شفقنا افغانستان_ روزنامة دیلی نیوز مصر، در شمارۀ سیام سپتامبر ۲۰۱۳ میلادی، آمار تکاندهندهای را از میزان تولید و مصرف مواد مخدر در افغانستان به نشر رسانده است. نقش افغانستان به عنوان کشور تولیدکننده، پالایشگر و قاچاقگر مواد مخدر، در طول سالها، به ویژه در یک دهۀ اخیر به خوبی مستندسازی شده است. دفتر سازمان ملل متحد برای مبارزه علیه مواد مخدر و جرایم سازمان یافته و دیگر نهادهای فعال در این حوزه، به اتفاق آرا، افغانستان را به عنوان کشور درجه یک تولیدکننده و صادرکنندۀ مواد مخدر در جهان میشناسند. امروزه، افغانستان بیشتر از نود درصد از کل تریاک جهان را تولید کرده و به سایر کشورها صادر میکند. دولت افغانستان اما به منظور مهار و مدیریت این چالش، تدابیر گوناگونی را به دستور کار گرفته و با آژانسهای جامعۀ جهانی و همکاران بین المللی در راستای محو کِشت مواد مخدر همکاری نزدیک و تنگاتنگ دارد. در فاصلۀ سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، رییس جمهور کرزی و کابینه اش، استراتژی ملی مبارزه علیه مواد مخدر را تصویب کرد و به منظور نظارت بر روند تطبیق و هماهنگی بهتر این استراتژی، وزارت مبارزه علیه مواد مخدر نیز ایجاد شد.
آنچه شوک دهنده و رنج آور است، اما افزایش تعداد مادران و کودکان معتاد است. بر اساس آخرین آمار، نزدیک به یک چهارم از کل معتادان را مادران و کودکان تشکیل میدهند. از آنجایی که زنان در افغانستان باید «چندبعدی» باشند، ناچاراند تا علاوه بر انجامدادن کارهای خانه، به کارهای شاقة دیگری مانند زراعت، باغداری، دامداری و گلیم/قالینبافی نیز مشارکت فعال داشته باشند.
استراتژی مبارزه علیه مواد مخدر، علیرغم دستاوردهای چشمگیری، موجب ناامنی و ظهور ائتلافهای مافیایی در مناطق دوردست نیز شده است. کشت و قاچاق مواد مخدر امروزه همچنان یک معضل جدی به شمار رفته و زمینه ساز بستر مناسب برای شکلگیری و فعالیت بنگاه ها و شبکه های مافیایی و تبهکارانه، فساد و چالشهای اجتماعی میباشد. علاوه بر آن، اغلب گروههای مسلح و شورشی که سبب ایجاد ناامنی شده و حملات مسلحانه علیه نیروهای امنیتی افغان و خارجی انجام میدهند، بخش بزرگی از منابع مالیشان را از مجاری کشت و قاچاق مواد مخدر به دست میآورند. قاچاقچیان عمدة مواد مخدر، طالبان و دیگر گروههای تبهکار، به منظور تضعیف نفوذ حکومت و سودجویی از ضعف نهادی آن مانند فساد و فعالیتهای غیرقانونی، در بند «منافع مشترک» بوده و اغلب به منظور بسط و گسترش حوزة فعالیتشان، در تلاش مشترکشان به «همکاران هم تخت»، تبدیل میشوند. گرچه رقم دقیقی از ارزش قاچاق مواد مخدر افغانستان در دست نیست؛ اما تخمین زده میشود که ارزش این رقم به بیش از یک میلیارد دالر امریکایی در سال میرسد.
دفتر سازمان ملل متحد برای مبارزه علیه مواد مخدر و جرایم سازمان یافته در سال ۲۰۰۵ میلادی اعلان کرد که نزدیک به یک میلیون نفر در افغانستان معتاد به مواد مخدر بوده که ۸۰۰ هزار آنها معتاد به چرس، تعداد ۱۵۰هزار نفر معتاد به تریاک و ۵۰ هزار نفر معتاد به هرویین میباشند. بر اساس آخرین گزارش این روزنامه، تعداد معتادین در طول هفت سال گذشته نزدیک به پنجاه درصد افزایش یافته و به مرز یکونیم میلیون انسان رسیده است. افزایش سریع اعتیاد اکنون به یک چالش غیرقابل مهار اقتصادیـاجتماعی تبدیل شده و تبعات ناشی از آن به مرور زمان دامنگیر همه لایههای جامعه خواهد شد؛ چون اعتیاد مفرط به مواد مخدر موجب به وجودآمدن ناهنجاریهای رفتار اجتماعی و صحی شده که در نتیجه به افزایش میزان بزهکاری، ناامنی و کاهش میزان بازدهی در حوزة کاری و دیگر فعالیتهای روزمره، همچنان به انتقال بیماریهای واگیر، منجر میشود. باتوجه، به نرخ فزایندة اعتیاد، بیم آن میرود که افغانستان تا چندسال دیگر از «کشور شماره یک تولیدکننده» به «کشور شماره یک مصرفکننده» مواد مخدر تبدیل شود.
اهمیت و کاربرد فزایندۀ مواد مخدر با توجه به این امر که امروزه به دنبال جنگهای طولانی و ویرانگر، نزدیک به دوسوم جمعیت افغانستان از عقب ماندگی، فقر و افسردگی در عذاب اند، میتواند پیامدهای ناگواری را به همراه داشته باشد. از یکسو، از نکته نگاه اقتصادی، این بخشی از جمعیت در شرایط ناگوار اقتصادی یا فقر مطلق بهسر میبرند و مبادلات ناهمگون اقتصادی و سیاسی، ثروتمند را غنیتر و فقیر را فقیرتر کرده است. از سوی دیگر، افغانستان به میزان چشمگیری متکی بر کمکهای جهانی است. این شدت اتکا بر کمکهای جهانی تقریباً در تاریخ کم نظیر است و توأم با پیامدهای مهمیبرای بستر توسعه و شکوفایی اقتصاد کلان، همچنان شاخصهای رشد اقتصادیـاجتماعی است. به دنبال یک دهه تلاش جامعۀ جهانی در راستای بازسازی زیربناها و نهادهای امنیتی، اکنون افغانستان در آستانۀ انتقال مسئولیتها قرار گرفته و قرار است نیروهای رزمیجهانی تا پایان سال ۲۰۰۴ افغانستان را ترک کنند. تجارب بین المللی نشان میدهند که با کمرنگشدن حضور نیروهای نظامی، میزان کمکهای مالی جهانی نیز کاهش یابد. باتوجه به اقتصاد نوپای افغانستان و میزان بلند اتکا به کمکهای خارجی، به وجودآمدن خلای اقتصادی، رشد کشت و قاچاق مواد مخدر به عنوان بدیلی مهمیمطرح خواهد شد. بنابراین، باافزایش تولید مواد مخدر، تعداد افراد معتاد نیز بیشتر از پیش افزایش خواهد یافت. برعلاوه، این رخداد با درنظرداشت موقعیت ژئواستراتژیک افغانستان، چالشهای بزرگ امنیتی را نه تنها برای منطقه؛ بلکه برای جهان به بار خواهد آورد. بنابراین، به منظور جلوگیری از تبدیل شدن اقتصاد ملی به اقتصاد متکی بر تولید مواد مخدر، باید میکانیسمهای بازدارنده و الترناتیو طراحی و به اجرا گذاشته شوند.
آنچه شوک دهنده و رنج آور است، اما افزایش تعداد مادران و کودکان معتاد است. بر اساس آخرین آمار، نزدیک به یک چهارم از کل معتادان را مادران و کودکان تشکیل میدهند. از آنجایی که زنان در افغانستان باید «چندبعدی» باشند، ناچاراند تا علاوه بر انجامدادن کارهای خانه، به کارهای شاقة دیگری مانند زراعت، باغداری، دامداری و گلیم/قالینبافی نیز مشارکت فعال داشته باشند. این توقع و رویکرد سنتیـاجتماعی یکجا با سطح پایین سواد مادران موجب متوسل شدن آنها به راهکارهای غیرمتعارف و مخاطره آمیز برای رفع خستگی فیزیکی و دستیابی به آرامش روانی، میشود. بنابراین، ایجاد و اجرای میکانیسم مبارزه با اعتیاد فزایندة مادران و کودکان، باید به عنوان یک راهکار و اولویت ملی مورد توجه قرار داده شود. اگر این روند به همین منوال تداوم یابد، بیم آن میرود که نسل بعدی افغانها به «زندگی اعتیادآلود» محکوم شود. درحال حاضر، با توجه به عمق این چالش، تنها چهل مرکز تداوی معتادین در سراسر کشور فعالاند که اغلب آنها کوچک، فاقد پرسُنل لازم و متخصص و منابع مالیاند.
از آنجایی که اعتیاد یک فرایند پیچیده بوده و داروهای متفاوت دارای تأثیرات متفاوت جسمانی و روانیاند، دولت افغانستان و جامعة جهانی برای مهار و مدیریت بهتر این معضل باید به تدابیر ذیل توج جدی کنند:
یکم) یکی از اولویتهای مهم، تعیین «وضعیت فعلی» دقیق از میزان استفاده و سوءاستفاده از مواد مخدر است. گزارشهای گوناگونی دربارۀ پهنا و عمق این پدیده به نشر رسیده اند؛ اما این گزارشها باید علمیتر و بر پایة روشهای مدرن پژوهشی استوار بوده و از معیارهایی که برای کارشناسان، کشورهای تمویل کننده و سیاستگذاران قابل پذیرشاند، برخوردار باشند.
دوم) افغانستان نیازمند استراتژی مبارزه علیه مواد مخدر و توسعۀ برنامه های آموزشیای است که برای همه نهادهای درگیر، قابل پذیرش باشد. استراتژیای که اکنون در حال اجرا است، به میزان قابل ملاحظهای نابسنده و فاقد منابع مالی است. استراتژی باید طوری طرح و اجرا شود که پاسخگوی نیازمندیهای اقتصادیـاجتماعی همۀ شهروندان در تمامیسطوح باشد. برعلاوه، این استراتژی باید حامل برنامههای آموزشی متناسب با وضعیت افراد معتاد بوده و در تمامیمناطق شهری و غیرشهری قابل اجرا باشد.
سوم) برنامه ها و راهکارهای تداوی و مراقبتِ افراد معتاد باید مورد بررسی و بازنگری مجدد قرار بگیرند و برای مراکز تداوی این افراد، تجهیزات و منابع مالی بیشتر تخصیص داده شود. همچنان، افزایش تعداد پرسُنل مجرب و متخصص در این مراکز به منظور اجرای این استراتژی، به میزان چشمگیری موجب افزایش کارکرد و اثربخشی این استراتژی خواهد شد.
چهارم) تمامیتلاشها در راستای مبارزه علیه کشت، تولید، قاچاق، استفاده و سوءاستفاده از مواد مخدر باید در هماهنگی کامل با استراتژی ملی مبارزه علیه مواد مخدر انجام گیرد و میکانیسم ایجاد و تقویت همکاریهای لازم و سازمانیافته میان وزارتهای مبارزه علیه مواد مخدر، امور داخله، صحت عامه و ادارۀ مستقل ارگانهای محل، ایجاد شود.
پنجم) زمینة اطلاع رسانی همگانی، اشتغال مناسب و دسترسی به خدمات بهداشتی برای تمام شهروندان، بهویژه زنان و کودکان فراهم گردد.
ششم) دفتر ریاست جمهوری نیز باید در این مبارزه سهم فعالتری ایفا کرده و از طریق رسانه های همگانی به افزایش و تداوم پذیری این تلاشها، یاری رساند.
هفتم) نهادهای مدنی و رسانههای همگانی نیز باید در امر اطلاع رسانی و بسیج افکار عمومیبرای مبارزه با این پدیده، همکاری کنند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
