شفقنا افغانستان- روزنامه افغانستان در شماره امروز خود نوشت: افغانستان ناچار است برای تأمین نیازمندیهای اقتصادی خود بر ظرفیتهای داخلی تمرکز کند و معادن یکی از عناصر مهم و امیدوارکنندهای است که میتواند وضعیت آشفته و نابسامان اقتصاد افغانستان را بهبود بخشد.
استخراج معادن افغانستان و جور و چپاولهایی که طی سالهای گذشته دراین بخش صورت گرفته، همیشه موازی باهم نقل محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی در کشور بوده است.
یعنی بحث استفاده قانونی از معادن و سودجوییهای گسترده و مداومی که از آن میشود، هر 2 به یک اندازه قابل اهمیت است.
مردم افغانستان در طول تاریخ همواره با فقر و گرسنگی زندگی کرده و حیات فردی و جمعی آنان با مشقت ادامه یافته است.
سردمداران عیاش، ناکارآمد و ستمگر این سرزمین زمینههای ترقی و پیشرفت در این کشور را سد کرده و با اجرای سیاستهای خام و قرون وسطایی، مردم را عقب مانده و بیسواد نگه داشتهاند.
این در حالی است که افغانستان از لحاظ دارا بودن ذخایر زیرزمینی برای کشورهای قدرتمند و توسعه یافته همواره حائز اهمیت بوده است.
معادن افغانستان نه تنها به رفاه و ترقی مردم این سرزمین کمک نکرده که همیشه کشور را در معرض طمع کشورهای جویای ثروت قرار داده است.
یکی از دلایل تجاوز کشورها به افغانستان و دخالت بیرویه آنها در این کشور وجود معادن گرانبهای آن بوده است.
معادن طلا، گاز، نفت، انواع سنگ های قیمتی، مس، آهن و دهها نوع معدن دیگری که از سوی کارشناسان در این کشور شناسایی شده است، نشان میدهد که معادن افغانستان گنجینه و ذخیرهگاه ارزشمندی است که اگر درست مدیریت شود، مردم ساکن این سرزمین را از باتلاق فقر و ناداری مطلق رهانده و کشور را به سوی توسعه همه جانبه سوق میدهد.
فقر، عقبماندگی مردم افغانستان و خیانت ادامهدار سردمداران و دولتمردان آن سبب شده که امروز مردم جهان باطنز و طعنه واقعیت تلخ این جغرافیای نفرین شده را در قالب یک جمله برملا سازد.
این جمله که «مردم افغانستان قرنهاست با شکم گرسنه روی گنج خوابیدهاند.» حقیقت زندگی سخت مردم این سرزمین را حکایت میکند.
البته این تنها معادن افغانستان نیست که دست نخورده باقی مانده و هیچ کمکی به توسعه افغانستان نکرده است بلکه در افغانستان ظرفیتهای زیادی برای پیشرفت وجود دارد که اگر درست و به موقع مورد استفاده قرار میگرفت و به خوبی مدیریت میشد، بدون شک امروز افغانستان در ردیف فقیرترین و عقبمانده ترین کشورهای جهان قرار نمیگرفت.
مسئله آب و جریان آن به کشورهای همسایه واقعیت تلخ دیگر این سرزمین است که بی کفایتی و اندیشههای خیانت آلود حاکمان آن را به نمایش میگذارد.
اما امروز معادن افغانستان آن جذبههای 50 یا 100 سال پیش را ندارد؛ پنجاه سال قبل استخراج معادن افغانستان جزء سود آورترین فعالیتها به حساب میآمد اما امروز شاید شرکتهای بزرگ بینالمللی به دلایل مختلف، امتیازات زیادی را بابت استخراج معادن به دولت افغانستان اختصاص ندهند.
دلیل این امر یکی افزایش هزینههای استخراج و بهرهبرداری از معادن است و دیگری ساختار فرسوده اداری و قوانین دست و پاگیر در افغانستان است که روند سریع کارها را در این بخش ناممکن ساخته است.
امروزه افغانستان شدیداً با کسری بودجه مواجه است، این کشور در قرن بیست و یکم برای تأمین بودجه عادی و عمرانی خود به کمکهای بینالمللی متکی است.
همه میدانیم که کمکهای بینالمللی نمیتواند ادامهدار و همیشگی باشد لذا افغانستان ناچار است برای تأمین نیازمندیهای اقتصادی خود بر ظرفیتهای داخلی تمرکز نماید و معادن یکی از عناصر مهم و امیدوارکنندهای است که میتواند وضعیت آشفته و نابسامان اقتصاد افغانستان را بهبود بخشد.
دولت سالهاست تلاش میکند تا با انعقاد قراردادهای مختلف باشرکتهای خارجی جهشی در این عرصه به وجود آورد اما بازهم میبینیم عوامل گوناگون روند استخراج معادن را با مانع روبرو میسازد و با این موانع دست قدرتمندان برای استخراج غیر قانونی معادن باز گذاشته میشود و سریال فقر و فساد در افغانستان همچنان ادامه مییابد.

