شفقناافغانستان -در جزء ۲۷ از آیه ۳۱سوره ذاریات آغاز و تا آیه ۲۹ سوره حدید ادامه دارد. در این جز بخشی از سوره ذاریات ، طور ، نجم ، قمر، الرحمن، واقعه، و حدید قرار دارد که به برخی مصادیق ظلم اشاره شده است.
سنّت الهی درباره ستمگران،در طول تاریخ یکسان است
سوره ذاریات: فَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا یَسْتَعْجِلُونِ«۵۹»
پس به تحقیق برای کسانی که ظلم کردند،سهم و نصیبی(از عذاب)همانند سهم هم مسلکانشان است،پس از من درخواست شتاب نکنند(که به آن خواهند رسید).
فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ یَوْمِهِمُ الَّذِی یُوعَدُونَ«۶۰»
پس وای بر کسانی که کفر ورزیدند،از روزی که وعده داده می شوند.
نکته ها:
* «ذَنُوبِ» در انیجا به معنای سهم و نصیب است.
* آغاز سوره با «تُوعَدُونَ» بود و پایان آن با «یُوعَدُونَ» و این نشان می دهد که هدف این سوره بیان مسئله معاد بوده است.
* این آیات می فرماید:ستمکاران این امت نیز نصیبی از عذاب دارند،همانند نصیب هم مسلکانشان در امت های دیگر که به هلاکت رسیدند.پس چه عجله ای دارند که می گویند:
زودتر عذاب ما را بیاور!
* در فرهنگ قرآن،شرک و کفر،بزرگ ترین ظلم محسوب می شود،ظلم به خدا که مخلوقش در کنار او یا به جای او قرار گیرد،ظلم به خود که به جای خالق،سراغ مخلوق می رود و ظلم به خانواده که از شناخت حق و پیروی آن محروم می گردند.
علامه طباطبایی می فرماید:مراد از ظلم در «لِلَّذِینَ ظَلَمُوا» در آیه ۵۹،با توجّه به «لِلَّذِینَ کَفَرُوا» در آیه ۶۰،ظلم کفر است،نه ظلم به مردم.
* گرچه گفته شده که مراد از «یَوْمِهِمُ الَّذِی یُوعَدُونَ» ممکن است روز جنگ بدر باشد (عذاب دنیوی)،ولی به احتمال قوی مراد روز قیامت است(عذاب اخروی).
پیام ها:
۱- کسی که خدا را عبادت نکند و خود را در مسیر هدفی که برای آن آفریده شده قرار ندهد،ظالم،بلکه کافر است. إِلاّ لِیَعْبُدُونِ … لِلَّذِینَ ظَلَمُوا … کَفَرُوا
۲- سنّت الهی درباره ستمگران،در طول تاریخ یکسان است. «ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ»
۳- تاریخ گذشتگان،بهترین گواه بر حتمی بودن کیفر ستمگران است. «ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ»
۴- کارهای مشابه،کیفرهای مشابه دارد. «مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ»
۵-رفتارهای مشابه،افراد را به یکدیگر پیوند می دهد. «مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ»
۶- قهر و لطف خداوند زمان بندی حکیمانه دارد،عجله و شتاب ما در آن اثری ندارد. «فَلا یَسْتَعْجِلُونِ»
۷- سرنوشت انسان در گرو اعمال اوست.(ظلم و کفر،سبب عذاب الهی است.) فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا …
۸-آینده نگری،انسان را از کفر و ظلم بازمی دارد. «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ یَوْمِهِمُ الَّذِی یُوعَدُونَ»
__________
تبعیض میان دختر و پسر،نوعی بی عدالتی است
سوره نجم:
أَ فَرَأَیْتُمُ اللاّتَ وَ الْعُزّی«۱۹» وَ مَناهَ الثّالِثَهَ الْأُخْری«۲۰»
آیا(بت های)لات و عزّی را دیده اید؟ و منات،آن سومین بت دیگر.
أَ لَکُمُ الذَّکَرُ وَ لَهُ الْأُنْثی«۲۱» تِلْکَ إِذاً قِسْمَهٌ ضِیزی«۲۲»
آیا(این گونه می پندارید که)پسر برای شما است و دختر برای خداوند؟ این(تقسیم شما)تقسیمی است ناعادلانه.
نکته ها:
* خداوند قادری که بشر را به اوج آسمان ها می برد و آیات بزرگ خود را به او نشان می دهد کجا،و بت های سنگی بی خاصیّت کجا.
* در قرآن نام نُه بت آمده است:«لات»،«عُزّی»،«مناه»دراین سوره،«بعل»در صافّات و «ودّ»، «سواع»، «یَعوق»، «یغوث» و«نسر»در سوره نوح.
پیام ها:
۱- نگاه باید هدفدار باشد. أَ فَرَأَیْتُمُ اللاّتَ …
۲- مبلّغ باید از عوامل انحراف و وسایل آن آگاه باشد. اَللاّتَ وَ الْعُزّی وَ مَناهَ …
۳- گاهی باید اشیا و افراد و عوامل انحرافی را معرفی و افشا و محکوم کرد تا دیگران درس بگیرند و هدایت شوند. اَللاّتَ وَ الْعُزّی وَ مَناهَ …
۴- در اصلاح،ابتدا باید سراغ سرچشمه ها رفت.در بت شکنی نیز باید ابتدا سراغ بت های بزرگ رفت.(نظیر آیه «فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ») اَللاّتَ وَ الْعُزّی وَ مَناهَ …
۵-هرچه را برای خود نمی پسندید،برای دیگران نپسندید. «أَ لَکُمُ الذَّکَرُ وَ لَهُ الْأُنْثی» (مشرکان که دختر را ننگ می دانستند،فرشتگان را دختران خدا می خواندند.)
۶- در ارشاد،می توان از شیوه طرح سؤال استفاده نمود. «أَ لَکُمُ الذَّکَرُ وَ لَهُ الْأُنْثی»
۷- تبعیض میان دختر و پسر،نوعی بی عدالتی است. «أَ لَکُمُ الذَّکَرُ وَ لَهُ الْأُنْثی. تِلْکَ إِذاً قِسْمَهٌ ضِیزی»
___________
با موانع گسترش عدالت،باید برخورد شدید کرد
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ«۲۵»
همانا ما پیامبرانمان را با معجزات و دلایل آشکار فرستادیم و همراه آنان کتاب (آسمانی)و وسیله سنجش فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و آهن را که در آن نیرویی شدید است و منافعی برای مردم دارد فرو آوردیم(تا از آن بهره گیرند)و تا خداوند معلوم دارد چه کسی او و پیامبرانش را به نادیده و در نهان یاری می کند.همانا خداوند،قوی و شکست ناپذیر است.
نکته ها:
* مراد از«البینات»،معجزاتِ روشنگر است که حجّت را بر مردم تمام می کند و مراد از «الْکِتابَ» ،وحی آسمانی است که باید مکتوب شود و کتاب گردد.
* مراد از«میزان»،یا همین ترازوی مورد استفاده در داد و ستدهاست که نماد قسط و عدالت است و یا قوانین شریعت که معیار سنجش حق از باطل است و یا عقلِ بشر،که میزان شناخت نیک از بد است.
* مراد از انزال آهن در «أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ» ،شبیه انزال چهارپایان در «أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ»می باشد.زیرا بر اساس آیه ی «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» منشأ وجودی هر چیز نزد خداوند است و او هر موجودی را پس از تعیین حدود وجودیش،به این عالم می آورد،که این خود نوعی نزول است.
* مراد از یَنْصُرُهُ … بِالْغَیْبِ آن است که خدای نادیده و رسولان او را بی آنکه دیده باشند یاری کنند و روشن است که مراد از یاری خدا،یاری دین اوست که توسط رسولان به مردم ابلاغ شده است.
* بهره گیری از آهن،بارها در قرآن مطرح شده است.ذوالقرنین برای ساختن سد معروف خود،از مردم،آهن تقاضا کرد.نرم شدن آهن در دست حضرت داود،یکی از نعمت های ویژه خداوند به اوست، «أَلَنّا لَهُ الْحَدِیدَ» [۹۵]در این آیه نیز برای آهن کلمه منافع به کار رفته است،در قیامت نیز برخی ابزار عذاب مجرمان از آهن است. «وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِیدٍ» [۹۶]
پیام ها:
۱- در مدیریّت به هر کس مسئولیّت می دهیم باید ابزار کار او را در اختیارش قرار دهیم. أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ … اَلْکِتابَ وَ الْمِیزانَ
۲- در مدیریّت صحیح،راهنمایی از مدیر،و عمل از مردم است. أَرْسَلْنا … اَلْکِتابَ
وَ الْمِیزانَ … لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ»
۳- عدالت واقعی در سایه قانون و رهبر الهی است. رُسُلَنا … اَلْکِتابَ … لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ
۴- فلسفه نبوّت،ایجاد عدالت است. أَرْسَلْنا رُسُلَنا … لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ
۵-بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند،مسئولیّت با مردم است که برای عمل و اجرا بپاخیزند. أَرْسَلْنا … أَنْزَلْنا … لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ
۶- عدالت در تمام ابعاد مطلوب است. «بِالْقِسْطِ» مطلق آمده که شامل همه چیز می شود. «لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ»
۷- تمام انبیا،یک هدف دارند. أَرْسَلْنا رُسُلَنا … لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ
۸-مردم باید حکومت و تشکیلات داشته باشند تا بتوانند برای قسط بپاخیزند و جلو طغیانگران را بگیرند. «لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ»
۹- اول کار فرهنگی و تربیتی،بعد اعمال قدرت و تنبیه. أَنْزَلْنا … اَلْکِتابَ وَ الْمِیزانَ …
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ
۱۰- جامعه به سه قوه نیاز دارد:مقنّنه، «الْکِتابَ» ،قضائیّه «الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ» و مجریّه. «أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ»
۱۱- با موانع گسترش عدالت،باید برخورد شدید کرد. «لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ»
۱۲- پذیرش دعوت انبیا در حقیقت نصرت خداست. «وَ لِیَعْلَمَ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ»
۱۳- حمایت از دین و اولیای خدا،زمانی ارزش دارد که از باطن دل و طیب نفس باشد. «مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ»
۱۴- گمان نکنیم خداوند به نصرت ما محتاج است. لِیَعْلَمَ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ … إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ
