شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

«آینده افغانستان و نقش همسایگان» در نشست شفقنا مطرح شد: امکان ظهور گروهی خشن تر و افراطی تر از طالبان در افغانستان وجود دارد/ جنگ در افغانستان قطعا طولانی خواهد بود/ طالبان هم به علل پیشروی سریع اهدافشان مشکوک شدند! 

شفقنا افغانستان- تصرف طالبان بر مناطقی از افغانستان و در کنار آن حضور هر دو هیئت افغانی (نمایندگان دولت و طالبان) پشت میز مذاکره ابهامات و نگرانی هایی نسبت به آینده افغانستان و به موازات وضعیت آینده کشورهای منطقه به وجود آورده است. کارشناسان حاضر در نشست شفقنا عنوان می کنند: «به دلایل نامعلومی دولت افغانستان مانع تصرف طالبان بر مناطقی نمی شود این در حالی است که طالبان خواهان کنترل برخی از مناطق نیست و سودای تشکیل امارت اسلامی و سلطه بر کل افغانستان را دارد. 

در افغانستان مردم نگران دو مسئله، اول حضور دوباره طالبان و نگرانی دیگر ظهور گروهی بدتر از گروه طالبان در افغانستان هستند. آنچه امروز در افغانستان اتفاق می افتد نوعی پیشروی سریع است که حتی خود طالبان را نیز مشکوک و نگران کرده است.  نگرانی در بین مردم وجود دارد که در بازی جدید هم طالبان و هم دولت فریب بخورند و پرچمی خشن تر از طالبان بلند شود که آن زمان هر دو طرف بازنده خواهند بود.»

در ادامه نشست شفقنا با موضوع «تحولات افغانستان و آینده این کشور» با حضور «رجب صفراف صاحبنظر و تحلیلگر سیاسی در روسیه»، «مهمت کوچ تحلیلگر ترکیه ای مسائل خاورمیانه»، «دکتر مجتبی نوروزی، رایزن فرهنگی سابق ایران در افغانستان»، « نصرالله صادقی زاده نیلی نماینده سابق مردم افغانستان» و «شجاع حسین محسنی تحلیلگر مسایل سیاسی افغانستان» را می خوانید:

آقای صفراف تحولات اخیر افغانستان یعنی تصرف طالبان بر برخی از شهرها و بنا بر ادعای این گروه کنترل ۹۰ درصد مرزها، مذاکرات اخیر در دوحه و عملکرد دولت افغانستان را چطور ارزیابی می کنید؟ تشدید جنگ ها در افغانستان و سیطره طالبان بر تمام کشور یا تصرف شهرهای افغانستان از سوی این گروه چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟  

طالبان در حال تاخت و تاز هستند و موفقیت های چشمگیری داشتند

وضع کنونی افغانستان باعث ناراحتی جامعه جهانی شده علی الخصوص کشورهایی که در همسایگی افغانستان هستند و  منافع بسیار روشن و مشخصی از رابطه با این کشور کسب می کنند. اکنون همه در تلاش هستند که اوضاع از کنترل خارج نشود. در ماه های آخر تغییرات اساسی و کلی در افغانستان رخ داد و توازن داخلی و ژئوپولیتیکی کشور تغییر کرد به طوری که می توان گفت نقشه افغانستان و کارآمدی آن با کشورهای دیگر و منطقه تغییر کرده است؛ البته کسی نمی داند بعد از چند روز یا چند هفته در افغانستان چه اتفاقی رخ می دهد زیرا تاکنون مشخص نشده گروه طالبان و امکانات ارتش دولت  رسمی افغانستان موضوع و مساله پدید آمده را می خواهد چگونه حل و فصل کند. چندی پیش رهبران رسمی افغانستان با قطعیت اظهار کردند طی یک برنامه ریزی، تمام مناطق و سرزمینی که در ماه های گذشته به دست طالب ها اشغال شده از تصرف این گروه خارج می کنند و مجدداً طالبان را از جامعه ای که اکنون آن را مدیریت می کنند، بیرون می رانند. اینکه این اظهارنظر تا چه اندازه درست است و زیرساخت های لازم آن ایجاد شده را کسی نمی داند؛ شاید شعار باشد و شاید جزئی از یک برنامه روانی و استراتژی دولت است. ولی واقعیت امروز این است که طالبان در حال تاخت و تاز هستند و موفقیت های چشمگیری نیز داشتند و از همه مهمتر اینکه وضع کشور به سمت و سویی می رود که هیچ کسی نمی تواند آن را پیشگویی و کنترل کند.

در موضوع افغانستان موضع گیری روسیه بسیار روشن است. اول اینکه مقامات رسمی روسیه از سیاست گذاری های دولت رسمی افغانستان در نادیده گرفتن گروه طالبان ناراحت هستند و آن را اشتباه می دانند. روسیه گروه طالبان را جزء اساسی کشور افغانستان و یک واقعیت ژئوپولیتیکی می داند. از نظر روسیه باید این گروه در حاکمیت دولت حضور داشته باشد و به نمایندگی از مردم در سمت های عالی نقش ایفا کنند.

 یکی از اشتباهات دولت افغانستان این است که می خواهد به هر طریق طالبان با شرایط رسمی افغانستان کنار بیاید. از سوی دیگر، از نظر روسیه اشتباه طالبان دعوی تشکیل یک حکومت اسلامی و حاکمیت مطلق بر افغانستان است. اگر این سیاست، سیاست اصلی طالبان باشد هیچگاه این کشور به صلح و ثبات نمی رسد چرا که این سیاست منافع گروه های مذهبی و گروه های دیگری که در افغانستان حضور دارند را تأمین نمی کند و این مسئله حتما با بازخورد شدید و درازمدت در داخل کشور همراه خواهد بود که اصل این واقعه به زیان مردم عادی زیان است چون در فضایی که دو گروه سیاسی مقابله هم قرار می گیرند، مردم عادی آزار و اذیت می شوند.

بنابراین صلح و ثبات در افغانستان و اینکه چه حاکمیتی در این کشور روی کار بیاید برای روسیه، آسیای مرکزی و کشورهای همجوار روسیه که منافع بسیار مهم و استراتژیک در این منطقه دارند مانند ایران، پاکستان، هند و همچنین منافع دراز مدت آمریکا در منطقه و برخی کشورهای اسلامی دیگر بسیار حائز اهمیت است. به همین دلیل طالبان برای گفت وگو به مسکو می رود، در مذاکرات دیگری که در  سایر کشورها انجام می شود شرکت می کند و کنفرانس های بین المللی با حضور طالبان برگزار می شود. دولت روسیه همواره بر این مسئله که دولت رسمی افغانستان باید هر چه زودتر پشت میز مذاکرات با طالبان بنشیند، تأکید می کند. دولت روسیه این اطمینان را دارد که اگر طالبان در دولت افغانستان حضور داشته باشند به این جنگ و جدال خاتمه می دهند، چون به نفع خودشان نیست.

از سوی دیگر این تفکر وجود دارد که می توان برای مدتی حاکمیت را به طالبان داد و دید که عاقبت چه می شود. همه می دانند دولت، حاکمیت را  به دست گرفته و تا اندازه ای گروه های سیاسی می توانند از دولت حمایت کنند، به هر ترتیب نگاه داشتن حاکمیت اصلی ترین مسئله افغانستان است.

نظری در بین کارشناسان روس وجود دارد که اگر اتفاقی بیفتد و مدیریت کشور در دست طالبان قرار گیرد، مطمئنا مردم کل افغانستان از جمله خود طالب ها و یک طایفه ای از مردم افغانستان که در حال حاضر یا از روی ترس یا مسائل مذهبی امیدی به آنها دارند نیز ناامید می شوند، زیرا طالبان به دلیل برخورد کشورهای دیگر و نگرانی کشورهای همسایه از تصویری که از خود ساخته اند و حرکت های افراطی که انجام دادند، باعث کمک و همکاری کشورهای جامعه جهانی نخواهد شد و در زمان بسیار  کوتاهی کشور را مجدداً به حالت نابسامانی خواهند برد و مردمی که چیزی برای دفاع ندارند ناگزیر به خیابان ها خواهند آمد و دیگر طرفدار طالبان نخواهند بود.

البته این خطر وجود دارد که اگر این سه تغییر و تحول شکل گیرد، دولتی کاملا افراطی و تروریستی به وجود بیاید که در این صورت یک دولت کوچک با نظرهای خام در لباس مذهبی – اسلامی خواهد بود.

روسیه حاضر به پذیرش طالبان است

تحلیل درباره تحولات افغانستان بسیار زیاد است، اما واقعیت این است که روسیه با توجه به حضور ژئوپولتیکی طالبان و واقعیتی که در افغانستان وجود دارد، حاضر به پذیرش آنهاست. اما از سال ۲۰۰۳ روسیه، طالبان را مانند یک گروه تروریستی بین المللی می شناسد و به هیچ کشوری توصیه نمی کند که با طالبان به غیر از سیاست استراتژی که در مذاکرات صورت می گیرد، همکاری یا گفتگوهایی داشته باشند. ما از مقامات رسمی دولت روسیه سوال کردیم که این سیاست حالت دوگانه ای را ایجاد می کند، از یک سو  براساس سیاست رسمی روسیه گروه طالبان یک گروه تروریستی است و از سویی دیگر روسیه تلاش می کند که نقش میانجی گری را بین گروه طالبان و دولت رسمی افغانستان داشته باشد و چندین بار کنفرانس بین المللی در روسیه برگزار کرده و طالبان را برای مذاکره دعوت کرده است.

نقطه نظر وزارت امور خارجه در این مورد این است که ما باید براساس واقعیت ها عمل کنیم و آن را در نظر بگیریم، اگر ما طالبان را نادیده بگیریم، وضع موجود در افغانستان حل و فصل نخواهد شد. بنابراین سیاست روسیه این است که هرچه زودتر کشورها تمام توان خود را بگذارند که از یک سو طالبان و از سوی دیگر دولت رسمی افغانستان و طرفداران دولت، از برخی موضع خود پایین بیایند و مذاکرات صورت گیرد تا در نهایت صلح و ثبات به افغانستان برگردد.

* دکتر کوچ، ترکیه از جمله کشورهایی است که برای حضور در افغانستان و تأمین امنیت فرودگاه کابل پافشاری می کند. اخیراً طالبان ترکیه را تهدید کرد و هشدار داد که در صورت عدم خروج نیروهای ترکیه از افغانستان، با آنها وارد جنگ خواهد شد. ترکیه در افغانستان به دنبال چیست و آیا در آینده درگیری میان ترکیه و طالبان رخ خواهد داد؟

آقای صفراف در قسمتی از تحلیل های خود اشاره کردند که تضاد منافع قدرت های جهانی و منطقه ای به خصوص همسایگان افغانستان، باعث به درازا کشیده شدن جنگ افغانستان در وضعیت نابه سامان، بی ثبات و نا امن شده است. گروه های حاضر در میدان به دلایل مختلف وابستگی هایی با قدرت های جهانی و همسایه دارند که شاید منافع و مصالح سیاسی خود را به این شکل تشخیص دادند. طالبان یا به دست آنها به وجود آمده یا با حمایت و پشتیبانی آنها توانسته این همه قدرت پیدا کند و این وضعیت ادامه داشته باشد. به هر حال هر قدرت جهانی و منطقه ای منافع خاص خود را دنبال می کند و متاسفانه منجر به ادامه این وضعیت به بیش از چهار دهه شده هرچند شوروی در اوایل سعی کرد با دخالت مستقیم ثبات را ایجاد کند، اما نتوانست.

آمریکا نتوانست ثبات و امنیت را در افغانستان ایجاد کند

وضعیتی که بعد از خروج شوروی به وجود آمد به دخالت قدرت های منطقه ای به خصوص همسایگان ایران برمی گردد، نه اینکه تنها عامل باشد، ولی بیشترین تأثیر را داشت. مرحله بعدی حاکمیت طالبان و شروع جنگ از سال ۲۰۰۱ و اشغال افغانستان توسط آمریکا به مدت تقریبا ۲۰ سال است، شاهد بودیم که آمریکا نیز به عنوان یک ابرقدرت جهانی نتوانست ثبات و امنیت را در افغانستان ایجاد کند.

امروز به یک مرحله ای رسیدیم که کسی نمی تواند واقعیت طالبان را انکار کند. به عنوان یک بازیگر در سطح افغانستان و به خصوص اخیرا با این پیشروی هایی که داشته، همه قدرت ها طالبان را مورد خطاب قرار می دهند و می پذیرند که نمایندگان این گروه به  کشورهایی مختلف از مسکو گرفته تا کشورهای همسایه افغانستان دعوت می شوند.

ترکیه رغبتی برای درگیری مسلحانه در افغانستان ندارد

در حال حاضر به مرحله ای رسیدیم که ترکیه در قالب ناتو و با همراهی آمریکا وارد افغانستان شد اما هیچ گاه به عنوان یک نیروی محارب وارد عملیات جنگی و درگیری های مسلحانه نشد و در واقع چندان رغبتی برای درگیری مسلحانه نداشت. کل رسالتی که در این مأموریت برای ترکیه تعریف شده و برای رسیدن به آن تلاش کرد در زمینه زیرساخت های افغانستان مانند درست کردن راه ها، فرودگاه ها و به خصوص مدارس بود.

ترکیه در میان دولت و ملت افغانستان جایگاه ویژه ای دارد

طبق آمار ترکیه تقریبا از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۷، بیش از ۱۵۰۰ پروژه در عرصه های مختلف: سلامت، بهداشت، آموزش و پرورش، زیرساخت ها و راه ها خدمات ارائه کرده و حضور داشته است. قابل ذکر است که با توجه به روابط دیرینه ای که بین دو کشور وجود دارد، ترکیه با عملکرد خود باعث شده هم نظر دولت افغانستان و هم مردم افغانستان با آن اشتراکات فرهنگی و تاریخی که با یکدیگر دارند، جایگاه ویژه ای در بین آنان پیدا کند.

ترکیه قصد ندارد از لحاظ نظامی در امور افغانستان ورود پیدا کند

آقای اردوغان اعلام کرده کنترل فرودگاه کابل را به دست می گیرد، اما باید این نکته را هم در نظر بگیریم که ترکیه قصد درگیری مسلحانه و ورود به عرصه جنگی در افغانستان را ندارد چون ناتو با چنین روشی در ۲۰ سال نتوانسته موفقیتی به دست آورد، شوروی ۸ سال تلاش کرده و نتوانست موفق شود. به طور کلی هیچ قدرتی نتوانست از لحاظ نظامی در افغانستان موفقیتی به دست آورد؛ ترکیه نیز به هیچ عنوان قصد ندارد از لحاظ نظامی در امور افغانستان ورود پیدا کند. بحث فقط کنترل، حمایت و نظارت بر فرودگاه کابل است. همه نیز می دانند که فرودگاه کابل یک نقطه ورود و خروج بروکراسی دیپلمات ها و نیروهای سیاسی است و همچنین پل ارتباطی افغانستان با جهان محسوب می شود.

اگر فرودگاه کابل به دست طالبان بیفتد ارتباط افغانستان با جهان قطع می شود

ترکیه می خواهد به نقش سازنده ۲۰ ساله خود ادامه دهد. در واقع یک نقش سازنده دیگری به خدماتی که تاکنون انجام داده اضافه کند و همانطور که گفته شد از یک طرف با دولت افغانستان در ارتباط است و از طرف دیگر با سران طالبان در ارتباط می باشد. نگرانی های بسیاری در مورد فرودگاه کابل وجود دارد. اگر فرودگاه کابل نیز به دست طالبان بیفتد ارتباط افغانستان با جهان قطع می شود. به همین دلیل ترکیه قصد دارد نگرانی دولت افغانستان و جامعه جهانی در این موضوع را رفع کند و یک نقش و رسالت هم انسانی، هم تاریخی و هم سیاسی ایفا کند. اینکه برخی مطرح می کنند ترکیه به افغانستان و سوریه نیرو اعزام می کند، کذب است چرا که برای ترکیه ثابت شده که ابرقدرت هایی مانند آمریکا و شوروی نتوانستند به موفقیت نظامی در این کشورها دست یابند بنابراین ترکیه چرا باید در این زمینه ورود پیدا کند!؟ این تحلیل کاملاً غیر منطقی است.

آقای محسنی شما در کابل حضور دارید، در حال حاضر در سطح شهرها چه می گذرد؟ بسیاری از ولسوالی ها بدون جنگ و خونریزی و مقاومت مردم تسلیم طالبان می شود؟ وضعیتی امنیتی غیر نظامیان به چه صورت است؟

مردم نگران ظهور گروهی خشن تر و افراطی تر از طالبان در افغانستان هستند

در افغانستان مردم نگران دو مسئله، اول حضور دوباره طالبان و نگرانی دیگر ظهور گروهی بدتر از گروه طالبان در افغانستان هستند. آنچه امروز در افغانستان اتفاق می افتد نوعی پیشروی سریع است که حتی خود طالبان را نیز مشکوک و نگران کرده است.

طالبان در حوزه شمال پیشروی بسیار سریعی داشتند. بر اساس گزارش هایی که از کشورهای ازبکستان، تحریک اسلامی چچن، تحریک اسلامی ترکستان شرقی منتشر می شود نیروهای جنگی شمال هم بومی و هم چند ملیتی هستند. از طرف دیگر رویکرد نیروهای جنگی به گونه ای بوده که نتوانستند طالبان را کنترل کنند. مسأله ای که در تخار اتفاق افتاده و بر اساس مستنداتی که از مصاحبه های مردم بومی منتشر می شود، این نیروها مردم را به جهاد نکاح یا سربازگیری در برخی مناطق دعوت کردند، این امر نشان می دهد طالبان کنترل کافی بر اوضاع ندارند. چه بسا این نگرانی در بین مردم وجود دارد که در بازی جدید هم طالبان و هم دولت فریب بخورند و پرچمی خشن تر از طالبان بلند شود که آن زمان هر دو طرف بازنده خواهند بود.

احتمالاً در آینده شاهد ظهور داعش و طالبان تندرو در شمال افغانستان باشیم

با توجه به اینکه جریان افراط هنوز جذابیت دارد و پایگاه های آن در پاکستان فعال هست، ممکن است این جریان ابزاری برای قدرت های بزرگ باشد. ممکن است در آینده مخصوصاً در شمال افغانستان شاهد ظهور داعش و طالبان تندرو باشیم. این مدل داعش که جهاد را بین المللی می دانند، خلافت را مطرح می کنند. قطعاً خلافت جذاب تر از از امارت برای سربازان جریان افراط است و قطعاً جهاد بین المللی می تواند میزبان تمام گروه ها باشد.

طالبان تعهد کردند هیچ کشور از سوی افغانستان تهدید نمی شود و طالبان با القاعده و گروه های فراملیتی قطع رابطه می کنند اما برعکس امکان پذیرش این گروه های تروریستی در سرزمین افغانستان وجود دارد و ممکن است افغانستان در آینده زمین بازی برنامه های کلان تر از منظر ژئوپولیتیک و اهداف قدرت های بزرگ باشد و این مسئله نیز نگرانی جدی برای مردم افغانستان ایجاد کرده است.

تمام اقوام جامعه شهری افغانستان با بازگشت طالبان مخالف هستند

از منظر جامعه شناسی اینکه کدام بخش جامعه نگرانی بیشتری و کدام نگرانی کمتر از بازگشت طالبان دارند، باید بگویم که کمترین نگرانی را جامعه روستایی پشتون دارد؛ چون آنها در چندین سال اخیر از منظر فکری و طرح توسعه خیلی تفاوتی پیدا نکردند و تقریبا با تفکر طالبان همخوان هستند اما تمام اقوام جامعه شهری افغانستان با بازگشت طالبان مخالف هستند که البته باز هم درجه بندی دارد.

در میان جامعه قومی، هزاره شیعه بیشترین نگرانی را از بازگشت طالبان به افغانستان دارند چون رویکرد طالبان با این اقوام در سال های دهه ۷۰ خشن بوده است. طالبان و جامعه قومی هزاره شیعه از منظر مذهبی و زبان، چندین تفاوت دارند و به همین دلیل در جامعه هزاره شاهد یک شکاف اجتماعی با طالبان هستیم. بعد از این جامعه تاجیک ها با توجه به مقاومتی که در گذشته با طالبان داشتند و با توجه به شکاف زبانی که وجود دارد نگران تر هستند. بعد از آن نیز جامعه پشتون شهری نگران هستند. جامعه پشتون شهری این نگرانی را دارند که طالبان با بازگشت خود نوعی قومیت بندی داشته باشند، قدرت دوباره در افغانستان توده ای شود و همان اتفاقی بیفتد که در انقلاب ثور افتاد. انقلابی که به واسطه آن جوامع روستایی وارد شدند و یک انتقام گیری از شهر رخ داد و بعد از آن در پیروزی مجاهدین یکباره توده ها قدرت را به دست گرفتند. جامعه پشتون شهری امروز نیز نگران هستند که در زمان طالبان دوباره این اتفاق بیفتد.

با توجه به دسته بندی که داشتم، مردم هم از شدت خشونت چه در سطح طالبان و چه در سطح بدتر از طالبان و هم از منظر تفکیک قومی نگران قدرت گیری طالبان هستند و یکی دیگر از دلایل این نگرانی آن است که طالبان سیاست غلبه را در پیش گرفتند و این سیاست غلبه بیشتر در سرزمین شمال دنبال می شود، سرزمینی که ادعا می شد طالبان حضور ندارند، مسلح هستند و رهبرانشان داعیه دار حکومت علیه طالبان بودند، اما متاسفانه غلبه خود را از دست دادند و این گروه در میز مذاکره در برابر طالبان هیچ چیزی ندارند. با توجه به این اتفاقات، پیش بینی می شود که طالبان به دنبال تولد و به دست گرفتن قدرت از طریق نظامی هستند.

وقتی طالبان شکست ناتو و آمریکا از طریق نظامی را مدعی شوند و بر کابل و شهرها تسلط پیدا کنند، خشن تر از زمان امارت خود عمل خواهند کرد. یکی از دلایل آن این است که طلبان گمان می کند آمریکایی که در گذشته از آن می ترسیدند و در جنگ ۲۰ ساله بارها از آنها شکست خوردند دیگر به افغانستان باز نمی گردد و خود را در باتلاق افغانستان درگیر نمی کند.

باتوجه به اینکه بازگشت طالبان نگرانی عمده جامعه شهری است، صف گرفتن گذرنامه طولانی و خروج افغان ها از افغانستان سریع تر شده است اگرچه در دو تا سه سال اخیر نیز شاهد خروج افغان ها از کشور بودیم. البته دولت هم نتوانسته یک فضای اعتماد را برای نیروهای امنیتی و دولت و اجماع سیاسی فراهم کند تا امروز بتوانند پشتیبان وضع حاکم در کابل باشند. همه این مسائل یک فضای ناامیدی را در افغانستان ایجاد کرده است.

آقای صادقی زاده برخی معتقدند که دولت فعلی افغانستان به عمد مناطقی از کشور را به دست طالبان می دهد و حتی در مواقعی به نفع طالبان تصمیماتی می گیرد و عقب نشینی می کند. عملکرد و رویکرد دولت افغانستان در برابر طالبان را چطور ارزیابی می کنید؟    

 شرایط فعلی که در افغانستان به وجود آمده، متاسفانه نتیجه حرکت ناسنجیده یا خروج قبل از وقت ایالات متحده آمریکا است، این اقدام آمریکا باعث تغییرات عمده و اساسی در کشور ما و منطقه شد.

بحث اول ایجاد امیدواری برای طالبان است. طالبان به این احساس رسیدند آمریکایی هایی که زمانی در افغانستان نیرو آورده بودند را شکست دادند و در مقابل حکومت دست نشانده ای که توسط آنها به وجود آمده یقیناً به آسانی می توانیم به پیروزی برسیم. پیامد دیگر خروج آمریکا از افغانستان، این بود که روحیه نیروهای امنیتی افغانستان تضعیف شود و این قضیه بهانه ای باشد که نیروهای امنیتی احساس کنند وقتی پشتوانه خارجی با امکانات خود از افغانستان برود، پس از آن تحمل یک جنگ گسترده و وسیع را نخواهند داشت.

بحث سوم هم ایجاد یک مشروعیت نسبی برای طالبان است. ما و شما شاهد هستیم که بعد از مذاکراتی که آمریکایی ها و طالبان در قطر در سال های گذشته انجام دادند و توافقاتی که با طالبان به وجود آوردند، زمینه آن شد که کشورهای همسایه و منطقه فعال شوند و شاهد باشیم ارتباطات وسیع و گسترده ای با طالبان گرفته شود و در این راستا تلاش گردد که هر کشوری وارد بحث با طالبان شود.

در حال حاضر شاهد حرکت نظامی طالبان در افغانستان هستیم و از سوی دیگر در داخل افغانستان حکومت افغانستان متهم می شود که در مقابل این حوادث موضع منفی دارد یا اینکه حکومت افغانستان بسیاری از مناطق را به طالبان تحویل می دهند. یعنی یک اتهام علیه حاکمیت و نظام ما وجود دارد که حاکمیت باید با سبک و سیاقی ویژه و با همکاری مردم از مناطق کشور دفاع می کرد تا این اتفاقات رخ نمی داد.

لذا به دلیل عملکرد نامناسب و دیرهنگام حکومت شاهدیم که مردم پیش از حکومت در دفاع از برخی مناطق برخاستند. خیزش ها و بسیج های مردمی به وجود آمده و در اکثر مناطق مردم توانستند مقاومت کنند، اما جانب حکومت متاسفانه متهم هستند که کاری را که باید انجام دهند در قبال دفاع از مردم خود انجام ندادند.

به نظرم دلیل این مساله به چند نکته برمی گردد. بحث اول اینکه حکومت کوشش کرده بعضی از مناطقی که برای نگهداری آن بسیار هزینه سنگین متحمل شده را  داوطلبانه برای طالبان تخلیه کند تا بار سنگین آن را از دوش خود کم کند.

از طرف دیگر در درون حکومت هم کسانی هستند که علاقه دارند طالبان پیشرفت بیشتری داشته باشد و قدرت و توانمندی بیشتری کسب کنند به همین دلیل برخی مناطقی که حکومت می توانست به آسانی از آن نگهداری کند را از دست داد و تعداد زیادی از امکانات، تجهیزات و نیروهای نظامی به نیروهای طالبان تسلیم شد.

حکومت نسبت به برخی از مناطق نظر منفی داشت، گویا رقبای حکومت قدرتمند بوده و توانمندی بیشتری داشته و حکومت خواسته از این فرصت برای ضربه زدن به رقبای خود استفاده کند. جنگی که در شمال افغانستان رخ داده جای سوال بزرگی برای من ایجاد کرده است. جغرافیای طالبان عمدتاً در جنوب افغانستان است، اما چگونه شده که جنگ ها به شمال، مرزها و میانه کشور کشانده شده است؟!

کسانی می خواهند جنگ را به شمال افغانستان بکشانند و جغرافیای جنگ را تغییر دهند

معتقدم دو تا سه موضوع در این مساله تأثیرگذار است. بحث اول اینکه جغرافیای جنگ از زمان حکومت آقای کرزای به این سو شروع شده و ایشان بارها در سخنان خود می گفت «طیاره های ناشناس شبانه نیروهای نظامی را از جنوب به شمال افغانستان انتقال می دهد.» آن زمان ما به آقای کرزای گفتیم که شما به عنوان رییس جمهور باید پاسخگو باشید که چه کسانی هستند که این اقدام را انجام می دهند! لذا تحولات نشان می دهد کسانی دنبال این هستند که جنگ را به شمال افغانستان بکشانند و جغرافیای جنگ را تغییر دهند به این دلیل که تحرکاتی که از آسیای جنوبی نام گرفته شد و نیروهای تروریستی که طالبان زمینه ساز حضور آنان در افغانستان هستند و جغرافیا را در اختیار آنان قرار می دهند، آنان به شمال افغانستان علاقه بیشتری دارند چون به کشورهای آسیای میانه زودتر دسترسی پیدا می کنند.

بحث دوم اینکه جغرافیای شمال افغانستان متعلق به همان جبهه و ائتلاف شمال بود که به یک شکل، سال های متمادی در مقابل طالبان مقاومت کردند و در این بیست سال تلاش شد تا به شکل های مختلف از عرصه سیاسی خارج کنند که تاکنون نیز این تلاش ها ادامه دارد چرا که وقتی جغرافیا را از آنان بگیرند داعیه اینکه تصمیم گیرنده در افغانستان هستند را نیز از بین می برود.

بحث سوم اینکه ترکیب جمعیتی را در شمال افغانستان تغییر دهند. شما شنیدید که وقتی در سال ۱۳۷۷ طالبان در شمال افغانستان حاضر شد و نیروهایشان این منطقه را اشغال کردند و تعداد زیادی زمین در شمال افغانستان به نام افغان خاص  سند زده شد لذا ما شاهد انتقال جمعیت وسیعی از جنوب افغانستان به انواع مختلف به شمال افغانستان بودیم؛ به همین دلیل این بحث مطرح است که می خواهند ترکیب جمعیتی در شمال افغانستان را تغییر دهند که این امر سبب خواهد شد تا طالبان یک حاکمیت مطلق را در سراسر افغانستان به وجود بیاورند.  

دست هایی پشت پرده است که این دست ها، قسمتی از حکومت افغانستان را در این مساله به شراکت متهم می کند، اما نمی توانیم تمامیت نظام و حاکمیت را متهم کنیم که در این عرصه همکاری می کند. امیدواریم که حکومت افغانستان متوجه این اتهامات وسیع و عمیق نسبت به خود شود و اتهام زدایی کرده و این قضیه را برای مردم به اثبات برسانند که حکومت افغانستان در کنار مردم خود است.

 آقای نوروزی ۲۰ سال از حضور آمریکایی در افغانستان می گذرد، پس از خروج آمریکا از افغانستان درگیری ها و جنجال های بسیاری در این کشور را شاهد هستیم. آمریکایی ها چرا آمدند و چرا رفتند؟ در این مدت که در افغانستان حضور داشتند چه دستاوردی نصیبشان شد؟ موضوع دیگر اینکه برخی از کشورها خواسته یا ناخواسته با دعوت طالبان به مذاکره به این گروه مشروعیت می دهند، مشروعیت بخشی به طالبان چه خطراتی به دنبال دارد؟ طالبانی که امروز در افغانستان با آن مواجه هستیم با طالبان  ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از نظر رفتار و عملکرد چه تغییری کرده است؟

سوال شما سه بخش اصلی دارد که هر یک توضیحی مفصل دارد. در مورد آمریکایی ها چند نکته وجود دارد. نکته اول اینکه قطعاً امریکایی ها وقتی به افغانستان آمدند دیدگاه هایشان یکدست و متجانس نبود، این مساله را در تغییرات و تحولات جدی استراتژی امریکا از سال ۲۰۰۱ تا به امروز می توان دید.

به عبارت دیگر در سه تا چهار مقطع و حداقل در اعلام های رسمی تغییر و تحول سیاست ها و استراژی های امریکا را می بینیم که متناسب با وضعیت داخلی خود و رویکرد رئیس جمهوری که روی کار آمده و متناسب با درک و فهمی که نسبت به موقعیت افغانستان در آن مقطع داشتند، رقم خورد؛ این تغییرات یکی از دلایلی بود که موجب شد در افغانستان موفق نباشند.

نکته دوم در عدم موفقیت آمریکایی ها در افغانستان این بود که همگان باید باور داشته باشند که هیچ قدرت و جریانی نمی تواند از طریق تسلط و غلبه نظامی این جغرافیا را کنترل کند و حتی اگر مقطعی هم غلبه و حاکم شوند، این غلبه و حاکمیت دوام نخواهد داشت چون این جغرافیا ویژگی های خاص خودش را دارد.

بحثی را ۱۰ سال پیش در یک فعالیت پژوهشی مطرح کردم و آن اینکه رویکرد آمریکایی ها به مهمترین، پایه ای ترین و ریشه ای ترین مسئله افغانستان یعنی بحث دولت – ملت سازی است. به هرحال بخش عمده ای از اختلافات و درگیری ها و منازعات به دولت- ملت سازی برمی گردد. ایالات متحده وقتی وارد افغانستان شد، خواه ناخواه متولی امر دولت – ملت سازی در افغانستان بعد از ۲۰۰۱ هم شد. اما رویکردی که آنان اتخاذ کردند عدم توجه به مسئله اصلی یعنی قومیت ها و اختلافات قومی بود بنابراین تلاش برای یک دولت سازی و توسعه دولت در یک جغرافیای که خودشان خیلی شناختی نسبت به آن ندارند نیز یکی دیگر از این ریشه ها بود.

نکته دیگری که می توان در مورد آمریکایی ها به آن اشاره کرد اینکه بعد از روی کار آمدن ترامپ در ایالات متحده و رویکرد درآمدزایی که او به همه مسائل و پدیده ها چه در داخل ایالات متحده و چه پدیده ها و پرونده های بین المللی داشت، بحث هزینه فایده را مطرح کرد. ترامپ بارها مطرح کرد که سایرین باید در این هزینه هایی که ما انجام می دهیم، مشارکت داشته باشند و در نهایت روی خواسته های حداقلی ایالات متحده پافشاری کرد و در صحبت هایی رسمی اعلام نمود که هدف از حضور در افغانستان این بود که دیگر از جغرافیا و خاک افغانستان منافع آمریکا در منطقه و در خاک ایالات متحده تهدید نشود، یعنی دقیقاً همان اتفاقی که در نیمه دوم دهه نود میلادی افتاد. تهدید ناوهای ایالات متحده در منطقه و بمب گذاری سفارتخانه هایشان در افریقا و بعد هم قصه ۱۱ سپتامبر که مدعی بودند مغز متفکر این حملات و اتفاقاتی که افتاده در جغرافیای افغانستان رخ داده و از آنجا هدایت و رهبری می شود. آمریکایی ها به دنبال این بودند که تضمینی بگیرند و دیگر از این جغرافیا علیه کشورشان حمله ای رخ ندهد.

نکته بعدی در واقع مسئله موقعیت ژئواستراتژیک افغانستان است. به هر حال یکی از جلوه های مهم سرزمین افغانستان این است که در موقعیت و چهارراهی قرار دارد که همواره محل تلاقی قدرت های بزرگ است، اما در دوره اخیر می بینید که افغانستان در کانون مثلث مسکو، پکن و تهران قرار دارد.

سه کشوری که در دنیای امروز و در سطح بین المللی مهمترین رقبا یا به تعبیری دشمنان ایالات متحده محسوب می شوند؛ به هر حال حضور در افغانستان می تواند کنترل کننده یا حداقل نظارت کننده بر فعالیت های این سه کشور باشد.

بحث دیگر ژئوپلوتیک و مسیرهای ترانزیت انرژی است که ایالات متحده به طور جدی به دنبال حذف روسیه و ایران از مسیرهای ترانزیت انرژی بین المللی است و اگر بخواهد انرژی را از آسیای مرکزی به آسیای جنوبی و بعد به آب های آزاد منتقل کند باید از افغانستان بگذرد. امریکایی ها به نظر می رسد به این جمع بندی رسیدند که این میزان هزینه ای که در افغانستان انجام می دهند با آورده شان متناسب نیست و می توانند منافع خود را با گرفتن ضمانت هایی از یک گروهی مثل طالبان تأمین کنند. یعنی طالبان اگر حضور داشته باشد به هر حال ضمانت هایی داده که منافع ایالات متحده تهدید نشود و از آن طرف درگیری هایی ایجاد خواهد شد که به صورت مستقیم بر امنیت ملی ایران، چین و روسیه تأثیرگذار است.

آقای صفراف جاسوس کارکشته انگلیسی مایکل سَمپِل چندین ماه است که به افغانستان وارد شده و در مناطق شمالی افغانستان از تخار، بدخشان تا فاریاب شروع به رایزنی با افراطی های یا جریان های افراطی این مناطق کرده و پروژه داعش سازی را دنبال می کند. با توجه به عملکرد طالبان در شمال افغانستان و برنامه ریزی برای تغییر جمعیت در این مناطق، این تحولات زمینه ساز داعش سازی برای آسیای میانه نیست؟ موضوع دیگر اینکه دولت روسیه با حضور نظامی ترکیه در افغانستان مخالف کرده، دلیل اصلی این مخالفت ها چیست؟

 اقدام ترکیه در رابطه با تأمین امنیت فرودگاه کابل چه منطقی دارد؟ چرا فرودگاه کابل؟ فرودگاه کابل یک نقطه اصلی و استراتژی دولت افغانستان است و هر دولتی که فرودگاه کابل را مدیریت و کنترل کند، در افغانستان تأثیرگذار خواهد بود.

ترکیه در حال حاضر نمی تواند سیاست های خود را به روشنی بیان و مطرح کند که با چه هدفی مسئولیت امنیت فرودگاه کابل را برعهده می گیرد.

حضور ترکیه در افغانستان مانعی در ایجاد صلح و ثبات خواهد شد

از یک جهت مشخص است که اگر ترکیه این کار را انجام دهد، حتماً باعث نگرانی و ناراحتی گروه طالبان خواهد شد. دوم  اینکه مشخص است که روسیه و برخی کشورهای دیگر از جمله ایران نسبت به برنامه های ترکیه و حضور این کشور در نقطه استراتژیک کشور افغانستان حساس می شوند. اگر کنترل فرودگاه کابل به ترکیه سپرده شود، از سوی ترکیه سیاست های بسیار مشخص و مختلفی پیاده خواهد شد که بعدها برای کشورهای منطقه نگرانی بزرگی به وجود خواهد آورد.

از طرف دیگر اگر ترکیه اهداف انسان دوستانه، خیر خواهانه و فرهنگی در افغانستان دارد، می تواند پیشنهاد کند که کنترل نقطه اصلی افغانستان (فرودگاه کابل) با نیروهای مسلح سازمان ملل متحد باشد چرا که این نیروها بین المللی و بی طرف هستند؛ تحقق این امر می تواند کمی نگرانی ها را برطرف کند چرا که در این صورت کشورهای دیگر هم می توانند در این نقطه اصلی افغانستان حضور داشته باشند. بنابراین نظر کارشناسی این است که حتماً و حتماً ترکیه برنامه ای در افغانستان دارد، به اصطلاح سنگی در کنار خود دارد، اما نمی دانیم که این سنگ را چه زمانی نمایان می کند و به سوی هدف می اندازد.

اگر ترکیه به حضور در افغانستان اصرار بورزد در این صورت روسیه، ایران و کشورهای دیگر مطمئن نیستند که صلح و ثبات در افغانستان تأمین شود یا به عبارتی دیگر حضور ترکیه در افغانستان مانعی در ایجاد صلح و ثبات افغانستان خواهد شد.

در رابطه با انتقال حرکت های طالبان از جنوب به شمال افغانستان که همیشه یک نقطه امن تر افغانستان بود، نکات خیلی زیادی وجود دارد. علی الخصوص وقتی که سال ۲۰۱۵ در عملیات ضد بشار اسد در سوریه، روسیه در جهت حمایت از بشار اسد علیه تروریست های بین المللی اقدام کرد و به دولت رسمی بشار اسد کمک کرد.

از آن لحظه، ژئوپلوتیک جهانی در سوریه تغییر کرد چرا که سوریه با همراهی و همکاری بسیار خوب ایران، روسیه و ارتش نظامی سوریه توانست، سوریه را حفظ کند و بسیاری از تروریست های بین المللی که در سوریه سرکار بودند از کار بیکار یا نابود شدند یا فرار کردند یا از پاداش ها و کمک هایی که سران برخی از کشورها مانند عربستان سعودی، امارات و برخی کشورهای اروپایی وعده داده بودند، محروم شدند.

امروز این نیروها که تجربه دارند و آماده هستند، در میدان جنگ حضور دارند و هیچ گرایش سیاسی ندارند، می توانند

هر سفارشی که دولت ها برای منافع خود دارند را به راحتی انجام دهند، در حقیقت آنها فقط مرد کار هستند. آمریکا این نیروها را شبانه با هواپیمای غیر علامت از سوریه به شمال افغانستان و در مرز تاجیکستان و ایران مستقر کردند و وضعیت به گونه ای بود که سازمان اطلاعاتی روسیه به این نتیجه رسید که در این منطقه تقریبا ۱۰ تا ۱۸ هزار تروریست مستقر هستند تا هر سفارشی از اسپانسرهای خود را انجام دهند. متأسفانه دولت افغانستان کنترل این مناطق را در دست نداشت و از جهتی برای دولت مهم بود که به این مناطق ورود نکند و باعث نگرانی و تضاد با امریکا و کشورهای دیگر نشود لذا کنترل این مناطق را نادیده گرفت.

در آن زمان بسیاری از جوامع جهانی علی الخصوص غرب با سروری آمریکا و کمک عربستان می خواستند یک مکانیزم و شرایطی را درست کنند که برای روز مبادا پایگاه مناسبی داشته باشند تا از آن علیه ایران استفاده کنند. ولی آنان نمی توانند وضع سیاسی و حالت استراتژیک کشور را تغییر دهد بنابراین حتما باید از ارتش استفاده شود و این گروه ها برای این کار آماده بودند.

در مورد دیگری که می خواستند از این نیروها استفاده کنند در مرز تاجیکستان بود. آنان در نظر داشتند که ارتباط بسیار خوب و منافع استراتژی کشور روسیه در آسیای مرکزی و تاجیکستان، به یک نقطه فشار برای روسیه تبدیل شود چرا که روسیه و ایران در سوریه بازیگر اصلی بودند و هدف های اصلی ژئوپلوتیکی آمریکا، عربستان سعودی، امارات و برخی کشورهای اروپایی را زیر سوال بردند. آنها می خواستند از ایران و روسیه انتقام بگیرند و به این کشورها یک پاسخ بدهند لذا هدیه ای مانند این گروهک های تروریستی که در سوریه بیکار مانده بودند را برای آنها مهیا  کردند.

در این مدت این گروه ها در شمال کشور افغانستان با آموزش های مشخص، رویکرد و رویه خود را تغییر دادند و امکانات و منافع مشترک با طالبان پیدا کردند. این گروه ها طالبان نیستند، اما هدف هایی دارند که به طالبان نزدیک است و در بعضی حالات گروه هایی هستند که خودشان مستقل می باشند و به هیچ کسی هم اجازه مدیریت نمی دهند. امروز آنها می توانند هدف طالبان را انجام دهند و از طرف آنان صحبت یا پرچم آنان را بلند کنند. حتی می توانند فردا با آنها بر سر اینکه پاداش خدمت ما کم بوده درگیر شوند و دعوی حاکمیت در این منطقه را مطرح کنند.

نکته سوم اینکه طالبان اسلحه و یراق و تکنولوژی خود را از کجا می گیرند؟ بالاخره باید یک روزی تمام شود، ولی می بینیم که مشکل سلاح و تکنولوژی ندارند. چرا در شرایط امروزی که تکنولوژی و ماهواره ها می توانند حتی در فاصله ۵ سانتی متری همه چیز را مشخص کنند، راه تأمین اسلحه و یراق برای طالب ها را کسی مشخص نمی کند؟ ماهواره های امریکایی و اروپایی کجا هستند و چه هدفی دارند؟ مشخص است که گروه طالبان از بسیاری از کشورهای ابرقدرت بهره مند هستند و به نیروهای این کشورها در منطقه امید دارند.

نکته دیگر اینکه با رفتن و خارج شدن ایالات متحده از افغانستان گروه طالبان روحیه تازه ای گرفتند و دوباره زنده شدند و به جامعه جهانی می رسانند که آنها کشور را از امریکایی ها خارج نمودند در نتیجه این سیاست آنان بود که موجب خروج امریکا از این کشور شد. البته واقعیت این نیست؛ امریکا متوجه شد که در دنیا نیرویی وجود ندارد که بتواند به واسطه آنها افغانستان را تحت تصرف و کنترل کامل بگیرد چرا که مردم افغانستان بسیار آزادی خواه هستند و اجازه پیاده سازی این سیاست آمریکا را نمی دهند. این اشتباه را دولت آمریکا و شوروی مرتکب شد و امروز هم دولت ترکیه با عنوان تأمین امنیت فرودگاه بین المللی کابل مرتکب چنین اشتباهی می شود.

نکته آخر اینکه حضور چین در این موضوع می تواند بسیار موثر باشد. افغانستان بر موقعیت چین بسیار تأثیرگذار است و بالانس نیروها در افغانستان می تواند منافع کشور چین را نه تنها در خود چین بلکه در آسیای مرکزی و منطقه تغییر دهد. بنابراین چین می تواند زودتر این هرج و مرج را حل و فصل کند و افغانستان را حداقل به حالت نیم صلح و ثبات برگرداند.

آقای کوچ، جناب صفراف حضور ترکیه در افغانستان را غیر منطقی و مانعی در ایجاد صلح و ثبات در این کشور می دانند و برخلاف نظر شما معتقدند که حتماً ترکیه در افغانستان هدفی به دنبال دارد. پاسخ شما چیست؟

 روابط ترکیه، روسیه و ایران در منطقه پیشینه تاریخی دارد و شاهد هستیم هر گاه بازیگری قصد کند یکی از اهداف مشترک این سه قدرت را نشانه بگیرد طبیعتاً دو کشور دیگر ابراز نگرانی می کند و این قابل درک است.

ما باید بپذیریم که خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی در جغرافیای پیرامون خود رفاقتی دارند که جدید نیست بلکه تاریخی است. بنابراین هر نقطه ای که بخواهد نقش بیشتری در نقطه دیگر ایفا کند، بلافاصله آن دو قدرت دیگر واکنش نشان می دهند و ابراز نگرانی می کنند. همانطور که اشاره شد بعد از فروپاشی شوروی تقریباً تمام قدرت ها در طول ۴۰ سال گذشته یا به طور مستقل یا به صورت مقطعی نقش بسیار موثر و فعالی در درگیری ها، نابه سامانی ها، ناامنی و بی ثباتی سیاسی در افغانستان ایفا کردند و تنها بازیگری که در این فرآیند نقش منفی ایفا نکرده و جزء این بازی قرار نگرفت، ترکیه بود.

همانطور که اشاره کردم ترکیه از سال ۲۰۰۵ تاکنون که در افغانستان حضور پیدا کرده، تلاش کرده کاملاً در عرصه های زیرساختی مختلف حضور پیدا کند. شما می بینید ترکیه زمانی که در کنار ناتو در جنگ بوسنی و هرزگوین حضور پیدا کرد، و آنجا مستقر شد تمام فعالیت هایش کاملا در عرصه های زیرساختی بود. منظور از زیرساختی صرفاً راه سازی یا فرودگاه نیست بلکه در آموزش و پرورش، بهداشت، امور فرهنگی و همه عرصه ها به جز امور نظامی فعال بوده است.

ترکیه در افغانستان هدف نظامی ندارد بلکه اهداف بشردوستانه را دنبال می کند

در حال حاضر نیز ترکیه پس از تجربه مبارزات نظامی و جنگی تمام قدرت های بزرگ و منطقه ای در افغانستان، در این کشور حضور پیدا کرده است. ترکیه چرا بیاید وارد بازی افغانستان امروز شود!؟ ترکیه قطعا در افغانستان هدف نظامی ندارد بلکه اهداف بشردوستانه را دنبال می کند. ترکیه از این طریق می تواند هم در جامعه بین الملل یک چهره بسیار خوبی از خود نشان دهد و هم همکاری خود با دولت افغانستان را ادامه دهد و حتی این همکاری و ارتباط را  یک مرحله بالاتر ببرد به همین دلیل امروز تنها قدرتی که علناً با حضور ترکیه در افغانستان مخالفت می کند، طالبان هستند. با توجه به اینکه ترکیه عضو ناتو است نمی تواند بر افغانستان تسلط کامل پیدا کند بنابراین حضور ترکیه در افغانستان از لحاظ سیاسی و نظامی جنبه سمبلیک دارد. اما از سوی دیگر حضور ترکیه مانع کنترل و تسلط کامل طالبان بر افغانستان خواهد بود.

در حال حاضر کابل پابرجاست و دولت افغانستان مستقر است هرچند اکثریت سرزمین افغانستان تحت کنترل طالبان درآمده ولی هنوز نتوانستند کنترل مراکز اصلی قدرت در کابل، مزارشریف و مناطق هزاره نشین به دست گیرند و مشخص نیست در روزهای آینده چه اتفاقی در بُعد امنیتی و خیزش مردمی افغانستان رخ دهد بنابراین برای رساندن کمک های بین المللی، ورود دیپلمات ها و خروج آنها از یک مسیر کاملا امن نیازمند این است که امنیت فرودگاه کابل و خدماتی که عرضه می شود تأمین گردد و ترکیه در این زمینه معرفت به خرج می دهد.

ترکیه می تواند با ایفای این نقش در نزد دولت افغانستان و جامعه بین المللی اعتباری برای خود کسب کند ولی این اعتبار، کاملا استراتژی است و جنبه منفی ندارد. حضور ترکیه نزد مردم افغانستان نیز دخالت نظامی تلقی نخواهد شد و حضورش در درگیری های داخلی تأثیری نخواهد گذاشت. بنابراین برخلاف جنبه منفی رویکرد همسایگان از جمله ایران که با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم نقش فعالی در درگیری های مسلحانه داشتند و اثر منفی از خود بر جای گذاشتند، ترکیه این پیشینه منفی ۴۰ ساله را ندارد در نتیجه اگر بتواند در این نقش موفق شود و طالبان را نیز راضی به این امر کند، به نظرم یک بُرد مهمی برای او محسوب می شود.

نوروزی: آقای کوچ بر نقش منفی ایران در ۴۰ سال گذشته تأکید کردند. کاش توضیح می دادند که نقش منفی ایران در ۴۰ ساله گذشته چیست؟ آیا این است که ایران در دهه نخست درگیری نظامی مستقیم با کشور عراق پذیرای ۳ میلیون مهاجر افغانستانی بود و از خواست برحق مردم افغانستان حمایت کرد و در کنار مجاهدین افغانستان ایستاد؟! اگر این نقش منفی است احتمالا تسلیم و در اختیار گرفتن فرودگاه کابل هم می تواند نقش منفی باشد!

ایران تلاش هایی طی ۲۰ سال گذشته انجام داد و منازعات و رقابت هایش را چه با ایالات متحده و چه با کشورهای عربی منطقه به هیچ عنوان به جغرافیای افغانستان نکشاند، همچنین همکاری ایران در پسا ۱۱ سپتامبر با ایالات متحده تقریبا در طول ۴۰ سال گذشته بی سابقه است. در هیچ پرونده و موضوع دیگری ایران با ایالات متحده چنین همکاری و هماهنگی نداشته است. دلیل آن تأکید بر خواست برحق مردم افغانستان بوده است و حمایت هایی که در این راستا انجام شده و همواره طی سال های گذشته حتی تا به امروز بر نقش دولت مرکزی افغانستان تأکید داشته و آنها را به رسمیت شناخته و اعتبار و مشروعیت قائل بوده است.

در این سال ها تنها دولتی که اعلام کرده در هیچ مذاکره ای مگر جایی که دولت مرکزی افغانستان محور آن باشد شرکت نمی کند و هر بار با طالبان جلسه یا نشستی بوده با اطلاع وزارت خارجه و دستگاه حکومتی کابل بوده است و دولت مرکزی افغانستان در جریان بوده و حتی وزارت خارجه افغانستان روز قبل بیانیه صادر کرده که ما در جریان مذاکرات هستیم. این میزان از رعایت مشروعیت یک دولت مستقر را در بازی هیچکدام از بازیگران ندیده و نمی بینیم.

ایران هیچ اعتقادی به تغییر و تطهیر طالبان ندارد

در رابطه با تطهیر طالبان به هرحال جمعی از کارشناسان ممکن است دیدگاه ها و نظراتی داشته باشند و آزاد هستند که نظرشان را در رسانه ها مطرح کنند، اما آنچه که به عنوان سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود، دیدگاه مقامات رسمی ایران در سطوح و موضوعات مختلف است، (این را با اطلاع عرض می کنم) در واقع این باور که طالبان تغییر کرده و قابل اعتماد است و می تواند قدرت را در افغانستان به دست گیرد وجود ندارد.

اگرچه برخی رسانه ها، جریان کارشناسی که عموما هیچ مسئولیت و پستی به صورت رسمی ندارند را پررنگ تر کردند اما در روزهای اخیر نوشته های ارزشمندی منتشر و جلسات متعدد رسانه ای برگزار شد و اعلام گردید که ایران هیچ اعتقادی به تغییر و تطهیر طالبان ندارد. اما اینکه باید طالبان را به قرار گرفتن در پشت میز مذاکره با سایر جریانات وادار کرد تا دست به اقدامات خشن تر و غیر قابل کنترل تری نزنند، واقعیت این صحنه است.

در این میان نکته مهم اینکه تنها تغییر طالبان نسبت به ۲۴-۲۵ ساله گذشته این است که به ارزش رسانه پی برده آن هم نه در وجه مثبت یعنی احساس کرده که از فضاسازی و تبلیغات استفاده کند برای اینکه بتواند استراتژی اصلی که عدم ایجاد یک جبهه یکدست در مقابلش هست را ایجاد کند. طالبان تلاش کرده با این روش هم در فضای داخلی افغانستان و هم در عرصه منطقه ای نیروهایی که احتمال دارد در برابر آنها بایستند را چند پاره کند و از این طریق به خواسته خود برسد.

به شدت معتقدم که امنیت در افغانستان باید درون زا باشد و هیچ کشوری حتی جمهوری اسلامی ایران نباید در امور داخلی افغانستان دخالت کنند و نظر مقامات رسمی ایران هم همین بوده است. به هر حال می دانیم که مسائل افغانستان بیشتر از هر چیز و در حلقه اول بر همسایگان و منطقه تأثیر می گذارد و کشورهای منطقه نمی توانند نسبت به مسائلی که در افغانستان می گذرد بی تفاوت باشند.

کشورهای منطقه ای باید این نکته را متوجه باشند و در یک هماهنگی کامل بین ایران، روسیه و چین و حتی پاکستان فشاری بر طالبان وارد کنند و طالبان را متوجه این مسئله نمایند که کسی نخواهد پذیرفت آنها حکومتی تشکیل دهند و به این شکل به قدرت برسند. اگر طالبان واقعا می خواهد در عرصه سیاسی افغانستان تأثیرگذار باشد و مدعی است که پایگاه و جایگاه اجتماعی دارد باید بپذیرد که در یک مکانیزم مدنی که مشخص هم هست آرای مردم را کسب کند و به اندازه سهمی که پایگاه و جایگاه اجتماعی دارند بتوانند در قدرت هم سهیم و شریک باشند. فکر می کنم کسی مخالف این موضوع در داخل و خارج از افغانستان نیست. اما به هر حال جایگاه اجتماعی را نمی توان با تفنگ اثبات کرد.

نکته دیگری که وجود دارد بحث عدم کفایت و تسلط طالبان بر نیروهای میدانی خود است که می بینید سخنگوهای طالبان بیانیه هایی می دهند که همه اتفاقاتی که در میدان می افتد دروغ است ولی مشاهدات میدانی همانطوری که آقای محسنی و صادقی زاده در جلسه دیگری بیان کردند، چیز دیگری است.

نکته مهمتر اینکه طالبان حتی به قراری که ظاهرا با امریکایی ها برای قطع ارتباط شان با نیروهای تروریست بین المللی گذاشتند نیز پایبند نیستند یا توانش را ندارند که پایبند باشند و آن را کنترل کنند. این ها نکات بسیار مهمی است که ضمن رایزنی برای اینکه بتوانیم طالبان را متوجه اشتباه شان کنیم باید در موضوع طالبان به آن توجه داشته باشیم. تأکید می کنم که در این میان نباید هیچ نوع مشروعیت زایی برای طالبان اتفاق بیفتد.

آقای صادقی زاده مذاکرات صلح دوحه مجدداً با حضور هیئت طالبان و نمایندگان دولت برگزار شد و تنها نتیجه آن آتش بس از سوی طالبان بود که طالبان این تعهد را نیز نقض کردند. بسیاری معتقدند زمانی می توان از صلح سخن گفت که جنگی در میان نباشد. درباره نتایج و آینده مذاکرات که با عنوان های مختلف در کشورها با حضور دو طرف افغانستان برگزار می شود، چه پیش بینی دارید؟

 بار اول نیست که طالبان در دوحه پای میز مذاکره می نشینند. قبلاً هم شاهد بودیم که بزرگان افغانستان برای مذاکره به دوحه رفتند و نتیجه ای از مذاکره گرفته نشد. چیزی که مردم افغانستان فعلا توقع و انتظار دارند و طرف طالبان باید به آن متعهد باشد، موضوع آتش بس است. ما بارها این موضوع را در رسانه ها مطرح کردیم که باید آتش بس صورت بگیرد تا توانمندی های طالبان مورد ارزیابی قرار گیرد. طالبانی که این همه ادعا دارند آیا واقعا این توانمندی در وجود آنان هست یا یک گروهی هستند که برای اهداف خاصی در منطقه شکل گرفتند.

در مورد مذاکره دوحه باید بگویم که بعید نیست قطر یک مقدار بیشتر در قضیه افغانستان وارد شود و از موقعیتی که در دوحه به وجود آمده و دو طرف مذاکره کننده یعنی طالبان و دولت افغانستان حضور دارند استفاده کند.   

طالبان می خواهند عرصه سیاسی آینده افغانستان را با جنگ تعیین کنند به همین دلیل طالبان فشار زیادی بر مناطق وسیعی از افغانستان به وجود آورده است، حرکت های نظامی که طالبان در بیرون انجام داده، هیولایی از طالبان ساخته، اما طالبان واقعاً یک هیولا نیست. طالبان به آسانی شکست می خورند، اما نکته عجیب این است که چرا حکومت افغانستان در مقابله با طالبان ضعیف عمل می کند!

در ولایت دایکندی شاهد بودیم که طالبان چندین بار به منطقه ای هجوم آوردند، اما قدمی پیش نرفتند و تلفات سنگینی دادند و حتی حاضر شدند از ولایت دایکندی عقب نشینی کنند و جنگ را در ولایات دیگر دنبال کنند. بر این باور هستم که طالبان دنبال این هستند که از طریق نظامی قضیه افغانستان را حل کنند. اگر در مسائل نظامی طالبان به نتیجه ای نرسند شاید آن زمان راه صلح و مصالحه و مذاکره را جدی تر دنبال کنند.

مردم افغانستان خصوصاً کسانی که آقای محسنی اشاره کردند، بسیار آسیب پذیر هستند، نیروهای نظامی طالبان باید شرایط را درک کنند که در این صورت شاید بتوانند در آینده افغانستان تأثیرگذار باشند. راهکار بحران امروز افغانستان، نظامی نیست بلکه راهکار مذاکره است. ما طرفدار مذاکره و صلح هستیم، اما امیدواریم آنانی که همیشه طرفدار جنگ بودند به این نتیجه برسند که با جنگ در افغانستان به جایی نمی رسند.

آقای محسنی از دیگر کشورهایی که در افغانستان به دنبال اهداف و منافع می باشد «پاکستان» است. گویا بناست در آینده اجلاسی با حضور رهبران طالبان در اسلام آباد برگزار شود. به اعتقاد شما پاکستان در افغانستان خواهان چیست و با چه ابزارهایی درصدد تحقق اهداف خود در افغانستان است؟ در نهایت پاکستان از بازی که در افغانستان راه می اندازد، چه زیان و آسیبی خواهد دید؟

در مورد اینکه پاکستان در افغانستان به دنبال چیست و اجلاس چه خواهد شد، بیشتر به ساختار دولتی این مذاکرات برمی گردد. مذاکراتی که در ایران و کشورهای دیگر مثل چین دنبال شد ساختاری رسمی داشت اما مذاکرات آمریکا و پاکستان با طالبان یک ساختار غیررسمی داشت. این ساختار غیررسمی که مدت ها طول کشید بدون حضور دولت افغانستان پیش رفت، از سناریوی این ساختار غیررسمی می توان فهمید که ممکن است پاکستان به عنوان یک ارتش اجاره ای باشد. در گذشته آمریکا هم همین رویکرد را در جنگ یمن و بحرین با عربستانی ها داشت.

ممکن است پاکستان به عنوان یک ارتش اجاره ای هنوز با امریکایی ها با حفظ برتری نفوذ خود در افغانستان هم راستا باشد، مخصوصا که پاکستان نفوذ ۴۰ ساله در افغانستان دارد. ممکن است شاهد حفظ یک دولت ضعیف در کابل باشیم اما آن ساختار رسمی مذاکرات که پیشبرد اهداف است و ژئوپلوتیک منطقه نیز این را می گوید که پاکستان به دنبال ثبات در افغانستان نباشد.

به نظر می رسد که پاکستانی ها در ادامه راه در مسیر آمریکایی ها قرار دارند و نتیجه اجلاس اسلام آباد هر چه باشد به ثبات افغانستان منجر نمی شود، هر آنچه قرار است در آسیای میانه و چین رخ دهد همکاری پاکستانی ها با امریکایی ها را می طلبد. اجلاس اسلام آباد حتی اگر منجر به بازگشت طالبان به قدرت شود و طالبان یک سهم بیشتر در قدرت کسب کنند ما نارضایتی هایی طالبی را خواهیم داشت. بدنه سیاسی طالبان ممکن است در حد حزب اسلامی کوچک و کم تأثیر شوند اما به دلیل ایدئولوژیک نظامی طالبان، این گروه در قالب گروه های تندروتر در خدمت ارتش پاکستان و اهداف امریکایی ها قرار خواهد گرفت.

آقای صفراف با توجه به ایفای نقش برخی از کشورها در افغانستان، مذاکرات طرفین و سیاست های طالبان و دولت، آینده افغانستان را چطور می بینید؟

اگر صلح و ثبات موضوع اصلی دولت افغانستان و برنامه اصلی طالبان است، هر دو باید با هم کنار بیایند؛ این توافق را  جامعه جهانی نیز می خواهد البته کشورهایی هم هستند که خواهان این توافق نیستند.

درست فرمودید که ترکیه ادامه سیاست های ناتو است و یک پیشنهاد و عملکرد ترکیه ادامه سیاست های سازمان ناتو است و یک سازشی با امریکاست. ترکیه با دست داشتن در کنترل فرودگاه کابل می خواهد جایگاه و حجم مناسبات خود با آمریکا را به سطحی ببرند که یک بازیگر استراتژی نه تنها در سازمان ناتو بلکه منطقه و جهانی استراتژیک امریکا و کشورهای دیگر شناخته شود و این حتماً هدف های خیلی سازش یافته و برنامه ریخته ای است که این پیشنهاد را دارد چرا که  اردوغان هم اعلام نموده که ما با امریکا در این موضوع مذاکرات داشتیم و امریکا واقعا مخالف این موضوع نیست.

از طرف دیگر همه از تحولات افغانستان خسته شدند و زیان دیدند و واقعا نگران کننده است. در این نشست شفقنا یک نظریه بسیار خوبی مطرح شد و آن اینکه نیروهای دیگری در افغانستان ظهور و بروز کنند که از نظر تفکر در مقایسه با طالبان بسیار خشن تر و افراطی تر باشند که این امر وضعیت را خراب تر خواهد کرد و در این میان مردم عادی افغانستان ضرر و زیان خواهند دید. از سوی دیگر وضعیت برخی از کشورهای همسایه نیز نامناسب خواهد شد چون آواره هایی که از این حادثه به وجود می آید، وضع کشورهای همسایه را نامناسب خواهد کرد و بار سنگینی بردوش آنها خواهد گذاشت.

می خواهم به نقش سازگار ایران در اوضاع افغانستان نیز اشاره ای کنم؛ در تمام این سالها و چهار دهه ای که از حضور اتحادیه شوروی در افغانستان می گذرد، همواره دولت ایران در کنار مردم افغانستان بود و از دولت رسمی افغانستان دفاع می کرد و از همه مهمتر کمک های بی غرضانه و بشردوستانه خود را در برنامه داشت. زمانی پنج تا هشت میلیون آواره افغان در سرزمین ایران پذیرفته شدند و امروز در ایران میلیون ها اتباع افغانی حضور دارند و هیچ مشکلی ندارند و از طرف دولت ایران حمایت و دستگیری می شوند. در این چهار دهه ایران هزینه سنگینی را بر دوش خود گرفت و برای تأمین امنیت و یا بد نشدن وضعیت افغانستان دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد و امروز هم که افغانستان با بحران روبه روست، آمادگی دارد حمایت های خود از افغانستان را ادامه دهد.

خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان از یک جهت نتیجه آزادی خواهی مردم شریف افغانستان بود و از طرف دیگر تأکید ایران با خروج نیروهای بیگانه و خارجی از منطقه و خاک افغانستان بود، ایران همواره تأکید دارد که مدیریت و امنیت افغانستان باید توسط مردم افغان تأمین شود. این سیاست ایران باعث شد تا آمریکایی ها و سازمان ناتو در خاک افغانستان احساس راحتی نکنند. مقابله ایران با حضور نیروهای خارجی در منطقه به مردم افغانستان انگیزه داد که علیه تجاوزگران امریکایی و سازمان ناتو مبارزه کنند.

نباید فراموش کنیم که صلح و ثبات در افغانستان تنها موضوع افغانستان نیست بلکه موضوعی منطقه ای است چرا که افغانستان کشوری است که از بهترین جایگاه ژئوپلوتیکی، ژئوجغرافیایی برخوردار است و منافع بسیاری از کشورها در این منطقه نهفته است. بنابراین تمام ابرقدرت های دنیا می خواهند به این سرزمین دسترسی داشته باشند.

در نشست شفقنا نکته بسیار درستی مطرح شد و آن اینکه طالبان عرف دیپلماسی جهانی را رعایت نمی کنند چرا که اگر طالبان معتقد به سازش هستند مذاکرات مکانیزم این سازش است و اگر هدف شان سازش نیست دیگر مذاکرات معنی ندارد. از طرف دیگر وقتی برای مذاکرات به کشورهای جهانی می روید و از نیروی تأثیرگذار جامعه افغانستان صحبت می کنید حداقل در این زمان باید مکانیزم جنگ و ماشین جنگ خود را خاموش کنید، در این صورت مشخص می شود که شما آماده سازش هستید. اینکه شهرها را تصرف کنید و همزمان از صلح وثبات صحبت کنید منطقی نیست.

آرزوی این را دارم که هر چه زودتر این کشور جبر دیده و مردم شریف افغانستان ثبات را به خود ببیند. دولت روسیه و ایران هم تمام تلاش خود را در جهت ایجاد هر چه زودتر صلح و ثبات در افغانستان به کار  می گیرند.

آقای محسنی با توجه به نگاه مردم افغانستان به طالبان و دولت فعلی و رویکردهای به کار گرفته شده از سوی هر دو طرف، آینده افغانستان را چطور می بینید؟

ممکن است طالبان یا تعدادی از این گروه به پروسه صلح بازگردند و باتوجه به تلاش ها در مذاکرات صلح دوحه آمریکایی ها و پاکستانی ها دستاوردی داشته باشند. وقتی طالبان به کمتر از تشکیل امارت اسلامی راضی نیستند فردا روز سربازان طالبان در قطر بر تعهد خود باقی نمی مانند در این زمان طالبان در حد یک نیروی کم تأثیر مثل حزب اسلامی فروکاست داده می شوند. اما سربازان تندروی آنان در قالب گروه های دیگر جذب می شوند و جنگ افغانستان قطعا طولانی خواهد بود.

متأسفانه هم جهان و هم کشورهای منطقه ساختارهای خود را برای یک افغانستان ناامن طراحی کردند و ممکن است باز هم در این وضعیت ناامن افغانستان نقش آفرینی داشته باشند.

اخبار مرتبط