شفقنا افغانستان- در حالی که جهان از افغانستان چشمپوشی میکند، کشور بهآرامی در دل یک فاجعهٔ اقتصادی ساختاری غرق میشود.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ گزارشی تکاندهنده از کمیته بینالمللی نجات (IRC) هشدار میدهد که کاهش شدید کمکهای جهانی بهویژه در حوزهٔ بحران اقلیمی در حال نابودی ۱۰ درصد از درآمد ناخالص ملی افغانستان است. این رقم معادل درآمد سالانهٔ میلیونها خانوار است که امروز در آستانهٔ گرسنگی، فقر مطلق و سقوط کامل قدرت خرید زندگی میکنند. اما مسئله فقط پول نیست؛ مسئله از بین رفتن آخرین ستونهای تولید، ثبات ارزی و امنیت غذایی در یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان است.
چشمانداز تاریک؛ افغانستان بدون کمکهای جهانی
افغانستان پس از اوت ۲۰۲۱ وارد مرحلهای از وابستگی معکوس شد، در حالی که پیش از آن کمکهای خارجی ستون اصلی بودجهٔ دولت بود. امروز همان کمکها حتی بهصورت غیرمستقیم تنها نجاتدهندهٔ اقتصاد غیررسمی و خانوارهای فقیر محسوب میشوند.
بر اساس گزارش کمیته بینالمللی نجات 40 درصد از کمکهای جهانی اختصاصیافته به مقابله با بحران اقلیمی در افغانستان در سالهای اخیر کاهش یافته است. این در حالی است که افغانستان در فهرست ۱۰ کشور آسیبپذیر جهان در برابر تغییرات اقلیمی قرار دارد و با خشکسالیهای طولانیمدت، کاهش منابع آب و نابودی زیرساختهای کشاورزی مواجه است.

درآمد ناخالص ملی (GNP)؛ ۱۰ درصدی که از دست رفت
درآمد ناخالص ملی (GNP) شاخصی که درآمد واقعی شهروندان یک کشور را در سطح جهانی نشان میدهد در افغانستان بهشدت تحت تأثیر کمکهای خارجی قرار دارد.
قبل از ۲۰۲۱: GNP سالانه افغانستان بین ۱۸ تا ۲۲ میلیارد دالر بود.
۲۰۲۲–۲۰۲۴: پس از تعلیق کمکهای مستقیم این رقم حدود ۱۵ درصد کاهش یافت.
۲۰۲۵: بر اساس پیشبینی IRC کاهش ۱۰ درصدی دیگر در دستور کار است معادل ۱.۵ تا ۲ میلیارد دالر از درآمد ملی.
این کاهش تنها یک آمار نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ توقف فعالیتهای اقتصادی در مناطق روستایی، کاهش درآمد کشاورزان و دامداران و تضعیف شبکههای توزیع داخلی است.

پول افغانی در سقوط آزاد؛ قدرت خرید مردم در حال نابودی
ارزش پول ملی افغانستان (افغانی) در چهار سال گذشته بهطور مداوم تضعیف شده است:
ذخایر ارزی بانک مرکزی افغانستان همچنان مسدود است، جریان ورودی دالر از طریق کمکهای بینالمللی به شدت کاهش یافته، کشور بهطور کامل به واردات کالاهای اساسی وابسته است، نتیجه؟ گرانتر شدن غذا، دارو، سوخت و خدمات پایه در حالی که درآمد مردم کاهش یافته است.

تورم دو رقمی؛ باری که فقیرترینها تحمل میکنند
تورم در افغانستان دیگر یک پدیدهٔ کنترلشده نیست. بر اساس دادههای بانک جهانی و گزارشهای محلی:
تورم کلی سالانه: ۱۲ تا ۱۵ درصد، تورم مواد غذایی: بیش از ۲۵ درصد، تورم سوخت و حملونقل: نزدیک به ۱۸ درصد،
این افزایش قیمتها در شرایطی رخ میدهد که ۵۵ درصد جمعیت (بیش از ۲۴ میلیون نفر) در آستانهٔ فقر مطلق زندگی میکنند. تورم دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست بلکه یک بحران انسانی است که روزانه زندگی میلیونها خانوار را تحت فشار قرار میدهد.

بحران اقلیمی؛ موتور محرکهٔ فروپاشی اقتصادی
افغانستان امروز نه تنها با بحران سیاسی بلکه با یکی از شدیدترین بحرانهای اقلیمی منطقه روبرو است.
خشکسالیهای متوالی طی سه سال گذشته، کاهش ۳۰ درصدی تولید گندم در سال ۲۰۲۴ و خالیشدن چاهها و منابع آب زیرزمینی در مناطق مرکزی، جنوبی و پایتخت. کمکهای اقلیمی پیش از این برای ساخت سیستمهای آبیاری، تأمین بذر مقاوم و حمایت از کشاورزان استفاده میشد. با کاهش ۴۰ درصدی این کمکها بیش از ۲۸ هزار خانوار که IRC به آنها کمک نقدی میداد در معرض از دست دادن کامل درآمد قرار گرفتهاند.
منابع مالی اغلب به کشورهایی تخصیص مییابد که از ثبات اقلیمی برخوردارند در حالی که افغانستان در حال غرق شدن در بحران است.

پیامدهای انسانی؛ زنان، کودکان و روستاییان بیشترین آسیب را میبینند
کاهش GNP، تضعیف افغانی و تورم پیامدهای انسانی عمیقی دارد:
کاهش دسترسی به خدمات سلامت برای زنان و کودکان، قطع تحصیل میلیونها دانشآموز به دلیل فقر خانوادهها، مهاجرت اقتصادی گسترده به کشورهای همسایه و افزایش کار کودکان در مناطق شهری و روستایی.
این چرخه نه تنها فقر را تثبیت میکند بلکه نسل آیندهٔ افغانستان را از فرصتهای رشد و توسعه محروم میسازد.

جامعهٔ جهانی در تقاطع راه؛ حمایت یا سکوت؟
کمیته بینالمللی نجات از جامعهٔ جهانی میخواهد که:
کمکها را غیرسیاسی کند از طریق سازمانهای غیردولتی معتبر به بخشهای اقلیمی و انسانی کمک کند، به جای تمرکز صرف بر «ثبات سیاسی» به «ثبات اقلیمی و اقتصادی» توجه کند.
در غیر این صورت افغانستان نهتنها به یک کانون دائمی بحران انسانی تبدیل خواهد شد بلکه ناپایداری اقتصادی آن میتواند به کل منطقهٔ آسیای مرکزی و جنوب آسیا سرایت کند.

وقت اقدام، حالا است
کاهش ۱۰ درصدی درآمد ناخالص ملی افغانستان زنگ خطری است که نباید نادیده گرفت. این کاهش نه تنها یک شکست اقتصادی بلکه شکستی در تعهد جهانی به انسانیت است. افغانستان امروز نیازمند حمایت هوشمند، سریع و غیرسیاسی است نه برای نجات یک دولت بلکه برای نجات میلیونها انسان بیگناه که در دل بحرانهای تاریخی زندگی میکنند.
افغانستان آزمون انسانیت جهان در قرن بیستویکم
افغانستان امروز تنها یک کشور در بحران نیست بلکه آینهای است که جهان را به چالش میکشد. آیا جامعهٔ جهانی تنها زمانی به فقر، گرسنگی و نابودی محیطزیست توجه میکند که این بحرانها به مرزهایش سرایت کنند؟ یا هنوز ظرفیتی برای اقدام انسانی واقعی فراتر از محاسبات سیاسی دارد؟
کاهش ۱۰ درصدی درآمد ناخالص ملی در واقع سقوط ۱۰ درصدی امید میلیونها انسان است. این رقم معادل درآمدی است که میتوانست غذای ۵ میلیون کودک را تأمین کند، چاههای آب را در صدها روستا جاری نگه دارد و جوانان را از مهاجرت اجباری نجات دهد. اما جهان بهجای افزایش حمایت در بحران اقلیمی که افغانستان هیچ تقصیری در ایجاد آن ندارد کمکها را کاهش داده است.
این سیاست نه تنها غیرمنصفانه بلکه کوتاهبینانه است. فقر عمیق، ناامنی اقتصادی و ناپایداری اقلیمی در افغانستان روزی بهصورت موجهایی از مهاجرت، بیثباتی منطقهای و بحرانهای انسانی گسترده به سایر کشورها بازخواهد گشت. تاریخ نشان داده است که بیتوجهی به بحرانهای دوردست، هزینههایی سیاسی، امنیتی و انسانی بسیار بیشتری در آینده به همراه دارد.
افغانستان نیازی به وعدههای بزرگ ندارد؛ نیازمند اقدامات کوچک، هوشمند و فوری است:
تأمین بذر مقاوم در برابر خشکسالی، حمایت از کشاورزان با کمکهای نقدی هدفمند، بازگشایی کانالهای انسانی برای ورود ارز به بازار، سرمایهگذاری در زیرساختهای آب و انرژی پایدار و در نهایت سرنوشت افغانستان تنها در دستان حاکمان داخلی نیست؛ در دستان جامعهٔ جهانی است که امروز تصمیم میگیرد آیا این کشور را به سکوت و فراموشی بسپارد یا هنوز باور دارد که انسانیت مرز نمیشناسد؟
