شفقناافغانستان– در جزء بیست و دوم قرآن کریم، برخی از اصول اجتماعی مطرح شده است، قرآن کریم به مؤمنان دستور میدهد که در روابط اجتماعی خود، به ویژه در مهمانیها، آداب و رسوم را رعایت کنند و به حریم خصوصی دیگران احترام بگذارند، همچنین قرآن کریم مؤمنان را به انفاق در راه خدا تشویق میکند و وعده میدهد که خداوند عوض آن را به بهترین شکل جبران خواهد کرد و چگونگی مدیریت و رهبری در جامعه را میتوان در آیات مربوط به حضرت سلیمان(ع) مشاهده کرد.
بی دعوت به مهمانی نروید
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلی طَعامٍ غَیْرَ ناظِرِینَ إِناهُ وَ لکِنْ إِذا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اللّهُ لا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیماً«۵۳»
ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه پیامبر وارد نشوید مگر آن که به شما اجازه داده شود برای خوردن غذا،(به شرط آن که قبل از موعد نیایید)و در انتظار وقت غذا نباشید؛ ولی هرگاه دعوت شدید پس داخل شوید،و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید،و(بعد از خوردن غذا)به گفتگو نپردازید؛همانا این(گفتگوهای پس از غذا)پیامبر را آزار می دهد، امّا او از شما شرم می کند(و چیزی نمی گوید)ولی خداوند از(گفتن)حقّ شرم ندارد.و هرگاه از همسران پیامبر چیزی از وسایل زندگی(به عنوان عاریت)خواستید از پشت پرده بخواهید؛این رفتار برای دل های شما ودل های آنان به پاکی و پاکدامنی است و شما حقّ ندارید که رسول خدا را آزار دهید و با همسران او پس از رحلتش ازدواج کنید که این کار نزد خداوند(گناهی)بزرگ است.
نکته ها(تفسیر نور):
* اجازه گرفتن برای ورود به خانه ی دیگران،مخصوص خانه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیست، همان گونه که در سوره ی نور می خوانیم: «لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتّی تَسْتَأْنِسُوا»[۶۰]
* در این آیه قسمت هایی از آداب مهمانی مطرح شده،و در آیات دیگر بخش های دیگری از آن آمده است:
· هنگام ورود،سلام کنید. «فَسَلِّمُوا»[۶۱]
· اگر جواب ردّ دادند ناراحت نشوید و برگردید. «إِنْ قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا»[۶۲]
· نوع پذیرایی به خصوص اگر دعوت کرده اید،خوب باشد.و «جاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ»[۶۳]
· سفره را نزد مهمان ببرید،نه آنکه مهمان را به محل پذیرایی ببرید. «فَقَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ»[۶۴]
· در روایات نیز دهها نکته و دستور پیرامون آن وارد شده است.
* «إِناهُ» به معنای پخته شدن غذاست و «غَیْرَ ناظِرِینَ إِناهُ» یعنی مهمان زودتر از وقت پذیرایی نیاید تا منتظر پخته شدن غذا بماند.
* خانه ی پیامبر،اتاق های متعدّد داشته و هریک از همسران در اتاقی زندگی می کردند.«بُیُوتَ النَّبِیِّ»
* خطاب هایی که در این آیه درباره زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است،در حقیقت مربوط به همه ی زنان مسلمان است،به دلیل «أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ» که خداوند درباره ی هر زن و مردی پاکدلی را می خواهد.
* چون خطر سوء استفاده از همسران پیامبر،مهم تر از حقّ شخصی آنهاست،باید بعد از
پیامبر حقّ ازدواج با دیگران از آنان سلب شود. «وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ»
پیام ها:
۱- ایمان،مستلزم رعایت ادب و آداب اجتماعی است. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا …
۲- حقّ آرامش در مسکن برای همگان محترم است،خصوصاً برای رسول خدا صلی الله علیه و آله. «لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ»
۳- بهتر آن است که مهمانی در منزل باشد.(نه در مهمانسرا و هتل) بُیُوتَ النَّبِیِّ …
إِلی طَعامٍ
۴- صاحب خانه حقّ دارد به کسی اذن ورود ندهد. «إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ»
۵-اجازه برای ورود به خانه دیگران،به هر صورت کافی است و لازم نیست خود او شخصاً اجازه بدهد.( «یُؤْذَنَ» به صورت مجهول آمده،یعنی اجازه صاحبخانه از هر طریقی حاصل شود.)
۶- پذیرایی از مهمان،از سیره ی پیامبر اکرم است. إِلی طَعامٍ … دُعِیتُمْ
۷- اصل مهمانی مهم است،نه نوع غذا. إِلی طَعامٍ … دُعِیتُمْ
۸- دین جامع آن است که هم برای مسایل جزیی همچون پذیرایی از مهمان و هم بزرگ ترین مسایل رحکومتی برنامه داشته باشد. یُؤْذَنَ لَکُمْ – غَیْرَ ناظِرِینَ – فَانْتَشِرُوا …
۹- بی دعوت به مهمانی نروید. «إِذا دُعِیتُمْ»
۱۰- در اسلام،مردم عادّی می توانند به خانه اول شخصیّت دینی رفت و آمد کرده و حتّی مهمان شوند. بُیُوتَ النَّبِیِّ … دُعِیتُمْ
۱۱- از آداب مهمانی آن است که بعد از خوردن غذا خانه را ترک کنید. «فَانْتَشِرُوا» و منزل میزبان را محلّ گفت وشنود قرار ندهید. «وَ لا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ»
۱۲- اذیّت کردن میزبان ممنوع است. «یُؤْذِی النَّبِیَّ» (گرچه با بردن فرزندان و یا همراهان باشد.تحقیر غذا وناچیز شمردن آن نیز مصداق اذیّت میزبان است.)
۱۳- پیامبر،از اتلاف وقت در گفتگوهای بی مورد رنج می برد. «لا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ»
۱۴- رنجاندن لازم نیست ظاهری و جسمی باشد،فشار اخلاقی و روحی نیز نوعی آزار دادن است. «ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی»
۱۵- صاحبخانه را در بن بست و رودربایستی قرار ندهید. «فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ»
۱۶- سکوتی که بر اساس حیا و رودربایستی باشد،علامت رضایت نیست.«فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ»
۱۷- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شخص با حیایی بود. «فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ»
۱۸- اگر به دلیلی شخصی از روی حیا سکوت کرد،دیگران سکوت را بشکنند و حقّ را بیان کنند و بار خجالت را از دوش او بردارند. «وَ اللّهُ لا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ»
۱۹- ارتباط با دیگران و داد و ستد زنان،با حفظ حجاب مانعی ندارد. «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»
۲۰- زنان پیامبر محصور نبوده و با بیرون از منزل در ارتباط بودند.[۶۵] «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»
۲۱- در استدلال بر لزوم حجاب زن،دلیلی بیاورید که مورد اتّفاق همه باشد.
«ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ»
۲۲- در نحوه ی ارتباط زنان و مردان،باید محور کارها تقوا و پاکدلی باشد. «أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»
۲۳- نگاه نامحرمان به یکدیگر،در دل آنان تأثیر گذار است. «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ» ز دست دیده و دل هر دو فریاد هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
۲۴- حجاب به نفع زن و مرد هر دو است. «أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»
۲۵- رابطه با نامحرم بدون حفظ حجاب،سبب رنجاندن رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.«وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّهِ»
۲۶- آزار پیامبر از گناهان کبیره است. «کانَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیماً»
_____________________________
تهدید و تشویق باید در کنار هم باشد
وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِیمٌ«۵»
و کسانی که در(انکار و محو)آیات ما تلاش کردند که ما را درمانده کنند، آنانند که برایشان عذابی(سخت)از عقوبتی دردناک است.
نکته ها:
* دشمنانی که مقدّسات را هدف قرار می دهند، «آیاتِنا» و هدفشان به عجز کشاندن و شکست اهداف الهی است؛خداوند نیز آنان را عذاب می دهد،عذابش از رجز است و عذابی دردناک است.
پیام ها:
۱- دشمنان به شدّت در تلاشند،شما هم غافل نباشید. «سَعَوْا فِی آیاتِنا»
۲- سرکشی انسان تا آنجاست که می خواهد آیات الهی را خنثی و مانع کارائی و تأثیر آن شود. «مُعاجِزِینَ»
۳- پاداش مؤمنان نیکوکار از خداست، «لِیَجْزِیَ» ولی کیفر بدکاران نتیجه ی عمل خود آنهاست. «لَهُمْ عَذابٌ»
۴- تهدید و تشویق باید در کنار هم باشد. لَهُمْ مَغْفِرَهٌ … لَهُمْ عَذابٌ
__________________________
مدیریّت به قدرت و صلابت نیاز دارد
وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ«۱۲»
و برای سلیمان باد را(رام و مسخّر کردیم)که صبحگاهان مسیر یک ماه را می پیمود و عصرگاهان مسیر یک ماه را،و برای او چشمه ی مس (گداخته)را روان ساختیم و گروهی از جنّ پیش روی او به اذن پروردگارش کار می کردند؛و هر یک از آنان که از فرمان ما سرپیچی می کرد او را از عذاب فروزان می چشاندیم.
نکته ها(تفسیر نور:
* «غدو»به معنای حرکت در طرف صبح و«رواح»،حرکت از ظهر به بعد است و مراد از کلمه«عین»ظرفی است که در آن مسّ ذوب می شود.
* خداوند به حضرت سلیمان نیز همچون پدرش داوود الطاف ویژه ای عطا کرده است.
* به گفته ی قرآن،جنّ موجودی است مکلّف،عاقل،انتخابگر،قدرتمند و تلاشگر.
* در سوره ی«ص»می خوانیم:اجنّه برای سلیمان بنّایی و غوّاصی می کردند. [۱۵]
* تسخیر باد به دست حضرت سلیمان،یعنی استفاده از آن در حرکت ابرها،حرکت کشتی ها، تلقیح گیاهان،تلطیف هوا و غیر آن. «وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ»
* کتاب تورات(تحریف شده)،حضرت سلیمان را پادشاهی جبّار،بتخانه ساز و تسلیم هوس های زنان معرّفی کرده،که این بر خلاف قرآن است. [۱۶]
پیام ها:
۱- انبیا،بر جهان هستی و عالم تکوین ولایت دارند. «وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ»
۲- برای تسخیر طبیعت،تنها به تحلیل های طبیعی اکتفا نکنید.(حرکت باد با اراده ی خدا در اختیار ولیّ خدا قرار گرفت.) «وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ»
۳- قدرت خداوند نسبت به همه چیز یکسان است.(برای حضرت داود آهن و برای حضرت سلیمان هوا را تسخیر کرد.) «وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ»
۴- خداوند به داوود قدرت ذوب آهن و به سلیمان ذوب مس را داده بود. «وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ» (صعنت مسگری در زمان حضرت سلیمان)
۵-انسان می تواند جنّ را تسخیر خود کند. «وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ»
۶- جنّ با اراده و فرمان الهی،مأمور انجام کارهای انسان می شود. «مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ»
۷- مدیریّت به قدرت و صلابت نیاز دارد. وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا … نُذِقْهُ
۸-جنّ اختیار دارد و می تواند از فرمان الهی سر باز زند، «وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا» و در این صورت کیفر می شود. «نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ»
_______________________-
تواضع و ادب وسیله ی موفقیّت است
قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمّا تَعْمَلُونَ«۲۵»
بگو:(شما)از آن چه ما مرتکب شده ایم باز خواست نخواهید شد،و ما (نیز)از آن چه شما انجام می دهید باز خواست نخواهیم شد.
قُلْ یَجْمَعُ بَیْنَنا رَبُّنا ثُمَّ یَفْتَحُ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتّاحُ الْعَلِیمُ«۲۶»
بگو:پروردگار ما،ما و شما را(در قیامت)گرد می آورد،سپس بین ما و شما به حقّ داوری خواهد کرد و اوست داور دانا.
نکته ها:
* کلمه ی«فتح»به معنای برطرف کردن پیچیدگی است،خواه در ظاهر باشد مثل باز کردن قفل و خواه در باطن مثل خاتمه دادن به نزاع.[۶۱]
«فتاح»یکی از اسمای حسنای خداوند است.[۶۲]
پیام ها:
۱- اصرار انبیا بر هدایت مردم،از روی دلسوزی است نه به خاطر آن که جبران گناه مردم بر عهده ی انبیا باشد و یا بالعکس. «قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمّا أَجْرَمْنا»
۲- تواضع و ادب وسیله ی موفقیّت است.(کار خود را«جرم»و کار دیگران را «عمل»معرّفی می کند.) «أَجْرَمْنا – تَعْمَلُونَ»
۳- اگر ارشاد شما در دنیا مؤثّر واقع نشد،نگران نباشید زیرا در قیامت به حساب همه رسیدگی خواهد شد. «قُلْ یَجْمَعُ بَیْنَنا رَبُّنا»
۴- روز قیامت،هم یوم الجمع است،(روز گرد آمدن همه ی مردم) «یَجْمَعُ بَیْنَنا» و هم یوم الفصل.(روز جدایی مجرمان از نیکان) «ثُمَّ یَفْتَحُ»
۵-داوری در قیامت بر اساس حقّ است. «یَفْتَحُ بَیْنَنا بِالْحَقِّ»
۶- توجّه به معاد،انسان را در موضع گیری ها و عملکردها حفظ می کند. «یَفْتَحُ بَیْنَنا
بِالْحَقِّ» (پرونده ی همه ی حیله ها و نفاق ها و زدوبندها و پیچیدگی های سیاسی و اجتماعی و…،روزی باز می شود و مورد باز خواست قرار می گیرد.)
۷- کسی جز خداوند،نه توان باز کردن پیچیدگی ها را دارد و نه از همه ی آنها آگاه است. «هُوَ الْفَتّاحُ الْعَلِیمُ»
_____________________
خداوند ضامن جبران انفاق است
قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرّازِقِینَ«۳۹»
بگو:بدون شک،پروردگارم برای هر کس از بندگانش که بخواهد روزی را گشایش می دهد،و یا برای او تنگ(و محدود)می گرداند و هر چه را(در راه او)انفاق کردید پس او(عوضش را)جایگزین می کند و او بهترین روزی دهندگان است.
نکته ها:
* شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید:اگر خداوند جای آنچه را انفاق شده پر می کند،پس چرا من هر چه انفاق می کنم جایگزینش نمی رسد؟! حضرت فرمود:«اگر مال حلال باشد و برای مصرف حلال انفاق شود حتماً جبران می شود».[۶۷]
علاوه بر این ممکن است جبران آن در آخرت باشد یا از طریق دفع بلا یا رسیدن عوض آن به نسل بعدی در همین دنیا و یا از طریق غیر مال جبران شود.
* کلمه «یَقْدِرُ» از«قدر»هم به معنای اندازه گیری است و هم به معنای سخت گیری. [۶۸]ولی در اینجا به قرینه کلمه «یَبْسُطُ» به معنای سخت گیری است.
* در آیه ۳۶ نیز مسأله ی گشایش و تنگی رزق مطرح شد لیکن مخاطب آن کفّار و مخاطب این آیه مؤمنان هستند.
* تاجری که می بیند سرمایه اش در معرض تلف شدن است،حاضر است جنس خود را ارزان یا نسیه بفروشد و اگر مشتری خوبی برایش پیدا شد و نفروخت،کم عقل است.عمر ما هم سرمایه ای است که در معرض تلف شدن است و خداوند آن را به بهای گران می خرد،معامله نکردن با خدا کم عقلی است.
* رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:«هر شب منادی ندا می دهد:
«هب للمنفق خلفاً و هب للمسک تلفا» (خدایا!)به انفاق کننده عوض وپاداش بده و ثروت خسیس و بخیل را تلف کن». [۶۹]
خداوند بهترین رازق است. «خَیْرُ الرّازِقِینَ» چون:
الف:همه چیز به دست اوست و می تواند ببخشد.
ب:بخل ندارد.
ج:به همه می بخشد.
د:بخشش او،بی منّت و بی توقّع است.
ه:دائمی است.
و:نیازها را می داند.
ز:چیزهایی می بخشد که دیگران توان بخشیدن آن را ندارند.
پیام ها:
۱- تفاوت رزق بدست او و سبب تربیت و تکامل انسان است.(مقتضای ربوبیّت خداوند قبض و بسط رزق ها است.) رَبِّی یَبْسُطُ … وَ یَقْدِرُ
۲- انفاق مهم است نه مقدار آن. «ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ»
۳- انفاق،تنها با مال نیست بلکه از هر نعمتی که خدا به انسان داده می توان انفاق کرد. «ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ»
۴- یقین به پرداخت عوض،عامل سخاوت است. ما أَنْفَقْتُمْ … فَهُوَ یُخْلِفُهُ
۵-یکی از دلایل اختلاف رزق،امتحان افراد است. «یَبْسُطُ ، یَقْدِرُ ، ما أَنْفَقْتُمْ»
۶- انفاق ها جبران می شود. «فَهُوَ یُخْلِفُهُ» و خداوند ضامن جبران است. «فَهُوَ یُخْلِفُهُ»
۷- انفاق ها به بهترین صورت جبران می شود. «خَیْرُ الرّازِقِینَ»
