شفقنا افغانستان – محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان در پیامی به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد شهادت استاد مزاری، اظهار داشت: مردم افغانستان حکومت هیچ گروه تک قومی، ایدئولوژیکی و سیاسی را با رویکرد انحصاری و استبدادی بر نمی تابند.
متن پیام محمد کریم خلیلی به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد شهادت شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری به شرح زیر می باشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً
نخست فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد شهادت شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری و یاران شهیدش را به هموطنان عزیز تسلیت عرض مینایم، و به ارواح پاک آن شهیدان والامقام و همه شهدای راه آزادی و عدالت درود می فرستم.
ملت باعزت و سربلند افغانستان!
امسال؛ در حالی از بیست و هشتمین سالگرد شهادت شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری، تجلیل به عمل میآوریم که مردم ما در دشوارترین روزها و سخت ترین شرایط زندگی سیاسی و اجتماعی خود قرار دارد. وضعیت ناگوار اقتصادی، بیکاری و فقر، تداوم ناامنی و خشونت، مدیریت معیوب کشور در همه سطوح، نابسامانی و از هم پاشیدگی امور عمومی، غیریت سازی و رفتارهای تبعیضآمیز، نگرانی و نا امیدی از آینده، از شاخصهای اصلی افغانستان امروز است. در کنار نابسامانی عمومی و مشکلات ناشی ازآن، تفسیرهای خاص و سلیقهای از آموزه های رهایی بخش اسلام و رفتار زن ستیزانه بنام شریعت، که بیشتر ریشه در فرهنگ و رسوم محلی و قبیله ای دارد؛ سبب شده است تا نصف پیکره فعال و با استعداد جامعه به حاشیه رانده شود، و از ابتدایی ترین حقوق شان به شمول حق داشتن آموزش و اشتغال و فعالیت های اجتماعی محروم؛ و دروازه های دانشگاهها و مکاتب و ادارات به روی آنان بسته گردد. در کنارهمه مشکلات مذکور؛ گروه های قومی_مذهبی، فرهنگی و زبانی به اشکال متفاوت، از ساختار حکومت و مدیریت عمومی و مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور، به حاشیه رانده شده و همانند بیگانه با آنان رفتار میشود. هر روز که میگذرد فضای بی اعتمادی و برخورد امنیتی با گروه های قومی مختلف گسترده تر میگردد. این وضعیت سبب شده که نگرانی و نا امیدی عمومی نسبت به آینده کشور، در بالاترین حد برسد. و اکنون بسیاری از هموطنان ما از سر استیصال و نا امیدی به فکر ترک وطن هستند. در کنار این مشکلات، آنچه که بیش از همه تأسف بار می باشد ارائه یک تصویر ضد انسانی و قرون وسطایی از اسلام عزیز است که فرصت هر نوع تعامل با دنیایی در هم تنیده و وابسته به یکدیگر را برای افغانستان مسدود ساخته. در حالیکه اسلام آئین رهایی بخش است و کرامت انسانی از ارزشهای بنیادین آن به شمار می رود. از نظر اسلام، زنان همانند مردان از همه حقوق و امتیازات اجتماعی، از جمله حق تحصیل برخوردارند.
امروز در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، مردم از حقوق برابر شهروندی، حق مشارکت در تعیین سرنوشت و مدیریت سیاسی کشور، آزادی بیان و عقیده محروم گردیده، روحیه مدارا و رواداری و تعامل و تفاهم، باور به کثرت گرایی و تنوع گرایش سیاسی، که از لازمه زیست مسالمت آمیز در جوامع چند قومی و زبانی و فرهنگی و مذهبی است، جای خود را به غیریت سازی، تقابل و خشونت، انحصار و استبداد داده است. به همین دلیل امید جهانیان به افغانستانی که عضو مسئول جامعه بین المللی و پاسخگو در قبال تعهدات و کنوانسیونهای چند جانبه باشد و به ارزشهای انسانی احترام بگذارد، نیز در حال از بین رفتن است. در حقیقت هیچ نشانی از درک ضرورتهای زندگی در دنیای مدرن و منافع علیای کشور و استفاده از ظرفیتهای جامعه جهانی در جهت فراهم ساختن زمینه زندگی شایسته برای مردم، در رفتار گروه حاکم دیده نمیشود. اکنون مسأله اصلی برای هر یک از شهروندان آگاه و با درک افغانستان پاسخ به این پرسش است؛ که چه باید کرد؟
رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، با شناخت عمیق از عوامل و ریشه های بحرانهای تاریخی کشور، که همانا وجود اندیشه برتری جویانه تباری، تفکر تمامیت خواهی و زیاده طلبی های ویرانگر است، راه حل بحرانهای ممتد و متوالی در کشور را تنها در برقراری عدالت اجتماعی در همه ابعاد زندگی جمعی مردم افغانستان میدانست. از نظر شهید مزاری راه حل بحران کشور در پذیرش واقعیتهای متکثر جامعه افغانستان و احترام به تنوع در همه عرصه ها نهفته است. به باور وی: «ریشه اصلی تمام فاجعه ها در کشور، انحصار طلبی و نا دیده گرفتن حقوق دیگران است». وی همواره تأکید می کرد؛ تا هنگامی که حقوق ملیتهای کشور تأمین نشود، مشکل افغانستان حل نمیگردد.
بدون تردید، در این برههای از تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی کشور، تفکر و اندیشه شهید مزاری برای ما نقش چراغ راهنما را دارد؛ و مسیر ما را در میدان پرتلاطم سیاست افغانستان مشخص میسازد. بازخوانی اندیشه شهید مزاری به ما کمک خواهد کرد تا مسیر آینده را با دقت بیشتر طینمائیم. در روشنائی اندیشه آن شهید بزرگ نکات ذیل را به محضر ملت شریف و رنج دیده افغانستان اعلام می نمایم:
1. مردم افغانستان حکومت هیچ گروه تک قومی، ایدئولوژیکی و سیاسی را با رویکرد انحصاری و استبدادی بر نمی تابند. مصالح ملی ایجاب میکند که همه گروه های قومی، سیاسی و مذهبی روی یک ساختار سیاسی عادلانه و تشکیل یک حکومت فراگیر و منتخب و بر آمده از اراده آزاد مردم، به صورت جدی گفتگو نموده، به تفاهم برسند.
2. صلح و ثبات در افغانستان با سیاست ارعاب و تهدید، جنگ و خشونت تآمین نمیشود. برای رسیدن به صلح واقعی و سامان یافتن سرنوشت جمعی در کشور، نیاز به مدارا و تساهل، گفتگو و تفاهم است.
3. هر نوع نظام سیاسی، باید بر آمده از اراده آزاد مردم، و مبتنی بر انتخابات باشد. بدون انتخابات هیچ حکومتی مشروعیت نخواهد داشت و از حمایت مردم برخوردار نخواهد بود. .
4. از موضع جامعه جهانی مبنی بر عدم شناسایی طالبان تا زمان ایجاد یک حکومت فراگیر اظهار سپاس می نمایم. اداره طالبان یک اداره انحصاری قومی، گروهی و ایدئولوژیکی است. به رسمیت شناختن یک چنین ادارهای به معنای پا گذاشتن روی ارزشهای حقوق بشری و نادیده گرفتن خواست بخش وسیعی از مردم افغانستان است.
5. بدون تردید، حیات کشور و جامعه در گرو باز بودن دروازه های مکاتب و دانشگاه ها به روی همه اتباع کشور است. اعمال اپارتاید جنسیتی و محروم ساختن زنان از حق تحصیل، اشتغال و فعالیت های اجتماعی، خلاف آموزه های دین اسلام و روش پیشوایان دینی و در تضاد آشکار با ارزشهای حقوق بشری است. دروازه های مکاتب و دانشگاه ها باید هر چه زودتر به روی فرزندان وطن گشوده شوند.
6. وحدت و یکپارچگی کشور برای ما یک اصل است. اما این اصل زمانی تامین میشود که روابط ملی بر اساس عدالت و برادری تنظیم گردد. چنانکه شهید مزاری میگوید: «ما معتقد هستیم که هرکس روی تمامیت ارضی افغانستان و روی وحدت ملی افغانستان فکر میکند، باید با واقعیتهای عینی جامعه برخورد بکند و تمام جریانات سیاسی و اقوام و ملیتها را در نظر بگیرند.»
7. از نظر شهید مزاری، الگوی کامل ساختار نظام سیاسی عادلانه، که امکان سهیم شدن و توزیع قدرت در بین گروه های قومی، به تناسب نفوس آنان و انتخابی بودن حکومت و دیگر ارزشهای دموکراتیک تضمین میگردد؛ سیستم نظام فدرالی است. او میگوید: «ما سیستم فدرالی که در آن حقوق همه مردم افغانستان رعایت شده و سیستم انحصاری قدرت را در هم میشکند مناسب ترین ساختار سیاسی برای آینده افغانستان میدانیم.» و در این رابطه توضیح میدهد: «در این سیستم که با توجه به واقعیتهای جامعه افغانستان و بافت و ترکیب قومی، مذهبی و محلی آن پیشنهاد میگردد؛ بسیاری از مشکلات کنونی حل گردیده و خواسته های برحق کلیه ملیتها و اقوام افغانستان مبنی بر سهم گیری در تصمیم گیریهای سیاسی مربوط به کشورشان تحقق می یابد.»
در پایان بار دیگر، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد شهادت شهید وحدت ملی را تسلیت عرض مینمایم؛ و نیز به شما مردم مقاوم و پیروان جریان عدالت خواهی اطمینان میدهم؛ که پرچم عدالت خواهی، قدرت مندانه تر ازهمیشه به اهتزاز در خواهد آمد. گرچه در این راه با فراز و نشیب های مواجه بودهایم؛ ولی این فراز و نشیبها، ذرهای در اراده و تعهد ما به تحقق عدالت اجتماعی و حقوق مسلم شما، خللی وارد نخواهد ساخت. راه مبارزه در ابعاد مناسب برای خواسته مشروع ملت ما ادامه دارد. اما به هیچ وجه طرف دار جنگ و خشونت و پیچیده تر شدن بحران کشور نیستیم.
در اخیر ازدرگاه رحمت بی منتهای خداوند منان آرزومندم که به برکت خون شهدای وطن، روزی شاهد افغانستان آرام، آزاد، آباد، عاری از خشونت، ویرانی و مهاجرت فرزندان وطن باشیم.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
محمد کریم خلیلی
5 حوت 1401
