شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
در چیستی پدیده مقدس صلح و همین گونه در زشتی و پلشتی پدیده ناجور و تباه کار جنگ حرف های زیادی گفته شد و شنیده شد. سوگمندانه از آنجای كه توفیق عمل در کار نبود هیج گوش شنوا و چشم بینا نبود که این حرف حدیث را بشنود و به كرسی عمل بنشاند و غایت امر كبوتر صلح در منگنه تعصبات قومی گیر ماند و بیشتر از سه دهه شد که سرزمین ما یک روز هم روی صلح را ندید.
در عوض به بستر وقوع هزاران منازعه تاخت تاز ها، جنگ های قومی قبیله وی و حزبی، فیودالی، دودمانی، اقتدارگرایی، استعمار امپریالیستی و استبداد داخلی، جنگ های داخلی و جنگ های خارجی، طغیان نبرد چریكى، شورش ها و انقلاب ها، ایلغارها و چپاول ها بود. ملیون ها ملیون انسان این سرزمین سر بریده شد، هزاران زن بیوه و به هزاران کودک این خاک یتیم شد و ملیون ها شهروند ما مهاجر شد هنوز هم ما قربانی می دهم و در انتظار نشست پرنده همایونی صلح هستیم. آری! صلح از مقدس ترین مقدسات و از قدیمی ترین آرمان های بشری است و اسلام بیشتر از مکتب های دیگر به گل واژه صلح تاکید کرده است.
قرآن به صلح و زندگی مسالمت آمیز دعوت می کند: یَا اَیُّهَا ٱلَّذِینَ اَمَنوُاْ ٱدْخُلُواْ فِی ٱلْسِّلْمِ کافَّةً وَ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ ٱلْشَّیْطَانِ اِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبینْ، [بقره 208] ای ایمان آوردگان! همگی در صلح و آشتی درآیید و از گام های شیطانی پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست.
اربابان و بزرگان روزگار آگاه باشند دیگر فریب سیاست های دروغین امپریالیسم و سوسیالیسم را نه باید خورد از بازی های زیگزاکی و فریبنده قدرت های دنیا دوری جست و برای آوردن صلح و جامعه سالم صادقانه باید کار کرد. زیرا بدون صلح نمی شود زندگی کرد با صلح می شود به حیات خود ادامه داد از تنور فقر و بدبختی به بستر مدنیت و شکوفایی گام گذاشت. انسان ها با داشتن صلح می توانند به زندگی مسالمت آمیز، هم زیستی، آسایش خاطر آموزش و پرورش و تکنولوژی دست یازند. برای آوردن صلح از اعتدال و مساوات کار گرفت از چانه زنی هایی که منافع جامعه و مردم در آن دیده نشود باید کنار رفت.
به قول مونتسكیو، اعتدال شرط اصلی اصول صلح و امنیت در جامعه است و غایت هر حکومت چیزی جز صلح و امنیت نیست. حقا که درست گفت این بزرگ مرد، در یک جامعه متکثیر و چند بعدی مثل جامعه ما اصل اعتدال باید مراعات شود. اعتدال، خود یکی از پایه های صلح و امنیت انسانی است برای نهادینه كردن صلح باید كوشید و مولفه های سازنده دیگر را باید جستجو کرد.
در این بابت دست و پا زدن قدرت نشین و تکه داران صلح را نمی شود نادیده گرفت طرح و برنامه های وافر چوکات بندی شد مثلا ایجاد شورا به نام شورای عالی صلح، داشتن یک آدرس مشخص برای طالبان می توان کشور قطر را مثال زد که چندی قبل دفتری برای طالبان داده شد. دید و باز دیدهای مقامات ارگ نشینان کابل با سران پاکستانی و طالبان و سرانجام رهایی ملابرادر شخص شماره دوم طالبان از پلوگون، بازداشتگاه پاکستان اما چرا کبوتر صلح در این سر زمین آشیانه نکرد و امروز بیشتر از دیروز شهر و شهروندان این کشور تنور و هیزم جنگ شدن همه غذای انتحار شد و در هاله از ناامیدی بسر می برند؟
به چند نکته بسیار کوتاه اشاره خواهم داشت:
– عدم سیاست روشن در امر مبارزه با دهشت افگنان از سوی قدرت های بزرگ دنیا.
– عدم داشتن یک پالیسی روشن از سوی دولت مردان و ساختن رابطه نیک و سازنده با جهان.
– صادق نبودن همسایگان در مبارزه با تروریست و افراطیت.
– دست درازی کشورهای منطقه مانند: قطر، عربستان سعودی و ترکیه.
– مرزهای باز، پا در هوا ماندن قضیه دیورند جنجال مرزی میان افغانستان و پاکستان.
– عدم داشتن یک نظام سیاسی کارا با در نظرداشت جو حاکم در جامعه.
– درز میان دولت و ملت و یا فاصله میان حکومت و مردم، جزم گرایی و مطلق گرایی اربابان قدرت.
– ضعف مدریت در دستگاه دولت.
– نبود صداقت در امر مبارزه با دهشت افگنی از سوی نوازندگان زنگ صلح خواهی و گرفتن انگیزه از اردوی ملی و پولیس ملی.
– عدم هم پذیری میان اراکین دولتی، نمایندگان شورای ملی، احزاب سیاسی، کارفرمایان جامعه مدنی، استادان دانشگاها و آدم های چیز فهم.
– عدم شناسایی درست از دشمن، هموطن خطاب کردن و برادر خواندن دشمنان از سوی رییس جمهور.
– افقی شدن باند مافیا، ضعف اقتصادی و گیر ماندن مردم در لجنزار فقر.
این ها نمونه های اند که کبوتر صلح را نشانه گرفتن و از نشستن پرنده صلح به بام این جغرافیا جلوگیر شد. نکات فوق را می شود این گونه چوكات بندی كرد. یک بعد خارجی، دو بعد داخلی.
در بعد خارجی سه رویکرد وجود دارد که باید توجه داشت. رویکرد نخست صادق بودن دوستان بین المللی مان، اگر دوستان بین المللی ما مخصوصا آمریکا در امر مبارزه با تروریزم صادق باشد و پاکستان را قناعت دهد که دیگر خانه امن و پناهگاه برای دهشت افگنان نسازد بدون شک تاثیر به سزاى خود را دارد اما گذشت زمان ثابت ساخت که آمریکای ها در پی بودن خود در افغانستان هستند نه آسایش مردم. رویکرد دوم، صادق بودن پاکستانی هادر مبارزه با تروریزم و دست کشیدن آی اس آی از پرورش انتحار پیشه گان.
رویکرد سومی، قطع کمک های مالی از سوی عربستان سعودی، قطر و ترکیه این سه کشور عمده ترین تمویل کنندگان مالی طالبان هستند. اگر این سه کشور دست بردار شوند از كمک باطالبان بدون شک طالبان ضعیف شده و به دست خالی دیگر توان مقابله را ندارند سرانجام به ورطه سقوط مواجه خواهندشد. بعد داخلی که خیلی هم بغرنج است در بعد داخلی چندین مسله باید در نظر گرفته شود.
فاز اول: سرزمین بی دروازه با مرز های باز یعنی پادر هوا ماند خط دیورند، باید این قضیه حل شود یا از طریق اسناد تاریخ که ما در دست داریم و یا هم از طریق رفرتندوم دو طرف ساکنین مرز به هر شکل که میشود باید کوشید تا این غده سرطانی تداوی یابد.
فاز دوم: که جامعه ما را در سراشیب خطر و در تنور جنگ قرار داده عدم هم پذیری میان دولت مردان و شهروند جامعه است. اینجا باید قوم گرایی کنار زده شود و مردم زیر یک چتر در فضای صممیت و دوستی به حیات خود ادامه دهند. به باور این قلم، هم پذیری مهم ترین اصل و فرمول است که به قضایایی پیچیده افغانستان راه حل می دهد تا این اصل و این فرمول مراعات نشود رسید به صلح پایدار دور از تصور است.
فازسوم: صادق نبودن قدرت نشینان و تکه داران صلح و گرفتن انگیزه از اردوی ملی و پولیس ملی، وقتی جوانان این سرمین با یک دنیا عشق و آزادی برای وطن در مقابل دشمن می جنگند وجودشان لاله گون و خون پاره می شود و در این راه جان های شیرین خود را قربانی می کنند و ریس جمهور در رسانها حاضر می شود با لبخند وافر رهایی ملابرادر را زمزمه می کند گویا آب از آب تکان نخورده باشد. تو بگو… به قول احمدسعیدی کبوتر نه که سفید مرغ صلح به فضای خون آلود افغانستان به پرواز خواهد آمد و سایه شهپر های این مرغ همایونی همه را یکباره نیک بخت خواهد ساخت و همه با لب پر خنده بر فرش سعادت بار صلح حلقه خواهیم زد و این آرزو دیگر یک خواب نه که تعبیر واقعی خواهد یافت. این گونه برخورد ریس جمهور آب انداختن بر آسیاب دشمن است وقتی انگیزه از اردوی ملی و پولیس ملی گرفته شود دیگر این عزیزان باکدامین انگیزه وارد کارزار شوند و در مقابل دیوهای ناجور بجنگند به سخن سانتیزو، نبرد اصلی کشن روان دشمن است و انگیزه دشمن. سوگمندانه، نه تنها انگیزه دشمن از بین برده نمی شود بل دشمن انگیزه داده می شود.
فازچهارم: فقر اقتصادی است از آنجای که دولت سیاست درست در امر اشتغال و کار فرمایی ندارد بیشترین جوانان وقتی از مکتب و یا دانشگاه فارغ می شوند حیران و پریشان، دهن بین و دست بین پدر هستن پدری که یک عمر خراج داد تا فرزندش درس بخواند و در ایام پیری عصای دست پدر و مادرخود شود وقتی به بیکاری و ناهنجاری های روزگار یخن گیر می شود ایشان مجبور می شوند یا مهاجر شوند یا بنگ وافیون بکشند و یا هم به صف دشمن بپیوندند. مخلص کلام، تا زمانی که دیدگاه مثبت و واحد در اجرای نکات فوق چوکات بندی نشود و جامه عمل در تن نکند بوق زدن های توخالی گلی را به آب نخواهد داد و بیشتر از پیش در آتش انتحار و انفجار خواهیم سوخت.
به امید هم دید بودن همه اقوام در امر کشور سازی، ملت سازی و هم پذیری و نشست كبوتر صلح بر فرش سعادت و جغرافیای كشورمان.
انتهای پیام
