شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
انتخابات بهعنوان رکن اساسی نظام دموکراسی در جهان، وسیلهای است برای به نمایش درآوردن قدرت مردم. در تمامی کشورهایی که مشروعیت نظام براساس آرای مردم شکل میگیرد و زعما در نتیجه برگزاری انتخابات به قدرت میرسند، انتخابات یگانه راهی است که مردم با رفتن به پای صندوقهای رای، ارادهشان را تمثیل میکنند؛ اما این تمثیل اراده که بر چه اساس و بر مبنای کدام معیارهای مورد پسند جمعی، صورت میگیرد، میتواند در کشورهای مختلف متفاوت باشد.
هرچند استفاده از آرای مردم برای تشکیل دولت و نظام سیاسی در کشورهای مختلف جهان دهها سال میگذرد؛ اما افغانستان در این روند تازه به کاروان جهانی یکجا شده است و با پشت سرگذاشتن دو دوره انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی اکنون در آستانه برگزاری انتخابات سومین دور ریاستجمهوری است. شاید همین کمتجربگی باعث شده که انتخابات با کاستیها و نواقص فراوان همراه باشد. از تعدد کاندیداها گرفته تا بیبرنامگی و چگونگی رقابتها و مبارزات انتخاباتی و عدم آگاهی درست مردم از اهمیت رایشان همه و همه سبب شده است که مساله انتخابات بهعنوان همایش بزرگ مردمی کم اهمیت جلوه کند.
در چهار انتخابات گذشته برنامهها و معیارهای مبارازت انتخاباتی کاندیداها و قضاوت مردم نسبت به افراد و اشخاص را به خوبی دیدیم، همه بدون اینکه برنامه عملی برای دست یافتن مردم به آینده مرفه و بهتر را ارایه کنند، بیشتر شعارهایی را سر میدادند که تحقق آن در عمل در بسا موارد ناممکن مینمود. درست است که مردم افغانستان تازه به دموکراسی و انتخابات آشنا میشوند و میزان سواد در میان مردم در سطح پایین قرار دارد؛ اما هرگاه موضوع مبارزات انتخاباتی در انتخابات ریاستجمهوری را مدنظر قرار دهیم، در دو دوره گذشته انتخابات ریاستجمهوری کاندیداها با ارایه برنامههای تنظیم شده به میدان رقابت وارد نشدند و معیار قضاوت مردم هم به نسبت نبود برنامه عملی آنان، بیشتر بر مدار چگونگی بافت اجتماعی و قومی میچرخید.
در انتخابات سال آینده ریاستجمهوری که مراحل آن از همین اکنون آغاز شده است، نیز همین بیبرنامگی به قوت خود وجود دارد، هیچ نوع ابتکار و نوآوری که بتواند معیار قضاوت جمعی را بهگونه مثبت و درست تغییر دهد به چشم نمیخورد؛ همه احزاب، نهادها و ایتلافها به عوض طرح برنامههای موثر بهخاطر بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور و رفاه جامعه، در مقابل هم قرار میگیرند و با این اقدامشان میکوشند نمایش قدرت کنند تا از یکسو مردم را در سردرگمی قرار دهند و از سویی دیگر حداقل در کارزار سیاست از همدیگر عقب نمانند؛ چنانچه در این اواخر شاهد تشکیل چندین ایتلاف و اتحادهای انتخاباتی هستیم که هیچکدام آن بر مبنای طرح و برنامه برای تغییر مثبت اوضاع سیاسی و اقتصادی در کشور بهمیان نیامده است.
در کشورهای دنیا احزاب و جریانهای سیاسی افکار عامه را با طرح برنامهها و پالیسیهایشان تغییر میدهند؛ اما در افغانستان چنین نیست. عمدهترین دلیل این کاستی، یکی هم نبود احزاب فراگیر ملی میتواند باشد و از جانبی هم بر میگردد به برداشتها از چگونگی بافت اجتماعی مردم. احزاب و جریانهای سیاسی هم که وجود دارد بیشتر با در نظرداشت تعلقات قومی، سمتی و زبانی شکل گرفته است، نه براساس معیارها و اهداف فراگیر ملی و همین امر سبب شده است که اخیرا در تشکل جبههها و اتحادهای انتخاباتی تنها و تنها چگونگی سهیم شدن در قدرت مطمح نظر قرار گیرد.
در جریان سال جاری ما شاهد برگزاری انتخاباتهای ریاستجمهوری و پارلمانی در کشورهای مختلف دنیا از جمله انتخابات ریاستجمهوری در ایران و انتخابات پارلمانی در کشورهای پاکستان، استرالیا و آلمان بودیم. در این کشورها عملکردها در مبارزات انتخاباتی توام با ارایه برنامهها صورت میگرفت. کاندیداها با ارایه برنامهها و طرحها و نیز از طریق مناظرههای تلویزیونی افکار عامه را به خود و به برنامههای خود جلب میکردند؛ اما در افغانستان هیچ جریان سیاسی و یا افراد مستقل در مبارزات انتخاباتی بهمعنای درست کلمه به این امر مهم توجه نکرده است. بیشتر از اینکه به طرح برنامهها تمرکز صورت گیرد، سعی شده است که از هر طریق ممکن آرای مردم بهدست آید.
هیچیک از ایتلافها و تشکلهایی که اخیرا شکل گرفته است، ارایه نکرده که برنامههایشان در صورت پیروزی در انتخابات برای پیشرفت و ترقی کشور و تغییر وضعیت زندگی مردم چیست؛ بلکه همه با یک هدف که در انتخابات چه کسی را حمایت خواهند کرد تا در قدرت بهگونه سهامی شریک باشند، آنهم به تقلید از یکدیگر اعلام موجودیت نموده است.
هرگاه فرض کنیم که میزان آگاهی و سطح سواد مردم در مناطق و روستاها و حتی شهرها پایین میباشد، کسانیکه در معاملههای سیاسی دست دارند، به خوبی از تجارب و شیوه مبارزات انتخاباتی در کشورهای جهان آگاهی دارند و باید از این شیوههای معقول و مثبت استفاده نموده، وارد میدان شود. در حالیکه با وجود دانستن تمام واقعیتهای پذیرفته شده جهانی بازهم تلاش صورت میگیرد تا به هر طریق ممکن به قدرت دسترسی حاصل گردد. عین وضعیت در مبارزات انتخاباتی پارلمانی و شوراهای ولایتی نیز حکمفرماست.
ادامه این وضعیت نه تنها باعث شکننده شدن روند دموکراسی در کشور میشود؛ که رفتهرفته اعتماد مردم را نسبت به قدرت آرایشان سلب میکند و در نهایت پایههای نظام را سست و بیثبات خواهد کرد. برای برون رفت از این چالش و نهادینه شدن فرهنگ دموکراسی و برای رهایی از تفکر انحصارگرایی باید اعتماد بیشتر تقویت گردد و برای شفافیت روند انتخابات و تقویت پایههای نظام مردمسالاری تلاش مشترک صورت گیرد.
مردم افغانستان حق دارند مثل سایر مردم در کشورهای مختلف جهان در سایه چتر امنیتی و در قلمرو نظام مبتنی بر اراده مردم و برخوردار از حقوق مدنی و سیاسی و اقتصادیشان زندگی کنند و این رویا زمانی به واقعیت تبدیل میشود که عدالت اجتماعی در عمل و اراده خدمت در ذهن و ضمیر دولتمردان بهوجود آید.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
