آینده تنگه هرمز پس از بحران؛ بازگشایی مسیر به معنای بازگشت اعتماد جهانی نیست/گزارش الجزیره

شفقنا افغانستان- مارکو ویسنزین ستون‌نویس خبرگزاری الجزیره درباره تحولات ماه‌های اخیر خلیج فارس نوشته که در آینده حتی اگر هم تنگه هرمز بازگشایی شود، اما اعتماد جهانی به عبور و مرور در آن ممکن است برنگردد [و در واقع وضعیت تنگه هرمز هیچ‌گاه به شرایط قبل از جنگ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران بازنخواهد گشت]! در ادامه این یادداشت هم این موضوع مورد تاکید قرار گرفته که فاز یا مرحله بعدی بحران تنگه هرمز به احتمال زیاد نه با بسته شدن این تنگه، بلکه بیشتر با دسترسی مشروط به آن تعریف خواهد شد.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از خبرگزاری الجزیره ادعای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده درباره مذاکره و حصول توافق درباره بازگشایی تنگه هرمز ممکن است بازارها را موقتاً تا حدی آرام کند. اما اهمیت ژرف‌تر بحران فعلی این تنگه در جای دیگری نهفته است. [در حقیقت] مسئله دیگر فقط باز ماندن مسیرهای تجاری نیست، بلکه مسئله این است که چه کسی قدرت مشروط کردن دسترسی به این مسیرهای تجاری را دارد.

شرایط خاص هر توافق‌نامه‌ای ممکن است تغییر کند؛ و هر قرار یا ترتیبات دیپلماتیکی نیز احتمال دارد به تأخیر بیفتد، مورد اعتراض قرار گیرد یا حتی اصلاح شود.

اما با این حال در مورد بحران تنگه هرمز یک الگوی گسترده‌تر قابل مشاهده است: مسیرهای تجاری استراتژیک بیش از پیش از نظر مدیریت سیاسی‌تر می‌شود، از نظر تجاری دارند در معرض خطر بیشتری قرار می‌گیرند و از نظر ژئوپلیتیکی نیز مورد مناقشه قرار می‌گیرند.

[در این میان] خطر اصلی لزوماً این نیست که دیپلماسی شکست بخورد. بلکه ریسک و خطر مهم‌تر این است که دیپلماسی تا اندازه‌ای موفق شود که نظم ضعیف‌تر را به عنوان ثبات جلوه داده یا پنهان کند.

آرامش موقت به معنای ثبات استراتژیک نیست. دردباره آرامش می‌توان مذاکره کرد؛ ثبات اما با اعتماد به دست می‌آید.

بنابراین مهم‌ترین تغییر، تغییر از جنگ به صلح نیست، بلکه تغییر از اختلال به حکمرانی است.

طرح‌های جمهوری اسلامی ایران در راستای کنترل مدیریت تنگه هرمز و اعمال نفوذ بیشتر بر تصمیمات مسیریابی و اخذ احتمالی عوارض ترانزیت نشان می‌دهد که تهران در تلاش است تا قدرت نفوذ موقت را به نقشی دائمی‌تر در مدیریت این آبراه تبدیل کند.

بنابراین، سوال استراتژیک دارد از دسترسی به حکمرانی تغییر مسیر می‌دهد. دسترسی به این مربوط است که آیا کشتی‌ها می‌توانند عبور کنند یا خیر؛ حکمرانی اما به این مربوط می‌شود که چه کسی قوانین را تعیین، خطرات را ارزیابی، استثنائات را کنترل، و در نهایت نیز تصمیم می‌گیرد که چه زمانی تجارت عادی مشروط می‌شود.

این موضوع نه تنها برای خلیج فارس، بلکه به شکلی گسترده‌تر برای تمامیت سیستم بین‌المللی نیز اهمیت دارد. کشورهایی که به شدت به تجارت دریایی وابسته هستند، اکنون با وضعیتی روبرو هستند که در آن دسترسی تجاری را نه تنها بازارها، بلکه فاکتورهایی چون اهرم ژئوپلیتیکی، فشار تحریم‌ها، قدرت دریایی و دیپلماسی بحران شکل می‌دهند.

آسیا هم‌چنان در این محاسبه نقش مرکزی دارد. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از جمله مصرف‌کنندگان اصلی انرژی خلیج فارس هستند و بخش زیادی از ریسک تجاری ایجاد شده توسط عدم قطعیت یا بی‌ثباتی حاکم بر تنگه هرمز به سمت شرق منتقل می‌شود.

ادامه این مطلب و متن کامل آن را اینجا بخوانید

اشتراک این مقاله

آخرین اخبار