شفقنا افغانستان- دومین جلسه هم اندیشی مجامع علمی و فرهنگی افغانستان به ابتکار مجمع علما و طلاب جاغوری در شهر مقدس قم برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ هدف از برگزاری این نشست بررسی مشکلات و یافتن راه برون رفت از وضعیت جاری کشور بود.
عبدالله اخلاقی؛ دبیر مجمع علما و طلاب جاغوری در سخنرانی در این نشست وضعیت افغانستان را نیمه آنارشیک خواند و گفت: جامعه در حال حاضر فاقد یک قوه فائقه سیاسی است و “مجمع علما و طلاب جاغوری با اعتقاد به اینکه یگانه راه برون رفت از معضلات جاری کشور خودیاری است و اینکه ما همت نموده و سرنوشت خود را به دست خود تعیین نماییم.”
اخلاقی تاکید کرد که یگانه راه توانمندسازی جامعه ما اتحاد نظر، وحدت و هماهنگی است.
وی در این راستا با ارائه دو راهکار اظهار داشت: “راهکار اول تدوین یک استراتژی جامع برای جامعه شیعه افغانستان و تبدیل نمودن آن به یک گفتمان هژمونیک است. و راهکار دوم ایجاد یک تشکیلات فراگیر و مکانیسم همه شمول است که همه علما و طلاب افغانستان خود را در آن مشاهده نمایند”.
در ادامه این نشست سلمانعلی انصاری به نمایندگی از مجمع علما و طلاب ازرگان خاص با ارایه مطالب خود بر وحدت میان اهل تشیع تاکید کرد و گفت: ما روی کلمات و واژهها حساس نباشیم. شیعه کلمه مقدسی است؛ بلی، ما شیعه ایم. عنوان خوبی است ولی کلمه هزاره بار منفی ندارد”.
در ادامه غفاری دبیر مجمع علما و طلاب سمت شمال اظهار داشت: “طالبان رفتنی است و ما نباید مانند سابق دست خالی باشیم، وگرنه بعد از سقوط طالبان مجددا همان جنایتکاران روی کار خواهد آمد. ما باید از این رهبران ظالم عبور نماییم و نیروهای متعهد، متخصص و ورزیده را در یک تشکیلات قوی جمع نماییم”.
در این نشست هم اندیشی علما، سید علی بابا احمدی به نمایندگی از مجمع مشاوران افغانستان به ایراد سخن پرداختند و گفت: “ما یک واقعتی را که نباید نادیده بگیریم، این است که کشور ما توسط پاکستان اشغال شده است. پاکستان از طالبان استفاده ابزاری می کند و طالبان به کمک پاکستان تمام کشور را قبضه نموده است. در این شرایط روسیه و چین هم تلاش دارند تا از طالبان استفاده ابزاری نمایند. بنابراین، در چنین شرایطی لازم است که اولا ما اتحاد داخلی خود را حفظ نموده و همدیگر را با تمام ضعفهایی که داریم بپذیریم”.
وی همچنین افزود: ما باید وارد کار عملی شویم و برای ورود در کار عملی نخست باید از موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان درک درست داشته باشیم و برای رسیدن به این هدف لازم است که با مقام های ایرانی دیدار کنیم.
سید علی بابا احمدی در ادامه بیان کرد: ما به یک اندیشهای نظاموار و نظاممند نیاز داریم که هم قلمروهای گوناگون و ساحتهای مختلف معرفت و معیشت ملت را پوشش دهد و پاسخ دهد و هم دارای عناصر ثابت و سخت و اصیل و پایدار و در کنار آن عناصر متغییر و متطور باشد که بتواند این اندیشه در گذر زمان نوآوری داشته و پاسخگو باشد. این عناصر مهم وقتی که در اندیشه و عمل جمع شود آن وقت آن اندیشه و عمل میشود اندیشه سازنده، پویا و متکامل.
دوم اینکه: گزارههای آن اندیشه یک گزارههای فراگیر و وسیع و گسترده باشد و در عین حال آن گزارهها از یک انسجام، انضباط و نظم درونی برخوردار باشد.
سوم اینکه: مجموعهای گزارهها و نظریهها و اندیشهها بتواند خود را با واقعیات اجتماعی تطبیق دهد و در گذر زمان خود را حفظ بکند.
چهارم اینکه: این مجموعه نظاموار و راهوار و اصیل و در عینحال منعطف واقعاً آن مصالح عالیه جامعه ما را تأمین بکند و از یک پایگاه واقعی و حقیقی برخوردار باشد. اگر این چهار نکته در یک منظومهی از گزارهها در یک فکر و اندیشه جمع شود آن وقت میشود گفت که آن اندیشه سازنده و پویا است و قدرت این را دارد که یک گفتمان سازنده بیافریند و اندیشهای میتواند ما را به وحدت و همگرایی برساند که:
۱. عقل پسند پاشد و تمام گزارههای آن مبتنی بر عقلانیت باشد نه احساس.
۲. باید یک ساختار قاعدهمند و اساسی در نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پایهریزی شود. ما بدون ساختن زیرساختهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به یک همگرایی واقعی نمیتوانیم دست پیدا کنیم.
۳. ما باید یک گفتمان وحدتگرا پیریزی کنیم و این گفتمان به صورت یک جریان به وجود بیاید آنگاه ملت و اندیشمندان خود به سوی آن حرکت خواهند کرد.
۴. جامعه شیعی نیازی به یک منشور هدفمند، جامع، مدون و آیندهنگر دارد. به گونهای که در آن خط مشی جامعه شیعه با راهبردها و راهکارهای معین و بلندمدت بیاید و هدفگذاری بلند مدت، جامع و انداموار میتواند بسیاری از مشکلات ما را حل کند.
در ادامه دکتر موسوی یکی دیگر از سخنرانان این نشست پیرامون موضوع «بررسی راهکارهای عملی برای ایجاد، گسترش و تعمیق همبستگی میان مجامع علمی و فرهنگی افغانستان» به صورت ماده وار و در چهارده شماره به شرح زیر بیان کرد:
1. شناخت نقاط اختلاف و اشتراک، 2. گسترش و تعمیق اشتراکات تا رسیدن به حد اطمینان، 3. حل علمی و عملی مشکلات و نقاط اختلاف، نقاط افتراق باید حل شوند و نباید آنها را حل نشده باقی بگذاریم، 4. پرهیز از خودزنی و تحقیر و توهین همدیگر و در عین حال نقد منصفانه و پند گرفتن از شکست ها، 5. شایسته سالاری میان خود و به کار گیری افراد براساس تعهد و تخصص، پاکی و مهارت، 6. در نظر گرفتن منافع شیعه و در پیوند با منافع ملی افغانستان، 7. پیداکردن یک شریک استراتژیک از میان اقوام دیگر و همزیستی انسانی و اسلامی با همگان، 8. پرهیز از طرح شعاری مسائل اختلافانگیز، توهین و تحقیر شخصیتها، و در عین حال عبور از شخصیتهای نالایق گذشته، 9.پرهیز از خودکامگی و تمامیت خواهی، 10 برسمیت شناختن مخالف و احترام به دیدگاه وی،11. برگزاری جلسه های نقد و بیان آزاد، مخالف و موافق در محافل علمی، 12. ستایش منصفانه از عالمان، متخصصان و و هنرمندان کشور، 13. عبور علمی و عملی از شخصیتهای قومی و رسیدن به شورای سراسری نخبگان شیعه.
سپس دکتر یوسفی یکی دیگر از اعضای این نشست اظهار داشت: با توجه به موضوع این نشست هماندیشی که (چگونگی متحدسازی شیعیان و یا هزارهای افغانستان) است چند نکته را قابل ذکر میدانم:
۱- اتحاد هزارهها باید فراگیر و همه شمول باشد. به چند دلیل:
یک. تصریح به کلمه (جمیعا) در آیه شریفه: (واِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا). اگر عدهای نادیده گرفته شود، خودش تفرقه میباشد.
دو. اینکه گفته میشود فلان حزب و گروه ظلم نموده است نباید مشارکت داده شود. این مدعا اولا خلاف آیه شریفه است. ثانیا. این، همان چیزی که دشمنان و مخالفان میخواهند تا تفرقه ایجاد شود و تفرقه خودش ظلم بزرکتر است. چون زمینه تهمت و دروغ…. فراهم میشود. ثالثا. اگر احزاب و نهادها را نقد میکنیم که انحصارگرا… هستند، خود ما نباید مثل آنها باشیم. چون این همانند شستن نجس با آب متنجس است که آثار نجس را از بین میبرد ولی آثار متنجس باقی میماند و پاک نمیشود. پس همه را باید مشارکت دهیم ولی چیزی را که در دیگران بد میدانیم خودمان نباید آن را داشته باشیم.
۲- اتحاد باید در یک محور و به تعبیر آیه شریفه باید یک حبل الله باشد. هرچند در روایات مراد از حبل الله، قران و اهل بیت (ع) بیان شده اما در نگرش اجتهادی پویا، مصداق خارجی حبل الله در زمان و مکان یا جغرافیای خاصی، متغیر میباشد. پس با توجه به شرایط جغرافیای سیاسی- اجتماعی هزارهها و شیعیان افغانستان، در این زمان فعلی میتوان، یک تشکل فراگیر و همهشمول اجتماعی را به عنوان مصداق خارجی حبل الله بیان نمود.
این نهاد اجتماعی چند مختصات را باید داشته باشد.
یک. باید از دو جهت فراگیر و همهشمول باشد: اولا. از همهی جغرافیای سیاسی-اجتماعی نماینده داشته باشد. ثانیا. توان پیشبرد اهداف کلی هزارهها یا شیعیان را در تمام عرصهها داشته باشد.
دو. این نهاد پسوند شیعه نداشته باشد. اگر پسوند یا عنوان شیعه داشته باشد، درست است که تمام شیعیان را میتوان تحت این عنوان جمع نمود ولی شیعیان در مقابل اهل سنت قرار داده میشود این موجب دوری اقوام دیگر و قرار دادن آنها در برابر شیعیان میگردد. پس باید عنوان هزاره یا عنوان دیگر محافظ مذهب قرار بگیرد همانند پستهی هستهی زردآلو که محافظ هسته میباشد یعنی مذهب نباید ضربه ببیند.
سه. این اتحاد تعین یافته یعنی این نهاد اجتماعی، باید ادامه داشته باشد (لاتفرقوا) چه حکومت طالبان باشد یا نباشد. جناب دکتر صادقی میگوید که جامعه اسلامی علما و دانشجویان افغانستان، میتواند همین نهاد جامع و فراگیر باشد و ظرفیت، پذیرش همه را دارد. چون محدودیت منطقهای، گروهی و موضوعی ندارد.اگر همین نهاد مبارک را مورد پذیرش قرار بگیرد خیلی خوب است و اگر مورد پذیرش نباشد باید یک نهاد اجتماعی فراگیر شکل بکیرد.
۳- تدوین سند چشمانداز برای این نهاد، با ایجاد اتاق فکر، که همواره همانند مغز یک انسان زنده، تمام فعالیتها، را هوشمندسازی نماید تا از خودزنی و از تضییع نیروها در خودزنی دوری گردیده و هدفمند گردد.
۴- شروع کار عملی، بر اساس استراتژی گام به گام و با استفاده از فعال نمودن دیپلماسی عمومی، خصوصی، فرهنگی و رسانهای باشد.
خلیلی دبیر انجمن همیاران امام زمان (عج) ورس گفت: اتحاد یک ضرورت، اما رسیدن به آن دشوار است. طالبان نیرویی است که از سنین کودکی تحت تربیت آی اس آی پاکستان قرار داشته و از همان کودکی آنها را مطیع رهبران شان تربیت نموده و در ذهن آنها این مطلب را جا انداخته اند که شیعیان کافر و جهاد با آنها واجب است. به همین جهت احتمال سقوط طالبان یک فرض بعید است. بنابراین، ما باید با توجه به دو فرضیه (بقا و سقوط طالبان)، برنامه های خود را تنظیم نماییم. ما باید روشن نماییم که به دنبال چه هستیم؟ و می خواهیم چکار کنیم؟ آیا به دنبال فعالیت سیاسی هستیم؟ یا اقتصادی؟ و یا فرهنگی؟
در ادامه برنامه خانم معصومه صابری دبیر بنیاد فرهنگی صابرین در تعیین خط مشی و عملکرد مجموعه علما و طلاب و یا هر مجموعهی که می خواهد در افغانستان اثر بگذارد اظهار داشت: دو مسئله دارای اهمیت فوق العاده است.
اولین مسئله تعیین استراتژیای است در پیش میگیرند و یا رویکردی که نسبت به حاکمان فعلی در افغانستان داشته باشند. ما برای اینکه بتوانیم برای خود استراتژی و رویکرد تعیین نماییم، در قدم نخست باید شناخت دقیقی از رویکردهای موجود داشته باشیم.
وی همچنین گفت: یکی از رویکردهای مطرح امروز، پذیرش طالبان به عنوان حاکمیت کامل افغانستان و تلاش برای همه شمولی این جریان است که این رویکرد استقبال طالبان را نیز به همراه دارد. به عنوان مثال؛ اقداماتی که برخی کشورهای خارجی و بخصوص همسایه پیگیر هستند و در داخل نیز آقای عالمی بلخی و استاد اکبری در تلاش هستند تا در بدنه حکومت طالبان راه یابند و یا عفو عمومی که برای خلیلی و محقق صادر شد ناشی از این رویکرد است.
رویکرد دوم؛ رویکرد حذفی است، که البته باید اذعان نمود که طالبان حذف شدنی نیستند و این مطلب را جامعه جهانی و بخصوص کشورهای غربی نیز درک کرده اند و اجلاس قطر نشاندهنده این مطلب است.
رویکرد سوم تلاش برای حکومت فدرالی است و البته فدرال فرهنگی به این معنا که طالبان چنانچه خودشان ابتدا اعلام کردند حکومت را به قندهار منتقل کنند و ایالت پشتون و ایالت فارسی زبانان متشکل از هزاره و تاجیک به صورت مستقل شکل بگیرد.
این طرح از یک سو استقلال و امنیت را برای ما هزاره در پی دارد از سوی دیگر مورد پیگیری و رایزنی برادران تاجیک در سطح بین المللی و اتحادیه اروپا است و از سوی دیگر با توجه به تحریکات طالبان قندهاری علیه حکومت مرکزی شان که در دست طالبان حقانی است و حتی احتمال جنگ را پررنگ کرده است امری ممکن است. تاجیک ها نیز بخاطر پراکندگی جغرافیایی شان بر این مساله صحه گذاشته و آن را پیگیر هستند.
اینکه بزرگواران رویکردهای مطرح به حکومت آینده افغانستان را بدانند و نسبت به ان موضع خویش را مشخص نمایند و یا طرح و رویکرد جدید خود را تعریف نمایند امر مهمی است که نباید فرصت را در گذر زمان از دست داد.
مسئله دوم این است که علمای بزرگوار باید رویکرد فعالیت خود را مشخص نماید که تحت عنوان هزاره فعالیت می نماید تا در کنار برادران تاجیک قرار گیریم و بر پشتوانه تاریخی و سابقه تمدنی مشترک و زبان و ادبیات فارسی تاکید نماییم یا تحت عنوان شیعه که مساله رنگ و بوی دیگری می یابد.
درباره مکانیزم عملکرد بنظرم ضروری ترین امر انتخاب و حمایت اشخاص جریان ساز است، رهبران سنتی علاوه بر کارنامه ناکارآمد و ناتوانی سیاسی مقبولیت لازم میان جوانان و دانشجویان را ندارند و برای حرکت همگانی و مطالبات در سطح کلان لازم است اشخاص دارای فکر و توانمندی انتخاب و حمایت شود تا یک جریان رقم بخورد.
اخرین مطلب توجه به ناکارامدی ما شیعیان و هزاره ها در ارتباط گرفتن با مجامع جهانی است چه به صورت تعامل مستقیم چه به صورت کارکرد رسانه ای، ما اهداف خود را مشخص نکرده، رویکرد و طرح خود برای الگوی حکومتی را نمی دانیم و مطالبات خود را در سطح جهانی مطرح نکردیم. استاد خلیلی و محقق که به اروپا رفتن هیچ عملکرد مثبت سیاسی و طرح ندارند و داوود ناجی و روشنفکرهای مان نیز همین طور. در فضای رسانه توییت و هشتگ های هدفمند همسو نداریم و این انفعال سیاسی در سطح جهانی برای آینده ما خسارت بار خواهد بود.
در ادامه این برنامه محمد نسیم رضایی به نمایندگی از مجمع علما و طلاب مالستان با تاکید بر ضرورت کمک رسانی اظهار داشت: مجوعه ای از همین شورای مشورتی دبیران تشکل ها و… انتخاب شوند و موضوع کمک رسانی را پیگیری نمایند. ونیز در مورد امور مهاجرین در ایران هم در جهت بهتر شدن رفتار مسئولین بخشهای مربوطه و کمتر شدن سخت گیریها رایزنیها شروع شود.
اما وی نسبت به اهداف میان مدت در جهت اتخاذ سیاست واحد در سطح جامعه روحانیت محوریت شورای علما اظهار داشت: شورای دبیران تشکل ها از شورای علما درخواست کنند که ازمیان علما وطلاب ساکن ایران نیز تعدادی را بعنوان اعضای علی البدل از هرمنطقه در شورای علما رسما موقعیت بدهند و در ادامه جلسات شورای علما و در تصمیم گیریها حضورا یا از طریق ویدیو کنفرانس حضور داشته باشند.
محقق بلخی به نمایندگی از جامعه اسلامی علما و طلاب شمال با اشاره به آیه شریفه: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى»، اظهار داشت: خداوند متعال در این آیه شریفه نکات کلیدی فعالیت های اجتماعی را برای ما روشن ساخته است. خداوند متعال در این آیه شریفه میفرماید: کارکنید؛ برای خدا کار کنید، کار جمعی نمایید و در کارهای خود تفکر، طرح و برنامه داشته باشید. بنابراین، ما با استفاده از این آیه شریفه باید رفتار اجتماعی خود را مدیریت، جهت دار و سازمان یافته نماییم. امام خمینی (ره) با عمل به همین آیه انقلاب خودش را به پیروزی رساند و بزرگانی چون شهید بهشتی و شهید بلخی این آیه سر لوحه فعالیتهای اجتماعی خود قرار داده اند.
با توجه به این آیه ما باید فعالیت های خود را به صورت جمعی سازماندهی نماییم، و وجود تشکلهای سازنده مانند مجمع علما و طلاب جاغوری یا جامعه علما و طلاب شمال نشاندهنده رشد خرد جمعی در میان ما است. و ما باید این تشکلها را حفظ نموده و یک جریان فراگیر در طول این جریان ها بوجود آوریم و از این مجموعه ها نخواهیم که تشکیلات خود را منحل نمایند بلکه از آنها بخواهیم که از جامعه اسلامی علما و دانشجویان به عنوان یک تشکیلات فراگیر حمایت نمایند و مکمل همدیگر باشند. نکته دوم اینکه در مقابل طالبان قدرت قدرت ما باید مواضع خود را بر اساس تعاون بر تقوا تنظیم نماییم و برای اجتناب از ریختن خون شیعیان با آنها در مواردی همراهی داشته باشیم. مانند علی بن یقطین. اما این کافی نیست چون مادامی که ساختار یک نظام فاسد هرگونه اصلاحات به نفع نظام فاسد خواهد بود. پس ما باید در صدد تقابل با طالبان نیز باشیم و برای این کار باید یک تشکیلات قوی ایجاد نموده و آنرا به عنوان نماینده مردم خود معرفی نماییم. لازم است که اگر ما هدفمند و با برنامه حرکت نماییم، می توانییم در آینده قدرت را در افغانستان به دست بگیریم، همچنانکه اقلیتهای دیگر در کشورهای دیگر توانسته اند سالهای زیادی قدرت را در اختیار بگیرند. رهبران گذشته آزمون خوبی پس نداده اند، بنابراین، لازم تا ما از آنها عبور نماییم.
همچنین محمدی به نمایندگی از مجمع علما و طلاب جاغوری در این نشست خاطر نشان نمود؛ دوستان مطالب خوبی را بیان نمودند اما متاسفانه مطالب شان پراکنده بود در اینجا لازم است ما روی مطالبی تکیه کنیم که عملی باشد. ظاهرا از کلام دوستان چند راهکار پیدا بود: راهکار اول پیوستن به جامعه اسلامی علما و دانشجویان افغانستان است که چناب آقای صادقی آنرا مطرح نمودند. راهکار دوم پیوستن و ادغام به شورای علمای شیعه است که جناب آقای رضایی آنرا مطرح نمودند، و راهکار سومی که به ذهن بنده میرسد این است، ما در قدم نخست، از هر مجمعی یک یا دو نفر نماینده تعیین نماییم که آنها بتوانند از طرف همه علما و طلاب افغانستان نمایندگی نمایند. و از مناطقی هم که مجمع ندارند دعوت نماییم که نمایندگان خود را در این شورا معرفی نمایند.
محمد جمعه حسینی به نمایندگی از مدرسه المؤمنین جرغی اظهار داشت: نقص اصلی ما علما این است که کار تئوریک بلدیم اما در فعالیت های عملی کمیت ما لنگ است. در جلسه قبلی همه شرکت کنندگان بر داشتن یک مکانیسم فراگیر تأکید داشتند، اما در این جلسه تعدادی زیادی از آنها حضور ندارند. ما اگر می خواهیم فعالیت اجتماعی داشته باشیم اول باید با ایجاد یک نهاد فراگیر و تشکل منسجم کس بودن خود را مشخص نماییم، که ما کی هستیم؟ فرق نمی کند که این نهاد شورای علما باشد و یا یک نهاد همسو با شورای علما باشد. ما باید با همین تشکلهای موجود به سمت یک تشکل فراگیر حرکت نماییم.
محمد ایوب اسکندری به نمایندگی از هیئت فرهنگیان شیخ علی با قرائت قسمتی از آیه شریفه11 سوره رعد: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛ بیان داشت: من فرمایشات جناب آقای حسینی را تأئید میکنم، برگزاری جلسه بدون کار عملی فایده ندارد. ما باید کار عملی را شروع کنیم. ابتدا یک مرکز شناسایی و خدمت رسانی به مهاجرین و آوارگان ایجاد نماییم. با مراجع دلسوز مشورت نماییم. برای حوزههای مختلف جامعه افراد متخصص در رشتههای مختلف را شناسایی و برای همکاری با خود هماهنگ نماییم.
رحمانی ایزدری به نمایندگی از دفتر مطالعات فرهنگ و اندیشه دینی خاطر نشان کرد که در این وضعیت نابسامان، باید مشارکت در این جلسه به بیش از هزار نفر میرسید، اما متاسفانه ما نسبت به سرنوشت خود بی تفاوت هستیم. ما همیشه در معرض تهدید بودهایم، اما هیچگاه نتوانستهایم تهدید ها را تبدیل به فرصت نماییم. ما طلبه هستیم و کار ما فرهنگی است. در حالیکه ما بجای کار فرهنگی بدنبال کار سیاسی میدویم. بهترین راهکار مبارزه برای ما استفاده از فرهنگ دینی است و الین کار ما این است که در میان علما و طلاب انگیزه ایجاد نماییم.
محمد علی رجایی دبیر انجمن امام صادق (ع) با قرائت شعری از اقبال لاهوری «خدا آن ملتی را سروری داد، که تقدیرش به دست خویش بنوشت، بدان ملت سر و کاری ندارد، که دهقانش برای دیگری کشت». خاطر نشان نمود که برای ایجاد همبستگی در میان علما و طلاب افغانستان چند راهکار به صورت همزمان باید مورد استفاده قرار گیرند: اول اینکه این جلسات باید تا رسیدن به یک تشکل فراگیر تداوم پیدا نماید. دوم اینکه در داخل افغانستان با شورای علما همراهی و همکاری شود. سوم اینکه برای مقابله با طالبان با مجموعههای دیگر هماهنگی شود.
در پایان این نشست عبدالله اخلاقی دبیر مجمع علما و طلاب جاغوری اظهار داشت: برداشت من از کلام تعدادی از دوستان این است که ما درک درستی از کار و عمل نداریم لذا لازم است مطالبی را در این خصوص یادآوری نمایم. افلاطون گفت: «عالی ترین فضیلت انسانی سیاست است». من برای اینکه این مطلب را در ذهن دوستان ملموس نمایم باید عرض کنم که شما ببیند یک پزشک اگر در اطاق عمل اشتباه کند جان یک انسان به مخاطره می افتد، پس کار یک پزشک خیلی مهم است، چون با جان انسانها سر و کار دارد و با جان آنها بازی می کند. اما یک سیاستمدار اگر اشتباه کند سرنوشت یک ملت به مخاطره میافتد، پس کار یک سیاست مدار به مراتب مهمتر از کار یک پزشک است. و افلاطون در تعریف سیاست میگوید: «سیاست هنر اداره انسانهای آزاد است»، یعنی یک سیاستمدار با موجوداتی سر و کار دارد که او از اراده و قدرت انتخاب برخوردار است. بنابراین، مدیریت او تنها از طریق آگاهی بخشی امکانپذیر است. بنابراین، امروز که سرنوشت جمعی ما در مخاطره قرار دارد، یگانه راه حل این است که ما اتحاد داشته باشیم و یگانه راه اتحاد این است، که ما در ذهن، در ایده و در افکار خود به اتحاد دست یابیم. تا زمانی که ما در اندیشه و افکار خود به اتحاد نرسیم، اتحاد مکانیکی ثمربخش نخواهد بود. نکته آخر اینکه تعدادی از دوستان نظر داده اند که میزبانی اجلاس باید دورهای باشد. حال اگر هرمجمعی آمادگی داشته باشد که میزبانی این اجلاس را بر عهده بگیرد، مجمع علما و طلاب با افتخار این میزبانی را به او تقدیم میکند.
در پایان این نشست محمد جواد صادقی دبیر جامعه اسلامی علما و دانشجویان افغانستان مسئولیت میزبانی جلسه بعدی را برعهده گرفت.









