شفقنا-شاید تهران از خروج آمریکا از افغانستان تا حدودی خشنود باشد اما این وضعیت، دشمن شرورتری را به صحنه میآورد.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از بلومبرگ:گاهی دشمن یک دشمن، دشمن بزرگتری است. برای ایران، تحقیر آمریکا در افغانستان دشمن سرسختتری را به قدرت میرساند. اگرچه تهدید طالبان به اندازهی حضور نظامی آمریکا، قدرتمندترین دشمن ایران، تهدیدی حیاتی برای تهران به شمار نمیرود، اما استیلای این گروه شبهنظامی در افغانستان، آنهم در زمانی نامناسب، خطر بزرگی برای جمهوری اسلامی است.
هرچند ایران روابط دیپلماتیکش با طالبان را افزایش داده اما دولت ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور منتخب ایران، که با نارضایتیهای داخلی ناشی از کمرنگ شدن امیدها پیرامون بهبود فوری شرایط اقتصادی از سوی غرب روبروست، اکنون باید به فکر مخاطراتی هم باشد که بار دیگر در شرق کشور سر برآورده است.
طالبان ممکن است هیچ تمایلی به سرنگونی حکومت ایران نداشته باشد، اما بدیهی است که سلطه و برتری این گروه در جنگ داخلی افغانستان امواج تازهای از سیل پناهندگان را به مرزهای بین دو کشور روانه خواهد کرد و این روند با افزایش قاچاق مواد مخدر، افزایش قاچاق انسان و افزایش فعالیتهای تروریستی همراه خواهد بود.
استیلای طالبان همچنین تجارت را به خطر میاندازد، پیامدی که برای ایران گرفتار در دام تحریمها بسیار آسیبزا خواهد بود. همچنین پروژه بلندپروازانهی تاسیس خط آهن بین دو کشور، کانالی برای صادرات کالاهای افغان به بنادر ایرانی و سایر مناطق جهان، نیز به مخاطره میافتد.
ایران و طالبان توانستند به توافقی موقت دست یابند، اما روابط دو طرف همچنان خصمانه باقی ماند و علت این دشمنی فقط متفاوت بودن جهانبینی فرقهای طرفین (مذهب شیعه و سنی) نیست. رهبران طالبان از دیرباز فهمیدهاند که ایران کانالی سودمند برای وارد کردن تریاک افغانستان، منبع اصلی درآمد این گروه شبهنظامی، به بازارهای غرب است و برایشان مهم نیست که بخشی از این مواد مخدر به دست مردم ایران برسد و آنها را معتاد کند.
یکی از پیامدهای مستقیم چنین فرایندی این است که ایران یکی از بالاترین نرخهای اعتیاد در جهان را دارد. با سلطه طالبان بر افغانستان در سایه خروج نیروهای آمریکایی، نرخ اعتیاد در ایران بیش از پیش افزایش خواهد یافت. به دلیل نیاز بیشتر به تسلیحات و رزمنده، گروه شبهنظامی طالبان صادرات تریاک را افزایش خواهد داد. چنین روندی پیش از آنکه در مقامات اجرای قانون در غرب نگرانی ایجاد کند، تاثیرش در ایران احساس خواهد شد.
ایران همچنین میزبان ۷۵۰ هزار پناهجوی ثبت شده و احتمالا ۲ میلیون پناهجوی افغان ثبتنشدهی دیگر است. نبرد بین طالبان و نیروهای دولت افغانستان در ماههای پیش رو به شمار این پناهجویان خواهد افزود.
مساله دیگر تروریسم است. ایران با سایر گروههای تروریستی وابسته به طالبان خصومت پایان ناپذیری دارد. با خروج آمریکا از افغانستان، این گروهها در پی اهداف تازه خواهند بود. این احتمال زنگ هشدار را برای چین و روسیه هم به صدا در آورده است، اما تهران، به دلیل مجاورت و خصومت، آسیبپذیری بیشتری دارد.
این خطر برای ایران بیشتر است چون تهران در برابر طالبان اهرم چشمگیری در اختیار ندارد. برای ایران، افغانستان ضعیفترین حلقه در شبکهی نیابتیها و شرکایی است که از طریق آنها به نفوذ در کشورهای همسایهاش میپردازد. هیچ گروه مشابه و معادل افغانی برای حزب الله لبنان، حوثیهای یمن و شبهنظامیان شیعهی عراقی وجود ندارد.
هرچند تهران از پناهندگان افغان برای مشارکت در جنگ سوریه استفاده کرده، اما تهران هرگز از آنها برای جنگیدن در وطنشان استفاده نکرده است. پیشنهاد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، مبنی بر اینکه برخی از این رزمندگان میتوانند به دولت افغانستان کمک کنند با قاطعیت رد شده است.
با این وجود، پیشنهاد ظریف از نگاه و توجه رهبری طالبان پنهان نمانده است. آنها همچنین آنچه را خیانت و پیمانشکنی ایران میدانند، فراموش نکردهاند – از نقش ایران در شکلگیری ائتلاف شمالی ضدطالبان در دهه ۱۹۹۰ میلادی گرفته تا پشتیبانی تمامعیار تهران از تهاجم تحت رهبری آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱.
از این رو، ایرانیان برغم لبخندهایی به رهبران طالبان در طول مذاکرات تهران در هفته گذشته، به خوبی میدانند که با دشمنی دیرین روبرو هستند که تجدید قوا کرده است. این لبخندها دیرپا و ماندگار نخواهد بود.
