شفقنا افغانستان- پس از تایید مرگ ملا عمر، رهبر طالبان در ماه گذشته، بحث درباره این گروه افراطی و بنیادگرا، رابطه آن با داعش به عنوان یک گروه بنیادگرای برآمده از دل طالبان و القاعده که امروز به خطر امنیتی خاورمیانه تبدیل شده و نقش رهبر جدید طالبان در اتخاذ سیاست های جدید این گروه و صلح با افغانستان داغ تر از همیشه دنبال می شود.
میرمحمود موسوی، دیپلمات کهنه کاری که در ایامی که مسوولیت اجرایی داشت گروه طالبان در حال قدرت گیری بود، بهترین گزینه برای بررسی وضعیت کنونی و آینده این گروه است. دکتر موسوی، مدیرکل پیشین آسیای غربی وزارت خارجه ایران و تحلیلگر مسایل خاورمیانه که معتقد است داعش هم اکنون قوی تر از طالبان است، آینده طالبان و کاهش قدرت آن را منوط به حل مسایل منطقه بین کشورهای هند و پاکستان و افغانستان می داند.
موسوی می گوید: بعید نیست طالبان برای اینکه قوت بازو نشان دهد و اعلام حضور کند یا به هر ترتیبی در جهت اثبات خودش، دست به یک اقدام خطرناک و پر حادثه بزند.
متن گفت وگوی شفقنا با میرمحمود موسوی را در ادامه می خوانید:
*طالبان در شرایط جدیدی قرار گرفته؛ رهبر طالبان از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و از سوی دیگر داعش علنا طالبان را تهدید کرده و آنها را تحقیر می کند. با این وضعیت، آینده طالبان را چگونه می بینید و آیا امکان دارد طالبان برای احیای خود اقدام تروریستی بزرگی را برنامه ریزی کند؟ یا با تشکیل گروهی زیرمجموعه خود شبیه به القاعده تهدیدهای داعش را خنثی را کند؟
موسوی: به نظر می رسد، طالبان با تغییر مدیریت یا رهبریتش دچار یک تحولی خواهد شد منتها نمی توان پیش بینی کرد که این تحول تا چه اندازه گسترده خواهد بود و اینکه ابعادش چه میزان باشد؛ مدتی باید صبر کرد؛ البته احتمالاتی را می توان داد. خیلی بدیهی است فردی که به عنوان رهبر جدید سازمان منصوب می شود با یک اختلاف نظرهایی روبه رو شود و حتی مخالفت هایی پیش رویش باشد و مهمتر آنکه رهبر جدید حتما تفاوت هایی با رهبر قدیم خواهد داشت. از نظر سیاست گذاری ها و از نظر اداره امور. خود اینها عوارضی دارد و می تواند منجر به تحولاتی در داخل سازمان شود. از نظر ساختاری و نحوه عملکرد می توان احتمالاتی را در نظر گرفت ولی خیلی زود است که بخواهیم پیش بینی کنیم یا حتی به نتیجه گیری برسیم. طالبان جدا از اینکه به عنوان یک نیروی معارض در افغانستان عمل می کند ارتباطاتش با دستگاه اطلاعاتی خارجی هم باز یک عامل تعیین کننده است ولی هنوز ما نمی دانیم که در این قضیه یعنی خارج شدن ملا عمر از صحنه آیا دستگاه های اطلاعاتی خارجی نقش داشتند یا با هدف این کار را کردند و قصد داشتند که این شخص را کنار بزنند و کسی دیگر را بیاورند. این ابهامات هنوز خیلی زود است که روشن بشود و احتیاج به زمان دارد. با توجه به ماهیت موضوع باید منتظر بود و دید که تحولات چه شرایطی را پیش می آورد.
*با توجه به مواردی که اشاره کردید چقدر زمان نیاز است تا احتمالات را نشان بدهد؟
موسوی: نمی توانم چیزی بگویم بستگی به تحولات منطقه دارد. حداقل چند ماهی زمان احتیاج دارد که تصویر نسبتا روشن تری داشته باشد. الان به نظر می رسد که هنوز موضوع رهبریت جدید در بین اکثریت طالبان به عنوان یک سوال است، یا به عنوان یک موضوع جدید به شمار می آید که باید با آن کنار بیایند، یا نپذیرند یا بپذیرند. هنوز آن اتفاق پیش نیامده است.
*با توجه به این موضوع، آینده طالبان را چطور می بینید؟
موسوی: موضوع آینده طالبان را کلا به دو بخش می توان دسته بندی کرد. یک بخش در پاسخ به این سوال مهم است که دستگاه هایی که از طالبان به عنوان ابزار استفاده می کنند سیاستشان در منطقه تغییر می کند یا خیر و به چه جهت این تغییر احتمالی خواهد بود. دوم اینکه تا چه اندازه طالبان بتوانند مشکلات داخل خودشان را مدیریت کنند.
*مهمترین مشکلات طالبان چیست؟
موسوی: یک مساله کنار رفتن، کنار گذاشته شدن، مردن یا کشته شدن ملاعمر است. یک مساله دیگر که مهم است و بر اهمیت آن تاکید دارم، پدیدار شدن داعش که یک جریان مهم، سیاسی، نظامی و تروریستی در منطقه است که خود این تحول هم بر روی دیگر تحولات مورد بحث طالبان تاثیر جدی دارد. ابعاد ظهور داعش و عواقب آن در حال حاضر در منطقه و در جهان به طور جدی و در راس مسایل مطرح است. بعضی گروه های طالبان در محافل مختلف تمایل نشان دادند که به گروه های داعش بپیوندند که خود این می تواند شکاف و شکست در داخل طالبان ایجاد کند. این دو بخش از عوامل را حتما باید در آینده طالبان در نظر گرفت و به عنوان عوامل تعیین کننده سرنوشت طالبان به شمار می آید. قضیه سوم در آینده طالبان به جریان مذاکره با دولت کابل مربوط می شود. البته اراده و سیاست های دولت کابل هم مهم است. منتها به نظر می رسد که در حال حاضر آنها هم منتظر این دوره گذار هستند که ببینند وضعیت طالبان چه خواهد شد.
*این امکان وجود دارد طالبان برای احیای خودش به حرکت تروریستی اقدام کند؟
موسوی: به هیچ وجه نمی شود راجع به این قضیه با قطعیت صحبت کرد. هر چند که بعید نیست برای اینکه قوت بازو نشان بدهد و اعلام حضور کند یا به هر ترتیبی در جهت اثبات خودش، دست به یک اقدام خطرناک و پر حادثه بزند و محتمل است. به هر حال تغییر رهبری فعلا با ابهاماتی که پیش آورده گمانه زنی ها را هم افزایش داده است.
*اگرچه طالبان و داعش هر دو گروه های بنیادگرا شناخته می شوند اما جنس افراط گرایی این دو با هم متفاوت است؛ ایدئولوژی طالبان مقابله با غرب بود و داعش تشکیل حکومت اسلامی است. چگونه داعش از دل طالبان و القاعده متولد شد؟
موسوی: خیلی ها می گویند طالبان غربی است و توسط غرب ایجاد شده است. این مطلب با واقعیت فاصله دارد. در آن ایام به دلیل مسوولیت اجرایی که داشتم کاملا در میدان تحولات حضور داشتم. این ادعا از بنیان غلط است؛ حداقل از نظر تاریخچه تشکیل طالبان. البته بعدها در یک مقطعی غرب از طالبان به منظوری استفاده می کرد، همانطوری که در مورد داعش هم همه از داعشی ها استفاده می کنند. این دو قضیه را باید از همدیگر تفکیک کرد. هر دوی اینها در انحراف از اسلام مشترک هستند. نقطه اشتراک هر دوی اینها افراط گری است. منتها منافعی که هر یک دنبال می کنند در جای خودش باید مورد توجه قرار گیرد. طالبان عمدتا به عنوان یک نیروی خاص در یک منطقه خاص با یک اهداف خاص فعلا خودش را تعریف کرده و عملیاتی شده است و دو دهه است که فعالیت می کند؛ اما داعش اهداف بزرگتری را مطرح می کند. داعش ساختارش، عملیاتش و شعارهایی که می دهد و درگیری هایی که دارد، متفاوت از طالبان است. مقایسه اینها خودش یک بحث بسیار گسترده ای است. به هر تقدیر این دو جریان تفاوت هایی را هم دارند هرچند که افرادی که پایه های داعش را گذاشتند اینها از همان عرب افغان ها هستند. در مناطق شمالی پاکستان و جنوب افغانستان درگیر مسایل آن منطقه بودند و از آنجا به عراق و سوریه می روند. آنها هسته های اولیه را در عراق و سوریه به همراه باقی مانده های حزب بعث تشکیل می دهند اما این دلیل نمی شود که اینها با همدیگر ارتباط ساختاری و سازمانی داشته باشند؛ حتی اگر القاعده را در نظر بگیریم برای عملیاتش در سوریه یک برنامه دیگری متفاوت از داعش را تعریف می کند. این موضوع را اضافه کنم که پاکستان در پدید آمدن داعش هیچ سهم و نقشی نداشته و هیچ منفعتی هم نداشته است. در پدید آمدن داعش باید کشورهای منطقه خاورمیانه را در نظر گرفت نه شبه قاره را. دولت هایی در این منطقه اقدام به کمک های مالی یا تبلیغی یا تسهیلات و تسلیحات کردند. آنها برای اهداف خودشان که حتی در برخی موارد متضاد بود داعش را به کار گرفتند. شاکله داعش با شاکله طالبان تفاوت های جدی دارد و به وجود آورنده هایش هم نمی توانند برنامه های مشترکی داشته باشند. هرچند که نقش عربستان در حمایت از طالبان یا تاسیس طالبان را در اوایل دهه ۷۰ هجری می بینید اما درمورد سوریه و عراق از مجموعه گزارشی که برمی آید در تاسیس و ایجاد هسته اولیه خبری از حضور عربستان صعودی نیست اما در ادامه شواهدی حکایت از این دارد که در جهت اهداف و منافع سعودی به کار گرفته شده و به کار گرفته می شود اما محدود به عربستان سعودی هم نیست. من در یکی دیگر از مصاحبه هایم گفتم همه از داعش استفاده کردند بلااستثناء همه کشورهای منطقه در جهت اهداف خودشان که اهداف و منافع مختلف و متضاد هم بود از داعش استفاده کردند که البته بدیهی است.
*آیا موفق شدند به آن هدف برسند؟
موسوی: بستگی به هدف دارد .
*عربستان سرمایه گذاری روی داعش کرده است آیا توانسته آن استفاده لازم و کافی را از گروه داعش ببرد؟
موسوی: عربستان می خواهد از داعش برای تقابل با نفوذ ایران استفاده کند. هنوز صحنه گرم است. هنوز بازی به پایان نرسیده که ما بگوییم توانسته موفق شود یا خیر. تصور می کنم آنها فکر کنند که اگر داعش نبود نفوذ ایران گسترده تر از این بود ولی مزاحمت داعش در عراق نمی گذارد که دولت شیعه عراق فارغ از مشکلات قدرت تحکیم پیدا کند. تحکیم حکومت شیعی به نفع حکومت سعودی یا در جهت اهداف سعودی نیست. اگر اوضاع ساماندهی شود و عراق قدرت را در دست بگیرد و اتحاد و اتفاقش را با ایران داشته باشد باز درجه تهدید برای امنیت سعودی بالاتر به حساب خواهد آمد لذا هرچه که در اینجا درگیری در جهت این باشد که نفوذ شیعه را محدود کند، مطلوب عربستان به حساب می آید، و هرچیزی که نفوذ شیعه را افزایش بدهد مطلوب ایران به حساب می آید.
*دلیل ماندگاری طالبان در مدت گذشته چه بوده است و چرا با وجود جنگ افغانستان پس از ۱۱ سپتامبر و تلاش افغانستان برای مهار طالبان همچنان این گروه از عناصر قدرت در افغانستان شناخته می شود؟
موسوی: یک بستر اجتماعی فرهنگی در افغانستان داریم که نوعی از قرائت افراطی را در آنجا شاهد هستیم. این یک بخش است، بخش دیگر مربوط به اختلافات کشورهای منطقه با همدیگر می شود. افغانستان و پاکستان، پاکستان و هند که ریشه های تاریخی دارد این هم سهم بزرگی دارد. ان عقب ماندگی فرهنگی و ظرفیت های بالقوه افراط در اینجا می تواند به عنوان ابزاری در جهت اهداف تک تک کشورها قرار بگیرد که عملا اینطور است. تقابل این دولت ها و بهره گیری از گروه های مختلف سابقه تاریخی دارد. ۵۰ سال پیش هم می بینید دولت پاکستان و افغانستان با بهره گیری از گروه های مختلف اهداف خودشان را پیش می بردند. برای اهدافی مشخص برنامه، تسلیحات و پول فراهم می شود و اینها کار می کنند. این به معنای آن نیست که در داخل طالبان تک تک این افراد به دستگاههای امنیتی وصل هستند اینطور نیست .
*با توجه به بروز تفرقه بین اعضای طالبان احتمال ضعیف شدن این گروه وجود دارد و آیا در آینده می توان امیدوار بود که افعانستان بدون نگرانی از فشارهای طالبان به اداره امور خود بپردازد؟
موسوی: این همان وضعیت نامعلوم قضیه است. نمی توانم پیش بینی کنم که افغانستان چه خواهد شد. بخشی از مشکلات افغانستان طالبان نیست. راجع به آن بحث کردیم که بحث طالبان هم مربوط می شود به بحث بسیار مهم اختلافات مرزی- ارضی منطقه و تا زمانی که مشکلات از ریشه ها حل نشود، حتی با تغییر شکل، درگیری وجود خواهد داشت. بنابراین خیلی نمی خواهم در بحث طالبان بمانم. فعلا به عنوان یک جریانی که کاربرد دارد تا زمانی که کاربرد داشته باشد به عنوان مزاحم برای حکومت افغانستان وجود خواهد داشت. در حال حاضر با تغییر رهبری طالبان ما با یک تغییری رو به رو هستیم که هنوز خیلی برایم روشن نیست که این تغییر آیا اتفاق افتاده یا اینکه طراحی شده بوده تا زمانی که این را ندانیم نمی توانیم تصویر روشن تری ارائه بدهیم. آیا قصد تغییر راهبرد است یا اینکه این اتفاق افتاده است. حالا راهبرد جدیدی تنظیم می شود این را باید منتظر باشیم .
*موضع قدرتهای منطقه ای و جهانی نسبت به آینده طالبان چیست به عبارت دیگر آیا غرب در حال حاضر ترجیح می دهد طالبان دردسر جدید درست نکند تا بتوان داعش را کنترل کرد؟
موسوی: درمورد کشورهای اروپایی علاوه بر آمریکا ما رفتار ثابتی مشاهده نمی کنیم با توجه به تحلیل های مختلفی که در شرایط زمانی مختلف ارائه می شود. اینها سیاست گذاری می کنند در زمان هایی که دولت مرکزی در کابل ضعیف است و طالبان قوی است اینها صحبت از شناسایی غیررسمی طالبان دارند. فراهم کردن و تسهیل کردن مذاکرات و گفت وگو در پایتخت های مختلف مطرح می شود ولی وقتی که طالبان ضعیف باشد در جهت سرکوب کردن و حذف کردن حرکت می کنند. تا پیش از این اتفاق اخیر آخرین وضعیتی که گزارش می شد مذاکره طالبان و دولت افغانستان با حضور پاکستان و انگلیس بود که در یکی از شهرهای پاکستان و بعد هم در یکی از شهرهای چین برگزار می شد. این آخرین وضعیت بود که نشان می داد اگر انگلیس را به عنوان نماینده تفکر اروپایی در این قضیه بخواهیم ببینیم مایل بر این هستند که پشت میز مذاکره قضیه طالبان و اختلافشان با دولت افغانستان حل بشود نه به وسیله واسطه. انگلیس هم سالهای درازی نیروهایش را در افغانستان داشت. بعد از آمریکا دومین نیرو را انگلیس داشت، تلفاتشان هم نسبتا بالا بود، آنها خواستار این هستند که مساله طالبان فیصله پیدا کند. بر اساس اخبار جدید در رسانه های افغانستان برخلاف آن وعده ای که داده بودند مبنی بر خروج نیروها اخیرا تعدادی نیرو از انگلیسی ها در آنجا به شکل عملیاتی فعال بودند. به نظر می رسد که اروپایی ها با ضعف یا قوت طالبان برخوردشان را در افغانستان تغییر می دهند.
* شما داعش را بزرگتر می بینید یا طالبان را؟
موسوی: حتما داعش قوی تر است الان خیلی قوی تر از طالبان است.
*آینده طالبان را چگونه می بینید؟
موسوی: آینده طالبان بستگی به این دارد که مسایل منطقه بین کشورها یعنی بین هند و پاکستان و افغانستان حل شود. ریشه مشکلات آنجاست و تا زمانی که این مشکلات حل نشود باید انتظار داشت که اینها ادامه حیات بدهند. بسترهای اجتماعی و فرهنگی منطقه اجازه می دهد که اینها نفس بکشند. اختلافات اینها را به راه می اندازد. اگر این اختلافات رفع بشود جریاناتی مثل طالبان به یک موضوعات ساده تری تبدیل می شوند که قابل حل و فصل هستند؛ بعد از توافق دولت ها با برنامه های توسعه اجتماعی فرهنگی این جریان افراط از بین خواهد رفت. فقر و فساد و ارتشا، فضای آلوده ای است و اجازه می دهد در این منطقه از نظر اجتماعی چنین جریاناتی شکل بگیرد. باید امیدوار باشیم که جریانات افراط در منطقه با ارتقای سطح فرهنگ و درک عمومی و ایجاد حکومت های مردمی از میان برود.
انتهای پیام

