یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

تصادف مرگبار در شاهراه کابل–قندهار؛ پنج نفر جان باختند

شفقنا افغانستان - مقام‌های طالبان در میدان وردک اعلام...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ یکشنبه 27 ثور 1405

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

حوزه سیاست بنیادگرایی اسلامی / مختار مسرور

شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)

مساله افراطیت مذهبی در قالب یک حرکت نظامی- سیاسی از جنوب آسیا تا شاخ افریقا و از خاورمیانه تا آسیای میانه و چچن، مهم‌ترین معضل امنیتی- فرهنگی در منطقه‌ی ما است. جنگ و خون‌ریزی طالبان در پاکستان و افغانستان، خشونت‌های سازمان‌یافته سلفی‌ها و القاعده در خاورمیانه و جنگ سوریه، حملات دهشت‌افگن الشباب در شاخ افریقا، گسترش افراطیت مذهبی در آسیای میانه، حکایت از این مشکل دارد. سوال این است که چه کسانی در تقویت افراطیت مذهبی نقش دارند؟ سوال دیگر این است که چرا در این حوزه تمدنی این همه جنبش خشونت‌گرا ظهور کرده است که خشونت را به مثابه یک امر مقدس می‌پرستند و تقدیس می‌کنند؟
صرف‌نظر از این‌که ریشه‌های سیاسی افراطیت مذهبی و یا جریان تکفیری به کدام زمان می‌رسد، اما این نکته روشن است که در بسیاری از موارد، این کشورهای منطقه بوده‌اند که در تقویت این جنبش‌ها نقش داشته و از آن‌ها به مثابه ابزارهای سیاسی- امنیتی استفاده کرده‌اند. واقعیت این است که گسترش افراطیت مذهبی، تحت نام تبلیغات و تعلیمات مذهبی انجام شده است. شما اگر به شهر آستانه مرکز قزاقستان سفر کنید، یک مسجد بسیار مجلل را می‌بینید که با پول عربستان سعودی ساخته شده است و در آن یک روایت بنیادگرایانه و افراطی از اسلام عرضه می‌شود.
جوانانی را می‌بینید که ریش‌های بلند گذاشته و بروت‌های‌شان را به سبک ملاهای پاکستانی تراشیده‌اند. در هنگام ورود به این مسجد، به خانم‌ها چادر مشخص توزیع می‌شود تا در داخل مسجد حجاب به سبک عربستان سعودی تحقق پیدا بکند. جوانانی که در این مسجد مصروف هستند، آدم‌های سر به زیراند که با محیط شهری بیرون از مسجد و فرهنگ عمومی جامعه مشکل دارند. چون آن‌طوری که به آن‌ها آموختانده شده است، محیط اجتماعی- فرهنگی «غیراسلامی» می‌باشد و آن‌ها نمی‌توانند با این محیط در صلح قرار داشته باشند. این مثال، چیز تازه‌ای را بیان نمی‌کند. همه این چیزها را در کشورهای خاورمیانه، پاکستان، افغانستان، الجزایر، مراکش، کنیا و بسیاری از کشورهای اسلامی می‌توانید شاهد باشید. اما نکته جالب این است که از نظر جغرافیایی، قزاقستان بسیار دورتر از خاورمیانه به‌خصوص از عربستان سعودی قرار دارد، اما نوع روایت بنیادگرایانه از اسلام توسط عربستان سعودی در آن‌جا اشاعه پیدا کرده و حمایت می‌شود.
نمونه قزاقستان در میان کشورهای آسیای میانه، از این زاویه آموزنده است که ما گسترش افراط‌گرایی را در نطفه مشاهده می‌کنیم و در می‌یابیم که اصلا افراطیت چگونه گسترش یافته است. در کشورهای منطقه و افغانستان، ما آن‌قدر غرق شده‌ایم که کم‌تر می‌توانیم از یک ارتفاع به فرایند این غرق شدن خویش نگاه کنیم. همین‌گونه نقش ایران و پاکستان در گسترش نوع خاص از روایت افراطی از اسلام در منطقه وجود دارد که امروز تاثیرات گسترده سیاسی- اجتماعی- فرهنگی آن را شاهد هستیم. روایتی که از مذهب به‌صورت ایدیولوژی عرضه می‌شود، در حقیقت، یک ایدیولوژی خشونت‌گرا می‌باشد.
بنابراین، گسترش خشونت از جنوب آسیا تا شاخ افریقا یک پدیده خلق‌الساعه نیست. به عبارت دیگر، کشورهای منطقه، مثل پاکستان، عربستان و ایران، در این وحشت و دهشت دنبال منافع‌شان با فتنه‌انگیزی‌های فرقه‌ای و گسترش روایت افراطی از مذهب می‌باشند. در کلیت امر، قرائت‌های مذهبی در این منطقه، به‌صورت غم‌انگیزی غیرانسانی و وحشیانه است. شاید مستحکم‌ترین و خونین‌ترین سنگر در برابر خردگرایی و دموکراسی افراطیت مذهبی باشد که هم نهادمند شده و هم در تکاپو است تا قدرت سیاسی- نظامی را در کنترول داشته باشد. به این دلیل، از هنگام مواجهه کشورهای اسلامی مدنیت جدید، این خشونت نیز بالا گرفته است.
از جانب دیگر، سیاست قدرت‌های بزرگ مثل امریکا و کشورهای اروپایی نیز در گسترش افراطیت مذهبی نقش برجسته دارد. براساس گزارش‌های فیگارو، بیش از پنجاه درصد از جنگجویان در سوریه مربوط به سلفی‌ها و جناح‌های تندرو مذهبی مثل القاعده می‌باشد که عملا حمایت‌های غرب را با خود دارند. در عین زمان، عدم تمایل غرب برای از بین بردن پناه‌گاهای افراط‌گراهای مذهبی مثل طالبان که در پاکستان قرار دارد، نیز سبب رشد و گسترش این جریان شده است.
بنابراین، از نظر سیاسی، دو فکتور مهم در گسترش جنبش‌های خشونت‌طلب اسلامی از جنوب آسیا تا شاخ افریقا نقش دارد. اولی نقش استخبارات و حکومت‌های ایدیولوژیک در منطقه است که از بنیادگرایی حمایت می‌کنند و از آن به مثابه ابزار سیاست خارجی خود استفاده می‌کنند. یکی از نمونه‌های برجسته آن پاکستان است که از بنیادگرایی به مثابه ابزار سیاست خارجی و نفوذ امنیتی استفاده می‌کند. نمونه دیگر آن‌که از بنیادگرایی به مثابه یک حوزه نفوذ ایدیولوژیک خود در منطقه استفاده می‌کند تا چتر امنیتی فرامرزی برای خود در منطقه تعریف کند، ایران و عربستان سعودی هستند. فکتور دومی از نظر سیاسی، سیاست‌های دو پهلو و نادرست کشورهای غربی است که سبب شده تا بنیادگرایی مذهبی در منطقه تقویت شود.
پاسخ اما به سوال دوم دشوار است. نگاهی باید داشت به تاریخ جریان‌های فکری در جوزه تمدن اسلامی. به‌صورت کلی سه جریان بزرگ فکری وجود داشته است: جریان فلسفی، جریان عرفانی و جریان شریعت‌گرایی. اما در یک فرایند تاریخی دیده می‌شود که جریان فلسفی و عرفانی در حوزه تمدن اسلامی رو به زوال می‌روند. دو جریان فلسفی و عرفانی توسط جریان شریعت‌گرایی تکفیر می‌شوند.
اصطلاح «زندیق» در تاریخ اسلام مشهور است که فیلسوفان از سوی شریعت‌گراها «زندیق» خطاب می‌شدند. به این ترتیب، عملا دو جریان فلسفی و عرفانی قربانی تکفیر جریان شریعت‌گرا شدند که قدرت سیاسی را توجیه و فتوا صادر می‌کردند. به هر حال، واقعیت این است که طی فرایند تاریخی، مدنیت اسلامی سقوط کرد به جریان شریعت‌گرایی و سطحی‌نگری. این خود زمینه را برای روایت‌های سطحی، قشری و افراطی از دین مهیا کرد.
راه تفکر و انتقاد بسته شد. خردورزی و عقل‌گرایی به حاشیه رانده شد. این‌گونه، حوزه تمدن اسلامی از فکر خالی شد و شریعت‌گرایان افراطی میدان‌دار فرهنگ و جامعه و سیاست شدند. در نتیجه، نه تنها که «مدنیت اسلامی» روبه زوال رفت بلکه تا هنوز نتوانسته با دنیای مدرن و عقل‌گرایی و فلسفه‌ورزی و خردگرایی آشتی کند. بنابراین، بخش زیادی از خشونت‌ها، در واقع خشونت در برابر تمدن و عقل‌گرایی جدید است. در چارچوب تفکر افراطیت مذهبی، تمدن و عقل‌گرایی، حقوق بشر و انسان‌مداری به مثابه جهالت تلقی می‌شود. در نهایت افراطیت مذهبی، فضا را برای سوءاستفاده‌های سیاسی از مذهب مساعد کرد. در چنین شرایطی، نیروهای افراط‌گرا مناسب‌ترین ابزارهای سیاسی برای بازیگران سیاسی در منطقه شدند که امروز براساس سناریوهای سیاسی- امنیتی در منطقه از این‌ها استفاده صورت می‌گیرد.
به‌صورت خلاصه می‌توان گفت که گسترش افراطیت مذهبی خشونت‌طلب از جنوب آسیا تا شاخ افریقا، و از خاورمیانه تا آسیای میانه، در واقع هم ریشه در تاریخ دارد و هم در رقابت‌های سیاسی میان دولت‌ها در منطقه. اما نتیجه این است که کشورهای اسلامی در بدترین شرایط سیاسی به‌سر می‌برند.
ظهور جبنش‌های خشونت‌طلب مثل طالبان، القاعده، الشباب و غیره، در حقیقت بزرگ‌ترین بن‌بست فراروی کشورهای منطقه است که ثبات را از بین برده‌اند. از جانب دیگر، ظهور چنین جنبش‌هایی که مخالف صلح و کرامت انسانی هستند، بزرگ‌ترین سوال را در برابر مسلمان‌ها نیز قرار داده است. آیا مسلمان‌ها خواهند توانست دامن اسلام را از شر جنبش‌های خشونت‌طلب و جهل‌اندیشی مثل القاعده و طالبان و الشباب و غیره پاک کنند و رو به طرف آینده حرکت کند؟

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط