شفقناافغانستان – سید لطیف سجادی: با سقوط حکومت پیشین، سیستمهای نظام مند اداری و اقتصادی افغانستان از هم پاشید. خلأ قدرت به وجود آمد و جامعه جهانی تعامل خود با حاکمیت جدید را از نو باز تعریف کرد، روسای حکومت پیشین از موضع شان کوتاه نیامدند تا بر اساس یک تفاهم دو جانبه، روند انتقال قدرت را آغاز نمایند، حرف آقای غنی این بود که یا من یا هیچکس، در نهایت چنین شد، او با اطرافیان اش پا به فرار گذاشت و با ایجاد خلأ قدرت، کشور را در دل چالش های گوناگون به حال خود رها کرد. نتیجه آن شد که سفارت خانه های کشورها یکی پی دیگری کابل را ترک کردند، شرکت هایی که نقش تأثیر در رشد نظام اقتصادی افغانستان داشتند رو به ورشکستگی رفت و پول های افغانستان در بانک جهانی نیز مسدود گردید، واقعیت این است که وضعیت ناگوار اقتصادی موجود، قبل از اینکه به طالبان ضرر داشته باشد، بیشترین خسارات ناشی از آن متوجه مردم است، گروه طالبان به عنوان مدعی حاکمیت، وضعیت کنونی مردم چندان تفاوتی به حال شان ندارد؛ زیرا بخش عمده آنان سالهای سال در کوهپایه ها و دشت های خشک افغانستان با کمترین امکانات سپری کرده اند، وضعیت حال حاضر که ملیشه های این گروه وارد شهرها و ساختمان های شیشهی شده اند، برای اعضای طالبان یک رویا است؛ زیرا آنان در عالم رویا نیز چنین رفاه و آسایش را مشاهده نکرده بودند.
اینکه در این محل اسکان جدید شان چه نوع خوراکی ها را در اختیار دارند چندان اهمیتی ندارد؛ اما به این دل خوش اند که در محیط شیک و ساختمان های مجلل اسکان یافته اند، تا این حد برای گروه طالبان فراتر از سطح تصور شان است؛ اما در این میان مردمی که طی بیست سال با وضعیت اقتصادی مناسبی سپری کرده اند و بیشترین خانواده ها حد اقل در آمد شان می توانست زندگی روزمره آنان را به خوبی سپری نماید، تحمل فشار اقتصادی سخت و کمر شکن است. با این حال، نهادهای مسئول بین المللی تخمین زده است که تا سال 2022 اگر وضعیت به همین روال پیش برود و سازمان های امداد رسان متوجه وضعیت اقتصادی افغان ها نباشند و کمک های شان را به مردم این سرزمین واریز نکنند، فراتر از 97% مردم این کشور زیر خط فقر قرار خواهند گرفت.
هم اکنون برخی از کشورهای جهان به صورت اعلامی آماده کمک به مردم افغانستان شده اند، کشور آلمان به تازگی اعلام کرده است که مبلغ پنجاه میلیون دالر را از طریق موسسات بین المللی به مردم افغانستان کمک خواهد کرد، همینطور سازمان ملل متحد، آمریکا و برخی دیگر از کشورهای جهان در جهت کمک رسانی به مردم افغانستان اعلام آمادگی کرده اند، از این کمک ها مقداری از آن به سیستم گردش پول و ارز در بازارهای افغانستان اختصاص یافته است که بتواند با آن از رشد مواد خوراکی و سقوط افغانی در برابر دالر جلوگیری کنند؛ اما این روند بیشتر به خاطر زمستان سرد پیش رو برنامه ریزی شده تا مانع از فلج شدن سیستم اقتصادی افغانستان گردد، اینکه در طولانی مدت چگونه بتوان از وضعیت نا بسامان اقتصادی جلوگیری کرد طرح و برنامهی از سوی طالبان پیشکش نشده است؛ زیرا کشورهای کمک دهنده با ایجاد شرط و شرایطی همچون به رسمیت شناختن حقوق زنان و از سرگیری فعالیت آنان در جامعه و دولت، پذیرش حقوق بشر و …. را به عنوان معیار و پیش شرط این کمک ها قرار داده است؛ اما طالبان تا کنون از پذیرش آن طفره رفته اند، واقعیت این است که کشورهای کمک دهنده واجد معیار قرار دادن برای سرازیر کردن کمک ها است، کشور کمک گیرنده در موقعیتی نیست که هم کمک بگیرد و هم شرط و شرایطی در گرفتن کمک ها بگذارد.
با این حال، هم اکنون طالبان به عنوان نیروی حاکم بر افغانستان، ملکف اند تا در قبال بنبست اقتصادی و سیاسی مردم احساس مسئولیت نموده و راه چاره بیاندیشند، تداوم بیکاری و فقر مزمن همچون موریانه، شیرازههای حیات مردم را از بین میبرد. طالبان اگر حق حاکمیت را از آن خود میدانند و مردم را به تبعیت دعوت می کنند، این حق به صورت دو جانبه است در قبال تبعیت، مردم حق دارند تا ابتدایی ترین تسهیلات خوراکی و پوشاکی بهره مند گردند، تأمین این خواسته بر عهدهی طالبان است، ورنه اگر بی پروا و بدون در نظرداشت مضیقههای مردم، از کنار آن بدون توجه عبور کنند و مردم را به صبر و اجر اخروی دعوت کنند در این صورت کشور به سمت هرج و مرج پیش خواهد رفت، وقتیکه امکانات ابتدایی زندگی قابل تأمین نباشد، فقر و گرسنگی باعث شکست حاکمیت طالبان نیز خواهد گردید.
به هر صورت افغانستان در دهکدهی جهانی به سان یک خانوار در آن نقش بسته است، زندگی در این دهکده منوط به رعایت قوانین و مقرراتی است که فراتر از سطح داخلی خانواده ها و در بیرون دهکده قابل اجرا است، فرض به اینکه اگر خانوار و یا خانوادهی این مقررات را رعایت نکنند و خود را در تقابل با سائر اعضای دهکده قرار دهد طبیعی است که به عنوان یک عنصر نامطلوب و قانون گریز از سوی سائر اعضای دهکده با یک سری چالش ها و وضع محدودیت ها مجازات خواهند شد؛ در سطح وسیعتر، جهان امروزی نیز مصداق بارز همین قاعده است، اگر کشوری پا را از پذیرش قواعد بین المللی بیرون بگذارد از سوی اعضای جامعه ملل با واکنش و محدودیت رو برو خواهد شد؛ بنا بر این افغانستان امروزی با توجه به بنبست های موجود، فرصت های قابل توجهی نیز پیش رو دارد و استفاده و بهره برداری از این فرصت ها نیازمند دید وسیع جهان شمول و پذیرش شرایط کشورهای کمک دهنده است؛ ورنه فرصت از دست خواهد رفت و کشور یکبار دیگر در قعر خشم کشورهای جهانی روزگار تباه کنندهی را سپری خواهد کرد، لذا همه چه در اختیار طالبان است که آیا خود را متعلق به افغانستان دانسته از راه تعامل پیش میایند و یا با دیکته به توکل، بدون محاسبه فرصت های موجود را از دست میدهند، مرور زمان به آن پاسخ خواهد گفت.
