شفقنا افغانستان – سی ان ان نوشت: تنش میان پاپ لئو چهاردهم و دونالد ترامپ صرفاً یک جدال لفظی گذرا نیست، بلکه بازتاب نبردی عمیقتر میان دو قرائت متفاوت از مسیحیت است تقابلی میان «عیسی تاریخی» و آنچه برخی از جریانهای سیاسی در آمریکا از آن بهعنوان «عیسی ماگا» یاد میکنند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، سی ان ان در تحلیلی از تحلیل از جان بلیک نوشت: اگر تصور میکنید درگیری میان پاپ لئو چهاردهم و رئیسجمهور دونالد ترامپ تنها جنگی لفظی است که با تغییر چرخه خبری فروکش خواهد کرد، بهاحتمال زیاد در اشتباه هستید.
این جدال علنی بخشی از یک نبرد بزرگتر است که سالها در پسزمینه جریان داشته، نبردی که در صورت طولانی شدن جنگ با ایران ممکن است شدت بیشتری بگیرد.
این تقابل، در عین حال، برخوردی میان دو برداشت رقیب از مسیحیت است که توسط دو تصویر متفاوت از مسیح هدایت میشود: عیسای تاریخی در برابر «عیسای ماگا».
پاپ لئو صرفاً ترامپ را به چالش نمیکشد، بلکه «عیسای ماگا» برداشتی از عیسی که برخی از حامیان رئیسجمهور در سالهای اخیر به آن استناد کردهاند را نقد میکند.
«عیسای ماگا» همان عیسیای نیست که در مدارس یکشنبه آموزش داده میشود معلمی صلحطلب و سیار که موعظههایی چون «خوشا به حال فروتنان» را بیان میکرد. او «مسیح جنگجو» است عیسایی که در کتاب مکاشفه با چشمانی «چون شعلههای آتش» و «جامهای آغشته به خون» توصیف شده و ارتشهای آسمان را رهبری میکند.
این همان عیسایی است با چهرهای مصمم و کلاه قرمز «Make America Great Again» که تصویرش اغلب در تجمعات ترامپ دیده میشود. این همان برداشتی از مسیحیت است که ترامپ به آن اشاره داشت وقتی گفت خدا از جنگ آمریکا با ایران حمایت میکند.
همچنین همین برداشت است که وزیر دفاع، پیت هگست، به آن استناد کرد؛ زمانی که از آمریکاییها خواست «هر روز، بر زانو» برای پیروزی نظامی «به نام عیسی مسیح» در برابر دشمنان «آخرالزمانی» -ایران- دعا کنند! یا زمانی که در یک مراسم دعا در پنتاگون به نظر میرسید نقلقولی ساختگی از کتاب مقدس، برگرفته از فیلم «پالپ فیکشن»، میخواند.
جنبش ماگا صرفاً یک حرکت سیاسی نیست بلکه جنبشی مذهبی نیز هست.
آنچه در سالهای اخیر تغییر کرده این است که بسیاری از بنیادگرایان و اوانجلیستهای آمریکایی «عیسای ماگا» را بر عیسی واقعی ترجیح میدهند. این نکتهای است که پیتر وهنر، نویسنده و سخنران پیشین رئیسجمهور جورج دبلیو بوش، در مقالهای با عنوان «عیسای ماگا، عیسای واقعی نیست» به آن اشاره کرده است.
او نوشت: «جنبشهای راستگرا، مسیحیت را هرچه بیشتر از اخلاق و تعالیم عیسی دور میکنند. دولت ترامپ یک گام فراتر رفته و با ارائه نسخههای مختلفی، خشونت و اراده قدرت را به نام عیسی عرضه کرده است. این روند، مسیحیان را به نوعی منطقه خاکستری الهیاتی وارد کرده که در آن، موعظههای عیسی در خدمت جنبشی سیاسی با گرایشهای اقتدارگرایانه قرار میگیرد.»
این نوع از عیسی در خلأ شکل نگرفته است. این نسخه قدرت محور و جنگجویانه از مسیح به این دلیل برجسته شده که ماگا فقط یک جنبش سیاسی نیست؛ بلکه یک جنبش مذهبی نیز هست. این جنبش، ترامپ را «برگزیده» میداند و اسرائیل را «ملت برگزیده».
این جریان دارای پیامبران خود، نمادهای مذهبی، ادعاهای معجزه و الهیات خاص خود است: ملیگرایی مسیحی سفیدپوست باوری نادرست که آمریکا را کشوری بنیانگذاریشده بر پایه مسیحیت میداند.
برخی بر این باورند که این «مسیح جنگجو» بهدلیل درگیری آمریکا با ایران در آستانه بازگشت است. دیانا باتلر باس، تاریخنگار، گفته است که برخی اوانجلیستهای سفیدپوست در آمریکا این تنشها را نشانهای از نزدیک شدن به «آخرالزمان» میدانند سلسلهای از رویدادهای فاجعهبار که به بازگشت دوباره مسیح منجر میشود.
او گفت: «نوعی اشتیاق معنوی برای وقوع جنگ در خاورمیانه وجود دارد. آنها باور دارند که جنگ زنجیرهای از رویدادها را آغاز خواهد کرد که در نهایت به بازگشت عیسی منتهی میشود.»
تفاوت عیسی پاپ با عیسی ماگا:
سالهاست منتقدان تلاش کردهاند این «عیسای ماگا» را به چالش بکشند. برخی اوانجلیستهای سفیدپوست، پژوهشگران دینی و دیگران این برداشت را «بدعت» یا «مسیحیتی جعلی» خواندهاند. آنها مقالاتی نوشته و مستندهایی ساختهاند، اما تأثیر چندانی بر جذابیت این جریان نداشتهاند.
اما پاپ لئو ممکن است قدرتمندترین چالشی باشد که این نوع مسیحیت تاکنون با آن مواجه شده است. او بهعنوان «جانشین مسیح» برای ۱.۴ میلیارد کاتولیک جهان از اقتدار اخلاقی بالایی برخوردار است و نخستین پاپ متولد آمریکا نیز محسوب میشود.
پاپ لئو به عیسی دیگری اشاره میکند؛ عیسیای که نه در درجه اول در کتاب مکاشفه، بلکه در اناجیل چهارگانه و رسالههای عهد جدید مانند نوشتههای پولس رسول یافت میشود. این عیسی همچنین در تعالیم اجتماعی کلیسای کاتولیک حضور دارد که بر مسئولیت مسیحیان در حمایت از فقرا و آسیبپذیران، مخالفت با مجازات اعدام و جنگ، و پرهیز از هدف قرار دادن غیرنظامیان تأکید میکند.
بر همین اساس، پاپ لئو اخیراً عیسی را «پادشاه صلح که جنگ را رد میکند» خواند و با استناد به اشعیا، پیامبر عهد عتیق، گفت خداوند دعاهای رهبرانی را که جنگ به راه میاندازند و «دستانشان به خون آلوده است» نمیپذیرد. او همچنین در شبکههای اجتماعی از جنگ با ایران انتقاد کرد و گفت هر پیرو مسیح «هرگز در کنار کسانی که زمانی شمشیر در دست داشتند و امروز بمب میریزند، قرار نمیگیرد.»
برخی ممکن است انتقادهای پاپ را بیاهمیت بدانند. گفته میشود ژوزف استالین در جنگ جهانی دوم با تمسخر پرسید: «پاپ چند لشکر دارد؟» و بعید است که این انتقادات باعث شود حامیان مسیحی ماگای ترامپ بهطور کامل از او فاصله بگیرند.
با این حال، سابقه تاریخی نشان میدهد که اقتدار اخلاقی یک پاپ میتواند یک جنبش سیاسی را دگرگون کند. پاپ ژان پل دوم نقش مهمی در فروپاشی کمونیسم در اروپای شرقی داشت و سفر او به لهستان در سال ۱۹۷۹ «زلزلهای روانی» ایجاد کرد که به سقوط اتحاد جماهیر شوروی انجامید.
سخنان پاپ لئو از این جهت نیز تأثیرگذارتر است که او در آمریکا رشد یافته و نمیتوان او را مانند پاپ فرانسیس بهسادگی «ضدآمریکایی» خواند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نیز وارد این بحث شده و گفته است پاپ باید در اظهارنظرهای الهیاتی «احتیاط کند». او همچنین این دیدگاه پاپ را که پیروان مسیح هرگز در کنار جنگطلبان نیستند، به چالش کشیده است.
اظهارات ونس و این جدال میان پاپ و ترامپ یک فرصت مهم را از دست برد. فرصتی برای بحثی جدی درباره نظریه «جنگ عادلانه» در کلیسای کاتولیک نظریهای که میگوید یک کشور تنها زمانی میتواند بهطور مشروع به جنگ متوسل شود که همه راههای صلحآمیز شکست خورده باشد.
اما این بحث در میان تیترهای کوتاه و تصاویر تولیدشده از عیسی در هوش مصنوعی گم شده است تصاویری که این تقابل را سادهسازی میکنند. و اگر جنگ ادامه یابد و تلفات افزایش پیدا کند، این شکافها عمیقتر خواهد شد و هر طرف همچنان به نسخه خود از عیسی استناد خواهد کرد.
