شفقنا افغانستان – وزیر امور خارجه پاکستان از گسترش روابط این کشور با طالبان خبر داده و اعلام کرده است که اسلامآباد تصمیم گرفته سطح روابط دیپلماتیک خود با کابل را از کاردار به سفیر ارتقا دهد.
به گزارش شفقنا افغانستان، اسحاق دار روز جمعه با اعلام این تصمیم، گفت که ارتقای سطح روابط دیپلماتیک میان اسلامآباد و کابل به افزایش تعامل، تعمیق همکاریها در زمینههای اقتصادی، امنیتی، فناوری اطلاعات و تجارت، و همچنین گسترش مبادلات دوجانبه کمک خواهد کرد.
وزارت امور خارجه طالبان از این اقدام دولت پاکستان استقبال کرده و اعلام کرده است که در پاسخ متقابل، کاردار خود در اسلامآباد را به سفیر ارتقا خواهد داد. تاکنون سفارتخانههای دو کشور توسط شارژدافیر اداره میشدند.
بر اساس گزارش رسانههای پاکستانی، قرار است امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، بهزودی به اسلامآباد سفر کند. این سفر که گفته میشود سه روزه خواهد بود، بخشی از تلاشها برای گسترش تعاملات در سطوح عالی عنوان شده است. این در حالی است که روابط دو طرف در سه سال اخیر پرتنش بوده است.
اما روابط طالبان با پاکستان چگونه به این نقطه رسیده است؟ از پیشینه تعامل دو طرف چه میدانیم؟
سابقه رابطه طالبان با پاکستان؛ دهه 90
پیش از بررسی سابقه روابط پاکستان با طالبان، لازم است ابتدا به دلایل مداخله این کشور در امور افغانستان پرداخته شود.
از دید ناظران، یکی از مهمترین انگیزههای پاکستان برای دخالت در مسائل افغانستان، مناقشه بر سر خط مرزی دیورند است. افغانستان این مرز را که در سال ۱۸۹۳ میلادی در دوره عبدالرحمن خان میان افغانستان و هند بریتانیایی کشیده شد، به رسمیت نمیشناسد.
مناقشه بر سر دیورند پس از تشکیل کشور پاکستان در سال ۱۹۴۷ بالا گرفت. در آن دوران، افغانستان تنها کشوری بود که به عضویت پاکستان در سازمان ملل متحد رأی منفی داد. از آن زمان تاکنون، حاکمان افغانستان از جمله طالبان دیورند را به عنوان مرز رسمی نپذیرفتهاند؛ در حالی که دیورند از سوی سازمان ملل و کشورها به عنوان مرز بینالمللی پذیرفته شده است.
بسیاری از سیاستمداران افغانستان بر این باورند که به دلیل منازعه دیورند، پاکستان به دنبال تضعیف افغانستان و جلوگیری از ایجاد دولت مقتدر در این کشور است. آنان ظهور طالبان را بخشی از سیاست اسلامآباد میدانند. از این رو، در میان افکار عمومی در افغانستان، پاکستان به عنوان حامی اصلی طالبان شناخته میشود؛ اما رابطه دو ظرف در سه دهه اخیر با فراز و نشیبهای زیادی همراه بوده است.
در نخستین دوره طالبان در دهه ۱۹۹۰، پاکستان یکی از سه کشوری بود که طالبان را به رسمیت شناخت. در آن دوره، اسلامآباد عملاً به عنوان نماینده تامالاختیار طالبان در عرصه بینالمللی عمل میکرد و نقش واسطه میان این گروه و جامعه جهانی را ایفا مینمود. این رابطه پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دچار تحول اساسی شد.
پس از حمله ایالات متحده به افغانستان، پاکستان در سرنگونی رژیم طالبان با واشنگتن همکاری کرد و شماری از اعضای این گروه را بازداشت و تحویل امریکا داد. از جمله عبدالغنی برادر، معاون کنونی نخستوزیر طالبان در امور اقتصادی، تا سال ۲۰۱۸ در زندانهای پاکستان بود.
بازی دوگانه؛ از 2001 تا 2021
پس از فروپاشی نخستین رژیم طالبان و تشکیل دولت جدید به رهبری حامد کرزی در سایه حضور نیروهای امریکایی و ناتو، فصل تازهای در روابط پاکستان با طالبان گشوده شد. پاکستان در ابتدا در کنار امریکا و دولت افغانستان قرار داشت؛ اما بهتدریج از این مسیر فاصله گرفت و وارد نوعی سیاست دوگانه شد؛ بهگونهای که در ظاهر متحد امریکا و همسایه دولت افغانستان بود، اما در نهان، زمینه احیای طالبان را فراهم میکرد.
از دید ناظران، یکی از عوامل چرخش پاکستان به سمت طالبان، افزایش نفوذ هند در افغانستان بود. هند به یکی از متحدان کلیدی دولت پیشین افغانستان تبدیل شد، در پروژههای توسعهای از جمله ساخت بندهای آبی سرمایهگذاری میکرد و در آموزش نیروهای امنیتی نیز نقش داشت.
بر پایه نظریهای که جنرال اسلم بیگ، رییس ستاد ارتش پاکستان در دهه ۱۹۸۰ مطرح کرده بود، پاکستان بهدلیل تهدیدات احتمالی از سوی هند، نیازمند یک «عقبه استراتژیک» در غرب است؛ عقبهای که شامل جغرافیای افغانستان و برخی کشورهای اسلامی میشود. از این نظر، اسلامآباد گسترش حوزه نفوذ خود در افغانستان را یک ضرورت امنیتی تلقی میکند و این در کنار مسئله دیورند، از انگیزههای مداخله پاکستان در امور افغانستان دانسته میشود.
پاکستان در چارچوب سیاست دوگانه، در حالی که مسیر تجهیز و تمویل نیروهای امریکایی در افغانستان را فراهم میکرد و در ازای آن کمکهای مالی دریافت میکرد، برای اعضای شکستخورده طالبان نیز پناهگاه فراهم آورد. مدارس دینی در مناطق قبایلی پاکستان به مراکز پرورش نسل جدید طالبان تبدیل شدند.
تلاشهای دولت افغانستان و امریکا برای تغییر رویکرد پاکستان تا آخر نتیجه نداد. حامد کرزی، رییسجمهور پیشین افغانستان، در طول ۱۳ سال زمامداری خود، ۲۰ بار به پاکستان سفر کرد؛ بیشترین سفری که به یک کشور خارجی داشته است. امرالله صالح، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، در مقالهای در وبسایت بیبیسی نوشته است که موضوع اصلی این سفرها، تأمین صلح، مذاکره با طالبان و گسترش همکاریهای اقتصادی بود.
به نوشته صالح، پس از سال ۲۰۰۹، دولت افغانستان سیاست جدیدی را در قبال پاکستان در پیش گرفت. حلقهای از مشاوران ارشد رییسجمهور که عمدتاً پیشینه عضویت در حزب اسلامی یا طالبان را داشتند، به کرزی پیشنهاد دادند که رویکرد حذف طالبان و تقابل با پاکستان ناکام بوده و باید سیاستی بر مبنای سازش و آشتی با طالبان و اسلامآباد جایگزین شود.
صالح روایت میکند که در سال ۲۰۱۰، در جریان یکی از سفرها به پاکستان، کرزی در دیدار با جنرال اشفاق کیانی، رییس وقت ستاد ارتش پاکستان، خطاب به او گفته است:
«برادرم جنرال کیانی، چرا از طالبان و ملا عمر حمایت میکنید؟ چرا روابط خود را با دولت افغانستان که آماده است بهترین دوست و متحد شما باشد، گسترش نمیدهید؟ چه گمشدهای را در طالبان میبینید که در دیگر بخشهای افغانستان نمیبینید؟ اگر بگویید از طالبان حمایت نمیکنید و پناهگاههای آنان در اینجا نیست، من نمیپذیرم. من پاکستان را میشناسم. آمدهام تا این معما را حل کنم و نقطه عطفی در روابط ما ایجاد کنم.»
به گفته صالح، جنرال کیانی در پاسخ کرزی گفته است: «من به حرفهای شما احترام میگذارم. پیشنهادم این است که اگر افغانستان و پاکستان بتوانند چارچوبی برای روابط راهبردی تعریف کنند، طالبان بهعنوان یک نیروی اثرگذار در صحنه باقی نخواهند ماند و در صورت باقی ماندن، تأثیر خود را از دست خواهند داد.»
رییس پیشین امنیت ملی افغانستان آورده که پس از بیش از یک سال مذاکره و تلاش برای اعتمادسازی، یوسف رضا گیلانی، نخستوزیر وقت پاکستان، در ماه می ۲۰۱۱ به کابل سفر کرد و طرحی موسوم به «سند روابط راهبردی» را که جنرال کیانی تدوین کرده بود، به همراه خود آورد.
طبق نوشته امرالله صالح، در این سند، پاکستان خواستار آن شده بود که افغانستان از امضای توافقنامه استراتژیک با امریکا خودداری کند، نفوذ و دسترسی هند به مناطق جنوب و شرق افغانستان قطع شود، بخشی از نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان در پاکستان آموزش ببینند و اسلامآباد امتیازاتی ویژه در بهرهبرداری از معادن و منابع زیرزمینی افغانستان دریافت کند.
افزایش تنشها در دوران اشرف غنی
با پایان دوران ریاستجمهوری حامد کرزی، دولت جدید به رهبری محمد اشرف غنی توافقنامه استراتژیک با امریکا را امضا کرد و در حالی که روابطش با پاکستان تنشآلود بود، پیوندهایش با هند نزدیکتر شد.
با این حال، اشرف غنی نیز چند بار به پاکستان سفر کرد. آخرین سفر او در جون ۲۰۱۹ و بهدنبال پیشنهاد لویهجرگه مشورتی صلح انجام شد که هدف آن، بهبود روابط و اعتمادسازی بود.
در نوامبر ۲۰۲۰، عمران خان، نخستوزیر وقت پاکستان، به کابل سفر کرد و با مقامات افغانستان دیدار داشت. این سفر در زمانی انجام شد که حملات طالبان شدت گرفته بود و مذاکرات صلح در دوحه جریان داشت. عمران خان در کابل وعده داد که «پاکستان هر آنچه در توان دارد برای کمک به کاهش خشونت که منجر به آتشبس شود، انجام خواهد داد.»

اشرف غنی نیز در نشست مشترک تأکید کرد که هدف مشترک دو کشور غلبه بر بیاعتمادی است؛ عاملی که باعث سردی روابط شده بود.
با این حال، بیاعتمادی پابرجا ماند. در اوایل سال ۲۰۲۱، با شدت گرفتن حملات طالبان، خشم و اعتراض عمومی در افغانستان نسبت به پاکستان افزایش یافت. شهروندان افغانستان کارزاری در فضای مجازی به راه انداختند و خواستار تحریم پاکستان شدند.
سقوط دولت افغانستان؛ از تجلیل پیروزی تا تنش
مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان نتیجه نداد و این گروه با گسترش حملات، در نخست ولسوالیها و سپس ولایتها را یکی پی دیگر تصرف کرد و در 15 آگست 2021 به کابل رسید.
سقوط کابل به دست طالبان را پیروزی نیابتی پاکستان تلقی میشد. سه هفته پس از حضور طالبان در کابل، در حالی که این گروه سرگرم تشکیل کابینه خود بود، جنرال فیض حمید، رییس آیاسآی پاکستان در راس هیات به کابل رفت. اگرچه جزئیات سفر فیضآباد منتشر نشد، اما سفر تجلیل از پیروزی تحلیل میشد.

جنرال فیض حمید، رییس پیشین سازمان اطلاعات نظامی پاکستان بعدتر در ماه اکتبر 2021 نیز با شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان نیز به کابل رفت و با طالبان دیدار کرد.
پاکستان بر خلاف دهه 90، این بار طالبان را به عنوان حکومت افغانستان به رسمیت نشناخت و تاکنون هم رسما نشناخته است. این موضوع باعث ناامیدی طالبان از پاکستان شد. همچنین استفاده هواپیماهای امریکایی از حریم هوایی پاکستان و اخراج مهاجران افغانستانی نیز باعث نارضایتی طالبان از پاکستان شده بود.
پس از افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان در خاک پاکستان، رابطه اسلامباد با طالبان تیرهگی گراید. اگرچه طالبان بهعنوان میانجی باری موفق شد که میان تیتیپی و دولت پاکستان آتشبس برقرار کند، اما این آتشبس موقت بود و چیزی که اسلامآباد میخواست نبود.
با ادامه ناامنی در پاکستان، انتقادهای مقامهای پاکستانی از طالبان بیشتر شد. پاکستان طالبان را متهم کرد که به جنگجویان تیتیپی اجازه میدهد تا بدون هیچگونه پیگرد و مجازاتی به خاک پاکستان حمله کنند.
تنش و درگیریهای مرزی میان طالبان و پاکستان ادامه داشت تا این که ارتش پاکستان در ماه دسامبر به شرق افغانستان حملات هوایی انجام داد. به گفته طالبان در این حملات بیش از 40 نفر عمدتأ مهاجران وزیرستانی کشته شدند.
چند روز بعد از حمله پاکستان، وزارت دفاع طالبان اعلام کرد که نیروهای این گروه در جنوبشرق «حملهی انتقامجویانه» علیه نظامیان پاکستانی انجام دادهاند.
علیرغم این وضعیت، پاکستان و رابطه خود را با طالبان حفظ کرد و تأکید داشت که این گروه باید علیه طالبان پاکستانی اقدام کند.
بهبود روابط در سایه نفوذ هند
وزیر امور خارجه پاکستان در 19 اپریل به کابل سفر کرد. او این سفر خود «بسیار سازنده» توصیف میکند که باعث پیشرفت روابط دوطرف در مسیر مثبت شده است.
وزیر خارجه پاکستان 10 روز قبل هم در یک نشست سهجانبه در پکن نیز با وزیر خارجهی طالبان گفتوگو کرده است. یکی از اهداف این نشست بهبود روابط طالبان با پاکستان و فاصلهگرفتن کابل از دهلی نو عنوان میشد.

وزارت امور خارجهی چین نیز اعلام کرد که در این نشست وزیران خارجهی طالبان و پاکستان برای ارتقای روابط دیپلماتیک توافق کردند و سفیران خود را در اسرع وقت مبادله خواهند کرد.
رابطه پاکستان با طالبان در حالی که بهبود یافت که کابل به دهلی نو نزدیک شده است.
هند در دهه 90 طالبان را نیروی نیابتی پاکستان میدانست و با آنها وارد تعامل نشد، اما اینبار در حالی که طالبان با پاکستان در تنش بود، سفارت خود در کابل را فعال کرد و با طالبان وارد رابطه شد.
رابطه دهلی نو و با طالبان اخیرا به جایی رسیده که وزیران خارجه دو طرف گفتوگو کردند و هند پس از چهار سال خدمات ویزای خود را برای شهروندان افغانستان از سرگرفت.
در همین حال به نظر میرسد چین و پاکستان که هر دو نفوذ هند در افغانستان را نمیخواهند، در تلاش بهبود روابط طالبان برای دورکردن این گروه از دهلی نو هستند. این فضای رقابتی، برای طالبان دو سر سود است که در صورت بازی هوشمندانه میتواند از هر سه کشور امتیازیگیری کنند.
سود طالبان از رقابت امریکا و روسیه
تنها رقابت هند و پاکستان به نفع طالبان نچرخیده است. این گروه از رقابت امریکا با روسیه و چین نیز نفع برده است.
چین پس از خروج امریکا از افغانستان رابطه نزدیکی با طالبان برقرار و آغاز به سرمایهگذاری در افغانستان کرد. اما روسیه طی ماههای اخیر، پس از تحولات قدرت در امریکا، به سمت گسترش روابط با طالبان گام برداشت. دلیل این کار روسیه احتمال چرخش طالبان به سمت امریکا تحت رهبری دونالد ترامپ بود.
رییسجمهور فعلی امریکا بارها از اهمیت پایگاه بگرام افغانستان سخن گفته و تمایل خود را برای در اختیار داشتن این پایگاه ابراز کرده است. دونالد ترامپ میگوید که پایگاه بگرام را برای رقابت با چین میخواهد نه برای خود افغانستان. این نگاه ترامپ نشاندهنده اهمیت ژئواستراتژیک افغانستان را نشان میدهد.
در حالی که دو ماه به آغاز ریاستجمهوری ترامپ مانده بود، هیأت روسی به دستور پوتین به ریاست سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت ملی روسیه به کابل و با با جناحها و مقامهای مختلف طالبان گفتوگو کرد. گسترش همکاری، از جمله در زمینهی اقتصادی و گسترش روابط از محورهای گفتوگوهای هیأت روسی با مقامهای طالبان بوده است.

آنطور که انتظار میرفت، پس از آغاز ریاست جمهوری ترامپ رابطه امریکا و طالبان دچار تحولات شد.
در آخر ماه حوت سال گذشته خورشیدی، پس از سه سال برای نخستینبار یک هیأت امریکایی به کابل سفر کرد و موفق به رهایی جرج گلزمن، یک گروگان امریکایی از بند طالبان شد.
طالبان و امریکا هر دو آزادی جرج گلزمن را گاه مثبت خواندند. امریکا در قبال آزادی این فرد، جایزه 10 میلیون دالر را از سر سراجالدین حقانی برداشت. طالبان بار دیگر یک شهروند تابعیته امریکا را از بند آزاد کرد.
روابط طالبان و امریکا تاکنون به همین سطح باقی مانده است؛ اما روسیه گامهای بیشتری در قبال طالبان برداشته است.
مسکو نام طالبان را از فهرست گروههای ممنوع حذف کرده است. بهتازگی یک هیأت ارشد از طالبان به روسیه سفر داشت و چندین تفاهمنامه با طرف روس در زمینه همکاری اقتصادی و تجارتی بست. طالبان اعلام کرده است که به دنبال گفتوگو با روسیه برای ارتباط بانکی و حذف دالر از تجارت دو طرف است. مقامهای روس اعلام کرده که طالبان برای سفارت افغانستان مسکو، سفیر تعیین فرستاده و این گزینه تحت بررسی است.
گسترش این سطح از روابط با یک ابر قدرت، برای طالبان یک دستاورد بزرگ است؛ حاکمانی که در سطح جهان منزوی هستند و مشروعیت ندارند. اگرچه طالبان در سیاستهای داخلی ناکارآمد بوده، اما به نظر میرسد در سیاستهای خارجی از رقابتهای کشورها استفاده بهینه کرده است.
