شفقنا افغانستان-کشورهای اسلامی و مسلمانان بخش بزرگی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. جهان اسلام بر قسمت از اعظمی از سرمایه های طبیعی دنیا حاکم است. شماری از مهمترین نقاط استراتژیک دنیا در کشورهای اسلامی قرار گرفته است. اما متاسفانه کشورهای اسلامی از مشکلات بزرگی رنج می برند. تروریزم، افراط گرایی، خشونت طلبی، جنگهای فرقه ای و مذهبی، فقر، ناامنی، بی سوادی، حکومت های مستبد و خودکامه و… در کشورهای اسلامی بیداد می کنند.
سوریه، سومالیا، افغانستان، عراق، پاکستان، مصر و… مراکز عمده بحران های جهانی در جهان امروز هستند. در همین روزهای روان که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ایالات متحده امریکا برگزار می باشد و سران کشورهای جهان در آن به ایراد سخنرانی و مواضع و نظرات شان می پردازند، بخش عمده توجهات جهانی به بحران های جاری در کشورهای اسلامی معطوف می باشد.
افراط گرایی و خشونت طلبی که بی ارتباط با سلفی گری نیست در امروز جهان اسلام یکی از مشکلات حاد می باشد. بسیاری از مشکلاتی که در افغانستان وجود دارد، مشابه آن چیزی است که در کشورهای دیگر اسلامی نیز می توان آن را شاهد بود. هر چئد که ضعف حاکمیت در افغانستان در سه دهه اخیر زمینه را برای بروز هر گونه نابسامانی و تشتت فراهم ساخته و در دیگر کشورهای اسلامی این زمینه فراهم نبوده است، اما دیده ایم که با تزلزل در حاکمیت، پتانسیل بروز بحران در بسیاری از کشورهای اسلامی وجود دارد. از مصر گرفته تا لیبیا و سومالیا و از سوریه و عراق گرفته تا پاکستان عوامل و مشکلات مشابهی کشورهای اسلامی را رنج می دهد.
عواملی در کشورهای اسلامی وجود دارد که تفکرات سلفی گری و برداشت های خشن از اسلام می توانند در بخش های از کشورهای اسلامی هودارانی پیدا کنند. از جمله این عوامل فاصله عمیق طبقاتی موجود در میان شهروندان کشورهای اسلامی و همین گونه میان خود کشورهای اسلامی است. وجود شیوه های زندگی ارباب و رعیتی و ریش سفیدی و خان سالاری و همین گونه قرار گرفته بعضی از کشورهای اسلامی در خط منابع طبیعی که سرمایه های باد آورده ای را نصیب آن کرده و شمار دیگری از کشورهای اسلامی که در فقر به سر می برند زمینه های بروز تفسیر های خشن از اسلام و پیروی از این گونه برداشت های سطحی از اسلام را فرهم آورده است.
هر چند حضور کشورهای غربی و سابقه استعماری که کشورهای اسلامی از آن رنج برده، نیز سبب شده تا شیوه خشن مبارزه جای انتقاد، مبارزه منطقی و مسالمت آمیز را در بخش هایی از اذهان جماعت ها و گروه هایی را پر کند، اما سرخوردگی ناشی از عقب ماندگی کشورهای اسلامی نیز در این میان بی تاثیر نیست.
مبارزه نظامی با افراط گرایی و خشونت طلبی گروه هایی نظیر القاعده و طالبان بر دوش کشورها و حاکمیت ها و ارتش ها می باشد، چیزی که در ده سال گذشته افغانستان تجربه آن را داشته است. اما مبارزه فکری و حمله بر بنیادهای نظری تروریزم و افراط گرایی و برداشت های خشن از دین مقدس اسلام نه بر دوش نظامیان و سیاستمداران، بلکه بر دوش دانشمندان اسلامی و علمای دین است. کسانی که با متون مقدس دینی سر و کار دارند و وظیفه تحقیق و تفحص در دین و ارشاد و آگاهی دادن به مردم را دارند.
مردم افغانستان و بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی واقعا وقتی در چنین موقعیت هایی قرار می گیرند، احساس تنهایی و درماندگی می کنند، جایی که عده ای سکوت می کنند و دیگرانی که بر طبل خشونت می کوبند و اندک دانشمندانی که صدای عدالت خواهی و حقیقت خواهی آنان در گیرودار و هیاهوی موجود شنیده نمی شود. به راستی دین اسلام که قرن ها، تمام بشریت را به تفکر و تدبر در خلقت و تحقیق و تفحص و انتخاب آگاهانه دعوت کرده است، چگونه می تواند در دایره تفکرات محدود افراط گرایان قرار گیرد؟
محمد رضا هویدا-روزنامه افغانستان
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
