شفقنا افغانستان –استاد فاضل لنکرانی به پرسشی درباره مخالفت عده ای از علما وفقها با حضرت مهدی(ع) درزمان ظهور پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ بدین شرح است:
پرسش: گاهی برخی از متدینین میپرسند که قضیهی روایاتی که میگویند در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشریف) عدهای از علما و فقهاء با او مخالفت میکنند، چیست؟
در پاسخ به این دست سؤالات باید گفت که این احادیث، کاملاً بر علماء و فقهائی تطبیق میکنند که بر طبق فقه احمد بن حنبل یا فقه احمد بن تیمیه و یا بر طبق فقه وهابیت اظهار نظر میکنند.
بیتردید مقصود پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه وآله) از این روایت که فرمودند: «زمانی فرا میرسد که فقهای فتنهگر، متصدی امور دین میشوند»، همهی فقها نیست؛ بلکه مقصود آن حضرت این است که در آخر الزمان، فقهایی در میان امت اسلامی به وجود میآیند که خدا را جسم پنداشته و برای او دست و پا قائل میشوند، فقهایی که در اختیار استعمار و زورگویان و ابرقدرتها قرار میگیرند، فقهایی که امثال طالبان خونخوار و خونریز را تایید میکنند، آری آنها بدترین فقها هستند.
بله اینکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در هزار و چهارصد سال پیش فرمودند: «من شما را پرهیز میدهم از زمانی که فقهای آن زمان بدترین فقها هستند». همین فقهایی هستند که این نوع افکار را دارند. بر این اساس، اگر در منابع روایی، روایت معتبری وجود دارد که در زمان ظهور امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشریف) برخی از علماء با او مخالفت میکنند، منظور همین قشر و همین نوع
فقهایی هستند که مذهب باطل وهابیگری دارند.
و یا منظور امام باقر(علیه السلام) از ذیل حدیثی که به خثیمه فرمودند:
«انَّ الاسْلامَ بَدَأَ غَرِیباً وَسَیَعُودُ غَرِیباً فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ… سَیَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لا یَعْرِفُونَ اللهَ مَا هُوَ وَالتَّوْحِیدَ»[۱]
همانا اسلام با غربت آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، پس خوشا به حال غریبان! دیری نپاید که مردمان را زمانی رسد که ندانند خدا و توحید چیست!
همین فقهایی هستند که خود را وهابی میدانند؛ زیرا مدعیانی که عقل را به طور کلی از دائره دین کنار میگذارد و خدا را از مقام عظیم کبریایی و واجب الوجودیاش تنزل میدهند و او را همانند یک انسان مادی تشبیه میکنند، دیگر نمیفهمند توحید چیست و دیگر نمیتوانند خدا را بشناسند؛ زیرا آن خدایی که آنها تعریف میکنند، دیگر خدای واجب الاطاعه نمیشود. البته معنای این روایت آن است که یک جمع قابل اعتنایی از مردم خدا را نمیشناسند و چیستی توحید را نمیدانند، نه اینکه همهی مردم چنین باشند.
بنابراین همانطور که اجمالا اشاره شد خوانندگان فهیم پس از تحقیق درباره زندگینامه، عقائد و کتابهای فراوانی که ابن تیمیه نوشته است، خواهند فهمید که او بعد از ضربههایی که
نسبت به خدا و صفات الهی، به اصول اعتقادی وارد کرده است ضربههای خبیثانهی دیگری را نیز راجع به امامت و ولایت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) وارد کرده است و سخنانی را بر زبان قلم میراند که مورد اجماع بسیاری از مسلمین است! او در این زمینه بدیهیّاتی را که تاریخ اسلام، راجع به امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل کرده، به راحتی انکار میکند که انسان از پُر رویی یا کم عقلی این شخص، یا بیاعتنا بودن به سایر امور مردم از طرف این شخص، تعجب میکند. مثلاً در علم امیرالمؤمنین(علیه السلام) احدی از مورخین تردید ندارد و مورد اجماع مسلمین است که در آن زمان، اعلم مردم، امیرالمؤمنین(علیه السلام) بوده است، ولی این شخص متعصب جاهل، به راحتی علم امیرالمؤمنین(علیه السلام) را انکار میکند! یا مثلاً در مورد شجاعت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در جنگها و غزوات قضایایی مطرح شده که احدی از مسلمین در آنها تردید ندارد و مانند آفتاب روشن است، اما ابن تیمیهی گمراه، به راحتی در این مسلمات اسلامی تردید وارد میکند.
این گمراهان و نا مسلمانان به خوبی تشخیص دادهاند که برای تسلط بر اسلام و مسلمین، ابتدا باید امیرالمؤمنین(علیه السلام) را از جامعه اسلامی بگیرند و آن وقت است که باید علمش را انکار کنند، شجاعتش را انکار کنند، عدالتش را انکار کنند. و واقعاً وقتی انسان اینها را میخواند میبیند که مظلومیت
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فقط مخصوص زمان خودش نبوده، بلکه آن حضرت، در زمان ما نیز مظلوم است.
در این باره، ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنه» تا حدی پیشروی میکند که وقتی به حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام) میرسد، تعابیر زنندهای را بیان میکند که حتی انسان حاضر نیست تا آن مطالب را راجع به حکومت یک ظالم به کار ببرد!؟.
________________________________________
۱. بحارالانوار، علامه مجلسی(قدس سرّه)، ج۲۴، ص۳۲۸، از تفسیر فرات کوفی(قدس سرّه).
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com

