از حصر سامرا تا شبکه وکالت؛ چگونه امام عسکری(ع) شیعه را برای عصر غیبت بیمه کرد؟

شفقنا افغانستان- حجت‌الاسلام والمسلمین احمدی اراکی به مناسبت سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داد، آورده است: در تاریخ امامت، هر امامی رسالتی ویژه داشت؛ یکی برای احیای شریعت، دیگری برای افشای ستم، و یکی برای تبیین معارف. اما رسالت امام حسن عسکری علیه‌السلام از جنس دیگری بود؛ رسالتی که در سایه‌ی دیوارهای بلند حصر و زیر نگاه سنگین جاسوسان عباسی معنا یافت. او آمده بود تا در دلِ محدودیت، راهی به وسعت یک غیبت طولانی بگشاید. او در حصری که دشمن برای خاموشی امامت ساخته بود، نه‌تنها چراغ هدایت را زنده نگه داشت، بلکه زمینه‌ای فراهم کرد که اگر روزی امام در دسترس ظاهری نبود، امت راه خود را گم نکند. از همین روست که می‌توان او را «امامی» خواند که از دلِ حصر، راه غیبت را گشود؛ پلی میان عصر حضور و عصر انتظار.

۱. حصری که به زندان تبدیل شد

سامرا، شهری که نامش با غربت و مراقبت گره خورده، میزبان آخرین سال‌های امامت امام عسکری علیه‌السلام بود. عباسیان که از روایات قطعی درباره‌ی مهدی موعود و برچیده‌شدن بساط ستم آگاهی داشتند، امام را به منطقه‌ی نظامی «عسکر» آوردند تا در محاصره‌ی نیروهای حکومتی، از پایگاه مردمی‌اش جدا باشد. رفت‌وآمدهای او زیر نظر بود، نامه‌هایش بازرسی می‌شد و هر حرکتش گزارش. حتی در خانه، جاسوسانی برای او گمارده بودند. این حصر، اگرچه ظاهراً برای مهار امام بود، اما در باطن به کارگاه تربیتی‌ای تبدیل شد که در آن، شیعه یاد گرفت بدون تکیه بر حضور مستقیم امام، زندگی دینی خود را ادامه دهد.

امام در همان تنگنا، به‌جای شکایت و انفعال، از هر فرصتی برای ارتباط با نمایندگان خود در شهرها استفاده کرد. نامه‌ها رفت‌وآمد می‌کرد، سؤال‌ها می‌رسید و پاسخ‌ها بازمی‌گشت. شیعیان در قم، خراسان، کوفه و بغداد، به‌تدریج عادت کردند که امام را از پشت پرده ببینند و صدایش را از میان نامه‌ها بشنوند. این تمرین سخت، اما ضروری، مقدمه‌ای بود برای روزگاری که امام، بی‌واسطه در میان مردم حاضر نباشد.

۲. پدری که فرزند را به خواص نشان داد

مهم‌ترین مأموریت امام عسکری علیه‌السلام، تثبیت امامت فرزندش حضرت حجت بن الحسن عجّل الله تعالی فرجه بود. دستگاه خلافت با آگاهی از پیشگویی‌ها، در جست‌وجوی نوزادی بود که منجی موعود خوانده می‌شد. از این رو ولادت امام مهدی در پنهان انجام گرفت و جز حلقه‌ی اندکی از یاران خاص، کسی از آن آگاه نشد. امام عسکری علیه‌السلام در فرصت‌های محدود و با احتیاط کامل، فرزند خود را به خواص نشان داد و فرمود: «این صاحب شما پس از من است.» این کار، در واقع آغاز راه غیبت بود؛ زیرا امام، خورشیدِ پنهان را پیش از آن‌که از برابر دیده‌ها برود، به آسمان معرفی کرد.

اگر این معرفی صورت نمی‌گرفت، پس از شهادت امام یازدهم، جامعه‌ی شیعه در برابر این پرسش سخت می‌ماند که آیا سلسله‌ی امامت پایان یافته است؟ اما امام با تدبیر، این گره را گشود و نشان داد که امامت ادامه دارد، هرچند امام از دیده‌ها پنهان باشد. به این ترتیب، حصرِ پدر، راه را برای غیبتِ پسر هموار ساخت.

۳. شبکه‌ی وکالت؛ پلی که از حصر تا غیبت کشیده شد

یکی از مهم‌ترین ابزارهای امام عسکری علیه‌السلام برای عبور جامعه از بحران غیبت، تقویت شبکه‌ی وکالت بود. این شبکه، که از دوران امام صادق علیه‌السلام پایه‌گذاری شده بود، در زمان امام عسکری به اوج کارآمدی خود رسید. امام نمایندگانی در مناطق گوناگون داشت که وجوهات شرعی را جمع می‌کردند، نامه‌ها را می‌رساندند و به پرسش‌های فقهی پاسخ می‌دادند. در رأس این شبکه، عثمان بن سعید عمری قرار داشت؛ همان که پس از شهادت امام، نخستین نایب خاص حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه شد.

امام عسکری علیه‌السلام با این اقدام، در واقع ساختار ارتباطی جامعه‌ی شیعه را از «ارتباط مستقیم با شخص امام» به «ارتباط غیرمستقیم از راه نماینده» تغییر داد. این تغییر، هرچند در ابتدا دشوار بود، اما دقیقاً همان چیزی بود که دوران غیبت صغرا به آن نیاز داشت. حصری که دشمن برای قطع رابطه‌ی امت و امام طراحی کرده بود، به دست امام به فرصتی برای تمرین این شکل تازه از ارتباط تبدیل شد. به بیان دیگر، امام از دلِ حصر، راه را برای غیبت گشود.

۴. وداعی که پایان نبود، تغییر مسیر بود

هشتم ربیع‌الاول سال ۲۶۰ قمری، امام حسن عسکری علیه‌السلام در حالی چشم از جهان فروبست که جامعه‌ی شیعه را برای نبود ظاهری امام آماده کرده بود. با شهادت او، پرونده‌ی حضور ظاهری امامان بسته شد و دوران غیبت صغرا آغاز گشت. اما این گذار، ناگهانی و هراس‌انگیز نبود؛ زیرا شیعیان پیش از آن، در دوره‌ی حصر امام عسکری، طعم ارتباط غیرمستقیم را چشیده بودند و با تکیه بر نمایندگان مورد اعتماد، مسیر را می‌شناختند.
بنابراین، شهادت امام عسکری را نباید پایان راه دانست، بلکه باید آن را تغییر مسیر خواند؛ از دیدار ظاهری به ارتباط از راه دل، نامه و نماینده. امامی که در حصر زیست، از همان حصر، راهی به آینده‌ای دور گشود؛ راهی که در آن، امام از دیده‌ها غایب است اما هرگز از جان‌ها غایب نیست. او به شیعه آموخت که هدایت، وابسته به حضور فیزیکی نیست، بلکه به پیوند قلبی و اطاعت از حجت خدا گره خورده است.

سخن پایانی

امام حسن عسکری علیه‌السلام را باید معمار دوران گذار دانست؛ امامی که در محاصره‌ی دشمن، نقشه‌ی راهی برای قرن‌های انتظار ترسیم کرد. او از دلِ حصر، راه غیبت را گشود و جامعه‌ی شیعه را از سردرگمی نجات داد. امروز ما، در عصر غیبت کبرا، میراث‌دار همان راهی هستیم که او در سامرا گشود. پس بر ماست که با شناخت این مسیر، پیوند خود را با امام زمان عجّل الله تعالی فرجه محکم‌تر کنیم، در انتظار فعال بکوشیم و فراموش نکنیم که هر حصری به دست دشمن، اگر با تدبیر حجت خدا همراه شود، می‌تواند دروازه‌ای به سپیده‌ی ظهور باشد.

اشتراک این مقاله

آخرین اخبار