شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی اختصاصی که در اختیار شفقنا قرار داد اینگونه آورده است: «حضرت امام باقر (ع) دقیقاً در برههای از تاریخ ایستاد که تشیع را به یک مکتب فکری تمدنساز تبدیل کرد.
بخش اول ؛ تصحیح و ترمیم باورهای اسلامی
بعد از رحلت رسول عالی مقام خدا (ص) جامعه دستخوش سانسورِ تفسیر قرآن از ناحیه امام علی (ع) و نقلِ حدیث رسول الله (ص) شد! میوه تلخ این ضایعه بزرگ دینی و فرهنگی در باورها و ترویج مکاتب مخرب در باب “توحید” از سوی ناهالان شد.
امام باقر (ع) در پرتوافکنی نسبت به قرآن و حدیث رسول الله (ص) و تصحیح و ترمیم باورهای دینی و اعتقادی مسلمین سهم شایانی دارد. کتاب “التوحید” شیخ صدوق گواه بر تلاش آن امام همام در مسئله توحید و خداشناسی دارد .گرچه این موضوع در خور مقالات متعدد است، به عنوان نمونه این بیان نورانی امام باقر (ع) را ملاحظه کنید که چگونه آن حضرت در پاسخ به فردی که از فلسطین به مدینه آمده تا پاسخ سولات اعتقادی خود را بیابد، امام باقر (ع) با تفسیر “الصمد” پرداخته و از آیه قرآن عدم درک خدا بوسیله حواس ظاهری را نتیجه می گیرد ؛“تَفْسِيرُهُ فِيهِ اَلصَّمَدُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ فَالْأَلِفُ دَلِيلٌ عَلَی إِنِّيَّتِهِ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ ؛ شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الله (آل عمران ۱۸) وَ ذَلِکَ تَنْبِیهٌ وَ إِشَارَهًٌْ إِلَی الْغَائِبِ عَنْ دَرْکِ الْحَوَاسِّ.” (التوحید، ص۹۲)
امام باقر (ع) و ارائه منبعی عظیم بنام حدیث
هویت شیعه؛ بر اساس انبوه روایاتِ حضرت باقرالعلوم (ع) شکل گرفته که در میان شاگردان مکتب امام باقر (ع) به اصول اربع مآه، اصول چهارصدگانه شناخته می شود و «حدیث شیعه» بهعنوان یک منبع مستقل و غنی در برابر مکاتب اهل سنت قد برافراشته است.
بخش دوم ؛ تمدن سازیِ امام باقر (ع) در بُعد ارتباطی و سیاسی شیعه
فقط امروز ؛ دنیای ارتباطات نیست، بلکه از ابتدای خلقت انسان ، انسان بر اساس ارتباط با هم نوع خود آفریده شده و از این رهگذر است که فیلسوفان مدنیت را در طبیعت آدمی دیده و از آن به “مدنی بالطبع” نام برده اند.
امام باقر (ع) در این بخش گفتمانسازی های حیرت آوری دارد و در واقع این کار امام باقر (ع) هویتِ فقه شیعه را مرزبندی کرد.
یکم ؛ ارتباطات و مراودات انسانی
امام باقر (ع) سخنان و توصیه های جدی و دلسوزانه بر ارتباط سالم و احترام متقابل در معاشرت ها دارند.
نمونه هایی از سخنان آن حصرت را ملاحظه کنید؛
امام باقر (ع) فرمود: “کاملترین مومنان آنانند که در اخلاق زیباتریت هستند ؛ ان اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقا.” (کافی .ج۲ص۹۹)
در بیان دیگری فرمود : “هر كه را ناسازگاری داشته باشد ايمان از او پوشيده گردد. ؛ من قسم له الخُرق حجب عنه الایمان.” (کافی، ج۲ص۳۲۱)
حدیث دیگر از امام باقر (ع) چنین است ؛ “تلخی با مردم باعث دشمنی میشود ؛ الانقباض من الناس مکسبةللعداوة.” (کافی ، ۲ص۶۳۸)
و نیز فرمودند: “در تورات آمده كه خداوند موسی را مخاطب قرار داده، فرمود: ای موسی، اسرار مرا در قلبت محفوظ بدار و در ظاهر از جانب من به دشمن من و دشمن خودت، مدارا ابراز كن. ؛ فی التورات مکتوب ؛ .. اظهرفی علانیتک المداراة عنی لعدوی و عدوک من خلقی.” (کافی، ج۲ص۱۱۸)
در بیان دیگری فرمودند: ” برای هر چیزی قفل است و قفل ایمان ؛ رفق و دوستی است ؛ لکل شی قفلا و قفل الایمان الرفق.” (کافی ، ج۲ص ۱۱۸)مرحوم محدث و حکیم بزرگ جناب فیض کاشانی در ذیل این حدیث مینویسد ؛ اگر زندگی در پرخاشگری فرو رود و باعث میشود ؛ تندی و پرخاشگری در قلب ساکن میشود و در نتیجه ایمان از قلب خارج می شود. (الشافی/۵۶۰)
امام باقر(ع) برای ایجاد جامعه ای که ساختار ارتباطی اش بر احترام و ادب باشد از راه دیگری نیز استفاده کرد و آن این بود بنابر ارائه درست روشِ پیامبر اعظم (ص) در برابر معاندین نمودند. نمونه آن را کلینی در کافی نقل می کند؛ در جایی که برخی از اهل منزل او بنای بر تندروی دارند؛ امام باقر (ع) می فرماید: مردی يهودی بر پيامبر (ص) وارد شد و عايشه آنجا بود، يهودی گفت «السّام عليكم»(كه معنايش«مرگ بر تو»است). پيامبر (ص) فرمود: «عليكم». يهودی ديگری وارد شد و مانند اوّلی سلام كرد، حضرت همان پاسخ را به او دادند، يهودی سوّم وارد شد و مانند دو نفر اوّل سلام كرد، پيامبر همان جواب را به او دادند. عايشه خشمگين شد و گفت: مرگ و غضب و لعنت بر شما باد ای گروه يهود، ای برادران ميمونها و خوكها! رسول خدا (ص) به عايشه فرمود: اگر فحش به صورتی مجسّم میشد بد صورتی داشت، نرمش و مدارا بر هيچ چيز نهاده نشده جز اين كه آن را آراسته است و مدارا از هيچ چيز برداشته نشده مگر اين كه آن را زشت كرده است، عايشه گفت: ای رسول خدا مگر سخن آنها را نشنيدی كه گفتند«السّام عليكم»(يعنی مرگ بر شما). پيامبر فرمود: چرا شنيدم، آيا تو نشنيدی پاسخی را كه به آنها دادم، گفتم «عليكم». (يعنی مرگ بر خودتان). سپس پيامبر فرمود: هر گاه مسلمانی بر شما سلام كند بگوييد: «سلام عليكم». و اگر كافری سلام كند، بگوييد: «عليك». (کافی، ج۲ص۶۴۸)
این حجم این از سخنان امام باقر (ع) در رابطه با روابط دوستانه با جامعه و همه شهروندان یک قصه عادی نیست، بلکه نشان از تمدن سازی بزرگ در شیعه است.
دوم ؛ ارتباطات مذهبی
در جامعه دینی جماعت و جمعه تمام محور تجمعات دینی به حساب می آمد. کاری که امام باقر(ع) کرد؛ اضافه بر حفظ جماعت و جمعه و زنده کردن مساجد، زیارت حرم رسول الله (ع) و زیارت و عزاداریِ حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به عنوان یک گفتمانِ گردآورنده شیعه آغاز کرد. امام باقر (ع) با املاء و سپس ترویج زیارت عاشورا و مانند آن، از شیعه یک هویت مکتبی در پرتو امامت که از نظام ظلم غفلت نمی ورزد ساخت، و نظام معرفتی و مقاومتی شیعه را در جهان بلند کرد.
محمدبن مسلم به خانه امام باقر(ع) رسید گریه امانش نمیداد. حضرت پرسیدند: چرا گریه میکنی؟ عرض کرد: گریهام از دوری شماست؛ راهم دور است، نمیتوانم زیاد پیش شما بمانم و شما را سیر ببینم. حضرت فرمودند: همین که دوست داری نزدیک ما باشی، همین که دوست داری ما را ببینی و نمیتوانی، بدان که خدا از حال دلت خبر دارد، پاداش این حسرت با خود خداست .. وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ حُبِّكَ قُرْبَنَا وَ النَّظَرَ إِلَيْنَا وَ أَنَّكَ لَا تَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قَلْبِكَ وَ جَزَاؤُكَ عَلَيْه … (کامل الزیارات؛ ص۲۷۵)
سوم ؛ ارتباطاتِ بینالمللی
امام باقر (ع) در زمینه ارتباطاتِ بینالمللی و تاسیس یک فرآیند دوستانه در بین ملل جهان تلاش وافر و موفقی داشت که نه تنها از اسلام و شیعه یک مکتب دوستی و مهرورزی به جهان معرفی کرد، بلکه در ایجاد یک قدرت نرم موفقیت چشم گیری دیده می شود.
امام (ع) گرچه در سفرهای اجباری به شام از سوی حاکمِ ظالم قرار گرفت، اما این سفرها را به ایجاد روابط بین المللی -به اصطلاح امروز- تبدیل کرد و در آن به گفت وگوی ادیان پرداخت و برای شیعه یک قدرت بزرگ فکری و فرهنگی را رقم زد.
امام باقر (ع) به اجبار دستگاه خلافت وقتی به شام آمد، در دمشق؛ در مجمع سالیانه مسیحیان، به گونه ناشناس در مجمع مسیحیان شرکت کرد. در آن مجمع بزرگ مسیحیت؛ اسقف بزرگ مسیحیان وارد جمع شد و همگان به احترام او برخاستند. او بسیار سالخورده بود و لباسى از حریر زرد نیز بر تن داشت. آهسته به سمت جایگاه خود گام برداشت و نشست. نگاهى به حاضرین کرد، نگاهش بر چهره تابنده امام باقر متوقف شد. آنگاه پرسید: «آیا شما از مایید یا از امت مرحومه؛ امام پاسخ فرمود: از امت مرحومه.» آنگاه شروع به سؤال از امام باقر کرد: «شما مسلمانان از کجا مىگویید که بهشتیان مىخورند و مىآشامند، ولى نیاز به قضاى حاجت ندارند؟ آیا دلیلى یا نمونهاى نظیر آن در این جهان سراغ دارید؟» اسقف دوباره پرسید: «شما از کجا ادعا مىکنید که نعمتها و میوههاى بهشتى کم نمىشوند و هر چه از آنها مصرف شود، باز به حال خود باقى مىمانند و کاهش نمىیابند؟ آیا نمونه روشنى از پدیدههاى این جهان مىتوانید ذکر کنید؟» امام فرمود: «آرى، نمونه بارز آن در عالم محسوسات، آتش است. شما اگر از شعله شمعى صدها چراغ بیفروزید، از شعله آن کاسته نمىشود.» امام فرمود: «آرى نمونه آن، جنینى است که در رحم مادرش تغذیه مىکند، ولى مدفوعى ندارد و نیاز به قضاى حاجت پیدا نمىکند.» باز هم بر شگفتى اسقف افزوده شد و پرسشهاى دیگرى مطرح کرد و هر بار پاسخى قانع کننده مىشنید. تا اینکه مجلس، خاتمه یافت و همگان، پیروزی امام مسلمانان را بر اسقف مسیحیان، در مناظره را به چشم خود، دیدند. [کافی ، ج۱ ص۴۷۱]
امام باقر (ع) و محوریتِ دانشگاهی جهانی
در همین زاویه؛ یعنی ارتباطات علمی و بحث و بررسی توسط امام باقر (ع) با دگراندیشان و دگرباورانِ مذهبی، در مدینه قابل اهمیت است. روشن است که در زمان آن حضرت؛ سیل ترجمه متون یونانی، هندی و ورود فرقههای کلامی مثل معتزله و اشاعره و خوارج، مدینه النبی (ص) را به دانشگاهی جهانی تبدیل کرد، و امام باقر در تثبیت اسلام و باورهای شیعی موفقیت ابدی پیدا کرد.در مدینه، تجمعات بینالادیان در مسجد النبی (ص) در حضور امام باقر (ع) شکل می گرفت و در آن جلسات مسیحیان، یهودیان و دهریها شبهات خود را مطرح میکردند و امام باقر (ع) و شاگردان برومندش مانند؛ «هشام بن حکم» به بحث می پرداختند.
امام باقر (ع) تمدنی را در عرصه معارف دینی بوجود آورد که از گهواره تا گور همراه شفیق و هادی آدمی است. و این کار عظیم از عهده کسی بر آمد که شیعه و سنی او را به شکافنده دانشها می شناسند.
امام باقر (ع) در اسلام ؛ فرهنگِ بنیامیه که بر شمشیر و نژادپرستی عربی تکیه داشت را باطل کرد و تمدنی بنام شیعه را بر اساس تفقه ، عقلانیت، عدالت پای گذاری نمود.
سوم ؛ ارتباطات سیاسی
حضرت باقر (ع) در دوران سیاسی قرار داشت که از آن تعبیر می شود به “بین الامویین و العباسیین” جنگ و تهاجم بین دو دولت امویان و عباسیان درگرفته بود .امام در این شرائط بدون کوچکترین تاییدی از هیچ یک از نظام های استبدادی امویان و عباسیان، به صورت حکیمانه ای قلم بطلان بر همه آنان کشید و یک مبارزه منفی بر علیه ظلم و حاکم جائر داشت.
شناخت زمانه سیاسی امام باقر(ع) را می توان از دو گزارش تاریخ بدست آورد؛ عبد الملک بن مروان به حکومت میرسد او نیز عداوت به شخص امام علی (ع) و شیعیان را آن چنان شعلهور میکند که نه تنها شخصیت دانشمند شیعه عطیه را در میان کوفه به جرم ارادت به امام چهارصد ضربه شلاق میزند . و یا جلادی چون حجاج بن یوسف ثقفی را حاکم میکند که به گفته امام باقر (ع) برای این جانی شنیدن کلمه کافر و زندیق آسانتر از شنیدن علوی و شیعه بود.
در سیره سیاسی امام باقر (ع) می توان به اموری اشاره داشت.
توصیه شهروندان به نقد و نهی از منکر نسبت به حاکمیت
در سطح جامعه در حالیکه حاکم وقت می گفت؛ اگر کسی مرا به نهی از منکر بخواند اورا می کُشم، حضرت باقر (ع) مردم را تشویق به امر به معروف و نهی از منکر نسبت به شخص حاکم جایر و دستگاه ظلم داشتند. طبق نقل شیخ مفید، امام باقر (ع) در بیانی فرمودند: “هر كه نزد سلطان جائری رود و او را به تقوی از خدا وادارد و او را بيم دهد و پند دهد ثواب جن و انس را دارد و مانند اعمالشان را دارد. ؛ من مشی الی سلطان جائر فامره بتقوی الله و خوفه و وعظه کان له مثل اجر الثقلین من الجن و الانس و مثل اعمالهم.” (بحارالانوار؛ ج۷۲ص۳۷۵ از سرائر ابن ادریس حلی)
توصیه به قدرتمندان جائر
نمونه ای که سیره سیاسی آن حضرت را روشن می کند امام بنا به توصیه به دستگاه حاکمیت داشته این است ؛ عمر بن عبدالعزیز وقتی به حکومت رسید ؛ سهم اهل بیت را از بیت المال به آنان می پرداخت و فدک را نیز به بنی هاشم بازگرداند. در خبری آمده است که زمانی امام باقر بر عمر بن عبدالعزیز وارد گردید عمر از وی خواست تا او را نصیحت کند ، حضرت فرمود ؛ توصیه من آن است که مسلمانان کوچک را فرزند خود بدانی، متوسطان آنان را برادر و بزرگانشان را پدر، به فرزندت رحم کن به برادرت کمک کن و به پدرت نیکی.
استحکام بقاء ارتباطات اجتماعی و سیاسی با گفتمان «تقیّه»
با توجه به زمان مملو از ظلم که در عبارات فوق از زبان امام باقر (ع) ملاحظه نمودید ، امام باقر (ع) سیاست مهمی بنام “تقیه” را که بعدها به عنوان شعار و مبنایِ اعتقادی شیعه نام گرفت را به شیعیان تعلیم و ابلاغ نمودند. تقیه ؛ سپر گرفتن و مخفی کردن اعتقادات و نظرات حق است که در صورت علنی شدنِ آن باعث زحمت آدمی از سوی حاکمانِ ظالم شود.
این سخنان مهم امام باقر (ع) را با دید دید ببینید؛
در بیانی فرمودند: “تقیه دین من و دین آباء و پدران من است و هرکس تقیه نکند ایمان ندارو ، التقیه دینی و دین آبایی ولاایمان لمن لا تقیه له.” (کافی ، ج ۲ص۲۱۹)
و نیز فرمود: ” با مردمی [که مخالف اندیشه مذهبی شماهستند] بظاهر ارتباط داشته باشید و در باطن با آنان مخالفت كنيد تا زمانیكه حكمرانی بچهبازی است. ؛ خالطوا الناس بالبرانیه و خالفوهم بالجوانیه اذا کانت الامره صبیانیه. (کافی ، ج۲ص۲۲۰)تعبیر “حکمرانان و حکمرانی بچه گانه ؛ نشان از آموزه امام باقر (ع) در برابر دولت ظلم است.
امام باقر (ع) برای رفتاری تقیه گونه مرزی بنام اضطرار را مشخص نمودند و فرمودند : “تقیه در همه جا و همه چیزی که آدمی مضطر باشد، رواست، و تقیه را خدای متعال حلال قرار داده است ، ؛ التقیه فی کل شی یضطرالیه ابن آدم فقداحلها الله له.” (کافی ، ج۲ص۲۲۰)
این روایت مهم را با دقت بخوانید و عمق آن را بیابید ؛ عبد الله بن عطا گوید ؛ به امام باقر (ع) گفتم: دو مرد را در كوفه گرفتند و به آنها گفتند: از اميرمؤمنان بيزاری جوئيد ، يكی بيزاری جست و يكی بیزاری و برائت نجست ، و آن فرد كه بيزاری جست را آزاد كردند ولی شخصی که اعتقادخود را علنی کرد را كشتند؟حضرت باقر (ع) فرمود:آنكه بيزاری جست در دين اش فقیه و مسئلهدان بود و آنكه بیزاری نجست شتاب كرد برای بهشت. (کافی، ج ۲ ص۲۲۱)
ارتباط تقیه گونه با دستگاه های ظلم در جهان در شرائطی که مال و جان و امکانات مسلمین از سوی دستگاه ظلم در خطر نابودی است و امکان برخورد موفقیت آمیز برای مسلمین وجود ندارد ، یک آموزه بلندی از حضرت باقر (ع) است.
بخش سوم ؛ بُعد فقهِ عبادی
از بخش های در حیات امام باقر(ع) تدوین منظم و منقح علم فقه است. علم فقه که علم به احکام شریعت است شامل بیش از بیست عنوان مهم در عبادات ، حقوق ، معاملات و حدود شرعیه است.برای حجم عظم علم فقه ؛ کافی بدانید ؛ جامع روائی فقه شیعه کتاب “وسائل الشیعه” است در سی جلد ، و جامع فقه استدلالی در یک نماد ؛ کتاب “جواهر” است در چهل و دو جلد !
برای تبیین مختصر آموزه های فقهی امام باقر (ع) که بهتر است تعبیر کنیم ؛ “مدرسه فقهی امام باقر” یک مقدمه تقدیم می شود؛
شیعه از زمان امیرالمومنین (ع) از منبع الهام الهی بهرمند بود ولی یک دستگاه فقهی منسجم که توان پاسخگویی به تمام شئون زندگی را داشته باشد، شکل نگرفته بود. امام باقر (ع) در شرایط فروپاشی امویان و غفلت عباسیان، «نهضت علمی_ فقهی» را به پا کرد.و مهم این است ؛ امام باقر (ع) در برابر سوالات شرعی و فقهی پاسخگو بود ، ولی فقط پاسخ تنها نمیداد بلکه تلاش موفقی داشت که به شاگردانش؛ روش استنباط را بیاموزد .
در روش علمی و فقهی امام باقر (ع) حرف اول ، از آنِ قرآن و حدیث رسول الله (ص) است.خود حضرت فرمود : هر سخنی که میگویم ، می توانید آدرس و منبع آن را از قرآن از من جویا شوید. (شیخ مفید، الاختصاص / ۳۲۲ )
تعلیم فقه مجتهد پرور
کار مهم امام باقر (ع) گذار از فقه مسألهمحور به فقه قرآن محور و سنت رسول الله(ص) محور است که از آن به فقه قاعدهمحور تعبیر می توان نمود. ناگفته پیداست ؛ شالوده اصلی فقه جعفری شد. از اینجاست که شاگردان آن حضرت در احادیث گوناگون به کلیاتی اشاره دارند که از آن در فقه به «قاعده» یاد میشود.
نمونه ای از قواعدی که امام باقر(ع) تاسیس نمود ؛
قاعده استصحاب ، شک بعد از یقین بی اثر است؛این قاعده بر اساس بیان امام باقر (ع) : “لاینقض الیقین بالشک ولا یدخل الشک فى الیقین و لا یخلط احدهما بالآخر و لکنه ینقض الشک بالیقین و تیم على الیقین فیبنى علیه و لا یعتد بالشک فى حال من الحالات.”
قاعده تجاوز وفراغ ، شک بعد از گذر از یک قسمت عبادت و یا پایان عبادت ، بی اثر است :محمد بن مسلم عن احدهما علیهما السلام قال: سالته عن رجل شک بعد ما سجد انه لم یرکع، قال: یمضى فی صلاته،: محمد بن مسلم از امام صادق (ع) و یا امام باقر در مورد مردى مى پرسند که پس از سجده شک مى کند که آیا رکوع را انجام داده است یا نه. حضرت مى فرمایند: نمازش صحیح است.
قاعده ضرر:لاضرر ولاضرار علی مؤمن.
قاعده لاتعاد ، در پنج مورد اگر نقیصه ای در نماز پیدا شد لازم به تکرار نماز نیست ؛لاتُعادُ الصَّلاةُ الّا مِن خَمسَةٍ الطَّهُورِ و الوَقتِ و القِبلَةِ وَ الرُّکوعِ و السُّجُودِ.
و قاعده علاج تعارض بین احادیث؛بادرنظر گرفتنِ چهار وصف؛ افقه، اعدل، اصدق، اورع: الْحُكْمُ مَا حَكَمَ بِهِ أَعْدَلُهُمَا وَ أَفْقهما وَ أَصْدَقُهُمَا فِي الْحَدِيثِ وَ أَوْرَعُهُمَا.
ثمره تلاش امام باقر ؛ تثبیت و استقرار مکتب فقهی شیعه
شیخ مفید تصریح می کند؛ شیعه قبل از امام باقر (ع) از مناسک حج خود و حلال و حرام الهی بی اطلاع بود – کانت الشیعه قبل ان یکون ابوجعفر لایعرفون مناسک حجهم و حلالهم و حرامهم.(ارشاد / ۱۴۷)
از اینجاست که آیت الله بروجردی معتقد بوده اند موسس فقه شیعه امام باقر علیه السلام بوده است. استاد ما آیت الله شبیری از ایشان نقل میکردند که شیعیان تا قبل از ایشان به فقهای اهل سنت مراجعه میکرده اند و آن حضرت با تربیت شاگردان، این وضعیت را تغییر داده است.
همین نهضت علمی فقهی موجب شد که نه تنها شیعیان، مانند زیدیه در فروعات فقهی، در فقه حنفی و اهل سنت هضم نشوند؛ بلکه فقه اهل بیت علیهم السلام بر فقه اهل سنت، چیره و غلبه گردد و شیعیان با داشتن استقلال مبانی فقه در بین امت اسلامی ظاهر شوند.
بدیهی است با اینکه این مقاله به طول انجامید ؛ اما ذره ای از کهکشان بی نهایتِ تلاش ها و آموزه ها امام باقر (ع) که تمدنِ شیعی را رقم زده ، ترسیم نشد.بله ؛آب دریا را اگر نتوان چشیدهم به قدر تشنگی باید چشید
سلام خدا و انبیاء و اولیاء و ملائکه و کُتب و همه ثقلین بر امام باقر علیه السلام باد. ان شاء الله»