حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی به پرسشی درباره تفاوت عصمت علمي و عملي پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا افغانستان،متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
عصمت علمي و عملي چه فرقي با يکديگر دارند؟
عصمت بر دو نوع است؛ علمي و عملي. اين دو قسم، ذاتاً و حقيقتاً از يكديگر انفكاك ميپذيرد. ممكن است كسي در ملكهٴ علمْ معصوم باشد، ولي در ملكهٴ عملْ معصوم نباشد و بالعكس؛ امّا عصمتي كه در پيامبران است، جامع هر دو است و پيامبران در علم و عمل معصومند؛ يعني هم كردارشان صالح و مطابق با واقع (عالم ثبوت) است، هم علم و دانش آنان صائب و برخاسته از مبدئي است كه هيچگونه اشتباه و سهو و نسيان در آن راه نمييابد.توضيح آنكه همانگونه كه انسان در قلمرو حسّ، دو نيروي ادراك و تحريك دارد، در قلمرو نفس نيز چنين است. بخشي از شؤون نفس، عهدهدار كارهاي علمي و ادراكي است و بخش ديگر، متصدّي كارهاي عملي و تحريكي است؛ مثلا ً در محدودهٴ حس، چشم و گوشي كه با آنها ميبينيم و ميشنويم، ابزار و آلات فهم است، ولي دست و پا، ابزار و آلات تحريك؛ يعني دست و پا چيزي نميفهمد. بنابراين، در تقسيم ابتدايي، چهار حالت متصوّر است؛ قوهٴ ادراكي و تحريكي، يا هر دو قوي است يا هر دو ضعيف، يا اينكه قوّه ادراكي قوي است و تحريكي ضعيف، يا بالعكس.نفس نيز اينگونه است؛ يعني اوّلا ً بخشي از شؤون نفس، عهدهدار فهم و ادراك است و بخشي ديگر، عهدهدار تصميم و عزم و اراده و عمل. ثانياً همان چهار حالت گذشته در اينجا نيز متصوّر است.گروهي در بخش ادراكي، بسيار تيزهوش و خوشفهم و خوشاستعدادند و در بخش عملي نيز اهل تصميم و ارادهٴ قوي و اولوالعزمند (در فنّ فقه و اخلاق، گاهي سخن از نيّت و ايمان و اخلاص به ميان ميآيد، و زماني از اجتهاد و خوش فهمي و استنباط و استعداد كه نشانگر شؤون عملي و علمي نفس است). برخي نيز در بخش علمي، كُند ذهن (غبي = كودن) و در بخش عملي، سست اراده و بيعزم و بي جزمند. گروه سوم، در بخشهاي علميْ قوي و قدرتمندند، ولي در مقام عمل، لرزان و لغزان؛ مانند عالم بيعمل و عالم متهتّك. گروه چهارم، در مقام علم، كودن و كند ذهنند، ولي در مقام عمل، بسيار جدّي و كوشا و قوي و مصمّم؛ مانند خشك مقدّسان و جاهلان متنسّك كه به هر گفتهاي، عمل ميكنند، ولي نميدانند چه ميكنند؛ چونان خوارج و قارياني كه آثار سجده در پيشاني آنان هويداست، ولي با قرآن ناطق به ستيز برخاستند.هر كسي كه به مقام عصمت علمي برسد، به مرحلهٴ عقل مجرّد و شهود محض و كشف صحيح راه يافته است كه در اين مرحله، وهم و خيال، تابع عقل است و به امامت او ميانديشد و هرگز در اين مرحله، وسوسههاي شيطان راه ندارد؛ زيرا رتبهٴ ابليس ـ مانند تجرّد وهم و خيال ـ در مرتبهاي پايينتر از رتبهٴ عقل محض است. مرحلهٴ عقل محض، جايگاه اخلاص علمي و شهودي است و كسي كه بدين پايه برسد، از “مخلصين” به شمار ميرود و شيطان را نرسد كه در انديشه و جهانبيني او خدشه كند و بر او مغالطه يا سفسطهاي وارد آورد.
انساني كه به مرحلهٴ اخلاص كامل و عقل مجرّد رسيده است، معلّم او خداست كه علم محض است و نسيان در آن بارگاه منيع راه ندارد: ﴿… و ما كان ربّك نسيّاً﴾[1][1]. از اينرو، بافتهها و تنيدههاي عنكبوتي شيطان، بر يافتههاي عقلاني و شهودي و وجداني انسان معصوم مؤثر نيست.همچنين، آن كس كه به پايهٴ عصمت عملي برسد، نه عمداً مرتكب كار خلاف ميشود و نه از روي جهل يا سهو و نسيان به آن سمت ميگرايد. اين مقام والا براي كسي حاصل و ميسّر است كه به قلّهٴ شكوهمند و باعظمت اخلاص رسيده باشد. چنين كسي از دسترس دو نيروي جهنّمي شهوت وغضب، فرسنگها فراتر است؛ زيرا همهٴ نيروهاي عملي و تحريكي، تحت هدايت و حمايت عقل عملي تعديل شده است.
عصمت عملي پيامبران، عاليترين درجهٴ تقواست كه متوقف بر عصمت علمي و نظري آنان است؛ ولي عصمت علمي و نظري آنها، متوقّف بر عصمت عملي نيست؛ يعني ثبوتاً تفكيكْ ممكن است؛ مثلاً ممكن است كسي كه داراي عدالت كبراست ـ كه در مراجعِ فتوا معتبر است ـ به ملكهٴ عصمت علمي برسد؛ البته نيل به عصمت كبرا كه بهرهٴ اوحدي از انبياست، بدون عصمت عملي ميسور نيست.بنابراين، پيامبران و پيشوايان دين (عليهمالسلام) در اراده و نيّت و تصميم و عزم و اخلاص و تقوا و تولّا و تبرّا معصومند و هرگز مرتكب خلاف نميشوند. آنان خلاف واقع انجام نميدهند و سهو و نسيان عارضشان نميشود و ترس و دلهره ندارند و گِرد معاصي نميگردند و…. لذا، هم در جزم علمي، مصون از آسيب جهل و سهو و نسيان و مغالطه و… هستند، هم در عزم عملي، محفوظ از گزند شهوت عاطل و غضب باطلند.
1-وحي و نبوت در قرآن/198، سيره رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) در قرآن ج2/
انتهای پیام

