سه‌شنبه 18 قوس 1404

آخرین اخبار

دنمارک حدود پنج میلیون دالر کمک برای افغانستان اختصاص داد

شفقنا افغانستان - دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل...

چین از طالبان و پاکستان خواست اختلاف خود را از طریق گفت‌وگو حل کند

شفقنا افغانستان - وزارت خارجه طالبان از پاکستان و...

قتل هدفمند شیعیان هزاره‌ در ارزگان؛ یک جوان به 25ساله به ضرب چاقو کشته شد

شفقنا افغانستان - منابع در ولسوالی ارزگان خاص ولایت...

نرخ اسعار؛ سه‌شنبه (18 قوس)

شفقنا افغانستان - نرخ اسعار در بازار مرکزی ارز...

وزیر تحصیلات طالبان با مشاور رهبر ایران دیدار کرد

شفقنا افغانستان - ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات طالبان،...

گزارش‌ها از وقوع انفجار در پنجشیر

شفقنا افغانستان -گزارش‌ها حاکی است که صدای وقوع دو...

بیش از 600 خانواده مهاجر طی یک روز به افغانستان بازگشته‌اند

شفقنا افغانستان - براساس آمار طالبان، ۶۲۳ خانواده مهاجر...

ارزش پول افغانی و نرخ طلا در کابل؛ دوشنبه (17 قوس)

شفقنا افغانستان - ارزش پول افغانی و نرخ طلا...

در سال جاری یک‌میلیون و 800 هزار از مرز دوغارون به افغانستان بازگشته‌اند

شفقنا افغانستان - معاون امنیتی و انتظامی استانداری خراسان...

وزیر خارجه ایران برای رایزنی‌های دوجانبه وارد باکو شد

شفقنا افغانستان – سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه...

مجارستان: اتحادیه اروپا در حال آماده‌سازی برای جنگ با روسیه است

شفقنا افغانستان – ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، ادعا...

احتمال برفباری در چهار ولایت پیش‌بینی شد

شفقنا افغانستان - ریاست هواشناسی وزارت ترانسپورت و هوانوردی...

طالبان از فردا شاهراه سالنگ به روی وسایط باربری سنگین وزن بازگشایی می‌کنند

شفقنا افغانستان - وزارت فواید عامه‌ی طالبان می‌گوید که...

تداوم مجازات صحرایی؛ طالبان ۳۴ نفر را در خوست در ملاءعام شلاق زدند

شفقنا افغانستان - دادگاه عالی طالبان از اجرای حکم...

ایران از ادامه تنش میان طالبان و پاکستان ابراز نگرانی کرد

شفقنا افغانستان - اسماعیل بقایی، سخن‌گوی وزارت امور خارجه‌ی...

کارآفرینی برای زنان در سایه ترس از طالبان؛ «دانشجوی دختر دانشگاه کابل برای بیش از صد زن کار ایجاد کرد»

شفقنا افغانستان – پس از به قدرت رسیدن گروه طالبان زنان و دختران افغان از درس و تحصیل و حتی کار محروم شدند. طالبان چنان عرصه را برای این گروه از جامعه تنگ کرده اند که حتی آرایشگاه ها و حمام های زنانه توسط عمال این گروه تعطیل شد. بسیاری از زنان سرپرست خانوار و خانم های شاغل از کار محروم شدند و سفرهای خالی آنها روز به روز خالی ترگشته و امید و آرزوی های آنان به یاس و نامیدی بدل گشته است.

نجیبه دانشجوی سال سوم دانشگاه کابل که از همانند مابقی دختران و زنان افغان از آموزش و تحصیل محروم گشت اما امیدش را از دست نداده و با ترس و اضطراب از طالبان موفق شد که کار آفرینی کند.

در وی ترس غریبی این روزها وجودش را فرا گرفته است. دستانش می‌لرزد. نگاه‌هایش هر دم به درب مغازه‌‌اش دوخته می‌شود. نگران است که مبادا طالبان بیایند و مغازه او را ببندند. او با صدای مشتریانش از حالت نگرانی و گیجی بیرون می‌آید و دوباره خود را در فضای واقعی می‌یابد. او برای این کار هر روز همانند عسکر ایستاده پا، جلو مغازه‌اش کشیک می‌دهد تا با آمدن طالبان از خود و مغازه لباس محلی که چند ماهی از باز کردن آن می‌گذرد، با زبان قانع‌کننده دفاع کند. اما نجیبه بار دیگر بوی ناامیدی و از بین رفتن رویای بدیلش را استشمام کرده است. او و خانوده‌اش نگرانند که گروه طالبان آخرین امید و راه درآمد آن‌ها و آرزوی دختری را که برای رسیدن به آن روزهای پُرمشقت زیادی را سپری کرده، بگیرد. به همین دلیل، خواب در چشمان نجیبه و اعضای خانواده‌اش حرام شده است.

نجیبه دانش‌جوی سال سوم دانشگاه کابل است. او در رشته‌ علوم طبیعی در دانشکده فزیک درس می‌خواند. پس از بسته شدن درب دانشگاه‌ها به‌روی دختران و تجربه سخت سه ماه خانه‌نشینی، او تصمیم می‌گیرد تا در جست‌وجوی راهی برای بقا باشد. نجیبه برای بهبود اقتصاد خانواده و رهایی از چهاردیواری خانه که گروه طالبان برایش تدارک دیده‌، کاری را ایجاد می‌کند تا روزهای دشواری که در حسرت ادامه تحصیل می‌گذرد، اندکی قابل تحمل شود. آغاز فعالیت کاری او سخت و طاقت‌فرسا بود، بارها به زمین خورد و دوباره با تکیه بر شانه استوار پدر از جا برخاست. او کارش را با دوختن و آماده کردن سه جوره لباس محلی آغاز کرد. لباسی که پس از آماده شدن، نجیبه آن را پشت خانه‌های مردم برای فروش می‌برد. او برای فروختن لباسش کوچه‌ها را یکی پس از دیگری پرسه می‌زند و بارها از پشت درب خانه‌های همسایه و اهالی منطقه‌اش رانده می‌شود؛ ولی او هیچ‌گاه از کارش دست نمی‌کشد و بار دیگر فراتر از منطقه‌ای که در آن زنده‌گی می‌کند، برای فروش لباس پشت خانه‌های مردم می‌رود. سرانجام، نجیبه پس از گذشت یک ماه قادر به فروش لباس دست‌دوزی خود می‌شود؛ لباسی که شب‌وروزش را صرف دوختن آن کرد تا با تار سند و سوزن نقش و نگار زیبایی را در آن بدوزد و دل مشتریانش را برباید.

او از فروش اولین لباس‌هایش کمتر از ۲۰ هزار افغانی عواید می‌کند. این مقدار پول که در برابر دوختن لباس دست‌دوزی که نقشه و راه آن همانند رسیدن به رویاهایش سخت و پرخم‌وپیچ بود، ناچیز است. با آن‌هم، مقدار پول به‌دست آمده روزنه‌ای برای ادامه‌ کار نجیبه می‌شود. او بار دیگر با خریدن تکه و تار سند و دیگر وسایل مربوط به لباس محلی، چند جوره لباس دیگر را نیز می‌دوزد و به فروش می‌رساند. تلاش‌های چندماهه نجیبه ثمر خوبی نمی‌دهد و او برای ایجاد مغازه و به کرایه دادن لباس برای دوخت به سرمایه بیشتری نیاز دارد. او لحظه‌‌ای خود را در پرتگاه ناامیدی می‌بیند و راهی نیست تا خود را از افتادن به آن نجات دهد. پدرش نیز پس از حاکمیت طالبان بیکار شده و هیچ سرمایه‌ای ندارد تا دست دخترش را بگیرد.

سکوت سنگینی بر در و دیوار خانه‌ آنان حاکم می‌شود. این لحظه‌های دلگیر به کندی می‌گذرد. همه بُهت زده به یکدیگر نگاه می‌کنند و چاره‌ای برای ادامه‌ کار نمی‌یابند. این سکوت سنگین و فضای ناامیدی به‌دست مادرش می‌شکند. این بار مادر او دستگیر دختر سخت‌کوش خود می‌شود و با فروختن مقداری جواهرات که آن را در روزهای اول ازدواجش از سوی خانواده خسرانش تحفه گرفته بود، پشت نجیبه را برای کرایه گرفتن دکان در یکی از فروشگاه‌های شهر کابل، پُر می‌کند.

نجیبه پس از فروش جواهرات مادرش قادر به کرایه گرفتن دکان در یکی از فروشگاه‌های شهر کابل می‌شود و کارش را با شش جوره لباس دست‌دوزی و ماشینی آغاز می‌کند. او می‌گوید: «در اول من فقط شش جوره لباس دست‌دوزی داشتم و مجبور شدم برای پُرکردن دکان از لباس‌های ماشینی نیز استفاده کنم، چون پول کافی برای دوخت لباس نداشتم.» با گذشت زمان، او لباس‌های زیادی را برای دوختن به زنان می‌دهد و آن را به مشتریانش می‌فروشد.

نجیبه در شرایطی که گروه طالبان به دلیل جنسیتش او را محکوم به خانه‌نشینی کرده است، تا حدی توانسته خارهای سد راهش را بردارد. اکنون او نه‌ تنها برای خودش شغلی دست‌وپا کرده، بلکه به بیش از صد زن دیگر نیز زمینه‌ کار فراهم کرده است. او به زنان لباس می‌دهد تا آن را بدوزند و در مقابل از هر جوره لباس به آنان حدود هفت هزار افغانی یا بیشتر از آن دستمزد می‌دهد.

 

اما ادامه‌ کار برای او در شرایطی که گروه طالبان فعالیت زنان در بیرون از خانه را ممنوع اعلام کرده است، با گذشت هر روز دشوارتر می‌شود. پیش از این، طالبان درب دانشگاه‌ را به‌روی او بستند و آرزوهایش را خاکمال کردند. نجیبه همانند بسیاری از دختران دانش‌جوی دیگر برای راهیابی به دانشگاه شب از روز نشناخته بود و سخت درس می‌خواند. او سه سال تحصیلی را برای دستیابی به رویاهایش تلاش کرده بود و روز فارغ شدنش را از دانشگاه بارها در ذهن خود جشن می‌گرفت؛ اما به او اجازه ندادند که به رویاهایش دست یابد. پای آرزوهای او را شکستند و زنجیر ناامیدی را دور آن بستند.

نجیبه روزها و شب‌ها را در سوگ رویای ازدست‌رفته‌اش اشک ریخته است. او دیگر نمی‌خواهد معلم شود و به شاگردانش درس زنده‌گی بیاموزاند. او را نگذاشتند به شغل رویایی‌اش دست یابد. نجیبه را مجبور کردند بی‌خیال درس و ادامه‌ تحصیل شود و رویا بدل کند. او اکنون می‌خواهد شغل نوپای خود را گسترش دهد و از این طریق، فرهنگ لباس افغانی به‌خصوص لباس هزاره‌گی را در داخل و خارج از کشور به معرفی بگیرد و در آینده نیز تاجر مشهور شود. او می‌گوید: «شغلی را که خیلی دوست داشتم با منع کردن از ادامه تحصیل از من گرفتند، اما حالا می‌خواهم همین کار خود را گسترش بدهم و به همه‌ ولایت‌ها سفر کنم، و در آخر هم یک تاجر مشهور شوم.»

اما طالبان رویای بدیل او را نیز در محاصره گرفته‌اند و در صدد تصاحب آخرین امید او هستند. آنان نمی‌خواهند که نجیبه در اجتماع برای کار فعالیت داشته باشد و در کمین هستند تا در صورت خطا دست‌وپای او را برای همیشه ببندند: «در منزل فروشگاه که دکان گرفتم، همه زنان فروشنده‌اند و صاحب این فروشگاه نیز به طالبان گفته که هیچ مردی به منزل زنان اجازه ورود ندارد؛ اما اگر طالبان یک مرد را هم ببینند این کار را از من خواهند گرفت.»

حال این روزهای او به ماهی‌ای می‌ماند که در داخل آب نیز تنفس برایش دشوار شده است. حس ترس از ورود افراد طالبان به مغازه‌اش هر دم وجود او را فرا می‌گیرد و از سوال‌ها و پاسخ دادن به این گروه خسته شده است.

منبع: 8 صبح

اخبار مرتبط