شفقنا افغانستان – پس از به قدرت رسیدن طالبان، انبوهی از شهروندان افغان کشور را ترک کرده و به امید روزگاری بهتر آواره کشورهای دور و نزدیک شدند.
این پناهجویان با چالش ها و مشکلات فراوانی روبه رو هستند که متاسفانه مورد سوء استفاده های زیادی قرار می گیرند.
«فهیم ستوده» در مطلبی که در روزنامه 8 صبح منتشر کرده، نگاهی به همین چالش های مهاجران در کشورهای همسایه به شرح زیر پرداخته است:
مصیبت و نکبتی که دامن جامعه را گرفته، یکی دو تا نیست. هر طرف ببینیم، موجی از نکبت و بلاهت چنبره زده است. این نکبتها جامعه را به تباهی سوق میدهند. دلیل اینهمه نکبت و شر، نبود حاکمیت قانون است. غیبت حاکمیت قانون در کشور، عوامل مختلفی دارد، ولی در شرایط کنونی اصلیترین عامل آن گروه طالبان است.
مصیبتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در حدی است که نمیشود همه آنها را فهرست کرد. یک نمونه این مصیبتها، مهاجرت افغانهاست. بخش بزرگی از کسانی که اندوختههای علمی و مهارتهای فنی دارند، کشور را ترک کردهاند. این مهاجرت کتلهای، همچنان ادامه دارد. آنهایی که میتوانند از حاکمیت طالبان فرار کنند و به کشورهای دور و نزدیک پناه بگیرند، در آنجا نیز مصیبتهای جدیدی دارند. میلیونها افغان در پاکستان و ایران مهاجرند و تحت فشارهای شدید اقتصادی و سیاسی قرار دارند. آنها اگر یک افغان در کشوری اشتباهی را مرتکب شود، مجبور میشوند بهصورت گروهی تاوان آن را بپردازند. دولتهای کشورهای همسایه هم وقتی کمپول شوند، دکان جدیدی بر جیب مهاجران افغان باز میکنند. این دکانها هر روز تنوع بیشتر مییابند و گستردهتر میشوند. مردم افغانستان به دلیل مشکلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی مجبورند کشور را ترک کنند و این مجبوریت را ایران و پاکستان بهخوبی درک میکنند. بنابراین، از وضعیت موجود به نفع خود استفاده میکنند. هر بار اگر با سازمانهای بینالمللی نظیر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندهگان (UNHCR) و سازمان بینالمللی مهاجرت (IMO) هم مشکلی در مورد پرداختها برای میزبانی از مهاجران افغان برمیخورند، دست به آزارواذیت و بازداشت گروهی مهاجران میزنند. اگر با مشکل اقتصادی برمیخورند، باز هم بر جیب مهاجر افغان دکان باز میکنند. اکنون مهاجرت افغانها به پاکستان و ایران، یک بازار پرسود برای این کشورهاست.
از یک طرف مهاجران نیروهای کار ارزان هستند و شاقترین کارها را پیش میبرند. از سوی دیگر، آنها هیچگونه خدماتی را از طرف دولتهای میزبان دریافت نمیکنند. نه حق آموزش و کار رسمی را دارند و نه خدمات صحی و بیمه برای آنها وجود دارد. انسانها در کشورهای همسایه ما به طبقات مختلفی دستهبندی شدهاند که پایینترین طبقه مهاجران افغان هستند؛ کسانی که نه دولتی برای دفاع دارند، نه سازمانهای بینالمللی حوصله دفاع و حمایت دوامدار از آنها را دارند و نه گزینهای جز تحمل مشقتهای زندهگی قانونی یا غیرقانونی در این دو کشور را. بنابراین، دولتهای این دو کشور هم مجاری قانونی را برای مهاجرت و پناهجویی بستهاند تا تعامل و مراوده در بازار سیاه صورت گیرد. این بازار، پول بیشتری از مهاجر و پناهجو مصرف میکند و دولتها هم مسوولیتی بابت خدمات برعهده نمیگیرند.
ویزای ایران و پاکستان در افغانستان بهصورت قانونی کمتر به دست میآید. متقاضیان مجبور میشوند از بازار سیاه ویزا را با قیمت بسیار بلند تهیه کنند. ویزای پاکستان که زمانی رایگان بود و اکنون باید ۱۸ دالر باشد، در بازار سیاه نزدیک به صدبرابر آن قیمت دارد. حالا ویزای یکساله این کشور با اقامت دوماهه، از ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ دالر در بازار سیاه معامله میشود. کسانی که جانشان در خطر است یا پروندههای مهاجرتی دارند، مجبورند این پول را تهیه کنند و بپردازند. بخشی از دلالان این بازار، کلاهبرداری میکنند و ویزای جعلی در بدل اینهمه پول گزاف توزیع میکنند. متقاضیانی که با چنین ویزا به مرزها یا میدانهای هوایی مراجعه میکنند، ضمن آنکه پول و زمان را از دست میدهند، این بار به چنگ طالبان میافتند و ناگزیرند به سوالهای آنها هم پاسخ دهند و شکنجههایشان را تحمل کنند.
وقتی پناهجویی به پاکستان میرسد و پس از اندکی اقامت قانونیاش به پایان میرسد، مجبور است برای تمدید ویزا اقدام کند. دولت پاکستان به رغم اینکه هزینه درخواست تمدید ویزا را دریافت میکند، اما هیچگاه به این درخواستها پاسخ نمیدهد و از مجرای قانونی ویزای مهاجران افغان را تمدید نمیکند. از جانب دیگر، پولیس این کشور مهاجران را زیر فشار میگیرد و بابت نداشتن ویزای بهروز آنها را به زندان میاندازد و از آنها اخاذی میکند. بنابراین، یک مهاجر افغان در پاکستان مجبور است این بار برای تمدید ویزای خود به بازار سیاه مراجعه کند. از یک طرف آنها حق کار را ندارند و از سوی دیگر مجبورند هر بار به دلالهای بازار سیاه پول بپردازند تا ویزایشان را تمدید کنند و اقامت قانونی داشته باشند. آنهایی که توان پرداخت این پول را ندارند، مشکلاتشان مضاعف است. صدها هزار مهاجری که بهصورت غیرقانونی وارد این کشور شدهاند، وضعیت بهمراتب بدتری دارند. آنها با خطر بازداشت، زندان و برگشت دادن اجباری به کشور زیر سلطه طالبان مواجهاند. سازمانهای بینالمللی مهاجرت نیز برای حل این مشکلات تلاشی به خرج نمیدهند. از جمله UNHCR در پاکستان حتا روند توزیع کارت مهاجرت را تعلیق کرده است و کسانی که بیش از یک سال پیش درخواست دادهاند، هنوز پاسخی نگرفتهاند. سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) که مسوولیت پروسس پروندههای مهاجران را برعهده دارد، مطابق نیاز نیرو ندارد. با توجه به حجم بزرگی از پروندهها، این نهاد باید نیروی بشری و ظرفیت اداری خود را افزایش دهد تا به پروندهها رسیدهگی کند.
در ایران هم مشکلات متعدد و در مواردی با تنوع بیشتر وجود دارد. برخی از مهاجران افغان که بهصورت قانونی رفتهاند، مجبورند ویزای خود را تمدید کنند. برای تمدید ویزا، اکثرا مجبورند وارد خاک افغانستان شوند و دوباره به ایران بروند. کسانی که وارد افغانستان میشوند، ضمن تحمل هزینه این مسافرت، با خطر بازداشت از سوی طالبان نیز مواجهاند. یکی از نمونههای آن، رضا شهیر است که به همین هدف وارد افغانستان شد و به زندان طالبان افتاد. این وضعیت یک بازار سیاه دیگر را در ایران هم روی جیب مهاجران افغان ایجاد کرده است. دلالان این بازار در بدل پول گزافی که میگیرند، پاسپورتها و ویزای مهاجران را به مرزهای منتقل میکنند و مهر خروجی و دخولی میزنند. این بازار هم بیخطر نیست. یکی از خطرها، احتمال جعلی بودن مهرهاست. اگر مهری جعلی باشد، آن زمان سرنوشت مهاجر با پولیس سختگیر ایران گره میخورد.
یکی از مشکلاتی که مهاجران افغان در پاکستان و ایران با آن مواجهاند، برخورد پولیس دو کشور با آنها به دلیل اشتباهات دیگران است. اخیرا در پاکستان پولیس صدها مهاجر افغان را به بهانه نداشتن اسناد مهاجرتی بهروز بازداشت کرده است. برخی از آنها با پرداخت پول و تعدادی هم با وساطت و ضمانت پاکستانیها آزاد شدهاند، ولی اکثرا هنوز در زندان هستند. زمزمههایی شنیده میشود که پولیس پاکستان به برخی از مهاجران گفته است که یکی دو افغان در فرانسه قمر جاوید باجوا، رییس پیشین ارتش این کشور را دشنام دادهاند و اکنون آنها به افغانها «درس عبرت» میدهند. اگر این صحبتها درست باشد، مصداق این ضربالمثل است: «گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن زرگری». در ایران هم وقتی مساله آب رود هیرمند بالا گرفت، موج بازداشت و اخراج مهاجران افغان تشدید شد. همین چند روز پیش که تیمهای ملی فوتبال افغانستان و ایران در قالب مسابقات آسیای مرکزی باهم بازی داشتند و افغانستان ۱-۶ باخت، دو مهاجر افغان در ایران ویدیویی ساختند و بابت باخت تیم کشورشان خوشحالی کردند. یکی از آنها در آن ویدیو میگوید که اگر افغانستان میبرد، آنها رد مرز میشدند.
اینهمه فشار بر مهاجران در کشورهای همسایه پاکستان و ایران، به دلیل این است که چیزی به نام دولت مشروع در افغانستان وجود ندارد. غیبت دولت مشروع، دلیل اصلی مهاجرتهای سیلآسا و گروهی است. از طرفی، کشورهای همسایه که از میلیونها مهاجر افغان میزبانی میکنند، به تعهدات بینالمللی خود اهمیتی نمیدهند. این مهاجران افغان هم دولت حامی ندارند که دولتهای میزبان را تحت فشار قرار دهد یا از آنها بخواهد تا به تعهدات بینالمللی خود وفادار بمانند و به آن عمل کنند. بنابراین، تا زمانی که این حجم از مهاجرت افغانها به کشورهای همسایه وجود داشته باشد، بازار سیاه بر جیب آنها و آزارواذیتشان از سوی پولیس دو کشور جریان خواهد داشت. این سیل مهاجرت اگر دولت مشروع و قانونی سر کار نیاید، متوقف نخواهد شد. این جریان در صورتی میتواند متوقف شود که دولت مشروع سر کار آید و مزایای زندهگی در افغانستان نسبت به مهاجرت به ایران و پاکستان بیشتر باشد. از جمله مردم در افغانستان زن و مرد صاحب نان، کار، آزادی، حق آموزش و سایر حقوق بشری خود باشند. اینهمه با رژیم طالبان که فقر را به خدا حوالت میدهد، بابت وضعیت نابهسامان اقتصادی کشور مسوولیت نمیگیرد و حقوق بشر را از اساس اشتباه و مغایر خوانش خود از اسلام میداند، تامین شدنی نیست. به معنای دیگر، تا زمانی که طالب بر سرنوشت مردم و سیاست و اقتصاد کشور حاکم باشد، مزایای زندهگی در کشور نسبت به مهاجرت بیشتر نمیشود. بنابراین، مهاجرت گروهی همچنان ادامه مییابد و افغانهای بیشتری مجبور به تحمل مشقتهای مهاجرت به کشورهای همسایه خواهند شد.
با این حال، سرنوشت محتوم مردم افغانستان، وضعیت جاری نیست. این وضعیت، با توجه به سیاست و رفتاری که طالبان در پیش گرفتهاند، خیلی دیرپا نخواهد بود. این گروه مردم را در مضیقه قرار داده است و روزی همین مردم چارهای برای وضعیت سیاسی کشور خواهند یافت. آن روز، مردم افغانستان کمتر مهاجر خواهند شد و حقارت کمتری را تحمل خواهند کرد.
