شفقنا افغانستان-در روزهای گذشته کابل شاهد دو اعتراض نمادین علیه خیابان آزاری زنان بود. نخست، کبرا خادمی با پوشیدن مایوی زرهی به شهر آمد و بحثها و گفتوگوها را در ارتباط به پدیده خیابان آزاری آغاز کرد. سپس، گروهی از مردان برقع سرکردند و در شهر کابل ظاهر شدند تا حس همدردی خود را نسبت به زنان چادری پوش افغانستان نشان دهند. به مناسبت هشت مارچ/مارس روز جهانی همبستگی زنان، زهرا سپهر محمدی، فعال حقوق زن در کابل، نگاهی کرده به مشکل خیابان آزاری در شهرهای افغانستان.
هر روز که خانه را به سوی دفتر ترک میکنم و قرار است به تنهایی به دفتر بروم و همسرم نیست تا همراهیام کند، ناخواسته روانم آزرده میشود، ایستادن در کنار خیابان به انتظار آمدن تاکسی برایم سخت تمام میشود.
موترهای/ماشین رنگارنگ میگذرند، چراغ میدهند، میایستند و وقتی بی توجهیام را میبینند دوباره حرکت میکنند. عابرین پیادهای که از کنارم میگذرند هم سر تا پایم را به دقت میبینند و گهگاهی حرفی میزنند، پاسخ من اما سکوت است و بس، در چنین روزهایی تلاش میکنم تا پوششم متفاوت تر از روزهای دیگر باشد اما تجربهام نشان داده که فرقی ندارد، همین که زن باشم، کنار خیابان ایستاده باشم برای مزاحمت و آزارهای خیابانی کافیست.
فضای مجازی و رسانههای اجتماعی و رادیو و تلویزیونها این روزها پر است از تبصره بر حرکتهای مدنی که در حمایت از حقوق زنان در افغانستان توسط فعالین مدنی اجرا شده است. چندی پیش کبری خادمی، زرهی برتن کرد که برجستگیهای بدنش را با آن پوشانده بود و در میان خیل مردان حیران در کوته سنگی راه رفت.
هزاران حمایت و هزاران نقد از حرکت او صورت گرفت، چند روز قبل نیز گروهی ازمردان برای تجربه حس چادری پوشیدن، چادری پوشیدند و خواستند برای زنان افغانستان مخصوصا زنان چادری پوش برابری قائل شوند، بازهم حمایت و بازهم انتقاد!
سوال اینجاست آیا پوشیدن زره یا پوشیدن چادری میتواند مشکل خیابان آزاری را حل کند؟ چقدر عامه مردم به این حرکات باور دارند و از آن تاثیر میپذیرند.
هرحرکت مدنی در نوع خود موثر است همین که جلب توجه میکند برای انتقاد یا برای پیشنهاد، اما در سرزمینی مثل افغانستان باید به این اندیشید که پیامد این حرکت مدنی برای کسانی که مورد هدف هستند چه خواهد بود؟
کبری حرکت شجاعانهای انجام داد، اما آیا مردانی که خندان و حیران پشت سرش قدم بر میداشتند، معنای حرکت او را دانستند؟ آیا فهمیدند که چقدر زن در جامعه افغانی در خیابان ها زجر میکشد، بنظر من امروز آنان به جای اینکه به اندام زیر لباس کبری ها فکر کنند، به اندازه اندام زره پوشیده کبریها دقیقتر خواهند شد و در خوابشان رویای لمس این اندام را از نزدیک خواهند داشت.
مردان چادری پوشیدند، حس همدردی شان را با زنان چادری پوش شریک کردند، اما آیا همه مشکل زنان افغانستان به نپوشیدن چادری ختم میشود، برای زنانی که به خاطر امنیت شان چادری میپوشند تا کمتر سنگینی نگاه بعضی مردان هرزه زجرشان بدهد، هنوز وقتی برای بخشی از مردان افغان تنها محک قضاوت برای خوب و بد بودن یک زن حجاب اوست و حتی با حجاب او را وسیلهای برای لذت خود میدانند، پوشیدن چادری چه دردی را دوا خواهد کرد؟
حرف این جاست که چقدر حرکتهای مدنی ما دوام دار و موثرند، از آزارهای خیابانی بارها و بارها حرف زده شده است، اما هنوز هم آزار خیابانی وجود دارد. مهم این است که بدانیم دلیل این آزارها در کشوری مثل افغانستان چه میتواند باشد:
۱- مشکلات فرهنگی و نگاه تبعیض آمیز به زنان
درجامعهای که عمدتا دختر به دنیا آمدن و دختر به دنیا آوردن هنوز یک اشتباه و گناه بزرگ است و پسر در درون خانه میاموزد که او فرمانروا است و زن جنس مادون و تحقیر شده، همین کودک وقتی پا به اجتماع میگذارد، دوست دارد بازهم زن را بیازارد و حاکمیت درون خانه را به اجتماع بیاورد. زمانی که در درون خانه میتواند هر نوع رفتار زشتی را با خواهر و مادر و همسرش داشته باشد خود را مکلف میداند تا مانع حضور و پیشرفت سایر زنان در جامعه شود پس کاری که در خیابان میکند توهین و آزار زنان دیگر است.
۲- فقر
فقر یکی از برزگترین معضلات جامعه افغانی است. بسیاری از جوانانی که برای برآورده کردن نیازهای جنسی شان نیاز دارند تا ازدواج کنند اما پول و امکانات کافی ندارند، بیکار هستند و هیچ راه بیرون رفتی از این معضل پیدا کرده نمیتوانند، هیچ تفریح سالم دیگری نیز برای پرکردن اوقات فراغتشان نیست پس به خیابان میآیند، با دست زدن به اندام دخترکان و زنان در خیابانها ارضا میشوند و لذت میبرند و به این کار عادت میکنند. بنظر میرسد حتی اگر ازدواج هم کنند باز هم لذتی را که از فکر کردن به اندام یک زن دیگر یا دست زدن برای یک ثانیه به بدن به او میبرند، درهمخوابی با همسرانشان تجربه نمیکنند.
___________________________________________________
متاسفانه تنها فقر اقتصادی منشا آزار خیابانی نیست، شماری به این باور اند که فقر جنسی یکی از اساسی ترین دلایل این کار است، شمار زیادی از مردان مرفه و ثروتمندی که زنان در خانه هایشان به عنوان نوکران ایفای وظیفه میکنند و خودشان به دنبال زیبارویان در خیابانها سرگردان میشوند و فکر میکنند همه دختران شیک پوش وحتی چادری پوش کنار خیابانها روسپی اند و به امتحانش میارزد که با نمایش ماشین و پولشان بتوانند جسم او را تسخیر کنند.
__________________________________________________
۳- عدم حاکمیت قانون
در بسیاری از کشورهای دنیا آزار خیابانی جرم است، چیزی که به وضوح در قوانین افغانستان به آن اشاره نشده است، اما در قانون جزای افغانستان و درقانون منع خشونت علیه زنان، آزار و اذیت جرم پنداشته شده است و مرتکب آن باید مجازات شود. ولی کمتر زنی پیدا میشود که برای شکایت از آزارهای خیابانی به خود اجازه مراجعه به دستگاه عدلی وقضایی مخصوصا پلیس را بدهد، برای اینکه یکی از گروههایی که زنان را در خیابانها آزار میدهند همین کسانی هستند که به عنوان نگهبان امنیت مردم در خیابانها و در پوستههای/باجه پلیس حضور دارند، شنیدن حرفهای رکیک و زشت از بعضی از کارمندان پلیس در خیابانها یک امر ناممکن نیست و وجود دارد.
___________________________________________________
در فرهنگی که رفتن یک زن به اداره پلیس به معنای فاسد بودن وی است چگونه میتوان برای نجات از آزار خیابانی به نزد پلیس رفت و از کسی کمک خواست که خودش هم تو را آزار میدهد.
___________________________________________________
۴- عدم وجود حس همدیگر پذیری و احترام متقابل
افغانستان سرزمینی است که سالها جنگ را تجربه کرده است و حالا نسلهای متفاوت با باورهای متفاوت در کنارهم زیست میکنند، تعدادی سالهای درد و رنج را در جنگ تجربه کردند و تعدادی نیز مهاجرت زندگیشان را تلخ کرد، حالا اینها کنار هم اند.
در چنین جامعهای کمتر آموختیم که به یکدیگر احترام بگذاریم، به جای حمایت از یکدیگر به نقد هم پرداختیم آنهم ازنوع منفیاش، بزرگترین فاصلهای که ایجاد شد مشکلات بین دو جنس زن و مرد بود، ازحقوق زنان حرفها زده شد، پروژهها گرفته شود، عرصهها برای حضورشان فراهم شد.
بنظر میرسد همین باعث شد که بخشی از مردان جامعه به جای اینکه حس همکاری را درون خود پرورش دهند، حس رقابت را پروراندند، ما از حقوق زن به زنان درون خانه گفتیم اما برای مردان کم سواد و بیسواد نگفتیم لزوم حضور زن و مرد در جامعه چیست، همین شد که زنی که از خانه برآمد فاسد پنداشته شد و مرد خیابانی خود را مسئول اصلاح او دانست.
راه حلها
اما راه حلهای کاهش آزار خیابانی چه بوده میتواند، پیشتر از همه باید بدانیم که ما نسل قربانی هستیم اما میتوانیم برای نسل بعدی راه حلهای مناسب داشته باشیم، وقتی در مکتب به کودکان خود بیاموزیم که زن و مرد با هم برابرند و در کنار هم میتوانند جامعه را بسازند. زمانی با خانوادهها و مردان خانواده حرف بزنیم که تبعیض بین دختر و پسر فقط مشکلات زندگیشان را زیاد میکند و برای آرامش به برابری نیاز دارند، وقتی سیستم های قانونیما عدالت محور شوند و کسانی که مسئول امنیت ما هستند خود را امین ما بدانند و پاسخگوی مشکلات ما باشند تا اگر دختری به خیابان میاید و آزار میبند بتواند به پلیس مراجعه کنند.
___________________________________________________
مردم باید بیاموزند که برای حل هر مشکلی فقط نباید فعالین مدنی صدای خود را بلند کنند، مردم همه مدنی اند، همه شهروند هستند، پس باید با هم برای حل این مشکل راهها مناسب جستوجو کنند و بار مسئولیت خود را بر دوش دیگری نیاندازند.
___________________________________________________
نهادهای دولتی مانند وزارت معارف، اطلاعات و فرهنگ ، وزارت حج و اوقاف، وزارت امور زنان، نهادهای عدلی و قضایی، وزارت امور داخله و نهادهای مدنی و رسانهها همه باید در کنار یکدیگر یک هدف مشترک را دنبال کنند، برای کاهش آزارهای خیابانی برنامه ریزی کنند و گام به گام آنرا عملی نمایند، حرکتهای گذرا نتیجهای نخواهد داشت تا زمانی که هر فرد مسئولیت فردیاش را برای کاهش این آزارها قبول نکند و انجام ندهد، ما باز هم شاهد این خواهیم بود که :
خیابان جایی برای زنان نخواهد داشت، آزارهای خیابانی بازهم ترس زنان خواهد بود و افتخار مردان آزاردهنده!
منبع:بی بی سی
انتهای پیام
