شفقناافغانستان – در جزء دوازدهم قرآن کریم به برخی مسئولیتهای اجتماعی از جمله لزوم نهی از منکر با حفظ شخصیت افراد؛ پرهیز از دشمنی و مخالفت با حق، و ضرورت رازداری و اجتناب از حسادت برای حفظ روابط سالم اجتماعی اشاره شده است.
برای نهی از منکر باید به مردم شخصیّت و دلگرمی داد
وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْباً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ«۸۴»
و به سوی(منطقه و مردم)مدین،برادرشان شعیب(را فرستادیم،او) گفت:ای قوم من! خدا را پرستش کنید(که)جز او خدای دیگری برای شما نیست،و پیمانه و ترازو را(در هنگام خرید و فروش)کم نگذارید،همانا (در این صورت)من شما را به خیر(و صلاح)می بینم و براستی که من از عذاب روز(قیامتی که)فراگیر(است،)بر شما می ترسم.
نکته ها(تفسیر نور):
«مَدْیَنَ» (که نام امروزش مَعان و در تورات مَدیان است)شهری در مشرق خلیج عقبه است که مردم آن از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام بوده و با کشورهای مصر و لبنان و فلسطین تجارت داشتند.بعضی نیز کلمه ی «مَدْیَنَ» را نام قبیله ای دانسته اند که مردم آن در اطراف کوه سینا زندگی می کرده اند.
فساد امّت ها،در هر دوره وزمانی متفاوت است که باید به آن توجّه کامل داشت،فساد قوم لوط،انحراف جنسی وفساد قوم شعیب،کم فروشی وفساد اقتصادی بوده است.
پیام ها:
۱-بعثت انبیا علیهم السلام،سنّت الهی وجریان مستمرّ تاریخی بوده است. «وَ إِلی مَدْیَنَ»
۲-رسالت حضرت شعیب،در محدوده ی منطقه ی مدین بوده است. «إِلی مَدْیَنَ»
۳-یکتاپرستی،بر اساس یکتاشناسی است. «اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ»
۴-تنها عبادت خداوند کافی نیست،بلکه برائت از مشرکان نیز لازم است. «ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ»
۵-انبیا علیهم السلام،تنها مسائل اعتقادی و اخلاقی را مدّ نظر نداشتند،بلکه به امور اقتصادی و عوامل فساد آن نیز می پرداختند. «لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ»
۶-رفاه و درآمد،به تنهایی بازدارنده از کلاهبرداری وفساد اقتصادی نیست.
لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ … إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ امام صادق علیه السلام،مراد از «إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ» را فراوانی و ارزانی اجناس دانسته اند
۷-برای نهی از منکر باید به مردم شخصیّت و دلگرمی داد. «إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ»
۸-توجّه دادن به مبدأ و معاد،سرلوحه ی دعوت همه انبیا علیهم السلام بوده است.
اُعْبُدُوا اللّهَ … أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ
۹-ایمان به روز حساب،زمینه ی تقوی در همه ی امور زندگی است. «لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ، عَذابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ»
۱۰-از قهر خداوند نمی توان فرار کرد. «عَذابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ»
و يا قوم اوفوا المكيال و الميزان بالقسط و لا تبخسوا الناس اشياءهم …
تفسیر المیزان: كلمه (اوفوا) امر حاضر از باب (ايفاء) افعال است و ايفا به معناى آن است كه حق كسى را بطور تمام و كامل بپردازى، بخلاف (بخس ) كه به معناى نقص است، در اين آيه بار ديگر سخن از مكيال و ميزان را تكرار كرد و اين از باب تفصيل بعد از اجمال است كه شدت اهتمام گوينده به آن كلام را مى رساند و مى فهماند كه سفارش به ايفاى كيل و وزن آنقدر مهم است كه مجتمع شما از آن بى نياز نيست. چون جناب شعيب در بار اول با نهى از نقص كيل و وزن، آنان را بسوى صلاح دعوت كرد و در نوبت دوم به ايفاء كيل و وزن امر كرد و از بخس مردم و ناتمام دادن حق آنان نهى نمود و اين خود اشاره است به اينكه صرف اجتناب از نقص مكيال و ميزان در دادن حق مردم كافى نيست – و اگر در اول از آن نهى كرد در حقيقت براى اين بود كه مقدمه اى اجمالى باشد براى شناختن وظيفه بطور تفصيل – بلكه واجب است ترازو دار و قپاندار در ترازو و قپان خود ايفاء كند يعنى حق آن دو را بدهد و در حقيقت خود ترازودار و قپاندار طورى باشند كه اشياى مردم را در معامله كم نكنند و خود آن دو بدانند كه امانتها و اشياى مردم را بطور كامل به آنان داده اند.
(و لا تعثوا فى الارض مفسدين ) – راغب در مفردات مى گويد: ماده (عيث ) با ماده (عثى ) معناى نزديك به هم دارند نظير ماده (جذب ) با ماده (جبذ)، چيزى كه هست ماده (عيث ) بيشتر در فسادهايى استعمال مى شود كه با حس مشاهده مى شود ولى ماده (عثى ) در فسادهايى به كار مى رود كه عقل آن را درك مى كند نه حس و گفته مى شود: (عثى – يعثى – عثيا) و بر اين قياس است آيه شريفه (و لا تعثوا فى الارض مفسدين ) و نيز گفته مى شود: (عثا يعثو عثوا).
و بنابراين كلمه (مفسدين ) حال است از ضميرى كه در كلمه (تعثوا) است يعنى ضمير (انتم ) و اين حال تاءكيد را افاده مى كند و مثل اين است كه گفته باشيم : (لا تفسدوا افسادا).
و اين جمله يعنى جمله (و لا تعثوا فى الارض مفسدين ) نهى جديدى است از فساد در ارض يعنى از كشتن و زخمى كردن مردم و يا هر ظلم مالى و آبرويى و ناموسى ، و ليكن بعيد نيست كه از سياق استفاده شود كه اين جمله عطف تفسير باشد براى نهى سابق نه نهى جديد و بنابراين احتمال نهيى تاءكيدى خواهد بود از كم فروشى و خيانت در ترازودارى، چون اين نيز مصداقى است از فساد در ارض.
______________________
حتّی با مخالفان نیز با لحن خوب سخن بگوییم
وَ یا قَوْمِ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِیدٍ«۸۹»
و(حضرت شعیب گفت:)ای قوم من! دشمنی ومخالفت با من،شما را به کاری وادار نسازد که(عذابی)مثل آنچه به قوم نوح،یا قوم هود(و)یا قوم صالح رسید به شما هم برسد و(می دانید که ماجرای)قوم لوط(چندان)از شما دور نیست.
پیام ها:
۱-حتّی با مخالفان نیز با لحن خوب سخن بگوییم. «یا قَوْمِ»
۲-به خاطر دشمنی با یک فرد،سرنوشت و سعادت خود و جامعه را به آتش نکشیم. «لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقاقِی»
۳-تاریخ اقوام بشری،به یکدیگر شباهت و پیوند دارد،و بازگو کردن آن،درس عبرت است. «مِثْلُ ما أَصابَ»
۴-سرنوشت تلخ پیشینیان را ساده،شوخی،موسمی،موضعی،فردی و تصادفی نگیریم. مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ …(حضرت نوح،هود،صالح و لوط،قبل از حضرت شعیب بوده اند)
۵-دست خدا برای قهر و عذاب باز است.او هر قومی را به هر شکل و در هر منطقه و در هر زمانی که بخواهد می تواند هلاک کند.همانطور که قوم حضرت نوح علیه السلام را با غرق کردن،قوم حضرت هود را با طوفان،قوم حضرت صالح علیه السلام را با صیحه ی آسمانی و قوم حضرت لوط علیه السلام را با ویرانی به قهر خود مبتلا نمود. «مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ»
۶-بهترین جریان تاریخی برای عبرت آموزی،نزدیک ترین آنهاست.قوم شعیب با قوم لوط،هم از لحاظ مکانی نزدیک بودند و هم از جنبه ی زمانی. «وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِیدٍ»
________________
زمینه های حسادت را شعله ور نکنید
قالَ یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلی إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ«۵»
(یعقوب)گفت:ای پسر کوچکم! خوابت را برای برادرانت بازگو مکن که برایت نقشه ای(خطرناک)می کشند.همانا شیطان،برای انسان دشمنی آشکار است.
نکته ها:
یکی از اصول زندگی،رازداری است.اگر مسلمانان به مفاد این آیه عمل می کردند،این همه کتب خطی،آثار علمی،هنری و عتیقه های ما،در موزه کشورهای خارجی جای نمی گرفت و به اسم کارشناس،دیپلمات و جهانگرد از منابع و امکانات و منافع ما آگاه نمی شدند و در اثر سادگی یا خیانت،اسرارمان در اختیار کسانی که دائماً در حال کید و مکر بر علیه ما هستند، قرار نمی گرفت.
حضرت یوسف،خواب خود را دور از چشم برادران،به پدر گفت که این خود نشانه ی تیزهوشی اوست.
پیام ها:
۱-فرزندان را با مهربانی مورد خطاب قرار دهید. «یا بُنَیَّ»*
۲-پدر و مادر بایستی رابطه ای صمیمانه با فرزندان داشته باشند تا فرزندان بتوانند سخن خود را با آنان مطرح کنند. «یا بُنَیَّ»*
۳-خطر حسادت در محیط خانه و جامعه را به فرزندان گوشزد کنیم. یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ …
۴-از کودکی و در خانواده رازداری را به فرزندان بیاموزیم. «یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ»*
۵-دانسته ها و اطلاعات،باید طبقه بندی شود و محرمانه و غیرمحرمانه از هم جدا گردد. «لا تَقْصُصْ»
۶-هر حرفی را به هر کسی نزنیم. «لا تَقْصُصْ»
۷-کتمان فضایل به خاطر جلوگیری از حسادت ها،کاری بایسته است. «لا تَقْصُصْ»*
۸-با پی بردن به استعداد یک فرزند،آن را با سایر فرزندان مطرح نکنیم. «لا تَقْصُصْ»*
۹-در معرّفی افراد تیزهوش و نابغه،باید احتیاط کرد. «لا تَقْصُصْ»*
۱۰-حضرت یعقوب نیز دارای علم و موهبت تعبیر خواب بوده است. «لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ»*
۱۱-گاهی شیطان در آستین است. «إِخْوَتِکَ»*
۱۲-پیشگیری بهتر از درمان است.(نگفتن خواب به برادران،نوعی پیشگیری از تحریک حسادت است) «لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلی إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا»*
۱۳-در خانواده انبیا نیز،مسایل ضد اخلاقی همچون حسد و حیله میان فرزندان مطرح است. یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ … فَیَکِیدُوا …
۱۴-زمینه های حسادت را شعله ور نکنید. لا تَقْصُصْ … فَیَکِیدُوا
۱۵-حسادت،موجب نادیده گرفته شدن حقوق حتّی حقّ خویشاوندی می گردد.
لا تَقْصُصْ … فَیَکِیدُوا*
۱۶-برادران یوسف علیه السلام که از خواب وی و مقام آینده او اطلاعی نداشتند چنان کردند.اگر اطلاع می یافتند چه می کردند؟! لا تَقْصُصْ … فَیَکِیدُوا*
۱۷-پیش بینی و آینده نگری صفاتی ارزنده هستند. لا تَقْصُصْ … فَیَکِیدُوا*
۱۸-افشای اسرار و برخی اخبار،ممکن است بسیار گران تمام شود. لا تَقْصُصْ …
فَیَکِیدُوا*
۱۹-برخی اسرار به قدری مهم هستند که افشای آن زندگی فرد یا افرادی را به مخاطره می اندازد. «فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً»*
۲۰-در موارد مهم و حسّاس باید خطر را قبل از وقوع آن گوشزد کرد. «فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً»*
۲۱-حضرت یعقوب در مورد کید برادران نسبت به یوسف اطمینان داشت.
«فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً»*
۲۲-در پیش بینی مسایل مهم،گاهی اظهار سوءظن و یا پرده برداشتن از خصلت ها مانعی ندارد. «فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً»
۲۳-لازم است والدین،از روحیات فرزندانشان نسبت به هم آگاه باشند تا بتوانند اعمال مدیریّت کامل نمایند. «فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً»
۲۴-کید وحیله،کاری شیطانی است. فَیَکِیدُوا … إِنَّ الشَّیْطانَ
۲۵-شیطان با استفاده از زمینه های درونی بر ما سلطه می یابد.(حسادت برادران، زمینه را برای بروز دشمنی شیطان نسبت به انسان فراهم ساخت.) فَیَکِیدُوا …
إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ
۲۶-شیطان دشمن انسان است،حتّی اگر پیامبر زاده باشد. «إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ»*
۲۷-از کودکی،شیطان را به کودکان معرّفی و نقش او را بیان نمایید. «إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ»*
