شفقناافغانستان– در جزء بیست و هفت قرآن کریم، رازهای اجتماعی مهمی نهفته است که به ما میآموزد عقاید باید بر پایه برهان استوار باشند، نه تقلید کورکورانه از نیاکان و گمانهای بیاساس. همچنین، کمکاری و کوتاهی در ارائه خدمات به مردم، مصداق کمفروشی و ظلم است و باید از آن اجتناب شود. برای هدایت منکران، باید با استدلال منطقی و پرسشهای روشنگرانه، آنان را به تفکر در قدرت الهی و آفرینش انسان دعوت کرد. و در نهایت، برای تربیت و رشد دیگران، باید آنان را تکریم کرد و با پاداشهای گرانمایه، انگیزه آنان را برای انجام کارهای خیر افزایش داد.
عقاید،باید بر اساس برهان باشد
إِنْ هِیَ إِلاّ أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَی الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدی«۲۳»
این بت ها جز نام هایی بیش نیستند که شما و پدرانتان،نام گذاری کرده اید.
خداوند هیچ گونه برهانی(بر حقانیّت آنها)نفرستاده است.(مشرکان)، جز گمان و آنچه که دلخواهشان است پیروی نمی کنند،در حالی که از سوی پروردگارشان هدایت به سراغشان آمده است.
نکته ها:
* منظور از «سُلْطانٍ» در قرآن،دلیل و برهان است که مایه ی سلطه علمی می گردد.
* بت پرستان،هر یک از بت ها را مظهر امری می دانستند؛یکی را مظهر قدرت،یکی علم، یکی محبّت،یکی خشم و….قرآن می فرماید:این عناوین و القاب دهان پرکن،هیچ خاصیّتی ندارد و این اسم ها،بی مسمّی است.
پیام ها:
۱- به هر شعار و عنوان و لقبی،نباید توجّه کرد. «أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها»
۲- نیاکان،فرهنگ سازان نسل بعد از خود هستند. «سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ»
۳- تقلید کورکورانه،گرچه از نیاکان و پدران باشد،ممنوع است. «أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ»
۴- شرک،برخاسته از خیال پردازی و موهوم گرایی است و هیچ گونه پشتوانه منطقی ندارد. سَمَّیْتُمُوها … ما أَنْزَلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
۵-عقاید،باید بر اساس برهان باشد و حدس و گمان و تقلید،کافی نیست. «ما أَنْزَلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ»
۶- هدایت از سوی خداوند است، «جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدی» و گمراهی از هوای نفس. «تَهْوَی الْأَنْفُسُ»
۷- هوا پرستی،محکوم است. یَتَّبِعُونَ … ما تَهْوَی الْأَنْفُسُ
۸-خداوند،بر همه اتمام حجّت کرده است و پس از آمدن وحی،دیگر انسان عذری ندارد. «وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدی»
۹- ارشاد و هدایت،از شئون ربوبیّت است. «مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدی»
۱۰- هرگاه راه هایی را محکوم می کنید،راه حق را ارائه دهید. «جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدی»
۱۱- راه علم و راه وحی،حق است. سُلْطانٍ … مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدی ولی سلیقه های شخصی «أَنْتُمْ» و نیاکان «آباؤُکُمْ» و راه ظنّ و گمان «إِلاَّ الظَّنَّ» و راه هوی و هوس «تَهْوَی الْأَنْفُسُ» همه باطل اند.
___________________
کم کاری در خدمات از جانب کارمندان و کارگران و فرهنگیان و مسئولان و مبلّغان دینی نیز کم فروشی است
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ«۷» أَلاّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ«۸»
و آسمان را بالا برد و قانون و میزان را مقرّر کرد تا در سنجش و میزان تجاوز نکنید.
وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِیزانَ«۹»
و وزن را بر اساس عدل بر پا دارید و در ترازو کم نگذارید.
پیام ها:
۱- جایگاه آسمان و زمین تصادفی نیست.برافراشتگی آسمان و حجم و اندازه و فاصله ستارگان،حکیمانه و جلوه ای از رحمت الهی است اَلرَّحْمنُ … وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ
۲- عدالت مثل نماز است و باید آن را در جامعه به پاداشت. «وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ»
۳- میزان و وسیله سنجش باید عادلانه باشد،مورد وزن هرچه می خواهد باشد.
«وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ»
۴- نظام هستی برپایه میزان است.زندگی ما نیز باید بر مدار میزان باشد. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلاّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»
۵-عدل و میزان،هم در آسمان عامل ثبات و پایداری است،هم در زمین و هم در جامعه. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلاّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»
۶- جامعه برای رسیدن به رستگاری دو بال می خواهد:علم و عدالت.(در دنیای امروز علم هست ولی عدالت نیست.) عَلَّمَ الْقُرْآنَ … أَلاّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ
۷- راه رسیدن به عدالت،عمل به قرآن است. عَلَّمَ الْقُرْآنَ … أَلاّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ
۸-در کارها،نه افراط «أَلاّ تَطْغَوْا» و نه تفریط. «لا تُخْسِرُوا»
۹- کم کاری در خدمات از جانب کارمندان و کارگران و فرهنگیان و مسئولان و مبلّغان دینی نیز کم فروشی است. «لا تُخْسِرُوا الْمِیزانَ
_______________
با منکران و ناباوران،مستدل گفتگو کنیم
نَحْنُ خَلَقْناکُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ«۵۷» أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ«۵۸» أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ«۵۹»
ما شما را آفریدیم،پس چرا تصدیق نمی کنید؟ آیا آنچه را(در رحم)می ریزید دیده اید؟ آیا شما آن را(به صورت انسان)می آفرینید یا ما آفریننده ایم؟
نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ«۶۰»
ماییم که مرگ را در میان شما مقدّر کردیم و هرگز(مغلوب نمی شویم)و کسی بر ما پیشی نمی گیرد.
۱- چرا شک در معاد می کنید؟ کسی که شما را آفرید بار دیگر نیز می آفریند. «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ»
۲- با منکران و ناباوران،مستدل گفتگو کنیم. «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ»
۳- توبیخ بعد از استدلال است.اول می فرماید: «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ» سپس توبیخ می کند.
«فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ»
۴- در استدلال،به یک دلیل و نمونه بسنده نکنیم. أَ فَرَأَیْتُمْ … أَ أَنْتُمْ …
۵-در تبلیغ و مجادله،با استفاده از شیوه سؤال و پرسش،وجدان مخاطبان را بیدار و به یاری فراخوانیم. أَ فَرَأَیْتُمْ … أَ أَنْتُمْ …
۶- قدرت الهی،هم در آفریدن نمودار است، «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ» و هم در میراندن.
«نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
۷- مرگ،یک حادثه و اتّفاق نیست،بر اساس حکمت و حساب و کتاب است.
«قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
۸-پایان عمر و زمان مرگ،تنها به دست خداست. «نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
۹- مرگ انسان نشانه ی عجز خداوند از زنده نگه داشتن نیست،بلکه تقدیری حکیمانه است. «قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
۱۰- قدرت الهی مطلقه است و هیچ شخص یا قدرتی نمی تواند از مرگ فرار کرده و بر این تقدیر الهی غالب شده و بر آن پیشی بگیرد. «ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ»
________________
برای تربیت و رشد دیگران،باید آنان را تکریم نمود
مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ«۱۱»
کیست آن که به خدا وام دهد،وامی نیکو،تا خداوند آن را برای او دوچندان کند و برای او پاداشی گرانمایه است.
پ
پیام ها:
۱- خداوند،خود را در جانب محرومان قرار داده و از مردم طلب وام می کند.
گویا خداوند،ضامنِ آنان شده و پاداش وام را تضمین نموده است. «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ»
۲- کار خیر اگر به صورت خلق و خو درآید،ارزش بیشتری دارد. یُقْرِضُ اللّهَ …
۳- نفسِ عمل مهم نیست،حَسَن بودن آن مهم است. «قَرْضاً حَسَناً»
۴- قرض دادن کاهش مال نیست،افزایش آن است. «فَیُضاعِفَهُ»
۵-آنجا که کار سخت است،اهرم قوی لازم دارد.(چون دل کندن از مال سخت است،خداوند پاداش چند برابر را مطرح می کند.) «فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ»
۶- قرض دادن،نشانه کرامت است و خداوند برای انسان کریم،اجر کریم قرار داده است. «وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ»
۷- برای تربیت و رشد دیگران،باید آنان را تکریم نمود. «وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ»
