شفقنا افغانستان- افغانستان در سالهای اخیر با یکی از پیچیدهترین بحرانهای بشردوستانه و امنیتی غذایی در جهان روبرو بوده است.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ بر اساس برآوردهای سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد (فائو)، حدود ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در کشور با خطر سوءتغذیه حاد دستوپنج نرم میکنند. این آمار نگرانکننده، بازتابی از فروپاشی سیستمهای حمایتی، کاهش شدید درآمد خانوارها و ناتوانی بسیاری از خانوادهها در تأمین یک رژیم غذایی متنوع و مغذی است. در این میان، یافتن راهکارهای کمهزینه در دسترس و پایدار که بتواند همزمان به دو بحران «گرسنگی کودکان» و «بیکاری زنان» پاسخ دهد، به یکی از اولویتهای نهادهای بینالمللی و فعالان حوزه توسعه تبدیل شده است.
یافتههای کلیدی فائو: نقش حیاتی تخممرغ در سلامت کودکان
مطالعه اخیر سازمان فائو که به تازگی منتشر شده، بر یک واقعیت ساده اما حیاتی انگشت گذاشته است. کودکانی که بهطور منظم تخممرغ مصرف میکنند، سه برابر کمتر در معرض خطر سوءتغذیه حاد قرار دارند. تخممرغ به عنوان یک «غذای کامل»، سرشار از پروتئینهای باکیفیت، ویتامینهای ضروری (مانند ویتامین A، D و B12)، مواد معدنی (مانند آهن و روی) و اسیدهای چرب امگا-۳ است که برای رشد مغزی، تقویت سیستم ایمنی و توسعه فیزیکی کودکان در سالهای اولیه زندگی نقشی غیرقابل جایگزین ایفا میکند. با این حال، دسترسی به این منبع پروتئینی برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد در افغانستان به دلیل افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید، به یک کالای لوکس تبدیل شده است.

پرورش خانگی مرغ و زنجیره ارزش خرد
برای عبور از این مانع، فائو برنامهای را با محوریت «پرورش خانگی مرغ» طراحی و اجرا کرده است. این طرح فراتر از توزیع ساده نهادهها عمل میکند و یک رویکرد جامع توانمندسازی را دنبال مینماید. اجزای اصلی این برنامه عبارتند از:
۱. توزیع نهادههای اولیه: ارائه مرغهای تخمگذار، خوراک دام و طیور و تجهیزات ضروری قفسبندی به خانوادههای هدف.
۲. آموزش و ظرفیتسازی: برگزاری دورههای آموزشی برای زنان در زمینه مدیریت صحیح مرغداری خانگی، رعایت اصول بهداشتی، تغذیه مناسب طیور و پیشگیری از بیماریهای رایج که میتواند منجر به تلفات گله شود.
۳. پایش و پشتیبانی: نظارت بر روند پرورش برای اطمینان از پایداری طرح و افزایش دانش خانوارها در نگهداری از گلههای سالم.
هدف نهایی این مداخله، ایجاد یک چرخه پایدار است که در آن خانواده نهتنها به منبعی ثابت از پروتئین ارزانقیمت (تخممرغ) برای مصرف داخلی دست مییابد بلکه میتواند مازاد تولید را به بازارهای محلی عرضه کرده و به درآمدزایی بپردازد.
زنان افغان در کانون تابآوری خانوار
یکی از درخشانترین ابعاد این طرح، تمرکز هوشمندانه آن بر زنان افغان است. در شرایطی که محدودیتهای شدید اجتماعی و سیاسی، فرصتهای اشتغال رسمی و فعالیت اقتصادی زنان در بیرون از خانه را به شدت کاهش داده است، پرورش خانگی مرغ به یکی از معدود راههای قانونی و فرهنگی پذیرفتهشده برای مشارکت اقتصادی زنان در داخل حریم خانه تبدیل شده است. این فعالیت به زنان اجازه میدهد تا بدون خروج از منزل، مدیریت یک واحد تولیدی خرد را بر عهده بگیرند. این امر نهتنها به کاهش فشارهای مالی بر سرپرستان خانوار کمک میکند بلکه حس عاملیت، استقلال نسبی و اعتماد بهنفس را در میان زنان تقویت مینماید. در واقع این طرح، شکاف ایجادشده توسط حذف زنان از نیروی کار رسمی را در مقیاس خرد و خانگی تا حدی ترمیم میکند.

چالشها و موانع پیشرو
با وجود مزایای انکارناپذیر این طرح، اجرای آن با چالشهایی نیز مواجه است. نوسانات قیمت خوراک طیور، کمبود دسترسی به خدمات دامپزشکی در مناطق دورافتاده و خطرات ناشی از شیوع بیماریهای طیور (مانند آنفولانزای پرندگان) میتواند پایداری این کسبوکارهای خرد را تهدید کند. علاوه بر این، اینگونه مداخلات در مقیاس خرد، هرچند برای بقای خانوادهها حیاتی هستند، اما بهتنهایی قادر به حل ریشهای بحران کلان اقتصادی و ناامنی غذایی در سطح ملی نخواهند بود.
این در حالیست که اقدام فائو در ترویج پرورش خانگی مرغ در افغانستان، یک راهبرد «توسعهایِ تابآور» و هوشمندانه است که با درک عمیق از محدودیتهای ساختاری جامعه افغانستان طراحی شده است. این طرح با هدف قرار دادن دو نقطه درد اصلی یعنی «سوءتغذیه کودکان» و «انزوای اقتصادی زنان» یک تیر و دو نشان میزند: از یک سو امنیت غذایی و رشد فیزیکی نسل آینده را با کمترین هزینه تضمین میکند و از سوی دیگر در غیاب فرصتهای شغلی رسمی یک مکانیسم بقای اقتصادی برای زنان ایجاد مینماید.
با این حال از منظر تحلیل کلان، تکیه صرف بر راهکارهای معیشتی خرد و خانگی نباید باعث شود که جامعه جهانی و نهادهای تصمیمگیر از فشار برای رفع موانع ساختاری غافل شوند. توانمندسازی اقتصادی زنان از طریق مرغداری خانگی، اگرچه یک سپر دفاعی حیاتی در برابر فقر است، اما جایگزین مشارکت کامل و برابر نیمی از جمعیت کشور در اقتصاد ملی نمیشود. برای ریشهکنی پایدار فقر و سوءتغذیه در افغانستان، این مداخلات انساندوستانه باید در کنار تلاشهای دیپلماتیک و سیاسی برای بازگشایی فضای آموزش، اشتغال رسمی زنان و احیای زیرساختهای کلان اقتصادی کشور تعریف و تکمیل شوند. در غیر این صورت این طرحها تنها مسکنی موقت بر زخمی عمیق و سیستماتیک خواهند بود.