شفقنا افغانستان – بیش از سه سال از روی کار آمدن مجدد طالبان بر صفحه شطرنج قدرت افغانستان میگذرد و در این مدت موضوع زنان و ممنوعیت تحصیل دختران از موضوعات بسیار مهم بوده است که بسیاری از کشورها و همچنین نهادها و سازمانهای بینالمللی نیز در مواجهه و تعامل با طالبان بر آیت موضوع تاکید داشتهاند. این موضوع در خصوص مسائل اجتماعی-فرهنگی افغانستان از اهمیت وافری برخوردار است و آثار و پیامدهای آن نیز تنها محدود به فضای اجتماعی-فرهنگی افغانستان نمیشود.
ممنوعیت آموزش دختران؛ بزرگترین چالش حکومت طالبان
محرومیت و ممنوعیت دختران از آموزش آن هم برای سه سال متوالی، حکومت طالبان را با چالش اساسی در سطح داخلی و جهانی روبرو ساخته است. حکومت طالبان در ابتدا اعلام کرد که با آموزش دختران مشکل ندارد و تنها برای ایجاد فضای مناسب در نظام آموزشی افغانستان، موقتا آموزش دختران را به تعلیق انداخته است.
با فرض پذیرش ادعای طالبان مبنی بر «ایجاد فضای مناسب برای تحصیل دختران»، عدم آمادهسازی محیط آموزشی برای دختران در مدت زمان سه سال گذشته، کارکرد اجرایی و مدیریت طالبان را زیر سئوال میبرد. پیامد این نوع مدیریت، این شائبه را در سطح بینالمللی تقویت میکند که یا حکومت طالبان با آموزش دختران مشکل دارد و یا این که اصلا مسئله حیاتی آموزش و سرنوشت دختران و زنان افغانستان، برای حکومت طالبان اولویت و اهمیت ندارد.
این وضعیت، فضایی را به وجود آورده است که به طور خودکار حمایت از حکومت طالبان را برای هواداران طالبان در داخل افغانستان و زمینه شناسایی رسمی طالبان را برای کشورهای منطقه و جهان با چالش اصلی روبرو ساخته است. با در نظر داشت این واقعیت غیر قابل انکار، بایسته آن است که حکومت طالبان با سنجش واقعبینانه از پیامد محرومیت دختران از آموزش، زمینه آموزش دختران را در سطوح مختلف آغاز فراهم سازد چرا که آموزش دختران با هیچ یک از دستورات اسلامی منافاتی ندارد.

پیمان حقیقتطلب، پژوهشگر ایرانی حوزه مطالعات مهاجران افغانستانی و مدیر پژوهش اندیشکده دیاران و از نویسندگان سفرنامه “چای سبز در پل سرخ” در گفتگوی اختصاصی با شفقنا به تحلیل و بررسی موضوع ممنوعیت از تحصیل دختران در افغانستان پرداخته است و درباره آثار و تبعات ممنوعیت تحصیلی دختران در افغانستان گفت: به نظر من ممنوعیت از تحصیل دختران افغانستانی در حکومت طالبان، فقط مسئله امروز افغانستان نیست و مسئله فردای افغانستان و تمام کشورهای همسایه ایران خواهد بود.
حقیقتطلب در تشریح نظرش افزود: در حال حاضر، تحصیل دختران تا کلاس ششم، یعنی سنین ۱۳-۱۴ سالگی مجاز هست آن هم در افغانستان که یک کشور جوانی است و جمعیت در سن تحصیل و زیر ۱۸ سال آن، اگرچه آمار دقیقی وجود ندارد، جمعیت بالایی میباشد و افغانستان کشوری جوان محسوب میشود. اتفاقی که با ممنوعیت از تحصیل برای دختران رخ میدهد این است که دختران بعد از کلاس ششم ابتدایی، خانهنشین میشوند و این خانهنشینی هم آثار و تبعاتی دارد که یا خانواده خودش، وظیفه آموزش را به عهده میگیرد تا دخترشان باسوادتر بشود و یا راه مهاجرت در پیش میگیرند و به کشورهای دیگر از جمله ایران میآیند تا دخترشان بتواند سواد بیشتری کسب کند و یا اینکه مجبور میشوند سریعتر وارد زندگی و ازدواج زودهنگام شوند.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی، ازدواج زودهنگام را گزینه محتملتری از پیامدهای ممنوعیت تحصیلی دختران در افغانستان دانست که این امر خود آثار دنبالهداری دیگر برای جامعه افغانستان و کشورهای همسایه افغانستان به بار خواهد آورد، به باور حقیقتطلب: از نظر من گزینه آخر بسیار محتملتر خواهد بود، چون آموزش دختران آن هم برای جامعهای که آیندهای برای دختران و زنان در آن متصور نیست برای خانوادهها کار دور از ذهنی محسوب میشود و از طرف دیگر مهاجرت آن هم فقط به خاطر ادامه تحصیل با توجه به جوهای ضدمهاجرتی که در اکثر کشورهای دنیا وجود دارد هم گزینه مهاجرت را قدری دور از ذهن میکند، از همینروی از نظر من ممنوعیت تحصیل دختران، باعث کاهش سن ازدواج و کودکهمسری در افغانستان میشود.
کاهش سن ازدواج و افزایش کودک همسری
حقیقتطلب درباره تبعات کودکهمسری ناشی از پیامدهای ممنوعیت از تحصیل دختران در افغانستان گفت: کودکهمسری باعث تباهی نسل حاضر میشود و علاوه بر تباهی نسل حاضر، در مورد نسلهای آینده هم احتمالاً شاهد تباهی خواهیم بود. مادری که باسواد نیست، مطمئناً با احتمال خیلی زیادی کودک باسوادی تربیت نخواهد کرد. بسیاری از تحقیقات علمی هم روی این امر، صحه گذاشتهاند که میزان تحصیلات مادر با میزان تحصیلات فرزندان در آینده رابطه مستقیمی دارد. اگر هم رابطه علت و معلولی نباشد، رابطه همزمانی وجود دارد و احتمال اینکه یک مادر کمسواد، فرزند کمسواد داشته باشد بیشتر است و این بدین معناست که در آینده در افغانستان جمعیت کمسواد خواهیم داشت.

حقیقتطلب در ادامه در تبیین تبعات ممنوعیت از تحصیل دختران در افغانستان و شکلگیری کودکهمسری افزود: از طرف دیگر ازدواج در سن پایین باعث میشود تا نرخ زاد و ولد در افغانستان بالا برود و رشد جمعیت در این کشور لجام گسیخته خواهد شد، این جمعیت به عنوان جمعیت آینده افغانستان اگر جمعیت باسوادی باشد، شاید بتواند یک موتور محرکی برای کشور افغانستان باشد، ولی وقتی یک جمعیت جوان بالای کمسواد را داشته باشیم، مطمئناً نه تنها برای افغانستان بلکه برای سایر کشورهای منطقه همه این جوانهایی که کمسواد، تهدید امنیتی خواهند شد. چرا که مهارت خاصی ندارند، شغل پیدا نمیکنند و درآمد نخواهند داشت و در نهایت راه مهاجرت را در پیش خواهند گرفت و در جامعه مقصد هم چون مهارتی ندارند، پذیرفته نمیشوند، طرد میشوند و این طردشدن، خودش یک مشکل امنیتی بزرگ محسوب میشود. اگر جریانهای خرابکارانه بخواهند فعالیت کنند، بهترین گزینهها برای خرابکاری در تمام جهان همین جوانان کم سواد خواهد بود.
حقیقتطلب در خاتمه مصاحبه، طالبان را فاقد داشتن برنامه و سیاستی برای مهارتافزایی و تامین شغل جوانان توصیف کرد و گفت: باز هم تاکید میکنم اگر حکومتی، برنامهای برای باسوادکردن جوانانش داشته باشد و سیاستی برای آموزش مهارت به آنها داشته باشد؛ این جوان این جمعیت نسل جوان میتواند، بهترین قوه محرکه برای آن کشور باشد. اما بعید میدانم طالبان برنامه و سیاستی در این زمینه داشته باشد. نکته دیگری هم اضافه کنم. سال ۲۰۲۴ اکانومیک فروم گلوبال ریسک، گزارشی در مورد ریسکهای جهانی و بزرگترین تهدیدات امنیتی جهان منتشر کرد که حالا هر کشوری متناسب با وضعیت خودش با این مسئله درگیر میباشد. بعضی از کشورها، مثلاً با مشکلات و با تهدیدهای اقتصادی بیشتر مواجهاند و بعضی از کشورها با تهدیدات اجتماعی. خب ایران در بخش اجتماعی تقریبا اکثر تهدیدات امنیتی-اجتماعی را دور و بر خودش دارد از جامعه دو قطبی بگیر و مهاجرتهای اجباری بگیر تا نقض حقوق بشر و بیکاری و کمبود زیرساختها و غیره همه این مشکلات و تهدیدات را ایران دارد. نکتهای که وجود دارد این است که با وضعیت فعلی در افغانستان و تصمیماتی که طالبان در مورد نسلهای آینده افغانستان گرفته است که از نظر من پسران نسل آینده نیستند و دختران نسلهای آیندهاند، با توجه به شرایط و تصامیمی که طالبان در افغانستان گرفته است، میشود گفت بسیاری از تهدیدات امنیتی-اجتماعی ایران در آینده چند برابر خواهد شد.
