شفقناافغانستان-احسان علیخانی در سری جدید برنامهی عصر جدید در سال ۱۴۰۱ بار دیگر به مهاجران افغانستانی حاضر در ایران توجه ویژه نشان داد. این بار علیرضا محمدی، کمدینی بود که به عنوان یک استعداد ویژه در میان مهاجران افغانستانی حاضر در ایران به روی صحنهی برنامهی عصر جدید آمد.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان به نقل از یورونیوز، اجرای علیرضا محمدی و سخنان کارن همایونفر، موسیقیدان ایرانی در برنامه عصر جدید در ۲۴ ساعت گذشته با واکنشهای متفاوتی روبرو شده است. سازنده موسیقی فیلمهایی چون «برف روی کاجها» و «پل چوبی» یکی از چهار کارشناس استعدادیاب برنامه عصر جدید است. برنامه ای با تهیه کنندگی و اجرای احسان علیخانی که از شبکه سه صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود. برنامه ای که الهام گرفته از برنامههایی از این دست مانند America Got Talent است.

فصل جدید عصر جدید از اول فروردین از شبکه سه پخش می شود. سه شنبه یکی از میهمانان برنامه یک شهروند ۲۵ ساله افغان و استندآپ کمدین بود. او روی صحنه با اجرای یک استندآپ کمدی مشکلات هموطنان خود در جامعه ایرانی را بصورت طنز مطرح کرد.
از جمله همه فکر می کنند که «افغانها تنها باید کارگر ساختمان باشند» و در همین راستا این تبعه افغانستانی مقیم ایران که در تهران زاده و بزرگ شده است، دیگر مشکلات افغانستانی ها را برشمرد. اما این استندآپ کمدی با واکنش تند کارن همایونفر، موسیقیدان ایرانی، مواجه شد. وی در سخنان خود با انتقاد شدید از این استندآپ کمدی گفت در «این که بخش اعظم متن تو درست است، حرفی نیست» اما این به این معنی نیست که «در این مملکت و در پایتخت آن و در مقابل مردم از شرایط بد و نامهربانی های ایران بگویید و انتقاد کنید. »
به نظر همایونفر کار این تبعه افغان بنوعی بی احترامی به ایرانیان است. همایونفر در پایان صحبتهایش تاکید کرد که انتظار داشته این استندآپ کمدین از خوبی و مهربانی ایرانی ها هم بگوید.
امین حیایی، بازیگر و یکی دیگر از کارشناسان استعدادیاب این برنامه به همکار خود انتقاد کرد و گفت سخنان کارن همایونفر متناقض است چرا که اگر می گوید «بخش اعظم متن اجرا درست است پس چرا به آن شدیدا انتقاد می کند؟»
پس از او نوبت به احسان علیخانی، مجری برنامه می رسد که می گوید با بخش اعظمی از نکات مطرح شده در استندآپ کمدی موافق است و مشکل اینجاست که بسیاری از ایرانی ها هنوز نمیدانند که «همه افغانها کارگر نیستند و در این کشور ادیب و دانشمند و پزشک هم مانند تمام جوامع بشری وجود دارد.»
سخنان کارن همایونفر در شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده ای داشت. بسیاری او را نمونه یک «ایرانی نژادپرست» خواندند. از او انتقاد شده که همایونفر در واکنش به پسر افغان خواست تا تنها از نامهربانی ایرانی ها نگوید و از خوبی ها هم بگوید اما همزمان با تشر زدن به این پسر افغان «خوبی های ایرانی ها را زیرسوال برد.»
مصطفی هزاره، شاعر و روزنامه نگار افغان، با انتقاد از کارن همایونفر سخنان او را مصداق «نژادپرستی وحماقت» خواند.
برخی دیگر از مشکلات عدیده مهاجران افغان در ایران گفته اند. از جمله اینکه حتی اجازه خرید سیم کارت برای تلفن های همراهشان را هم ندارند. از دیگر مشکلات افغانستانی های مقیم ایران ثبت نام کودکان این مهاجران در مدارس است که مدتی است در بسیاری از مناطق رفع شده اما همچنان در شهرهای کوچکتر باقی است.
برخی از کاربران هم نوشته اند که افغانها در ایران حتی اجازه ندارند عضو پیوندی دریافت کنند و به همایونفر توصیه کرده اند تا مشکلات را با «چشم واقعیتری» ببیند نه فقط با یک نگاه «ناسیونالیستی و ملی گرا». در نهایت به مساله نگاه «کارگر ساختمانی» به افغانها اشاره شده و برخی از کاربران نوشتند که «بدلیل تبعیض هایی که علیه افغانستانی ها در دهه های اخیر در جامعه روا داشته شده بسیاری از این مهاجران فرصت نیافتند تا به کارهای دیگری مشغول شوند و برای گذران زندگی روی به کارگری ساختمان آوردند.»
شاعر افغانستانی مقیم ایران: اجازه بدهید جامعه بیصدای ما فرصتی داشته باشد تا کمی از حرف دل ما افغانهای مهاجر را بزند
یکی از مهم ترین واکنش ها به رفتار کارن همایونفر در برنامه عصر جدید را شاعر و نویسنده افغان مقیم ایران داشت. محمد کاظم کاظمی در صفحه اینستاگرام خود خطاب به کارن همایونفر نوشت: «ما جامعهای بی صدا بودیم. رسانه نداشتیم.» عضو گروه علمی برون مرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این نوشته تاکید کرد که برای اولین بار علیرضا محمدی، استندآپ کمدین افغان، این فرصت را بدست آورد تا کمی از حرف دل ما افغانهای مهاجر ساکن ایران را بزند.
در ادامه این پست اینستاگرامی دبیر علمی یازدهمین جشنواره شعر فجر می گوید که همواره سعی کرده در سال های گذشته نسبت به «بی احترامیهایی که به افغانها در رسانهها می شود، اعتراض کند، اما هیچگاه صدایش به جایی نرسیده است. این شاعر مینویسد: «وقتی چهارخونه،(سریال) پخش میشد و بر ما مردم، نام سهشنبه و چهارشنبه گذاشتند، ما اعتراض کردیم ولی صدای ما به جایی نرسید. در نهایت گفتند این طنز است، کمدی است و ما تحمل کردیم.»
محمد کاظم کاظمی با اشاره به طنز بودن استندآپ کمدی علیرضا محمدی به سخنان کارن همایونفر اشاره می کند و تاکید می کند باید این طنز هم تحمل شود.
کاظمی در این نوشته می گوید «شاهد بود که در سال های اخیر نگرش مردم ایران نسبت به مهاجران افغانستانی بسیار بهتر شده و رسانهها به شکلی روزافزون به افغانستان و مردم آن میپردازند.» با این حال به گفته این شاعر مقیم ایران «مهاجران افغان ساکن ایران تنگناها و دشواری های» متعددی را تجربه می کنند. در همین راستا حرف هایی که از زبان علیرضا محمدی در می آید «حرف دل گروه وسیعی از مردم (افغانستانی) است.»

در بخش دیگری از این پست اینستاگرامی محمد کاظم کاظمی از کارن همایونفر می خواهد که «شکیبایی پیشه کند» چرا که حرف هایی که در استندآپ کمدی تنها در حد ده دقیقه زده شده اولین بار است که در رسانه های ایران بیان می شوند و نمی توان به استندآپ کمدین بخاطر اینکه از مهربانی ها و خوبی ها نگفته ایراد گرفت. این شاعر می نویسد: « سخت است انتظار داشته باشیم که او با خودش حساب و کتاب کند که بخشی را به درد دل بپردازد و بخشی را به ستایش.»
در بخش پایانی این نوشته شاعر افغانستانی از احسان علیخانی، مجری برنامه عصر جدید، بخاطر حمایت هایش از جامعه افغانستانی های مقیم ایران تشکر کرد. وی با اشاره به برنامه هایی که احسان علیخانی مجری و تهیه کننده بوده است می نویسد: «رفتارتان و گفتارتان همواره بزرگ منشانه و از سر همدلی و همدردی بود. قدردان این منش و رفتار هستیم و خوشحالیم که امروزه در جامعه ایران، به خصوص در رسانهها و در میان اهالی هنر، ادبیات و دانش، این رفتار و گفتارها روز به روز بیشتر از پیش بوده است.»
افغانستانی یعنی دیگری
خبرگزاری دیاران در این باره اینگونه میگوید: استندآپ کمدی علیرضا محمدی پیرامون مشکلات و محرومیتهای مهاجران افغانستانی در ایران و برخوردهای جامعهی ایران با مهاجران بود. او اجرای خود را با تمرکز بر چشمهای بادامی چهرهاش (عنصر خاص قوم هزاره در افغانستان) شروع کرد. عنصری از هویتش که تا وقتی غیرافغانستانی به شمار بیاید برای مردم ایران جذاب و بامزه و یادآور سریالها و حاکمان شرق آسیا به شمار میآید و وقتی میفهمند او افغانستانی است کلیشههای صدا و سیما را تکرار میکنند.
تأکید بر کارگر شمرده شدن افغانستانیها در ایران و محرومیتهای ریز و درشتی که یک مهاجر افغانستانی در ایران با آنها روبهرو است (محرومیتهای شغلی و محرومیت از برخی حقوق شهروندی) با چاشنی طنز محتوای استندآپ کمدی او را تشکیل میدادند.
اجرای علیرضا محمدی با واکنش یکی از داوران برنامهی عصر جدید (کارن همایونفر) مواجه شد. همایونفر بر شناسنامه و پاسپورت ایرانی خود تأکید کرد و آن را جزء جداییناپذیر هویتش عنوان کرد و از این شکوه کرد که چرا علیرضا محمدی در اجرای خود فقط به نکات منفی زندگی به عنوان یک مهاجر در ایران پرداخته و از خدمات مختلف و امتیازاتی که مهاجران افغانستانی با زندگی در ایران از آن برخوردار شدهاند صحبتی به میان نیاورده است. مجری برنامه احسان علیخانی با دفاع از اجرای علیرضا محمدی عنوان کرد که این اجرا یک اجرای طنز بوده و اجرای طنز در اکثر اوقات به گوشزد کردن نکات منفی و جای خالیها میپردازد.
در فضای مجازی نحوهی واکنش کارن همایونفر به اجرای علیرضا محمدی جنجالبرانگیز شد. برخی از مهاجران تأکید او بر شناسنامه و پاسپورت ایرانیاش و مقدم دانستن ایرانی بودن بر هر معیار دیگری را نژادپرستانه نامیدند.
اما آیا واقعا نحوهی داوری کارن همایونفر و تأکید او بر هویت ایرانیاش نژادپرستانه و به دور از انصاف بوده است؟ آیا مشکلی از سمت علیرضا محمدی وجود نداشته است؟
به نظر نگارنده، جنجالی که بر سر اجرای علیرضا محمدی و نحوهی واکنش کارن همایونفر به وجود آمده ریشهی بسیار عمیقتری دارد و قصه فقط قصهی «برخوردهای بین جامعهی مهاجر و جامعهی میزبان» نیست. یک وجه کاملا مغفول قضیه «معضل هویتی مهاجران افغانستانی حاضر در ایران» نیز هست. تا وقتی که مسئلهی هویتی مهاجران افغانستانی حاضر در ایران به درستی تعریف نشود، چالشها و اصطکاکهای بین جامعهی ایران و جامعهی مهاجران حاضر در ایران و محرومیتهای ساختاری مهاجران از حقوق شهروندی لاینحل خواهد بود.
علیرضا محمدی به درستی و زیبایی و طنازی از محرومیتهای عجیب و غریب یک مهاجر در ایران صحبت کرد. اما این محرومیتها و مسائل تا وقتی که یک واژه اصلاح نشود حل نخواهند شد و آن واژه، دقیقا معضل هویتی مهاجران افغانستانی حاضر در ایران را نمایندگی میکند. شاید اگر این واژه را یک تناقض بنامیم درستتر باشد. علیرضا محمدی در استندآپکمدیاش پس از مقدمهی جذابش خودش را معرفی کرد: من علیرضا محمدی هستم، یک افغانستانی.
آیا علیرضا محمدی واقعا یک افغانستانی است؟ اجرای ۱۰ دقیقهای او کاملا به زبان فارسی معیار تهرانی بود. او حتی لهجهی مشهدی هم نداشت. تهرانی صحبت میکرد. آیا در هیچ کجای افغانستان یک فرد افغانستانی زبان فارسی را با لهجهی تهرانی صحبت میکند؟ مسلما خیر.
علیرضا محمدی یک نسل دومی مهاجر است. کسی است که در محیط ایران بزرگ شده. ریشهای افغانستانی دارد. پدر و مادرش افغانستانی بودهاند. اما خودش بزرگشدهی ایران است و در محیط کشور افغانستان پرورش نیافته. او حق دارد که به خاطر پدر و مادرش خودش را افغانستانی بنامد. اما وراثت تنها وجه هویت آدمی نیست. محیطی که در آن بزرگ شده نیز بسیار موثر است. شناخت او از جامعهی ایران مسلما به اندازهی تمام ایرانیانی است که پدر و مادری ایرانی دارند. او علاوه بر افغانستانی بودن ایرانی هم هست. او با تمام گوشت و پوست و استخوانش ایران را حس کرده و در آن زندگی کرده. نمیتواند بگوید که هویتش فاقد وجه ایرانی است. او در حقیقت یک فرد «افغانستانی- ایرانی» است.
دقیقا همین واژهی اشتباه در معرفیاش است که باعث معضلات بعدی میشود. علیرضا محمدی به عنوان یک نسل دومی مهاجر، خود را محق بر داشتن بسیاری از حقوق شهروندی میداند. تمام نسل دومیهای مهاجر در هر کجای دنیا اینگونهاند. او به طرز بیان نشده و ناخودآگاهی خود را افغانستانی-ایرانی میداند. همانطور که یک فرد ایرانی-آمریکایی در کشور آمریکا خود را محق میداند که از حقوق شهروندی برخوردار باشد و مطالبهگری هم میکند او هم به عنوان یک افغانستانی-ایرانی خود را بر داشتن حقوق شهروندی محق میداند و بقیهی اجرای او بیان طنزآمیزی از محرومیتهای عجیب و غریب است.
معضل هویتی بسیاری از نسل دومیها و سومیهای مهاجر در ایران بازی کردن ناخودآگاه آنان در پارادایم سیاست بازگشت است. سیاست بازگشت سعی میکند که مهاجران افغانستانی را تا حد ممکن افغانستانی محض بداند. وقتی یک مهاجر حتی یک نسل سومی و چهارمی خود را افغانستانی محض بداند، یک دیگری به شمار میآید. یک دیگری که در کشور ایران مهمان است و باید از ایران برود. وقتی فردی خود را افغانستانی معرفی میکند، حتی شوخی داشتن کارت ملی هم متناقض جلوه میکند. فردی که خودش را افغانستانی صرف میداند برای چه باید کارت ملی ایرانی داشته باشد؟ کارن همایونفر خودش را یک ایرانی صرف میداند. اگر با همین چهارچوببندی شکایت کند که چرا به من ایرانی، گرین کارت آمریکا داده نمیشود عجیب نخواهد بود؟
شاید در نگاه اول واکنش کارن همایونفر خیلی ناسیونالیستی به نظر بیاید. اما بخش بسیار بزرگی از مسئله این است که خود نسل دومیها و سومیهای مهاجر در ایران چهارچوببندی درستی از هویت خود ارائه نمیدهند. آنها تحت تأثیر عوامل مختلف (پارادایم سیاست بازگشت، واکنشهای ناخودآگاه به اصطکاکهای جامعهی میزبان و مهمان، چهارچوببندیهای رسانهها و…) خود را افغانستانی و یک فرد تبعهی خارجی معرفی میکنند. در حالیکه زیست و انتظارات آنان این نیست. آنها همانقدر که افغانستانی هستند ایرانی هم هستند. شاید حتی اگر بگوییم وجه ایرانی بودنشان پررنگتر هم هست پربیراه نگفته باشیم که نپذیرفتهشدن آنان در جامعهی افغانستان و اطلاق واژهی «ایرانیگک» بر آنان گواهی بر این مدعا است. و البته که آنان ایرانی صرف هم نیستند. وقتی یک فرد افغانستانی-ایرانی خود را به نادرست افغانستانی معرفی میکند، عملا خود را دیگری و یک غیرخودی معرفی میکند. پیشفرض را بر غریبه بودن میگذارد. وقتی کسی خودش را غریبه مینامد مطمئنا انتظارات و تقاضاهایش مبنی بر آشنا شمرده شدن با واکنش روبهرو میشود.
اجرای طنز علیرضا محمدی در برنامهی عصر جدید میتواند فتح باب خوبی در باب هویت مهاجران نسل دوم و سوم حاضر در ایران باشد. موضوعی که هم باید اندیشمندان جامعهی ایران به عنوان جامعهی میزبان و هم اندیشمندان مهاجر حاضر در ایران به آن بیشتر و بیشتر بپردازند.
فیلم کامل اجرای علیرضا محمدی را در ویدیو زیر میتوانید ببینید.
