شفقنا افغانستان – دیروز بیستوسومین سالروز ترور احمدشاه مسعود بود؛ مردی که به دلیل جنگ علیه شوروی سابق و گروه طالبان مشهور شد و پس از سقوط دور اول حاکمیت طالبان بر افغانستان، به او لقب «قهرمان ملی» داده شد.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، بیست و سومین سالروز ترور احمدشاه مسعود در حالی فرا رسیده است که از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، سه سال میگذرد و چشم انداز سرنگونی دوباره این گروه روشن نیست.
در ۱۸ سنبله سال ۱۳۸۰ خورشیدی احمدشاه مسعود از سوی دو فرد مظنون به عضویت القاعده در خواجه بهاءالدین تخار افغانستان کشته شد. این دو فرد که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، بمب را در دوربین فیلمبرداری جاسازی کرده بودند و بمب در جریان مصاحبه منجفر و مسعود کشته شد.
با کشته شدن احمد شاه مسعود، مقاومت علیه طالبان که در بخشهای مختلف افغانستان ادامه داشت، به شدت تضعیف شد، اما دو روز بعد اتفاق دیگری افتاد که سرنوشت افغانستان را دگرگون کرد.
دقیقا دو روز بعد از کشته شدن احمد شاه مسعود در تخار افغانستان، حملات یازدهم سپتامبر در آمریکا اتفاق افتاد و دولت آمریکا به دلیل حضور اسامه بن لادن رهبر القاعده در افغانستان، به این کشور حمله کرد.

با حملهی آمریکا رژیم طالبان سقوط کرد، آمریکا و ناتو هزاران سرباز به افغانستان فرستادند، حکومت مؤقت، انتقالی و در نهایت نظام «جمهوری اسلامی افغانستان» پایهگذاری شد.
نظام جمهوری با حمایت آمریکا بیست سال در افغانستان دوام کرد، اما بیست سال بعد و پس از توافق آمریکا با طالبان به سرعت سقوط کرد و آخرین رییسجمهور آن در لحظهی فرار حتا نتوانست کفشهایش را پیدا کند.
پس از تسلط دوباره طالبان، اینبار احمد مسعود، فرزند احمد شاه مسعود در پنجشیر اعلام جنگ علیه طالبان کرد، اما فرزند نتوانست مثل پدر پنجشیر را تا آخرین لحظه حفظ کند و در نهایت طالبان پنجشیر را نیز تصرف کردند.
«تفاوتهای احمد و احمدشاه»
احمد شاه مسعود پیش از آنکه علیه طالبان اعلام جنگ کند، در جبهات جنگ علیه شوروی سابق در افغانستان، خود را آزموده بود.
او پس از پیروزی مجاهدین، سمت وزارت دفاع حکومت برهانالدین ربانی را به عهده داشت و علاوه بر عرصهی نظامی، در سیاست افغانستان نیز آبدیده و مجرب شده بود.
احمد شاه پس از آغاز جنگهای داخلی، در این جنگها نیز نقش عمده داشت و به باور بسیاری از مورخان، با وجود تجربهی عظیم نظامی و سیاسی، مسعود در این برهه دچار اشتباهات جبران ناپذیری شد که از جملهی آن جنگ با حزب وحدت اسلامی افغانستان و «قتل عام» هزارهها در منطقهی افشار کابل است.

با وجود این، زمانی که مسعود علیه طالبان اعلام جنگ کرد، او در جبهه جنگ علیه این گروه تنها نبود. حزب وحدت اسلامی افغانستان و حزب جنبش ملی افغانستان نیز در بخشهای مختلف مرکز و شمال افغانستان علیه طالبان می جنگیدند و در نتیجه طالبان مجبور بودند که در چندین جبهه جنگ کنند.
این امر باعث شد که فشار نظامی طالبان بر مسعود کاهش یابد و در نتیجه این گروه نتواند وارد پنجشیر شود و سدی را که مسعود ایجاد کرده بود بشکند.
این گروه همچنین در آن زمان نتوانست بخشهای از شمال افغانستان را که نیروهای حزب وحدت در آن در حال جنگ بودند، از جمله بلخاب را تصرف کنند.
از سوی دیگر، در آن زمان کشورهای مختلف از جنگ علیه طالبان حمایت میکردند و به مسعود و سایر فرماندهان نظامی مخالف طالبان تسلیحات و تجهیزات فراهم میکردند.
اما این بار زمانی که احمد مسعود جنگ علیه طالبان را آغاز کرد، نظامیان و مسئولان حکومت پیشین تمام ولایتها را به طالبان رها کرده بودند و تنها پنجشیر بود که هنوز تحت تصرف این گروه درنیامده بود.
از سوی دیگر، کشورهای جهان یک صدا اعلام کردهاند که از مخالفت نظامی علیه طالبان حمایت نمیکنند و باید مسئلهی افغانستان از طریق گفتوگو و راه حل سیاسی حل شود.
علاوه بر این، احمد مسعود از تجربه سیاسی و نظامی پدرش برخوردار نیست و به همین دلیل و نتوانست که جنگ علیه طالبان را در آغازین روزها فراتر از پنجشیر گسترش دهد و یک جبهه بزرگتر و فراگیرتر علیه طالبان ایجاد کند.
«چشم انداز آینده جنگ علیه طالبان»
احمد مسعود که اکنون رهبری «جبهه مقاومت ملی افغانستان» را به عهده دارد، در آخرین مصاحبهاش گفته است که بدون درنظر داشت احتمالات طالبان را شکست خواهد داد.
او در گفتوگو با پیتر برگن، تحلیلگر امنیتی در سیانان گفته است که نیروهای جبهه مقاومت اکنون در ۲۰ ولایت افغانستان حضور دارند و تعداد آنها به پنج هزار نفر میرسد.

احمد مسعود گفته است: «در داخل افغانستان، استراتیژی ما برای مقاومت روشن است. طالبان فقط به قدرت و زور پاسخ میدهند و تعامل دیپلماتیک با این گروه تنها آنها را جسور کرده است.»
با این حال، چشمانداز آینده جنگ علیه طالبان همچنان مبهم است و راه پیروزی بر این گروه در حالی که هیچ کشوری از مقاومت نظامی حمایت نمیکند، دشوار به نظر میرسد.
از سوی دیگر، مردم افغانستان نیز در شرایطی نیستند که علیه طالبان سلاح بگیرند و به سنگر جنگ بروند و چنین وضعیتی دشوار و سخت، به نفع این گروه تمام شده است.
اما طالبان نیز آیندهی افغانستان نخواهد بود و پایان سلطهی این گروه بر افغانستان نیز امری غیرقابل تصور نخواهد بود.
همانگونه که نظام جمهوری با تمام حمایتهای بینالمللی به دلیل فساد و انحصارگرایی گسترده، محکوم به فروپاشی شد، استبداد، فساد مالی و اخلاقی، خودکامگی رهبران، انحصارگرایی و قومگرایی نیز همانند خوره طالبان را از درون دچار فروپاشی خواهد کرد و در چنین زمانی، سرنگونی این گروه به بهانهای بند خواهد بود.