شفقناافغانستان-جزء بیست وهشتم: سوره های جزء بیست و هشتم شامل: المجادله از آیه ۱ تا ۲۲ (کامل) * الحشر از آیه ۱ تا ۲۴ (کامل) * الممتحنه از آیه ۱ تا ۱۳ (کامل) * الصف از آیه ۱ تا ۱۴ (کامل) * الجمعه از آیه ۱ تا ۱۱ (کامل) * المنافقون از آیه ۱ تا ۱۱ (کامل) * التغابن از آیه ۱ تا ۱۸ (کامل) * الطلاق از آیه ۱ تا ۱۲ (کامل) * التحریم از آیه ۱ تا ۱۲ (کامل) است.
در ادامه تفسیر برخی از آیات این جزء را میخوانید:
سیمای سوره مجادله
این سوره بیست و دو آیه دارد و در مدینه نازل شده و تنها سوره ای از قرآن است که در تمام آیات آن لفظ جلاله «اللّهُ» آمده است.
به مناسبت مسأله جدال که در آیه اول آمده،این سوره مجادله نام گرفته است.
مباحثی که این سوره درباره ی آنها سخن می گوید،عبارتند از:
۱.قانون ظهار که نوعی طلاق در دوران جاهلیّت بود.
۲.موارد مثبت و منفی نجوا.
۳.احترام به کسانی که وارد مجلس می شوند.
۴.تفکیک حزب اللّه از حزب شیطان.
_________________________________
هر سخن و کلامی را نمی توان به همسر گفت.بعضی کلمات کفاره سنگین دارد
وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ«۳»
و کسانی که نسبت به همسران خود ظهار می کنند،سپس از آنچه گفته اند (پشیمان شده)و برمی گردند،کفاره آن قبل از آنکه با هم تماس گیرند، آزاد کردن برده است.این(دستوری)است که به آن پند داده می شوید و خداوند به آنچه عمل می کنید،به خوبی آگاه است.
پیام ها:
۱- در دوران جاهلی،مردان به زنان ظلم می کردند. «یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ»
۲- اسلام بن بست ندارد و هر کس می تواند به مسیر درست بازگردد. «یَعُودُونَ»
۳- جریمه،نقش پیشگیری داشته و راهی برای کنترل جرم است. یُظاهِرُونَ …
فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ
۴- هر سخن و کلامی را نمی توان به همسر گفت.بعضی کلمات کفاره سنگین دارد. «لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ» در مقابل گفتار خود نیز مسئولیّت داریم.
۵-ظلم به همسر تاوان دارد. «فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ»
۶- اسلام از هر فرصتی برای آزادی بردگان استفاده می کند. «فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ»
۷- اسلام برای حفظ نظام خانواده،جریمه هایی را وضع کرده است. «فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ»
۸-بازداشتن انسان ها از کار بد همیشه با سخنرانی نیست،گاهی از طریق جریمه باید موعظه صورت گیرد. فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ … تُوعَظُونَ
۹- جرایم اسلام انتقامی نیست،تربیتی است. «تُوعَظُونَ بِهِ»
۱۰- در پرداخت جرایم،حیله و فرارنباید باشد که خداوند ناظر است. «وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»
____________________________
چاپلوسی و تملّق و تعریف بیش از اندازه،از نشانه های نفاق است
أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نُهُوا عَنِ النَّجْوی ثُمَّ یَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِیَهِ الرَّسُولِ وَ إِذا جاؤُکَ حَیَّوْکَ بِما لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللّهُ وَ یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا یُعَذِّبُنَا اللّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِیرُ«۸»
آیا نظر نکردی به کسانی که از نجوا نهی شدند سپس به آنچه نهی شده، بازگشته و برای گناه و ستم و نافرمانیِ پیامبر با یکدیگر نجوا می کنند و (با این حال)هنگامی که سوی تو می آیند،کلماتی برای تحیّت وسلام (وخوش آمد)بکار می برند که(حتی)خدا با آن تو را تحیّت و سلام نگفته است و در بین خودشان می گویند:(اگر این مرد پیامبر است)پس چرا خداوند ما را به سبب آنچه می گوئیم عذاب نمی کند؟ جهنم برای آنان کافی است که وارد آن می شوند،پس چه بد سرانجام و جایگاهی است.
پیام ها:
۱- نجوا در جمع مؤمنان،منکری است که از آن نهی شده است. «نُهُوا عَنِ النَّجْوی» (در آیه ی ۱۰ نیز می خوانیم: «إِنَّمَا النَّجْوی مِنَ الشَّیْطانِ»)
۲- ناهیان از منکر توقّع نداشته باشند که مردم با گفتن آنها منکر را کنار بگذارند.
«یَعُودُونَ لِما نُهُوا»
۳- تکرار گناه و بی اعتنایی به تذکرات،جرم را سنگین می کند. «یَعُودُونَ لِما نُهُوا»
۴- اطاعت از پیامبر معصوم واجب است.(لذا از نافرمانی او به هر شکل انتقاد شده است.) «مَعْصِیَهِ الرَّسُولِ»
۵-به هر تجلیل و تکریم و تمجیدی اعتماد نکنیم.(منافقان،آشکارا تجلیل بیش از حد دارند،ولی مخفیانه از نافرمانی پیامبر سخن می گویند.) «حَیَّوْکَ بِما لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللّهُ»
۶- چاپلوسی و تملّق و تعریف بیش از اندازه،از نشانه های نفاق است. «حَیَّوْکَ بِما لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللّهُ»
۷- حتّی در تجلیل از اشرف مخلوقات،حدود را مراعات کنیم. «لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللّهُ»
۸-نه تنها گفتار مخفی منافقان را خدا آشکار می کند،بلکه آنچه را در دل دارند و به اصطلاح حدیث نفس می کنند،برملا می سازد. «یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ»
۹- مهلت های الهی را نشانه رضایت او ندانید. «لَوْ لا یُعَذِّبُنَا اللّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ»
۱۰- سرانجام نفاق،جهنّم است. «حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ»
۱۱- گفتار بد،سرانجام بدی را برای انسان آماده می کند. بِما نَقُولُ … فَبِئْسَ الْمَصِیرُ
_________________________
مؤمن محترم است،حتّی هنگام نهی از منکر احترام او را حفظ کنید
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَناجَیْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِیَهِ الرَّسُولِ وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ«۹»
ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه نجوا می کنید،به گناه و ستم و نافرمانیِ پیامبر نجوا نکنید و نسبت به کار نیک و تقوا نجوا کنید و از خدا پروا کنید که به سویش محشور می شوید.
پیام ها:
۱- مؤمن محترم است،حتّی هنگام نهی از منکر احترام او را حفظ کنید. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»
۲- در امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد و تبلیغ،راه های حق و باطل و مصادیق آن را باید روشن کرد. فَلا تَتَناجَوْا … تَناجَوْا
۳- همه ی سخنان را نباید آشکار و نهان گفت.گاهی باید نهی از منکر یا امر به معروف،در خفا و پنهان باشد. «تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوی»
۴- مبادا نجوای بد را به جای نجوای خوب قلمداد کنیم. تَناجَوْا … وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ
۵-تقوا و پرهیزکاری و توجّه به معاد،زمینه دوری از سخنان نارواست. «وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ»
________________________
رعایت آداب اجتماعی،حتّی در نشست و برخاست،مورد سفارش اسلام است
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّهُ لَکُمْ وَ إِذا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ«۱۱»
ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه به شما گفته شود در مجالس(برای دیگران) جا باز کنید،پس جا باز کنید تا خدا نیز برای شما گشایش دهد و هرگاه گفته شود برخیزید،برخیزید.(بزرگی،به نشستن در جای خاص نیست،بلکه)خدا از میان شما کسانی را که ایمان آورده و کسانی را که صاحب علم و دانش اند،به درجاتی رفعت و بزرگی می دهد و خداوند به آنچه انجام می دهید به خوبی آگاه است.
پیام ها:
۱- ایمان شرایط و لوازمی دارد که باید رعایت گردد. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا …
۲- جا دادن و احترام به تازه واردان،یک ارزش است. فَافْسَحُوا … فَانْشُزُوا
۳- جا دادن به دیگران در هر مجلسی که باشد لازم است. «فِی الْمَجالِسِ»
۴- عمل به دستورات خداوند،زمینه برای دریافت پاداش های بیشتر است.
«فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّهُ لَکُمْ»
۵-گشایش در کار دیگران،سبب گشایش خداوند در امور شماست. «فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّهُ لَکُمْ» پاداش الهی با عمل متناسب است.گشایش،گشایش می آورد.
۶- رعایت آداب اجتماعی،حتّی در نشست و برخاست،مورد سفارش اسلام است. فَافْسَحُوا … فَانْشُزُوا
۷- گاهی لازم است به احترام ورود بزرگان و دانشمندان به اهل مجلس گفته شود که برخیزید. «انْشُزُوا فَانْشُزُوا»
۸-علم،هدیه و تفضّل الهی است. أُوتُوا الْعِلْمَ …
۹- صاحبان علم و دانش،باید در جامعه اسلامی از جایگاه بالا و والایی برخوردار باشند. «وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»
۱۰- عمل دانشمند،پاداش بیشتری دارد. یَرْفَعِ اللّهُ … اَلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
۱۱- جا دادن ها و بلند شدن ها،خالصانه و برای خدا باشد نه به انگیزه های دیگر.
«وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»
۱۲- در نشست و برخاست ها،خدا را فراموش نکنیم. «وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»
____________________________
منافقان،پیوسته از مقدّسات سوء استفاده می کنند
أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُمْ مِنْکُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ یَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ«۱۴»
آیا ندیدی کسانی را که با گروهی که مورد غضب خداوند بودند،طرح دوستی ریختند؟ آنها نه از شما هستند و نه از آنان و با این که خود می دانند به دروغ سوگند می خورند(که از شما هستند).
أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِیداً إِنَّهُمْ ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ«۱۵»
خدا برای آنان عذاب سختی آماده ساخته،زیرا کاری انجام می دهند که بسیار بد است.
نکته ها:
* گرچه در قرآن،گروه های مختلفی مورد غضب الهی قرار گرفته اند،ولی شاید مراد از قوم غضب شده در این آیه و آیات دیگر،یهودیان باشند،زیرا سه بار در قرآن با جمله «باؤُ بِغَضَبٍ»از آنان یاد شده است.
* مراد از کسانی که با گروه مورد غضب واقع شده،طرح دوستی ریختند،منافقان هستند.
پیام ها:
۱- پذیرفتن ولایت و سرپرستی کسانی که مورد غضب خداوند قرار گرفته اند، امری قابل توبیخ است. أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ …
۲- کسی که دست خود را از دست پیامبر رحمت جدا کند،در دست غضب شدگان تاریخ می گذارد. تَوَلَّوْا … غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ
۳- جدا کردن خودی از غیر خودی و شناخت دشمن و منافق،لازم است. «ما هُمْ مِنْکُمْ وَ لا مِنْهُمْ»
۴- عادت و روش منافقان،توسّل به سوگند دروغ است. «یَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ»
۵-منافقان،پیوسته از مقدّسات سوء استفاده می کنند. «یَحْلِفُونَ»
۶- منافقان،آگاهانه دست به خلاف می زنند. «وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»
۷- عذاب و کیفر الهی،به خاطر عملکرد بد انسان ها است. «ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»
________________________________
سیمای سوره حشر
این سوره بیست و چهار آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
به مناسبت کلمه ی«حَشر»که در آیه دوم آمده،آن را«حشر»نام گذاری کرده اند.البتّه مراد از آن،حشر در قیامت نیست،بلکه اجتماع مردم برای کوچ کردن است.
آغاز و انجام این سوره درباره تسبیح همه موجودات هستی برای خداوند است و محتوای آن بیشتر درباره همکاری منافقان با یهودیان مدینه برای توطئه علیه مسلمانان است که قرآن می فرماید:نقشه های آنان به جایی نمی رسد و جز خواری و شکست،چیزی برای آنها به دنبال ندارد.
_________________________________
پیام ها:
۱- بستر سازی برای ارائه خدمات به دیگران یک ارزش است. «تَبَوَّؤُا الدّارَ»
۲- هم ظاهر آراسته لازم است و هم باطن. «تَبَوَّؤُا الدّارَ وَ الْإِیمانَ»
۳- محبّت به اهل ایمان مرز و بوم ندارد. «یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ»
۴- از ایثار و روحیات خوب دیگران نام ببرید. یُحِبُّونَ … یُؤْثِرُونَ
۵-دوستی پایدار آن است که به خاطر کمالات،افراد را دوست بداریم،نه به خاطر نام و قبیله و چشم داشت. «یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ»
۶- تظاهر به کمال ارزش ندارد،کمال آن است که در عمق جان باشد. «لا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حاجَهً»
۷- در ستایش از گروهی،نباید از گروه دیگر غافل شد تا ایجاد حساسیّت شود.
در آیه قبل از مهاجرین ستایش شد و این آیه از انصار ستایش می کند. «یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ»
۸-مهم تر از مهمان دوستی،مهاجر دوستی است،زیرا مهمان چند روزی بیشتر نیست،ولی مهاجر مدّت هانزد انسان می ماند. «یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ»
۹- در تجلیل،سلسله مراتب و سوابق حفظ شود.اول مهاجران(آیه قبل)بعد انصار(این آیه)و در آیه بعد از تابعین ستایش شده است.
۱۰- خداوند از افرادی که حسد ندارند ستایش می کند.(معمولاً حسادت ها به هنگام تقسیم مال جلوه می کند.با این که پیامبر،فیئ را تنها به مهاجران داد ولی انصار چشم داشتی نداشتند.) لا یَجِدُونَ … حاجَهً مِمّا أُوتُوا
۱۱- طبع بلند و دید وسیع،مورد ستایش قرآن است. «لا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حاجَهً»
۱۲- اظهار دوستی کافی نیست،دوستیِ عملی لازم است. یُحِبُّونَ … یُؤْثِرُونَ
۱۳- بخشش با وجود نیاز مهمتر است. یُؤْثِرُونَ … وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ
۱۴- رستن از بخل،مایه رستگاری است. مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ … هُمُ الْمُفْلِحُونَ
۱۵- بخل با نفس عجین است.اگر کسی از بخل دور شود نه تنها از مال بلکه از جان نیز می تواند بگذرد. «یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ»
۱۶- بخیل،رستگار نمی شود. «مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
۱۷- نجات از بخل،با کمک و امداد الهی ممکن است.کلمه «یُوقَ» مجهول آمده، زیرا بازدارنده خداوند است.
۱۸- بسیاری از کمالات،مربوط به نجات از بخل است.جمله «یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ» به عنوان کلید،در آخر آیه آمده است.
_______________________________–
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ«۱۸»
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خداوند پروا کنید و هر کس به آن چه برای فردای(قیامت)خود فرستاده است،بنگرد.باز هم از خدا پروا کنید که خداوند به آنچه انجام می دهید،به خوبی آگاه است.
پیام ها:
۱- ایمان،زمینه تقوا و شرط ثمر بخشی ایمان،داشتن تقوا است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا»
۲- به امید کار خیر وارثان نباشیم،هرکس به فکر قیامت خود باشد. «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ»
۳- در آنچه به عنوان عمل صالح ذخیره می کنیم،دقّت کنیم. «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ»
۴- محاسبه نفس لازم است. «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ» (اگر امروز دقّت نکنیم،دقّت فردا سبب شرمندگی خواهد بود. «یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً[۵۴]
۵-قیامت،نزدیک است. «لِغَدٍ» (چنانکه در جای دیگر نیز می فرماید: «إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً»[۵۵])
۶- آینده نگری و عاقبت اندیشی،لازمه ی ایمان است. «ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ»
۷- تقوا،زمینه محاسبه نفس و محاسبه نفس،سبب رشد و تقویت تقوا است.
( «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ» میان دو «اتَّقُوا اللّهَ» قرار گرفته است).
۸-هیچ کس در هیچ مرحله ای خود را ایمن نداند. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ … وَ اتَّقُوا اللّهَ
۹- ایمان به خبیر بودن خداوند،عامل تقوا است. وَ اتَّقُوا اللّهَ … إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ
________________________________-
تسبیح موجودات،تذکّری به انسان هایی است که اهل تسبیح نیستند.
هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ«۲۴»
اوست خداوندِ آفریننده،پدیدآورنده و صورت بخش،بهترین نام ها و صفات برای اوست.آنچه در آسمان ها و زمین است،تسبیح گوی اویند و اوست توانای بی همتا و با حکمت.
نکته ها:
* «بارئ»به معنای پدید آورنده ای است که پدیده هایش از یکدیگر متمایز و متفاوت باشند.
* این تنها سوره ای است که آغاز و پایانش با تسبیح الهی است. سَبَّحَ لِلّهِ … یُسَبِّحُ لَهُ …آیه اول آن سخن از عزّت و حکمت است و آیه آخر آن با عزیز حکیم پایان یافت.
پیام ها:
۱- خداوند،آفریننده ای است که در آفرینش مخلوقاتش،از کسی یا جایی الگوبرداری نکرده است،بلکه خود،صورت بخش پدیده هاست. «الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ»
۲- کسی که تمام کمالات را داراست،سزاوار تسبیح همه هستی است. لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی یُسَبِّحُ لَهُ …
۳- تسبیح موجودات،نشانه نوعی علم و شعور در هستی است. «یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
۴- تسبیح موجودات،تذکّری به انسان هایی است که اهل تسبیح نیستند. «یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
۵-قدرت خداوند همراه با حکمت است نه ستم و تجاوز. «هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
_______________________________
سیمای سوره ممتحنه
این سوره در مدینه نازل شده و دارای سیزده آیه است.به خاطر آیه دهم که درباره امتحان زنان مهاجر است،آن را«ممتحنه»نام گذارده اند.
محتوای این سوره درباره ی محبّت به خداوند متعال و نهی از دوستی با دشمنان اوست و به مسلمانان سفارش می کند که حضرت ابراهیم علیه السلام را به عنوان الگوی خود قرار دهند و از او سرمشق بگیرند.
از میان یکصد و چهارده سوره ی قرآن کریم،در آغاز نُه سوره به مسئله دشمن شناسی توجّه شده است؛سوره های برائت،احزاب،محمّد،ممتحنه، منافقون،معارج،بیّنه،کافرون و مسد.
در قرآن،آیات دشمن شناسی بیش از آیات الاحکام است.یکصد و نود و یک مرتبه واژه ی«ضَلَّ»،پانصد و بیست و یک مرتبه واژه ی«کفر»،سی و هفت مرتبه واژه ی«نفاق»و چهل و پنج مرتبه واژه ی«صدّ»آمده است.
_______________________
هدف دشمن از ضربه های نظامی و فرهنگی،دست برداشتن شما از مکتب است
إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ«۲»
اگر بر شما مسلّط شوند،دشمنان(سرسخت)شما خواهند بود و دست و زبانشان را به بدی،به سوی شما خواهند گشود و دوست دارند که شما (از دین خود دست برداشته و)کفر ورزید.
پیام ها:
۱- دشمنان به دنبال سلطه همه جانبه بر شما هستند. «یَثْقَفُوکُمْ»
۲- خاموشی دشمن،نشانه ی دوستی او نیست بلکه فرصت ضربه زدن نیافته است. «إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً»
۳- دشمن هم تهاجم نظامی دارد، «یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ» هم تهاجم فرهنگی. «وَ أَلْسِنَتَهُمْ»
۴- ریشه ی دست و زبان درازی های دشمن،خواسته های قلبی و درونی اوست.
یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ … وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ
۵-دشمنان،در دشمنی با شما وحدت دارند. یَکُونُوا … یَبْسُطُوا … وَدُّوا
۶- هدف دشمن از ضربه های نظامی و فرهنگی،دست برداشتن شما از مکتب است. «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ»
۷- تا کفر نورزید،دشمن از شما راضی نمی شود. «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ» (در آیه ۲۱۷ سوره بقره نیز می خوانیم: «لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا»)
__________________—-
ابزار دست کفّار قرار نگرفتن،رمز عزّت است
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ«۵»
پروردگارا! ما را محنت کش کافران قرار مده و ما را بیامرز،پروردگارا! تو خود عزیز و حکیمی.
نکته ها:
* فِتْنَهً» در لغت به معنای آشوب،امتحان،عذاب،بلا و آزار آمده است.
آزار مسلمانان،آزمایشی برای کفّار است تا خباثت و عناد خود را اظهار کنند،به سلطه خود مغرور شوند و قدرت خود را نشانه حقانیّت خود بدانند.
* در آیات قبل سخن از برائت و قاطعیّت و پرهیز از دوستی با کفّار بود،این آیه در قالب دعا مطالب آیات قبل را تأکید می کند که پروردگارا ما ابزار دست مخالفان نشویم.
پیام ها:
۱- از آداب دعا،خطاب «یا رَبِّ» است.معمولاً دعاهای قرآن با کلمه «رَبَّنا» آغاز می شود.
۲- مسلمانان در تمام موارد حتی در قراردادهای اقتصادی،نظامی و فرهنگی نباید به شیوه ای عمل کنند که مورد سوء استفاده کفّار قرار گیرند و راه فشار و سلطه کفّار را به روی خود بُگشایند. «لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا»
۳- دین و سیاست در کنار هم هستند،برائت از کفّار،در کنار طلب مغفرت از خدا.یک دعا رنگ سیاسی دارد و دعای دیگر رنگ معنوی. رَبَّنا لا تَجْعَلْنا … وَ اغْفِرْ لَنا
۴- به درگاه کسی رو کنیم که هم توانمند است و هم حکیم. رَبَّنا … إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
۵-ابزار دست کفّار قرار نگرفتن،رمز عزّت است. لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً … أَنْتَ الْعَزِیزُ
۶- رفتار بسیاری از قدرتمندان حکیمانه نیست،ولی خداوند هم قدرتمند شکست ناپذیر است و هم حکیم. «أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
______________________—
سیمای سوره صفّ
این سوره چهارده آیه دارد و از سوره های مدنی است.
به مناسبت کلمه«صفّ»که در چهارمین آیه آمده،این سوره«صفّ»نام گذاری شده است.
بیشترین توجّه این سوره به برتری دین اسلام بر سایر ادیان آسمانی و لزوم جهاد در راه خداوند و حمایت از پیامبران الهی است.
علاوه بر این سوره،سوره های حدید و حشر نیز با کلمه «سَبَّحَ» و سوره های جمعه و تغابن با کلمه «یُسَبِّحُ» و سوره اسراء با کلمه «سُبْحانَ» و سوره اعلی با فرمان «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ» آغاز شده است.
_____________________________
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ«۲»
ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا چیزی می گویید که عمل نمی کنید؟
کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ«۳»
نزد خدا بسیار مورد غضب است که چیزی را بگوئید که عمل نمی کنید.
پیام ها:
۱- ایمان باید با عمل و صداقت همراه باشد وگرنه مستحقّ سرزنش و توبیخ است.(تمام آیه)
۲- قبل از این که انتقاد کنید،به بیان نقاط مثبت بپردازید.شما که ایمان دارید،چرا عمل نمی کنید؟ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا … لِمَ … لا تَفْعَلُونَ
۳- یکی از روش های تربیت،توبیخ بجا و به موقع است. «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ»
۴- وفای به عهد،واجب و خلف وعده،از گناهان کبیره است. «کَبُرَ مَقْتاً»
۵-چه زشت است که تمام هستی در حال تسبیح خداوند باشند، «سَبَّحَ لِلّهِ» ولی انسان با سخنان بدون عمل،خداوند را به غضب آورد. «کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ»
۶- گفتار بدون عمل،خطرناک است. «کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» (کلمات «کَبُرَ» ، «مَقْتاً» و «عِنْدَ اللّهِ» ،نشان از خطرناک بودن موضوع است)
۷- اگر امروز کار شما با وعده ها و شعارهای دروغین حل شود،اما نزد خداوند وضع خطرناکی خواهید داشت. کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ …
___________________________
رهبر باید ارزیابی دقیقی از یاران خود داشته باشد
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللّهِ کَما قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصارِی إِلَی اللّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ فَآمَنَتْ طائِفَهٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ کَفَرَتْ طائِفَهٌ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلی عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ«۱۴»
ای کسانی که ایمان آورده اید! یاوران(دین)خدا باشید،همان گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت:یاوران من در راه خدا چه کسانی هستند؟ حواریون گفتند:ما یاوران(دین)خدا هستیم،پس گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند،پس کسانی را که ایمان آوردند،بر دشمنشان یاری دادیم تا(بر آنان غلبه کرده و)پیروز شدند.
نکته ها:
* «حواریون»به یاران خاص حضرت عیسی گفته می شود که دوازده نفر بودند و نامشان در انجیل های کنونی ذکر شده است.ریشه ی این کلمه از«حور»به معنای شستن و سفید کردن است و به خاطر پوشیدن لباس های سفید و داشتن قلب های پاک و یا این که هم خود باطنی پاک داشتند و هم دیگران را دعوت به پاکی می کردند،این واژه درباره ی آنان بکار رفته است.
* امام صادق علیه السلام فرمود:شیعیان ما حواریّون ما هستند،حواریّون عیسی علیه السلام او را در برابر دشمنان و یهود یاری نکردند،ولی شیعیان،ما را یاری می کنند و در راه ما شهید یا شکنجه و تبعید می شوند.خداوند در برابر این همه سختی که به خاطر ما می کشند،پاداش نیکو به آنان عطا کند.«ینصروننا و یقاتلون دوننا و یحرقون و یعذبون و یشردون فی البلاد جزءاهم الله عنا خیرا»* نقل موارد مشابه در پذیرفتن دعوت و انجام عمل اثر دارد.همان گونه که عیسی یاورانی
داشت، کَما قالَ عِیسَی …و همان گونه که بر دیگران روزه واجب شد. «کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ»
پیام ها:
۱- مؤمن باید گام به گام رشد کند،در آیات قبل دعوت به تجارت با خدا بود،در این آیه رسماً به انصار اللّه بودن دعوت می کند، «کُونُوا أَنْصارَ اللّهِ» (یعنی برای همیشه بر نصرت قانون و اولیای الهی پایدار باشید).
۲- خداوند نیازی به نصرتِ ما ندارد،زیرا همه ی نصرت ها و پیروزی ها از اوست. «نَصْرٌ مِنَ اللّهِ» ولی انصار خدا بودن،برای ما افتخار است.
«کُونُوا أَنْصارَ اللّهِ»
۳- انبیای الهی مردم را برای خدا می خواهند،نه برای خود و یا گروه و حزب خود. «مَنْ أَنْصارِی إِلَی اللّهِ»
۴- پیامبران برای غلبه بر دشمن،مسیرهای عادّی و طبیعی را طی می کردند و از اسباب ظاهری و نیروهای مردمی استفاده می کردند. «مَنْ أَنْصارِی إِلَی اللّهِ»
۵-رهبر باید ارزیابی دقیقی از یاران خود داشته باشد. «مَنْ أَنْصارِی إِلَی اللّهِ»
۶- اقرار گرفتن از یاران،نوعی تجدید بیعت و اعلام وفاداری است.
مَنْ أَنْصارِی … قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ
۷- دعوت رهبران دینی را پاسخ دهیم. مَنْ أَنْصارِی … نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ
۸-انسان مختار است که دعوت انبیا را بپذیرد و سعادتمند شود و یا آن را رد کند و بدبخت شود. فَآمَنَتْ طائِفَهٌ … وَ کَفَرَتْ طائِفَهٌ
۹- معمولاً همه مردم به یک پیامبر ایمان نیاورده اند،بلکه بعضی کفر می ورزیدند و بعضی ایمان می آوردند،ما نیز نباید انتظار ایمان آوردن همه مردم را داشته باشیم. فَآمَنَتْ طائِفَهٌ … وَ کَفَرَتْ طائِفَهٌ
۱۰- داشتن ایمان،رمز دریافت تأییدات الهی است. فَآمَنَتْ … فَأَیَّدْنَا …
۱۱- حضرت عیسی علیه السلام،هم خودش مورد تأیید خداوند بود، «وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»و هم یاران خاص آن حضرت. «فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلی عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ»
۱۲- خداوند همان گونه که پیامبرش را تأیید و یاری می کند، «وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» پیروانش را نیز یاری می کند. «فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا»
___________________________________
سیمای سوره جمعه
سوره جمعه یازده آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
یکی از اهداف اساسی این سوره،ترغیب و تشویق و تحریص مسلمانان به حضور یکپارچه در اجتماع هفتگی نمازجمعه است.
این سوره با تسبیح خداوند و بیان بعثت پیامبر اسلام آغاز گشته و در ادامه از مسلمانان می خواهد که همچون یهود نباشند که تورات به آنان داده شد اما آنان تحمل نکرده و به آن عمل نکردند و از مسلمانان می خواهد هرگاه ندای نمازجمعه برخاست،دست از هر کاری بکشند و به سوی ذکر خدا بشتابند و در غیر این صورت سزاوار توبیخ و سرزنش اند.
قرائت سوره جمعه،در شب جمعه و رکعت اول نمازجمعه سفارش شده است.
____________________________
عمل نکردن به علم،نوعی ظلم است
مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ«۵»
کسانی که مکلّف به تورات شدند،ولی حق آن را ادا نکردند،مانند الاغی هستند که کتاب هایی حمل می کند،(ولی چیزی از آن نمی فهمد.)گروهی که آیات خدا را انکار کردند،مَثَل بدی دارند و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.
پیام ها:
۱- استفاده از تمثیل در بیان حقایق،شیوه ای قرآنی است.(قرآن دانشمندان بی عمل را به الاغ تشبیه کرده است که به ظاهر سنگین است،ولی در واقع، خفیف است). مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراهَ … کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً
۲- افشایِ عالمان ناصالح و زبان گشودن به انتقاد از آنان،امری قرآنی است. «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً»
۳- اگر عمل نکردن به تورات،انسان را تا مرز حیوانی همچون الاغ پایین می آورد،عمل نکردن به قرآن که کتاب برتر است،انسان را چگونه می سازد؟ «کَمَثَلِ الْحِمارِ» ۴- در اختیار داشتن و حملِ کتاب آسمانی مهم نیست،عمل به آن مهم است. لَمْ یَحْمِلُوها … یَحْمِلُ أَسْفاراً
۵-عمل نکردن به علم و دانش خود،نوعی تکذیب عملی آن است. «بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا»
۶- عمل نکردن به علم،نوعی ظلم است. «وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ»
۷- دلیل محرومیّت ها،عملکرد خود ماست. «وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ»
______________________________
نشانه علم واقعی،انتخاب بهترین ها در هر زمان است
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ«۹»
ای کسانی که ایمان آورده اید! آنگاه که برای نماز روز جمعه ندا داده شد، پس به سوی یاد خدا(نماز)شتاب کنید و داد و ستد را رها کنید که این برای شما بهتر است،اگر بدانید.
پیام ها:
۱- برای دعوت مردم به عبادت باید بسترسازی کرد.(در ابتدای سوره قبل از دستور به شرکت در نماز جمعه،سخن از تسبیح موجودات است.) یُسَبِّحُ لِلّهِ … فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ
۲- برای دعوت مردم،آنان را با احترام و نام نیک یاد کنیم. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»
۳- حضور در نماز جمعه،نشانه ایمان است. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ …
۴- نماز،مایه ی ذکر خدا است. إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ … فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ
۵-برای حضور در نماز جمعه،شتاب کنید. «لِلصَّلاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا»
۶- برای حضور در نماز جمعه،باید موانع موجود را برطرف کرد. «وَ ذَرُوا الْبَیْعَ» (رها کردن کسب و کار و تجارت از باب نمونه است وگرنه همه کارها را باید در هنگام نماز،رها کرد و در نماز جمعه حضور یافت.)
۷- خداوند که فرمان ترک تجارت می دهد،آن را با وعده های حق جبران می کند.
«ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
۸-نشانه علم واقعی،انتخاب بهترین ها در هر زمان است. «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
۹- در تربیت دینی،هم تشویق لازم است، «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»
هم فرمان لازم است، «فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ»
هم نهی لازم است، «ذَرُوا الْبَیْعَ»
هم استدلال لازم است. «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ»
___________________________
زمان تعطیلی کسب و کار و تجارت به خاطر عبادت،نباید زیاد به درازا کشیده شود
فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ«۱۰»
پس هنگامی که نماز پایان یافت،در زمین پراکنده شوید و از فضل الهی طلب کنید و خدا را بسیار یاد کنید،باشد که رستگار شوید.
پیام ها:
۱- زمان تعطیلی کسب و کار و تجارت به خاطر عبادت،نباید زیاد به درازا کشیده شود.(در آیه قبل،فرمان ترک داد و ستد صادر شد و در این آیه بلافاصله پس از انجام عبادت آن منع برطرف شد). فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ …
۲- خداوند،تعطیل بازار مسلمانان و رهاکردن کار،حتی در یک روز کامل را نمی پسندد. «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا»
۳- کسب درآمد و دریافت فضل الهی،نیاز به هجرت و حرکت و مسافرت در زمین دارد. «فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ»
۴- در انجام عبادت سرعت بگیرید، «فَاسْعَوْا» ولی در کار مادی به سراغ آن روید و نیازی به عجله نیست،زیرا رزق نزد خداوند مقدّر است. «وَ ابْتَغُوا»
۵-لطف و فضل خداوند بسیار است ولی انسان باید برای به دست آوردن آن تلاش کند. «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
۶- در اسلام،تن پروری ممنوع است. «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
۷- دنیا،گوشه ای از فضل الهی است. «مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
۸-رستگاری،در سایه انجام فرمان های الهی است. فَاسْعَوْا … ذَرُوا … وَ ابْتَغُوا … وَ اذْکُرُوا … لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
۹- تلاش برای رسیدن به امور معنوی و مادی،هر دو فرمان خداست.در آیه قبل فرمود: «فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ» و در این آیه می فرماید: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
۱۰- اگر داد و ستد با اراده انسان باشد معامله ای بیش نیست، «وَ ذَرُوا الْبَیْعَ» ،امّا اگر بعد از انجام عبادت به سراغ داد و ستد رفتیم،به فضل الهی تبدیل می شود. «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
۱۱- تلاش برای دنیا نباید همراه با غفلت از یاد خدا باشد. «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً»
۱۲- اسلام هم خواهان کیفیّت در عبادت است، «فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»و هم به دنبال کمّیّت. «وَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً»
۱۳- آنجا که زمینه غفلت و لغزش بیشتر است مثل بازار،یاد خدا ضروری تر است. «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً»
۱۴- یاد خدا در همه حال لازم است،چه در حال عبادت، «فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ» و چه در حال تجارت. «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ اذْکُرُوا اللّهَ»
۱۵- انسان با عملکرد و انتخاب خوب خود می تواند زمینه رستگاری را فراهم آورد. فَاسْعَوْا … وَ ابْتَغُوا … وَ اذْکُرُوا … لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
۱۶- یاد خدا،زمانی عامل رستگاری می شود که مداوم و مستمر باشد. «وَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
____________________________
سیمای سوره منافقون
این سوره همانند سوره جمعه،یازده آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
بیان ویژگی های منافقان،اختصاص به این سوره ندارد و در بسیاری از سوره های قرآن،به ویژه سوره های مدنی،به ویژگی های روحی و رفتاری آنان اشاره شده است.جامع ترین سوره در باره منافقان،سوره توبه است که در حدود یکصد آیه به بیان ویژگی های آنان پرداخته است.
تلاوت آن در نماز جمعه سفارش شده است.شاید دلیل این تأکید،آن باشد که امت اسلامی همواره مراقب توطئه های منافقان باشند.در کتب فقهی مانند جواهر الکلام آمده است:اگر امام جمعه بعد از سوره حمد،سوره دیگری را شروع کرد،تا زمانی که به نیمه آن نرسیده،می تواند عدول کند و سوره منافقون را بخواند مگر آن که سوره ای که شروع کرده،جمعه یا توحید باشد.
_____________________________
برای دعوت مردم به کار خیر،بسترسازی کنید
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِی إِلی أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّالِحِینَ«۱۰»
و از آنچه روزی شما کرده ایم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ به سراغ هر یک از شما آید،پس(در آستانه رفتن)گوید:پروردگارا چرا(مرگ)مرا تا مدتی اندک به تأخیر نیانداختی تا صدقه(و زکات)دهم و از صالحان گردم.
وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ«۱۱»
و هرگز خداوند مرگ کسی را که اجلش فرارسیده،به تأخیر نمی اندازد و خداوند به آنچه عمل می کنید آگاه است.
________________________
سیمای سوره تغابن
این سوره هجده آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
به مناسبت آیه نهم که در آن روز قیامت،روز«تغابن»شمرده شده،این سوره، تغابن نام گرفته است.
تغابن به معنای دیگری را مغبون کردن و سود را به نفع خود جذب کردن است.در قیامت،هر کس به فکر آن است که خود را نجات دهد و دیگری را مقصر بداند.
آیات این سوره از نظر نظم و سیاق،شبیه سوره حدید و گویی خلاصه ای از آن است.
سوره با بیان توحید و یگانگی خداوند آغاز شده و با هشدار به مردم در مراقبت از اعمالشان و توجّه به قیامت ادامه یافته است و در پایان مردم را به انفاق در راه خدا و دوری از دلبستگی به دنیا سفارش می کند.
_____________________________
فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ«۱۶»
پس هر قدر می توانید،از خداوند پروا کنید و سخن او را بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید که برای شما بهتر است و هر کس از شرّ بخل نفس خویش درامان بماند،پس آنان همان رستگارانند.
پیام ها:
۱- برای موفقیت در آزمایش های الهی،از اهرم تقوا استفاده کنید. إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ … فَاتَّقُوا اللّهَ
۲- در اسلام،تکلیف فوق توان و طاقت وجود ندارد. «مَا اسْتَطَعْتُمْ»
۳- تقوای الهی،یعنی شنیدن سخن حق،عمل کردن به آن و رسیدگی به فقراست.
«فَاتَّقُوا ، اِسْمَعُوا ، أَطِیعُوا ، أَنْفِقُوا»
۴- اگر طالب خیر هستید،موانع را کنار بزنید و به فرمان خداوند گوش کنید و از مال خود به فقرا بدهید. «أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ»
۵-تنها حفظ جسم از خطرات کافی نیست،حفاظت روح از اعمال و صفات بد نیز لازم است. «یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ»
۶- راه رستگاری،انفاق در راه خداست. «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
۷- مال دوستی و بخل،با نفس انسان عجین شده است. «شُحَّ نَفْسِهِ»
_________________________
یکی از راه های حفظ نفس از بخل،قرض الحسنه است/وام دادن و حل مشکلات مردم،سبب گذشت خداوند از گناهان است
إِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ«۱۷» عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ«۱۸»
اگر به خداوند وام دهید وامی نیکو،آن را برای شما زیاد می کند و شما را می آمرزد و خداوند سپاسگزار بردبار است.او به پنهان و آشکار آگاه است،نفوذ ناپذیر و حکیم است.
پیام ها:
۱- یا انفاق کنید و ببخشید،یا لااقل قرض الحسنه بدهید. أَنْفِقُوا … تُقْرِضُوا
۲- وام دادن به خلق خدا،وام دادن به خداست. «تُقْرِضُوا اللّهَ»
۳- یکی از راه های حفظ نفس از بخل،قرض الحسنه است. یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ …
تُقْرِضُوا اللّهَ
۴- وام گیرنده را تحقیر نکنید،زیرا طرف حساب شما خداوند است و در واقع شما به خدا وام داده اید. «تُقْرِضُوا اللّهَ»
۵-قرضِ نیکو،پاداش نیکو را به دنبال دارد. «قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ»
۶- وام دادن و حل مشکلات مردم،سبب گذشت خداوند از گناهان است.
تُقْرِضُوا اللّهَ … یَغْفِرْ لَکُمْ
۷- برای ایجاد انگیزه در کارهای خیر،پاداش ها و برکات آن را بیان کنید. «یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ»
۸-خداوند،از کسانی که قرض الحسنه می دهند،سپاسگزار است،پس افراد قرض گیرنده نیز از قرض دهندگان تشکر کنند. «وَ اللّهُ شَکُورٌ»
۹- خداوند،حلیم است،پس اگر به ما قرض الحسنه ندادند،ما نیز حلیم و بردبار باشیم. «شَکُورٌ حَلِیمٌ»
۱۰- علم خداوند نسبت به پیدا و پنهان یکسان است. «عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ»
۱۱- گمان نکنیم خدا به وام ما نیاز دارد. «الْعَزِیزُ»
۱۲- دستورات،تشویقات و پاداش های الهی،حکیمانه است. «الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
____________________________
سیمای سوره طلاق
سوره طلاق دوازده آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
هفت آیه نخستین این سوره،پیرامون موضوع طلاق و احکام و مسائل مربوط به آن است و به همین جهت نیز،«طلاق»نام گذاری شده است.
بخش دوم سوره،عاقبت دو گروه را بیان می دارد نخست کسانی که از فرمان خدا سرپیچی کرده و به کیفر شدید رسیده اند،دوم کسانی که با عمل صالح و پیروی ازپیامبران،مشمول هدایت های ویژه الهی ونعمت های بهشتی گردیده اند.
___________________________________
مردان نباید به خاطر تأمین نفقه و مسکن،منّتی بر همسران مطلقه خود داشته باشند
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّهَ وَ اتَّقُوا اللّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلاّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْرِی لَعَلَّ اللّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً«۱»
ای پیامبر! هرگاه خواستید زنان را طلاق دهید،پس در زمان عِدِّه،آنان را طلاق دهید [ \ زمانی که از عادت ماهانه پاک شده و هنوز با شوهر همبستر نشده اند] و حساب(ایّام)عدّه را نگه دارید و از خدایی که پروردگار شماست پروا کنید.(در ایّام عدّه،)نه شما آنان را از خانه بیرون کنید و نه آنان بیرون روند،مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکاری شوند(که در این صورت اخراجشان مجاز است).این دستورات،حدود خداست و هرکس از حدود الهی تجاوز کند،به خویش ستم کرده است.تو نمی دانی،شاید خداوند بعد از این،امر تازه ای پدید آورد.
پیام ها:
۱- مخاطب قراردادن پیامبر،در ابلاغ دستورات کلی که عموم مردم مخاطب آن هستند،هم نشانه احترام به آن پیامبر است و هم لزوم نظارت آن حضرت بر حسن اجرای حدود الهی. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ»
۲- برای بیان اهمیّت دستور و ایجاد انگیزه در سایرین،شخص اوّل را مورد خطاب قرار دهید. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ»
۳- عقد ازدواج زمان خاصی ندارد ولی طلاق باید در زمانی باشد که شروع عدّه ممکن باشد،یعنی زن در عادت ماهانه نباشد و مرد نیز در پاکی پس از عادت، با همسرش آمیزش نکرده باشد. «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ»
۴- طلاق به دست مرد است. «طَلَّقْتُمُ ، فَطَلِّقُوهُنَّ»
۵-برای حفظ نظام خانواده،قانون طلاق همراه با شرایطی سرعت گیر قرار داده شده است. «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ»
۶- زمان بندی در احکام الهی را با دقّت مراعات کنیم. «أَحْصُوا الْعِدَّهَ»
۷- جدایی و طلاق نباید همراه با گناه باشد. «طَلَّقْتُمُ … اِتَّقُوا اللّهَ»
۸-رعایت تقوا در امر طلاق و خصوصاً عدّه آن،از سوی مرد و زن لازم است.
«أَحْصُوا الْعِدَّهَ وَ اتَّقُوا اللّهَ»
۹- ربوبیّت الهی،مقتضای پروا و تقواست. «اتَّقُوا اللّهَ رَبَّکُمْ»
۱۰- زن طلاق داده شده تا زمانی که در حال عدّه است،گویا در منزل خودش ساکن است و حق سکونت از او سلب نمی شود. «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ»
۱۱- طلاق نباید همراه با اهانت و تحقیر زن باشد. «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ»
۱۲- راه های منّت گذاردن و منّت کشیدن را مسدود کنید.برای این که شوهر منّت نگذارد و زن منّت نکشد،خدا می فرماید:خانه خودش است. «مِنْ بُیُوتِهِنَّ»
۱۳- زنان،طلاق را پایان کار نبینند و در خانه بمانند،شاید که مرد منصرف شود و دوباره به آنان رجوع کند. «لا یَخْرُجْنَ»
۱۴- خراب کردن پل های پشت سر و بستن راه های آشتی ظلم به خود است.
«لا تُخْرِجُوهُنَّ … لا یَخْرُجْنَ … فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ»
۱۵- گنهکار بی حیا که حریم ها را شکسته،حرمت ندارد و مستحق تحقیر است.
«لا تُخْرِجُوهُنَّ … إِلاّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ»
۱۶- سوء استفاده از قانون ممنوع.(زن نمی تواند از حق مسکن خود سوء استفاده کند و برای انتقام گرفتن از شوهر،خانه را تبدیل به محیطی برای فحشا و منکر نماید). «إِلاّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ»
۱۷- اخراج زن از منزل،به شرطی است که فحشای او روشن و ثابت شده باشد و سوء ظن کافی نیست. «إِلاّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ»
۱۸- مردان نباید به خاطر تأمین نفقه و مسکن،منّتی بر همسران مطلقه خود داشته باشند،زیرا این حکم خداست. «تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ»
۱۹- زنان نباید به خاطر محدود شدن در خانه نگران شوند،زیرا این محدودیّت را خداوند حکیم مقرر فرموده است. «تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ»
۲۰- نادیده گرفتن دستورات خداوند و شکستن حدود الهی،ظلم به خویش است،نه خداوند. «وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ»
۲۱- ما بر اساس اطلاعات و شناخت خود،تصمیم می گیریم و از آینده بی خبریم، با توکل بر خداوند،به آینده امیدوار باشیم. لا تَدْرِی لَعَلَّ اللّهَ …
۲۲- در اسلام یأس ممنوع است و انسان مسلمان باید به آینده خوش بین باشد.
«لَعَلَّ اللّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً» (هنگام طلاق که طرفین نگرانند،نیاز به دلداری و تسلّی دارند)
۲۳- حوادث تلخ را به فال نیک بگیریم. طَلَّقْتُمُ النِّساءَ … لَعَلَّ اللّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً
۲۴- تقوا و حدود الهی را مراعات کنید،آینده را هم به خدا بسپارید. اِتَّقُوا اللّهَ …
تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ … لَعَلَّ اللّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً
۲۵- همواره لطف الهی را منحصر در وضع موجود نبینید،چه بسا جدایی ها که عامل رسیدن به وضع مطلوب تر می شود. «لَعَلَّ اللّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً»
______________________
مرد حق ندارد به همسری که طلاق داده هیچ ضرری برساند
مرد حق ندارد برای همسری که طلاق داده هیچ گونه تنگنایی قرار دهد
أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لا تُضارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْری«۶»
(تا پایان زمان عدّه،)زنان را در همانجا که خود سکونت دارید و در توانایی شماست،سکونت دهید و به آنان(از جهت مسکن و نفقه)آسیب نرسانید،تا کار بر آنان تنگ نمایید(و مجبور به ترک منزل شوند)و اگر باردار باشند،تا زمانی که وضع حمل کنند نفقه آنان را بدهید.پس اگر نوزادان شما را شیر دادند مزدشان را بدهید و(درباره نوزاد)میان خود به نیکی مشورت و توافق کنید و اگر توافق به دشواری کشید،زن دیگری او را شیر دهد(و مرد برای نوزاد دایه بگیرد).
یام ها:
۱- تأمین مسکن زن حتّی بعد از طلاق تا مدّت ها بر عهده مرد است. «أَسْکِنُوهُنَّ»
۲- مسکن زن مطلقه باید در همان مکانی باشد که مرد در آن سکونت دارد.
(جدایی و طلاق نباید سبب جدایی مسکن شود). «مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ»
۳- مرد،حق ندارد برای صرفه جویی،انتقام و تحقیر،جای نامناسبی را برای سکونت زن انتخاب کند و همسر مطلّقه را مجبور به سکونت در آن محل کند. «مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ»
۴- در انتخاب مسکن،باید به سکینه و آرامش زن توجّه شود،نه آنکه فقط سرپناه داشته باشد. «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ» (تعبیر به مسکن که از سکینه است به جای بیت،دلالت بر همین معنا دارد.)
۵-ملاک در انتخاب مسکن از نظر کمیّت و کیفیّت،مقدار توانایی مرد است،نه میزان توقّع و تقاضای زن. «مِنْ وُجْدِکُمْ»
۶- مرد حق ندارد به همسری که طلاق داده هیچ ضرری برساند. «لا تُضارُّوهُنَّ»
۷- مرد حق ندارد برای همسری که طلاق داده هیچ گونه تنگنایی قرار دهد.
«لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ»
۸-تأمین هزینه زنان باردار حتّی بعد از طلاق،واجب است. «فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ»
۹- زن مطلّقه می تواند در برابر شیر دادن به طفل خود،از شوهر درخواست مزد نماید. «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ»
۱۰- شیر مادر حتّی در صورتی که از شوهر مزد دریافت کند،بهتر از شیر دایه است. «فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» ضمناً زنان مطلقه در شیر دادن مختارند. «فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ»
۱۱- مشورت زن و مرد به قدری ارزش دارد که حتّی در شرایط جدایی،اسلام به آن سفارش کرده است. «وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ»
۱۲- در همه مسایل خانوادگی،ملاک پذیرش عرف و عقل است. فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ، فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ …، وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ
۱۳- مشورت لازم است،گرچه همیشه و همه جا نتیجه نمی دهد. «وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ»
۱۴- اگر زن و مرد به توافق نرسیدند،نباید حقوق طفل معطل بماند. «فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْری»
۱۵- شیر مادر برای طفل اولویّت دارد و انصراف از آن در صورتی است که انسان در تنگنا قرار گیرد. «وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْری»
۱۶- زن حق ندارد اجرت شیر دادن را به قدری بالا ببرد که مرد در تنگنا قرار گیرد و اگر چنین کند،مرد آزاد است که دایه بگیرد. «وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْری»
۱۷- در تصمیم گیری های خانوادگی باید حقوق نوزاد و کودک حفظ شود:
الف)تا مادامی که کودک در شکم است،پدر هزینه او را بدهد.
ب)بعد از تولد مادر به او شیر بدهد.
ج)پدر هزینه شیربها را به مادر بپردازد.
______________________________
سیمای سوره تحریم
این سوره دوازده آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
نام آن برگرفته از آیه اول است که خداوند،تحریم آنچه را بر انسان حلال شمرده، نکوهش می کند،گرچه این تحریم،نوعی محروم کردن خود از لذّات حلال،به دلایل مختلف فردی و اجتماعی باشد.
آیات نخست سوره درباره رفتار ناشایست برخی همسران پیامبر با آن حضرت است و آیات بعدی،مؤمنان را مخاطب قرار می دهد که نسبت به خانواده خود و تربیت آنها مراقب باشید تا گرفتار دوزخ نشوید.آنگاه در ادامه به الگوهای مثبت و منفی زنان اشاره نموده و در هر بُعد،دو زن را معرّفی می فرماید.همسر نوح و لوط را به عنوان الگوی منفی و همسر فرعون و حضرت مریم را الگوی مثبت معرّفی می کند.
___________________________
زن می تواند الگوی مردان تاریخ شود
وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ«۱۱»
و خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند،به همسر فرعون مثل زده است.
آن گاه که گفت:پروردگارا! برای من نزد خویش در بهشت خانه ای بساز و مرا از فرعون و کردار او نجات بده و مرا از گروه ستمگر رهایی بخش.
پیام ها:
۱- زن می تواند الگوی مردان تاریخ شود. «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»
۲- مقایسه الگوها،از روشهای تربیت است. مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا … مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا
۳- فشار محیط و جامعه،وابستگی اقتصادی،زن بودن،تقاضای همسر و ترس از آوارگی،هیچ کدام دلیل بی دینی نمی شود. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ …
۴- برای اتمام حجت،یک نمونه هم کافی است. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً … اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ
۵-حرف اول را اراده انسان می زند،نه چیز دیگر. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً … اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ
۶- مبارزه با طاغوت،با دعا منافاتی ندارد. ضَرَبَ … نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ
۷- نجات از طاغوت،پشتوانه معنوی لازم دارد. «ضَرَبَ .. نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ»
۸-مهم تر از بهشت،قرب معنوی به خداست. رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ …
۹- ایمان سبب تنفّر از ستمگران است.زن فرعون به خاطر ایمانی که داشت از تمام رفتارهای فرعونی متنفر بود. «نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ»
۱۰- اطاعت زن از مردم در عقیده لازم نیست،بلکه گاهی باید موضع بگیرد.
«نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ»
۱۱- روابط خانوادگی مرز دارد و همین که به انحراف و کفر رسید باید تغییر کند.
«نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ»
۱۲- تبرّی از کفر،شرط ایمان است. «نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ»
۱۳- ابراز تنفّر و انزجار از دیگران،باید ملاک و معیار عقلی و شرعی داشته باشد.
مِنْ فِرْعَوْنَ … مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ
انتخاب گزینشی شفقنا از تفسیر نور
