شفقنا- سید محمود کمال آرا «زکریا» – نویسنده و پژوهشگر روابط بین الملل در نوشتاری با عنوان«استراتژی صلح در روابط خارجی اسلام» این گونه آورده است:
منظور از دیپلماسی در اسلام فعالیت هایی است که حضرت محمد(ص) بعنوان رئیس حکومت و نمایندگان و سفرای منتخب او در راه نیل به مقاصد و ادای وظایف سیاسی دولت اسلامی و تحقق بخشیدن به خط مشی های کلی اسلام در زمینه ی سیاست خارجی و همچنین پاسداری از حقوق و منافع دولت اسلامی در میان قبایل و گروه های دینی و دولت های غیر مسلمان در خارج از قلمرو حکومت اسلامی انجام میداده اند.
اهداف عالی و خطوط کلی سیاست اسلام و منافع امت اسلامی بود که دیپلماسی پیامبر(ص)، طبق ضوابط اسلامی انجام می پذیرفت و متناسب با شرایط زمانی و خصوصیات طرف مقابل و مقتضیات خاص و عامی بود که معمولا بر آن روابط حاکم بود.
بدون تردید، اقوام و قبایل ساکن جزیره العرب در دوران جاهلیت و قبل از اسلام، خواسته یا نا خواسته درگیر جنگ های خونینی می شدند، که گاها این جنگ سال ها طول می کشید. در مقابل از فرصت های چون ماه های حرام و قداست زمین مکه برای توقف جنگ و خونریزی استفاده می کردند و بعضی از جنگ ها نیز ختم به صلح و مصالحه گردید. در اسلام همانطوری که در بحث اصل همزیستی مسالمت آمیز اشاره شد، اصل در روابط خارجی بر صلح استوار است و جنگ حالت استثنایی دارد و بنا به ضرورت تجویز می شود. پس با فرض بر اینکه اسلام در روابط خارجی خود صلح محور است، صلح خواهی را بعنوان یک استراتژی مهم در روابط خارجی و بین المللی پیامبر اکرم (ص) پی میگیریم که آن حضرت بطور ویژه از سال ششم هجرت استراتژی صلح را جایگزین استراتژِی جنگ کردند.
صلح یکی از واژه های دلنشین برای جامعه بشری است. این واژه در اصل کلمه عربی است که در فارسی به معنای آشتی و سازش است. در فرهنگ اسلامی واژه سلم (بر وزن علم) مترادف با صلح و به معنی مسالمت آمیز است و سلم همچنین به معنای سازش عادلانه و همزیستی است و اسلام به معنی انقیاد و تسلیم به معنی سر فرود آوردن و این دین از آن جهت اسلام نامیده شده، چون دینی واقعی، انقیاد در برابر خداست و سلامت و مسالمت و صلح واقعی در نهاد و ضمیر آدمی هنگامی تحقق می یابد که انسان به انقیاد کامل از خدا رسیده باشد. واژه صلح در لغت به معنی مسالمت، سازش و از بین بردن نفرت میان مردم است و صالح به معنی مطابق با عدل و انصاف و شایسته و به دور از هر نوع فساد آمده و اصلاح به معنی ایجاد صلح و الفت اطلاق شده.(( صلح و دوستی و قبول پیمان های صلح جویانه)) ( انفال، آیه ۶۱)
رفتار سیاسی پیامبر اسلام ( ص) در حوزه سیاست خارجی مبتنی بر دعوت بود و آن حضرت در روابط خارجی خود در آغاز رسالت و پس از تشکیل دولت اسلامی مدینه به ویژه پس از سال ششم هجری، استراتژی صلح را دنبال کردند که بارزترین و ملموس ترین نمود عینی آن، صلح حدیبیه بود.
کاربرد استراتژی صلح پیش از صلح حدیبیه
صلح با یهودیان یثرب : یهودیان گرچه به ظاهر، تنها یک تمایز دینی با مسلمانان داشتند، اما اگر یثرب مورد یورش قرار می گرفت، این احتمال وجود داشت که آن تمایز به شکل رقابت و عداوت با مسلمانان نمایان شود. بر این اساس معاهده پیامبر (ص) با آنان که این دشمن احتمالی را از میان بر میداشت، یک موادعه (مصالحه) به شمار می آمد.
پشنهاد صلح در غزوه((خندق)) : در سال پنجم هجری در غزوه ((خندق))، مسلمانان از سوی قبیله احزاب به گونه ای هراس انگیز محاصره شدند. از این رو، رسول خدا تلاش کرد تا از راه صلح با قبیله ((غطفان)) یکی از قبیله های مهاجم-صفوف دشمن را متزلزل سازد. بر این اساس، آن حضرت به غطفانیان پیشنهاد کرد که در برابر دریافت یک سوم از خرماهای یثرب دست از محاصره بردارند، اما انصار با چنین صلحی مخالفت کردند. پیامبر نیز از پیشنهاد خود صرفنظر کرد.(مقدم، صحنه های صلح و آشتی درخششی در کارنامه روسل خدا، ص۱۳۲)
صلح بر اساس ((جزیه)) : جزیه نوعی مالیات سالیانه است که از سوی حاکم اسلامی بر اهل کتاب : مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان مقرر می شد و در قبال آن ها، اهل کتاب در پناه دولت اسلامی به زندگی خود توام با امنیت ادامه می دادند و دولت اسلامی تامین امنیت آن ها را به عهده می گرفت. مصالحه بر مبنای جزیه از سال نهم هجری آغاز شد و از آن تاریخ به بعد، پیامبر اسلام(ص) در موارد زیر بر صلح بر اساس جزیه اقدام کردند:
غزوه تبوک، صلح با مسیحیان نجران، صلح با زرتشتیان بحرین، هجر، عمان.
دعوت و مذاکره در روابط خارجی اسلام
پیامبر شیوه دعوت و مذاکره را برای تمام سفیران خود یک تکلیف دینی می دانست و آنان را موظف می کرد تا دیپلماسی را مقدم بر شیوه های خشونت آمیز بدارند، وظایف مهم سفیران و فرستادگان پیامبر عبارت بود از :
- دعوت به اسلام
- مذاکره صلح و ترک مخاصمه با دشمن
- مذاکره در باب مبادله اسیران جنگی پس از خاتمه جنگ
- مذاکره در مورد انعقاد قراردادهای مربوط به فدیه و غرامت و امضای آن ها
- مذاکره در جهت ایجاد حسن تفاهم و جلب دوستی و انعقاد پیمان همکاری در زمینه های مختلف با کشور محل ماموریت
شیوه های سیاسی حل اختلاف در روابط خارجی اسلام
- مذاکره : این روش حل اختلاف از دیدگاه حقوق اسلام بلامانع بوده و عملا نیز بوسیله پیامبر(ص) در موارد متعددی اجرا شده است از جمله: مذاکرات پیامبر(ص) با سهیل بن عمرو، فرستاده مخصوص قریش و انعقاد قرارداد از تاریخ صلح حدیبیه / مشکلات ناشی از صلح حدیبیه و راه های دیپلماتیک آن
- میانجیگری : این روش ظاهرا در تاریخ زندگی پیامبر(ص) و خلفا سابقه ندارد، ولی روش صحیحی است و از نظر حقوق اسلام منعی ندارد و در ضمن روایات بسیاری به آن تشویق شده است. نمونه ای از میانجی گری در اختلافات نه در مقیاس سیاسی و بین المللی بلکه در مقیاس خانواده، در آیات قرآن منعکس است و می تواند الگویی برای مسئله باشد. ((و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو همسر بیم داشته باشید یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید ( تا در میان آنان داوری کنند) اگر این دو تصمیم اصلاح داشته باشند خداوند به توافق آنان کمک می کند.))
- سازش: روش حل اختلاف دیگر سازش است. قرآن نیز در این مورد نظر صریح دارد و می فرماید: (( و خدا را آماج سوگندهای خویش قرار ندهید، نیکی و پارسایی کنید و میان مردم سازش کنید))(سوره بقره، آیه ۲۲۴)
مکانیزم های اجرایی دیپلماسی پیامبر اسلام (ص)
همانگونه که گفته شد، دیپلماسی وسیله ای برای اجرای سیاست خارجی است و سیاست خارجی هر دولتی اهداف خاصی دارد. هدف عمده سیاست خارجی دولت اسلامی مدینه رسیدن به امت واحد و به وجود آمدن کشور واحد جهانی تحت حاکمیت قانون واحد الهی بود. پیامبر اکرم (ص) با توجه به دو ویژگی مهم رسالت خویش (جهانی بودن و جاویدان ماندن) برای عملی شدن هدف اسلام از شیوه های متعددی بهره گرفت.
بعضی از مکانیزم های اجرایی آن حضرت در دیپلماسی :
- مذاکره با سفرا و نمایندگان
- اعزام مبلغان و ارسال پیام به سران دولت ها و قبایل
- کسب اطلاعات و مواجهه فعال با تحرکات دشمن
- انعقاد پیمان ها و قراردادهای سیاسی
- حکمیت
- تالیف قلوب ( ابزار اقتصادی)
- ابزار بشر دوستانه
در پایان باید گفت که مذاکره در روابط خارجی دولت اسلامی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. این اهمیت تا بدان حد است که هیچ جنگی از سوی رهبران دینی تجویز نشده مگر آنکه قبل از مذاکره دنبال شده باشد. اصل جهاد، هیچ گاه بعنوان یک ابزار قبل از دعوت به مرجله اجرا گذاشته نشده است. این نکته در دعوت های پیامبر و ارسال نامه به سران ممالک غیر اسلامی مشاهده می شود. تمام این نامه ها و پیام ها با دعوت آغاز می شود و این مهم ترین دلیل بر اهمیت اصل مذاکره در اسلام است.
گزیده ای از منابع :
- موسوی، سید محمد، ۱۳۸۶، دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام
- دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵، تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام
- سعیدی، غلامرضا، ۱۳۳۵، جنگ و صلح در قانون اسلام
- شلتوت، شیخ محمود، ۱۳۵۴، جنگ و صلح دراسلام
- با تشکر از راهنمایی آقای دکتر داریوش قنبری استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی
