»
________________________
تلاوت قرآن،در ردیف مقام رسالت وهمه ی اعمالِ مردم قرار دارد.(در این آیه،گواه وشاهد بودن خدا بر سه چیز مطرح شده:همه ی امور پیامبر،همه ی کارهای مردم وتلاوت قرآن،واین تعبیر نشانه ی اهمیّت تلاوت قرآن است)
وَ ما تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاّ کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ إِلاّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ«۶۱»
و(تو)در هیچ حال(و اندیشه ای)نیستی و هیچ بخشی از قرآن را نمی خوانی و(شما مردم)هیچ عملی را انجام نمی دهید،مگر هنگامی که وارد آن(کار)می شوید،ما بر شما گواهیم و هیچ چیزی در زمین و آسمان از پروردگار مخفی نمی ماند،حتی به اندازه سنگینی ذره ای و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر،جز آنکه در کتاب روشن ثبت است.
نکته ها:
* «کِتابٍ مُبِینٍ» ،لوح محفوظ یا علم وسیع خداوند به همه ی موجودات هستی است که هم اعمال انسان را شامل می شود و هم اشیای کوچک و بزرگ را در زمین و آسمان.
* امام صادق علیه السلام فرمود:هرگاه پیامبر این آیه را می خواند،به شدّت می گریست.
پیام ها:
۱-همه ی کارهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مهّم است،چون الگو و اسوه است.(تعبیر به شأن،نشانه ی مهم بودن کار است) «ما تَکُونُ فِی شَأْنٍ»
۲-حتّی رسول خدا صلی الله علیه و آله هم زیر نظر است. وَ ما تَکُونُ … إِلاّ کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً
۳-خداوند،هم شاهد بر افکار بشر، «شَأْنٍ» هم بر گفتار «تَتْلُوا» وهم بر کردار اوست. «لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاّ کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً»
۴-تلاوت قرآن،در ردیف مقام رسالت وهمه ی اعمالِ مردم قرار دارد.(در این آیه،گواه وشاهد بودن خدا بر سه چیز مطرح شده:همه ی امور پیامبر،همه ی کارهای مردم وتلاوت قرآن،واین تعبیر نشانه ی اهمیّت تلاوت قرآن است)
۵-جهان محضر خدا و او شاهد بر اعمالِ ماست،پس مهلتی که به ما می دهد، نشان غفلت یا عدم احاطه ی او نیست. «کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً»
۶-هم خدا و هم فرشتگان شاهد بر اعمال بشرند. «کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً»
۷-توجّه به حضور خداوند،موجب شرم و حیا از او می شود. «شُهُوداً»
۸-علم خداوند به دور و نزدیک،کوچک و بزرگ،ظاهر و باطن،یکسان است.
«مثقال ذرّه،فی الارض،فی السماء،اصغر،اکبر»
__________________________
عقاید دینی باید همراه با برهان و استدلال باشد/سخن بی دلیل وبدون علم،ارزشی ندارد
قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أَ تَقُولُونَ عَلَی اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ«۶۸»
(مشرکان)گفتند:خداوند فرزندی گرفته است،او منزّه است،او بی نیاز است.آنچه در آسمان ها و زمین است از آنِ اوست.هیچ دلیلی نزد شما بر این گفتار نیست.آیا آنچه را نمی دانید به خدا نسبت می دهید؟
نکته ها:
* «اتّخاذ ولد»،یعنی کسی را به فرزندی گرفتن.که این غیر از توّلد و فرزند داشتن است.
مشرکان،فرشتگان را دختران خدا می دانستند و یهود،«عُزیر»را و مسیحیان«عیسی»را فرزندان خدا گرفتند.
* در قرآن آمده است که عزیز مصر به همسرش زلیخا گفت:یوسف را به فرزندی بگیریم، «نَتَّخِذَهُ وَلَداً»وآسیه همسر فرعون به او گفت:موسی را به فرزندی بگیریم. «لا تَقْتُلُوهُ عَسی أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً»
پیام ها:
۱-خداوند،نه از تنهایی وحشت دارد تا فرزندی برای انس بگیرد،نه وارثی می خواهد تا فرزندی بگیرد،نه نیاز به مددکار دارد تا معاون بگیرد و نه برای بقای نوع،نیاز به فرزند دارد. «سُبْحانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ»
۲-عقاید دینی باید همراه با برهان و استدلال باشد. «إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطانٍ»
۳-سخن بی دلیل وبدون علم،ارزشی ندارد. إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطانٍ … ما لا تَعْلَمُونَ
_________________________—
مبلّغِ موّفق و مؤثّر کسی است که چشم به مال مردم نداشته باشد
فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلَی اللّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ«۷۲»
پس اگر(به دعوت الهی)پشت کردید،من از شما اجرتی نخواسته ام.پاداش من تنها بر خداست و من مأمورم که تسلیم فرمان او باشم.
نکته ها:
* نگرانی ها اغلب یا به خاطر جان است،یا مال.در آیه ی قبل،بیم نداشتنِ پیامبران از توطئه ی دشمنان در مورد جان خود مطرح بود،در این آیه بی توقّعی آنان نسبت به مال و پاداش از سوی مردم است.
پیام ها:
۱-پذیرش یا سرپیچی مردم از دعوت پیامبران،اثر مادّی برای انبیا ندارد. «فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ»
۲-مبلّغِ موّفق و مؤثّر کسی است که چشم به مال مردم نداشته باشد و این را به مردم اعلام کند. «فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ»
۳-انبیا هیچ گونه پاداشی از مردم نمی خواستند،نه مال،نه خدمات و امثال آن.
«فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ»
۴-اگر همه ی مردم از دین اعراض کنند،در رهبر الهی تاثیری ندارد،بلکه او تسلیم دین خداست. «فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ ،أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ»
۵-کسی که به پاداش اخروی عقیده دارد،به راحتی دل از پاداش های دنیوی می کَند. «إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلَی اللّهِ»
۶-مأموریّت همه ی پیامبران،تسلیم بودن در برابر حقّ است. «مِنَ الْمُسْلِمِینَ»
۷-کسی که می خواهد مردم را به تسلیمِ خدا وادارد باید خودش تسلیم باشد.
أُمِرْتُ … مِنَ الْمُسْلِمِینَ
۸-گرچه امروز مردم اعراض می کنند،امّا خداوند بندگانِ تسلیم و مؤمنان واقعی در تاریخ کم ندارد،تو به آنان ملحق شو. «مِنَ الْمُسْلِمِینَ»
_____________________________
-رهبران دینی باید به مسائل مادّی ورفاهی امّت هم توجّه کنند
وَ أَوْحَیْنا إِلی مُوسی وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ«۸۷»
و به موسی و برادرش وحی کردیم که در مصر،برای قوم خودتان خانه هایی آماده کنید و خانه هایتان را مقابل هم(یا رو به قبله)بسازید و نماز به پا دارید و به مؤمنان بشارت بده(که سرانجام پیروزی با آنهاست).
نکته ها:
* «قِبْلَهً» ،هم به معنای مقابل و رو بروی هم است و هم به معنای جهت کعبه،یعنی خانه سازی رو به قبله.شاید معنای این آیه چنین باشد که تا قدرت فرعون باقی است و تصمیم بر نابودی شما دارد،شما مراسم عبادی را در خانه هایتان برقرار سازید.مثل سه سال اوّل بعثت پیامبر اسلام.
* بهترین بشارت به مؤمنانِ در بند،بشارت به استجابت دعایشان است که از تحت ستم فرعونیان و فتنه گری هایشان نجات یابند.
پیام ها:
۱-مسکن،یکی از نعمت های الهی است. أَوْحَیْنا … أَنْ تَبُوءَ
۲-رهبران دینی باید به مسائل مادّی ورفاهی امّت هم توجّه کنند. «تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما»
۳-منطقه ی مسکونی افراد مؤمن باید از کفّار جدا باشد،تا زمینه ساز عزّت، قدرت و استقلال گروه با ایمان گردد. «تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً»
۴-تاریخ شهرسازی تا زمان حضرت موسی علیه السلام قطعی است. تَبَوَّءا … بُیُوتاً
۵-معماری و شهرسازی اسلامی باید با اهداف مکتبی سازگار باشد و جهت قبله فراموش نشود. «وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً»
۶-به گونه ای خانه بسازیم که انجام مراسم مذهبی و اقامه ی نماز در آن عملی باشد. «وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً»
۷-خانه ی افراد مکتبی باید نمازخانه باشد. «بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً»
۸-خانه های مقابل یکدیگر،از نظر تمرکز،حفاظت،نظارت و انس با هم مناسب تر است. «وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً»
۹-نگذاریم بیگانگان در محلّه وجامعه ی ما رخنه کنند. «اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً»
۱۰-نماز در رأس برنامه همه ی پیامبران وزمینه رهایی بوده است. «أَقِیمُوا الصَّلاهَ»
_____________________________________
-از بین بردن شکّ در عقاید،ضروری است
فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ«۹۴»
پس اگر در آنچه بر تو نازل کردیم شک داری،از آن کسانی که کتاب آسمانی پیش از تو را می خوانند بپرس.یقیناً حقّ از سوی پروردگارت به سوی تو آمده است،پس از شک آوران مباش.
پیام ها:
۱-از بین بردن شکّ در عقاید،ضروری است. «فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ»
۲-هنگام شک باید به عالمان رجوع کرد. «فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ» (پس سخن عالم حجّت است)
۳-کتاب های آسمانی مؤیّد یکدیگرند. «یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ»
۴-بعضی اهل کتاب،حقّ را می گویند. «فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ»
۵-رهبر باید قاطع باشد وهیچ تردیدی به خود راه ندهد. «فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ»
۶-فضل آن است که دشمنان به آن گواهی دهند،آیا با اعتراف مخالفان به حقّانیّت آن،باز هم شک دارید؟! «فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ»
___________________________
سیمای سوره ی هود
این سوره در سال های آخر حضور پیامبر صلی الله علیه و آله در مکّه نازل شده است، سال هایی که به جهت وفات حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه مسلمانان در شرایط بسیار سختی بسر می بردند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:سوره ی هود مرا پیر کرد زیرا آیه ی استقامت در این سوره نازل شده است: «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ»همان گونه که به تو دستور داده شده پایداری و صبر کن و یاران تو نیز باید پایداری کنند.امّا بی صبری یاران پیامبر صلی الله علیه و آله آن حضرت را زجر می داد.
محتوای این سوره که یکصدوبیست وسه آیه دارد،تاریخ پیامبران و به خصوص حضرت نوح علیه السلام و توجّه به مسائل اعتقادی است.از دقّت در تاریخ انبیا استفاده می شود که حرکت انبیا یک جریان مستمر تاریخی است،نه یک حادثه ی زودگذر.تاریخ پیامبران و اقوام آنان قانون مند است و مطالعه ی آن رمز سقوط یا عزّت ملّت ها را روشن می سازد و نشان می دهد که دین از جامعه جدا نیست و سرنوشت جامعه بستگی تمام به دین و آئین مردم آن جامعه دارد.
در این سوره پنج مرتبه نام حضرت هود علیه السلام آمده است که برابر با تکرار این نام در باقی قرآن است.
____________________________
توبه از گناه،سبب بازگشت الطاف مادّی خدا نیز می شود
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی وَ یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ کَبِیرٍ«۳»
و از پروردگارتان طلب مغفرت کنید و بسوی او بازگردید تا شما را به بهره ای نیکو تا مدّتی معیّن(که عمر دارید)کامیاب کند و به هر صاحب فضیلتی فزونی بخشد و اگر(از بندگی خدا)روی بگردانید،همانا من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.
پیام ها:
۱-یکی از وظائف پیامبران،بازسازی منحرفان است. «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا»
۲-تا اسنان خود را از گناه پاک نکند وسبکبال نشود،نمی تواند به سوی حقّ پرواز کند. «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا»
۳-محو گناه کافی نیست،حرکت بسوی خدا لازم است. «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا»
۴-توبه واجب است. «تُوبُوا إِلَیْهِ»
۵-توبه از گناه،سبب بازگشت الطاف مادّی خدا نیز می شود. فَتُوبُوا … یُمَتِّعْکُمْ
۶-امکاناتی که در اختیار کافران وگنهکاران است،چون در راه فساد و فتنه به کار می رود،مبارک و حسن نیست. «مَتاعاً حَسَناً»
۷-زندگی خوب،مورد توجّه اسلام است. «مَتاعاً حَسَناً»
۸-ایمان وتوبه،زندگی انسان را تا آخرعمر بیمه می کند. یُمَتِّعْکُمْ … إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی
۹-توبه،رمز کامیابیِ کیفی و کمّی است. «مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی»
۱۰-توبه،عامل جلوگیری از مرگ های ناگهانی است. «إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی»
۱۱-تاریخ وزمان مرگ،بر انسان مجهول است. «إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی»
۱۲-درجات در قیامت متفاوت است.هرکس فضیلت بیشتری در دنیا کسب کند، لطف بیشتری در آخرت دریافت خواهد کرد. «یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ»
۱۳-پیامبران دلسوز مردمند.جمله ی «فَإِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ» در قرآن زیاد آمده است.
انتخاب گزینشی شفقنا از تفسیر نور
