شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
یکی از مهم ترین و اساسی ترین موضوع سیاست کنونی افغانستان به ویژه در حوزه خارجی، امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده آمریکا است. معاون فرماندهی آیساف روز شنبه در گفتگو با رسانه ها اذعان داشت؛ امضای توافق نامه امنیتی کابل و واشنگتن، به امنیت آینده افغانستان بسیار سودمند است. جنرال جیمز بلک برن افزود که برای امنیت افغانستان نیاز است تا واشنگتن پس از ۲۰۱۴ درافغانستان پایگاه داشته باشد. این جنرال بلند پایه همچنان هشدار داد که گروه طالبان و شبکه حقانی حاکمیت افغانستان را پس از سال دوهزاروچهارده به گونه جدی تهدید می کنند. این مقام ارشد نیروهای خارجی در افغانستان، بنیاد همکاری های واشنگتن را پس از سال دوهزاروچهارده میلادی به افغانستان وابسته به امضای توافق نامه امنیتی می داند.
توافق نامه امنیتی یکی از مهم ترین و بزرگ ترین اقداماتی است که دو کشور ایالات متحده آمریکا و افغانستان برای همکاری مداوم و همسویی سیاستهای امنیتی در کشور و منطقه روی دست دارند. امضای این توافق نامه برای دو طرف از اهمیت زیادی برخوردار است. به دنبال امضای پیمان استراتژیک امنیتی، این مهم ترین گامی است که افغانستان باید در سیاست خارجی خود بر دارد. از دیگر سو ایالات متحده آمریکا نیز در تلاش است، با امضای این پیمان به تعهدات خود در مبارزه با تروریسم بین المللی و ثبات جهانی صحه بگذارد.
پس از یازدهم ستامبر و حضور نیروهای خارجی به رهبری ایالات متحده آمریکا، افغانستان در محراق کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. برای اولین بار یک کشور اقماری قادر شد، از حمایت همه جانبه محوری ترین و قدرتمند ترین کشور دنیا برخوردار شود. در واقع می توان اذعان داشت که حادثه یازدهم ستامبر حلقه وصلی بود میان دو کشوری کاملا متفاوت از نظر تعاملات و گرایشات سیاسی در نظام بین المللی. پیش از این باری در زمان داوود خان، افغانستان در سطح بسیار محدود روابطی با ایالات متحده آمریکا برقرار کرده بود که البته به دلیل نابسامانی های سیاسیت خارجی افغانستان و عدم علاقمندی جدی آمریکا تداوم نیافت. در این مرحله اما، افغانستان در محور سیاست های خارجی ایالات متحده آمریکا قرار دارد و حتی می توان گفت طرح استراتژی سیاست خارجی امریکار بدون در نظرداشت افغانستان امری بعید و ناممکن است. برای همین است که سیاست مداران و مقامات ارشد ایالات متحده آمریکا، در اظهارات رسمی خویش، از افغانستان یاد کرده و موضوعات مربوط به آن را به تحلیل می گیرند.
از سوی دیگر جانب افغانستان به مراتب تشنه تر و نیازمند تر برای برگزاری روابط دو جانبه است. افغانستان کشور ورشکسته ای بوده است که با حمایت های همه جانبه ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش به سمت ثبات نسبی و دولت سازی به پیش رفته است. اکنون این کشور دارای ساختارهای دموکراتیک، پارلمان، نهادهای قضایی و سایر ارگان های دولتی است. از همه مهم تر این که افغانستان کنونی ماحصل مشارکت اقوام و گروه های مختلف در کشور است. افغانستان کشور رنگین کمان است. تعدد و تنوع قومی، مذهبی، و زبانی در آن یک اصل مسلم و غیر قابل انکار است. سیاست کنونی در کشور بر خلاف سیاست های گذشته، معطوف به حذف و یکسان سازی نیست. این سیاست مبتنی بر تساهل، مدارا، همپذیری و پلورالیسم اجتماعی و سیاسی است. از رهگذر چنین روندی است که اکنون می توان اراده همگانی اقوام و جریان های مختلف در کشور را در قانون اساسی و نهادهای کشوری و لشکری منعکس دید. این همه با برنامه ها و حمایت های امریکا و سایر هم سنگرانش در مبارزه با تروریسم شکل گرفته است.
با توجه به نیاز متقابل دو کشور، و با توجه به ساختار موجود نظام بین المللی، امضای پیمان امنیتی برای تامین امنیت دو جانبه به ویژه جانب افغانستان از اهمیت حیایتی و غیر قابل اغماض برخوردار است. همین نیاز است که مقامات افغان و امریکایی را برای تصمیم گیری برای وجود چنین پیمانی وادار کرده است. اما آن چه باید علاوه کرد این است که دولت مردان افغانستان باید با مدیریت و درایت بیشتر، از چنین فرصتی بهره برداری نمایند. می دانیم که در قانون سیاست نظام بین الملل، فرصت و تهدید دو روی یک سکه اند؛ مادامی که کشوری از فرصت های موجود استفاده کند، تهدیدها خود به خود مرفوع شده و زمینه بروز آن منتفی می شود، اما در صورتی که استفاده لازم از فرصت ها صورت نگیرد، تهدید ها سر برون کرده و شیرازه حیات اجتماعی و آرمانهای ملی کشور ها را به خطر مواجه می نماید. از این رو امضای پیمان امنیتی و اصرار دولت مردان آمریکایی، به مثابه بزرگترین فرصت برای کشور به شمار می رود. از دست دادن چنین فرصتی می تواند کشور را یک بار دیگر به سمت بی ثباتی ها و جنگ های داخلی مواجه کند. البته این گفته به این معنی نیست که جانب افغانستان در برقراری روابط خویش، اهتمام به منافع ملی و سرنوشت کشوری نداشته باشند، بلکه نشان ا زآن است که دولت مردان کابل باید، با توجه به وضعیت فعلی کشور و منافع دوامدار اقدام به استفاده ازچنین ظرفیتی نمایند.
جنرال جیمز بلک برن، معاون فرماندهی مشترک آیساف درآخرین اظهاراتش بر تدوام همکاری های امننیتی دو کشور تاکید کرده و افزوده است: باید گفت که این توافقنامه بنیاد همکاری های دوجانبه میان دو کشور مستقل است و این توافقنامه برای امنیت افغانستان یک گام مثبت است. کمک ها و همکاری های ایالات متحده امریکا و جامعه جهانی به نیروهای امنیتی افغان سبب افزایش ظرفیت های این نیروها شده است و اکنون این نیروها توان رویارویی با دشمنان را دارند و بسیار نیرومند شده اند.
یکی ازموضوعات جنجال برانگیزد این توافق نامه، داشتن پایگاه های نظامی واشنگتن در افغانستان گفته شده است. موضوع مهم دیگر مصئونیت قضایی سربازان آمریکایی در خاک افغانستان است که تاکنون از جانب افغانستان توافقی در این راستا صورت نگرفته است. بلکه در مورد اهمیت پایگاه های نظامی اذعان کرد: ما به برخی از پایگاه ها نیاز داریم و گفتگوها در این باره ادامه دارند. به هر اندازه که حضور نیروهای هوایی آمریکایی در افغانستان بیشتر باشد به همان اندازه برای توانا ساختن نیروهای افغان بهتر است. بحث توانمند سازی نیروهای افغان برای کشور از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو اهتمام به امضای چنین پیمانی، ضمانتی برای تقویت بیشتر نیروهای امنیتی کشور و ادامه روند همکاری های ایالات متحده خواهد بود. از دیگر سو همه می دانیم که افغانستان بیش از هر چیز دیگر به ثبات و امنیت مداوم نیازمند است. تنها راه برقراری ثبات دومدار تقویت نیروهای امنیتی اشکور است که باامضای پیمان امکان تحقق چنین هدفی فراهم می شود.
جنرال آمریکایی در بخشی دیگر از سخنانش به تهدیدهای طالبان و شبکه حقانی پرداخت و افزود: به باور من حاکمیت افغانستان پس ازسال دوهزار وچهارده میلادی با تهدید هایی طالبان و یا هم شبکه حقانی روبرو خواهد بود و این موضوع باید در نظر گرفته شود، اما چیزیکه می توانم بگویم این است که نیروهای امنیتی افغان توانایی رویارویی در برابر هرگونه تهدید را دارند. به رغم امیدواری های که از سوی مقامات داخلی و خارجی معطوف به توانایی نیروهای امنیتی داخلی در برابر تهدیدات شورشیان داده می شود، آن چه نباید از نظر دور داشت این است که این نیروها از نظر تجهیزات، امکانات و ابزارهای تکنولوژیک نیازمند مساعدت ها و همکاری های بیشتر ایالات متحده آمریکا می باشد.
در نتیجه می توان گفت، امضای پیمان امنیتی یکی از مهم ترین گام هایی است که دولت افغانستان در حوزه سیاست خارجی و امنیتی خود بر می دارد. بدون تردید، تاکید ایالات متحده آمریکا برای امضای این پیمان می تواند، نوعی فرصت برای ظرفیت سازی و استفاده از توانایی ها و ظرفیت های قدرتمند کشور دنیا باشد. کابل امضای این پیمان را منوط به برگزاری لوی جرگه دانسته است و مقامات ارشد دولت افغانستان اذعان کرده اند که برای تامین منافع بهتر و بیشتر کشور چانه زنی و مذاکره می نمایند. آن چه هویدا است، فرصتی است که برای افغانیستان کنونی از رهگذر تحولات یازدهم ستامبر فراهم شده است. این حادثه سبب شده است که یکی از پیرامونی ترین و حاشیه ترین کشورهای جهان، در محور تعاملات و سیاست گذاری های قوی ترین ونیرومند ترین کشور دنیا قرار گیرد. اهتمام عمیق به این مهم می تواند نتایج فراوانی برای افغانستان آینده خواهد داشت.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
