شفقناافغانستان– در بیست و پنجمین جزء از قرآن کریم به برخی مسائل اجتماعی اشاره شده است و جامعه ای بدور از انزوا واستبد ترسیم میشود در حالیکه مومنان انفاق میکنند و از مظلوم دفاع کرده و با یکدیگر مشورت میکنند.
مؤمن استبداد ندارد،اهل انزوا نیست و به رأی دیگران احترام می گذارد
وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ«۳۸»
و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پا داشته و کارشان با مشورت میانشان انجام می گیرد و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند.
وَ الَّذِینَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ«۳۹»
و کسانی که هرگاه به آنان ستمی رسد(تسلیم نمی شوند و)یاری می طلبند.
پیام ها:
۱- شیفتگان نماز و انفاق،از نعمت های برتر و ابدی قیامت برخوردارند. ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی … وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا …
۲- توجّه به ربوبیّت خداوند سبب شیفتگی انسان نسبت به انجام دستورات است. «اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ»
۳- اجابت دعوت خدا،باید با عمل باشد نه ادّعا. اِسْتَجابُوا … أَقامُوا
۴- غرائز را کنترل و موانع را برطرف کنیم تا راه بندگی خدا باز شود. «یَجْتَنِبُونَ – یَغْفِرُونَ – اِسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ»
۵-مؤمن استبداد ندارد،اهل انزوا نیست و به رأی دیگران احترام می گذارد. «وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ»
۶- آنچه مورد سفارش است،اقامه نماز است نه فقط خواندن نماز.(یعنی انجام باشکوه نماز با تمام شرایط) «أَقامُوا الصَّلاهَ»
۷- حساب نماز از سایر عبادات جداست.(با اینکه نماز جزو امور موجب
استجابت ربّ است،ولی نام آن جداگانه آمده است.) «اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ»
۸-شوری و مشورت،مربوط به امور اجتماعی مردم است،نه احکام و دستورات دینی. «أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ»
۹- از بیگانگان نظریه نخواهید. «بَیْنَهُمْ»
۱۰- انفاق مخصوص مال نیست بلکه از علم و آبرو و قدرت نیز باید به دیگران کمک کرد. «مِمّا رَزَقْناهُمْ»
۱۱- انفاق کننده بداند آنچه دارد از خودش نیست،رزق خداست. «رَزَقْناهُمْ»
۱۲- نماز،تکبّر را؛مشورت،استبداد را و انفاق،بخل را در جامعه محو می کند.
«الصَّلاهَ ، شُوری ، یُنْفِقُونَ»
۱۳- دفاع لازم است گرچه با استمداد از مؤمنان باشد و سکوت و ظلم پذیری ممنوع است. «یَنْتَصِرُونَ»
۱۴- در برابر خودی ها گذشت و بخشش و در برابر ستمکاران،استمداد و دفاع لازم است. «یَغْفِرُونَ – یَنْتَصِرُونَ»
________________________-
علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد
اِسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّهِ ما لَکُمْ مِنْ مَلْجَإٍ یَوْمَئِذٍ وَ ما لَکُمْ مِنْ نَکِیرٍ«۴۷»
پیش از آنکه روزی فرا رسد که از جانب خداوند بازگشتی برایش نباشد، پروردگارتان را اجابت کنید.در آن روز برای شما هیچ پناهگاهی نیست و شما را هیچ قدرت انکار نیست.
نکته ها:
* در اینکه مراد از «یَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّهِ» چیست؟ دو احتمال وجود دارد:
الف:گناهکار بازگشتی به دنیا ندارد.
ب:آن روز قطعی است و قابل تجدید نظر نیست.
پیام ها:
۱- آنچه انسان را از خسارت حفظ می کند پیروی از انبیاست.(در آیات قبل سخن از خاسرین بود،در این آیه می فرماید:درمانش اطاعت خداوند است.
«اسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ»
۲- اجابت دستورات خدا،سبب پرورش ماست پس سخن مربی را گوش کنیم.
«اسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ»
۳- ربوبیّت خداوند نسبت به انسان،مقتضی پاسخگویی به دعوت اوست.
«اسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ»
۴- علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.(فرصت ها و امکانات را از دست ندهیم) «مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ»
________________
حالات روانی انسان،در جسم او اثر می گذارد
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَکَفُورٌ مُبِینٌ«۱۵»
(مشرکان گفتند:ملائکه دختران خدایند)و برای او از بندگانش جزئی قرار دادند.همانا انسان،کفران پیشه آشکار است.
أَمِ اتَّخَذَ مِمّا یَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاکُمْ بِالْبَنِینَ«۱۶»
آیا از آنچه می آفریند دخترانی برگرفته و برای شما پسران را برگزیده است.
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ«۱۷»
در حالی که هرگاه یکی از آن مشرکان را به آنچه برای خداوند رحمن پسندیده است مژده دهند چهره اش سیاه گردد و اندوه خود را فرو برد.
نکته ها:
* مراد از «عِبادِهِ» فرشتگان است که مشرکان آنها را از جنس دختر می دانستند و مراد از «جُزْءاً» آن است که مشرکان،فرشتگان را همچون فرزند،جزئی از خدا می پنداشتند.
پیام ها:
۱- نقل عقاید خرافی اگر همراه با پاسخ باشد مانعی ندارد. جَعَلُوا لَهُ …
۲- شریک دانستن مخلوق در کارهای خالق،ناسپاسی آشکار است. جَعَلُوا لَهُ …
لَکَفُورٌ مُبِینٌ
۳- در گفتگوها می توان بر اساس عقاید خود مردم،با آنان جدال کرد. أَمِ اتَّخَذَ …
۴- دختر پنداشتن فرشتگان که معمولاً در نقاشی ها و تصاویر نیز دیده می شود، نوعی خرافه ی شرک آلود است. «أَمِ اتَّخَذَ مِمّا یَخْلُقُ بَناتٍ»
۵-چه زشت است که انسان،دختر را برای خود ننگ بداند ولی فرزندان خدا را دختر بشمارد. «ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلاً»
۶- آنان که به واسطه ی شنیدن تولد فرزند دختر،اندوهگین می شوند و گمان دارند که پسر برتر از دختر است،دچار خرافه ای شرک آلودند. إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ … وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ
۷- حالات روانی انسان،در جسم او اثر می گذارد. «ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا»
________________
عقاید خرافی را باید به شدّت کوبید
أَ وَ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی الْحِلْیَهِ وَ هُوَ فِی الْخِصامِ غَیْرُ مُبِینٍ«۱۸»
آیا کسی را که در زیور پرورش یافته و در مجادله بیانش غیر روشن است (شایسته نسبت دادن به خداست؟)
وَ جَعَلُوا الْمَلائِکَهَ الَّذِینَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ«۱۹»
و فرشتگان را که خود بندگانِ(خدای)رحمان هستند،مؤنث پنداشتند.آیا شاهد آفرینش آنها بوده اند؟ گواهی آنان(بر آن همه خرافات)به زودی نوشته می شود و بازخواست خواهند شد.
نکته ها:
* در آیه ۹ خواندیم که مشرکان،خالقِ هستی را خداوندِ عزیز علیم می دانستند،این آیه می فرماید:شما که خالق را عزیز علیم می دانید چرا برای او دختران را قرار می دهید که در زینت و زیور پرورش می یابند و در گفتگوها،عواطف و احساساتشان غالب است.در حالی که لازمه ی عزیز بودن،صلابت و قاطعیّت و لازمه ی علم،استدلال و منطق است،نه رفتار عاطفی و احساسی.
پیام ها:
۱- زینت طلبی و زیورگرایی،برای زنان و دختران امری طبیعی است. «یُنَشَّؤُا فِی الْحِلْیَهِ»
۲- زن از جهت عاطفه و احساسات قوی تر از مرد و از جهت برخورد و مجادله
ضعیف تر است. «وَ هُوَ فِی الْخِصامِ غَیْرُ مُبِینٍ»
۳- فرشتگان،مخلوق خدا و بندگان او هستند،نه فرزندانش. «عِبادُ الرَّحْمنِ»
۴- بر خلاف انسان،فرشتگان زن و مرد ندارند. جَعَلُوا الْمَلائِکَهَ … إِناثاً
۵-آنچه را که خود ندیده ایم،گواهی ندهیم. «أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ»
۶- همه گواهی ها وگفته ها در نزد خداوند ثبت می شود. «سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ»
۷- انسان در برابر عقاید خود مسئول است. «یُسْئَلُونَ»
۸-عقاید خرافی را باید به شدّت کوبید. «أَمِ اتَّخَذَ مِمّا یَخْلُقُ بَناتٍ – أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ»
