شفقنا افغانستان – در کتاب تحف العقول برخی از سخنان پیامبر (ص) وامامان گرده آوری شده است، هدف نویسنده این کتاب جمعآوری بخشی از احادیث اهل بیت(ع) و پیامبران الهی با محوریت مواعظ و حکمت و اندرزهاست.
به گزارش شفقنا، در قسمت مواعظ پیامبر اکرم (ص) امده است:
۱.لامُظاهَرَةَ أحسَنُ مِنَ المُشاوَرَةِ؛
۰.هيچ پشتيبانى نيكوتر از رايزنى نيست.
۲.يا عَليُّ! عَلَيكَ بِالصِّدقِ ولاتَخرُج مِن فيكَ كِذبَةٌ أبَدا ولاتَجتَرِئَنَّ عَلى خِيانَةٍ أبَدا؛
۰.اى على! هماره راستى پيشه كن ، و مبادا دروغى بر زبانت رانده شود ، و هرگز بر خيانتى دليرى مكن.
۳.يا عَليُّ ! ثَلاثٌ مِن مَكارِمِ الأخلاقِ : تَصِلُ مَن قَطَعَكَ وتُعطِي مَن حَرَمَكَ وتَعفُو عَمَّن ظَلَمَكَ؛
۰.اى على! سه چيز از جمله كرامت هاى اخلاقى است : با كسى كه از تو گسسته ، بپيوندى ، و به كسى كه از تو دريغ ورزيده ، بخشش كنى ، و كسى را كه به تو ستم كرده ، ببخشايى.
۴.يا عَليُّ! ثَلاثٌ مَن لَم يَكُن فيهِ لَم يَقُم لَهُ عَمَلٌ : وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِى اللّه ِوعِلمٌ يَردُّ بِهِ جَهلَ السَّفيهِ وعَقلٌ يُداري بِهِ النّاسَ؛
۰.اى على! سه چيز است كه تا در كسى نباشد ، كردارى از او راست نيايد : پرهيزگارى اى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد ، دانشى كه او را از[ گزند ]نادانىِ نادان برَهاند ، و خِردى كه با آن با مردم سازگارى كند.
۱۰.يا عَليُّ! إيّاكَ وَالكِذبَ ؛ فَإنَّ الكِذبَ يُسَوِّدُ الوَجهَ؛
۰.اى على! از دروغ بپرهيز كه دروغ ، رو سياهى مى آورد.
۱۱.يا عَليُّ! لاتَحلِف بِاللّه ِ كاذِباً ولا صادِقاً مِن غَيرِ ضَرورَةٍ ولا تَجعَل اللّه َ عُرضَهً لِيَمينِكَ فإنَّ اللّه َ لايَرحَمُ ولا يَرعى مَن حَلَفَ بِاسمِهِ كاذِباً؛
۰.اى على! سوگند دروغ به خدا مخور و در غير ضرورت ، سوگند راست نيز ياد مكن و خداوند را دستْ مايه سوگندت مساز ؛ زيرا خداوند به كسى كه به نام او سوگند دروغ بخورد ، رحم نمى كند و رعايتش را نمى نمايد.
۱۲.يا عَليُّ! إيّاكَ واللَّجاجَةَ ؛ فَإنَّ أَوَّلَها جَهلٌ وآخِرَها نَدامَةٌ؛
۰.اى على! از لجبازى بپرهيز ، كه آغازش نادانى و انجامش پشيمانى است.
۱۳.وَأمّا عَلامَةُ النّاصِحِ فَأربَعَةٌ : يَقضي بِالحَقِّ ويُعطي الحَقَّ مِن نَفسِهِ ويَرضى لِلنّاسَ ما يَرضاهُ لِنَفسِهِ ولايَعتَدي عَلى أحَدٍ؛
۰.نشانه خيرخواه چهار چيز است : به حق داورى كند ، و از خود به ديگران حق دهد ، و آنچه بر خود پسندد ، بر مردم روا دارد ، و از حريم هيچ كس درنگذرد.
۱۴.طُوبى لِمَن أنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ وأمسَكَ الفَضلَ مِن قَولِهِ؛
۰.خوشا بر آن كس كه افزونىِ دارايى اش را انفاق كند و از افزون گويىِ زبانش جلوگيرى كند !
۱۵.طُوبى لِمَن حَسَّنَ مَعَ النّاسِ خُلقَهُ وبَذَلَ لَهُم مَعونَتَهُ وعَدلَ عَنهُم شَرَّهُ؛
۰.خوشا بر آن كس كه با مردم نيك خويى كند و به آنان مدد رساند وگزندش را از آنان بگردانَد !
۱۶.مَلعونٌ مَن ألقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ؛
۰. ملعون (از رحمت خدا به دور) است كسى كه بارِ خود را بر مردم افكند
۲۴.رَحِمَ اللّه ُ عَبدا قالَ خَيرا فَغَنِمَ أو سَكَتَ عَن سُوءٍ فَسَلِمَ؛
۰.خدا رحمت كند بنده اى را كه خوش گويد و بهره بَرد يا خاموشى گزيند و سالم مانَد !
۲۵.خِيارُكُم أحسَنُكُم أخلاقاً الَّذينَ يألِفونَ ويُؤلَفونَ؛
۰.نيكوترينِ شما ، نيك خوترين شمايند ؛ همانان كه الفت جويند و الفت پذيرند.
۲۶.مَن ألقى جِلبابَ الحَياءِ لاغِيبَةَ لَهُ؛
۰.هر كه جامه شرم از خود بيفكند ، غيبت ندارد (نكوهش او غيبت شمرده نمى شود).
۲۷.مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه ِ وَاليَومِ الآخِرِ فَليَفِ إذا وَعَدَ؛
۰.هركه به خدا و روز پاداش ايمان دارد ، بايد چون وعده اى دهد ، به آن وفا مى كند.
۲۸.اَلأمانَةُ تَجلِبُ الرِّزقَ والخيانَةُ تَجلِبُ الفَقرَ؛
۰.امانتدارى روزى آورَد و خيانت ، درويشى .
۲۹.نَظَرُ الوَلَدِ إلى والِدَيهِ حُبَّاً لَهُما عِبادَةٌ؛
۰.نگاه مهرآميز فرزند به پدر و مادر ، عبادت است.
۳۰.مَنِ اقتَصَدَ في مَعيشَتِهِ رَزَقَهُ اللّه ُ ومَن بَذَّرَ حَرَمَهُ اللّه ُ؛
۰.هركه در زندگى خويش ميانه روى كند ، خدايش روزى رسانَد و هر كه زياده روى كند ، خدايش بى نصيب سازد.
۳۱.أقرَبُكُم مِنّي غَدا فِي المَوقِفِ أصدَقُكُم لِلحَديثِ وآداكُم لِلأَمانَةِ وأوفاكُم بِالعَهدِ
وأحسَنُكُم خُلقاً وأقربُكُم مِنَ النّاسِ؛
۳۷.طُوبى لِمَن تَرَكَ شَهوَةً حاضِرَةً لِمَوعودٍ لَم يَرَهُ؛
۰.خوشا آن كه شهوتِ آماده اى را به خاطر پاداش وعده داده شده اى كه آن را نديده است ، رها كند !
۳۸.أقَلُّ ما يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أخٌ يُوثَقُ بِهِ أو دِرهَمٌ حَلالٌ؛
۰.كمترين چيزى كه در آخرالزمان باشد ، برادرى مورد اطمينان يا درهمى پول حلال است.
۳۹.إنَّ اللّه َ يُحِبُّ إذا أنعَمَ عَلى عَبدٍ أن يَرى أثَرَ نِعمَتِهِ عَلَيهِ؛
۰.خدا چون به بنده اى نعمت بخشد ، دوست دارد اثر نعمت خود را در او ببيند .
۴۰.إيّاكُم وتَخَشُّعَ النِّفاقِ وهُوَ أن يُرى الجَسَدُ خاشِعاً والقَلبُ لَيسَ بِخاشِعٍ؛
۰.زنهار از خشوع منافقانه ، و آن ، چنان باشد كه تن درحالِ خشوع به نظر آيد ، ولى دل ، خاشع نباشد.
